آمریکا و مصدق؛ طراحی یک کودتا

Image caption جان فاستر دالس (سمت راست) و برادرش الن (سمت چپ) حامیان اصلی عملیات محرمانه علیه مصدق بودند

در قسمت پیشین این مطلب خواندیم که محمد مصدق با سفر به نیویورک و حضور در شورای امنیت سازمان ملل متحد در پاییز۱۳۳۰ از حق ایران برای ملی کردن منابع طبیعی خود دفاع کرد.

جلسه شورای امنیت برای بررسی مناقشه بر سر ملی شدن صنعت نفت ایران که به درخواست بریتانیا برگزار شده بود، در نهایت بدون صدور قطعنامه ای پایان یافت.

شورای امنیت در ابتدا قصد داشت با تعدیل قطعنامه پیشنهادی بریتانیا از دو طرف بخواهد از خود حسن نیت نشان دهند ولی مخالفت آقای مصدق با هرگونه نقش آفرینی این نهاد نوپا باعث شد تصمیم گیری درباره مناقشه بین ایران و بریتانیا تا زمان نامعلومی به عقب بیفتد.

هر چند سفر آقای مصدق به نیویورک با موفقیت همراه بود اما بازدید او از واشنگتن به تلاش های هری ترومن برای میانجیگری بین ایران و بریتانیا کمکی نکرد.

مورخان غربی خودداری محمد مصدق و دولت بریتانیا از مصالحه و عدم انعطاف دوطرف را عامل ناموفق بودن تلاش های دیپلماتیک عنوان کرده اند.

با این حال، بعضی از محققان فرضیه جدیدی را مطرح کرده اند که به گفته ملکم برن، از محققان آرشیو امنیت ملی آمریکا در دانشگاه جورج واشنگتن، بیانگر بی علاقگی آمریکا به تسلط ایران بر منابع نفتی خود است.

آقای برن که از نویسندگان کتاب "محمد مصدق و کودتای ۱۹۵۳ در ایران" است، می گوید: "تئوری هایی هست که بیان می کند بریتانیا و همین طور آمریکا به عنوان متحد آن، به رغم شعارهایشان درباره ایران، هیچ گاه نمی خواستند شاهد ملی شدن صنعت نفت ایران و اداره این صنعت به وسیله ایرانی ها باشند."

قیام ۳۰ تیر و نگرانی آمریکا

هشت ماه پس از بازگشت آقای مصدق از آمریکا، اختلاف او و شاه بر سر انتصاب وزیر جنگ استعفای نخست وزیر را به همراه داشت.

نتیجه این استعفا، قیام سی تیر و بازگشت مصدق به قدرت بود.

به گفته مارک گازیرووسکی، از دیگر نویسندگان کتاب محمد مصدق و کودتای ۱۹۵۳ در ایران، موقعیت محمد مصدق به ظاهر تثبیت شد ولی آمریکا نگرانی های خود را داشت.

آقای گازیرووسکی گفت: "در پی رخدادهای ۳۰ تیر و ناآرامی در ایران، تحلیل آمریکا و بریتانیا این بود که تسلط مصدق بر اوضاع دارد کم می شود و اتکایش به کمونیست ها بیشتر. به نظر آنها اوضاع به سمتی حرکت می کرد که می توانست به نفع شوروی باشد. "

به گفته آقای گازیرووسکی، یکی از نگرانی های آمریکا احتمال مداخله نظامی شوروی به نفع حزب توده بود.

دولت ترومن برای مقابله با چنین احتمالی طرح هایی را برای اعزام نیروی نظامی به ایران در دست بررسی قرار داد.

Image caption مصدق دو ماه پیش از سرنگونی دولتش از آیزنهاور درخواست وام بیست و پنج میلیون دلاری کرده بود

آقای برن می گوید تفاوت طرح دولت ترومن با اقدام دولت بعدی آمریکا در ایران این بود که دموکرات ها برای پیاده کردن سرباز در ایران در صورت حمله شوروی آماده می شدند، در صورتی که جمهوریخواهان برای جلوگیری از یک رخداد احتمالی، به اقدام پیشگیرانه متوسل شدند.

دولت جمهوریخواه در واشنگتن

دوایت آیزنهاور که در زمان جنگ جهانی دوم فرمانده عالی متفقین در اروپا بود، در سیزدهم آبان ۱۳۳۱ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به پیروزی رسید.

او که نامزد جمهوریخواهان بود، در تبلیغات انتخاباتی خود بارها از ترومن به خاطر ضعف نشان دادن در برابر کمونیست ها در سراسر جهان انتقاد کرده بود.

با پیروزی او در انتخابات، دولت محافظه کار وینستون چرچیل در بریتانیا دست به کار شد و نماینده ای را برای گفت و گو برای اقدام علیه محمد مصدق به واشنگتن فرستاد.

در آن شرایط تشدید بحران اقتصادی ایران به خاطر تحریم نفتی بریتانیا و جدا شدن آیت الله کاشانی و گروهی از اعضای جبهه ملی از حلقه حامیان محمد مصدق، او را در وضع بدی قرار داده بود.

استیون کینزر، نویسنده کتاب همه مردان شاه می گوید نماینده بریتانیا می دانست که هنگام ورود به واشنگتن باید سراغ چه کسانی را بگیرد.

آقای کینزر می گوید: "فکر نمی کنم آیزنهاور در ابتدا غرض خاصی به مصدق داشت ولی برادران دالس چرا و برتانیایی ها این را می دانستند."

جان فاستر دالاس و برادرش آلن که در دولت آیزنهاور وزارت خارجه و ریاست سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سی آی ای، را بر عهده داشتند، پیش از آغاز به کار دولت جدید تلاش برای سرنگونی مصدق را آغاز کردند.

هر دو برادر سیاستمدارانی برخوردار از تجربه حقوقی و بانکی بودند.

به گفته آقای کینزر، پیش از به قدرت رسیدن آقای مصدق، جان فاستر دالاس در حال رایزنی برای فعالیت بانک چیس منهتن در ایران بود و الن دالس برای فعالیت عمرانی یک موسسه آمریکایی در این کشور تلاش می کرد.

استیون کینزر گفت زمانی که آقای مصدق به نخست وزیری رسید، پروژه های این دو برادر در ایران لغو شد و خصومت آنها با وی از اینجا ناشی می شود.

Image caption کرمیت روزولت هدایت عملیات آژاکس را بر عهده داشت

همزمان با رایزنی های برادران دالس، کرمیت روزولت، مامور بلندپایه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا که به خاورمیانه سفر کرده بود، سر راه بازگشت خود به لندن رفت و با مقام های اطلاعاتی بریتانیا درباره اوضاع ایران گفت گو کرد.

با این وجود، تحرکات دیپلماتیک آمریکا ادامه داشت.

عملیات آژاکس

در حالی که برادران دالس به رایزنی های پشت پرده با همتایان بریتانیایی برای سرنگونی محمد مصدق ادامه می دادند، آقای آیزنهاور به دیپلماسی امیدوار بود.

آلن دالس، رئیس سازمان سی آی ای در اسفند ۱۳۳۱ در گزارشی به رئیس جمهوری آمریکا اعلام کرد که ایران رو به فروپاشی است و احتمال این که کمونیست ها قدرت را در اختیار بگیرند، افزایش یافته است.

لوی هندرسن، سفیر آمریکا در تهران هم در گزارش های خود از مصدق به عنوان فردی نام می برد که ثبات روانی خود را از دست داده و کاملا تحت تاثیر احساساتش قرار گرفته است.

به گفته استیون کینزر، دوایت آیزنهاور آخرین عضو دولت آمریکا بود که با عملیات محرمانه علیه دولت مصدق موافقت کرد.

محمد مصدق که از تغییر سیاست آمریکا بی خبر بود در خرداد ۱۳۳۲ در نامه ای به آقای آیزنهاور خواهان دریافت یک وام ۲۵ میلیون دلاری یا مجوز فروش نفت به شرکت های آمریکایی شد.

آیزنهاور پس از یک ماه تعلل در پاسخ به مصدق نوشت که بهتر است با بریتانیا به توافق برسد و از پرداخت وام خودداری کرد.

به گفته آقای کینزر، دوایت آیزنهاور و وینستون چرچیل در خرداد همان سال با طرحی که به طور مشترک به وسیله سازمان های اطلاعاتی دو کشور برای سرنگونی دولت محمد مصدق تهیه شده بود، موافقت کردند.

نام آمریکایی این طرح، عملیات تی پی آژاکس و نامی که به وسیله بریتانیا برای آن انتخاب شد، عملیات چکمه بود.

هدایت عملیات در اختیار کرمیت روزولت، مامور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا گذاشته شد.

محمد مصدق در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از قدرت برکنار شد و فضل الله زاهدی به نخست وزیری رسید.

به گفته ملکم برن، همکاری شبکه ای از عوامل داخلی و خارجی در پیشبرد طرح سرنگونی محمد مصدق نقش داشت.

به گفته آقای برن، "نقش سی آی ای حیاتی بود ولی بدون کمک شبکه های داخلی و گروهی از ایرانیان مانند شاه، زاهدی، حتی خود مصدق، روحانیان که هنوز نقششان واضح نیست و اوباش موفقیت این کودتا امکان پذیر نبود."

در طول سالیان گذشته، بحث های فراوانی درباره نقش قدرت های خارجی در برکناری محمد مصدق مطرح شده است.

انتشار اسناد تازه سازمان سی آی ای که دست داشتن در کودتای ۲۸ مرداد را تایید کرده، می تواند به محققان در پیدا کردن پاسخ بعضی از سوال های بی جواب درباره این رخداد تاریخی کمک کند.

بخش نخست مطلب: آمریکا و مصدق؛ کالبدشکافی یک مداخله

بخش دوم مطلب: آمریکا و مصدق؛ شکست دیپلماسی

مطالب مرتبط