رمزگشایی از ریسک‌های احمدی نژاد 'بعد از انتخابات'

محمود احمدی نژاد
Image caption آقای احمدی نژاد مشخصا به چه چیز امیدوار بوده که تا قبلی از پیروزی قطعی حسن روحانی در انتخابات، به ایجاد نهادهای خلق الساعه برای آینده خود و همکارانش نپرداخته است؟

انتشار پی در پی گزارش های ناظر بر تخلفات قانونی محمود احمدی نژاد و همکارانش در آخرین روزهای مسئولیت دولت دهم، سوال مشخصی را پیش روی ناظران قرار می دهد: چرا باید چنین اقدامات خبرسازی، چنین دیرهنگام انجام می شدند؟

این سوال آنجا موضوعیت می یابد که بیشتر این اقدامات "بعد از" پیروزی حسن روحانی در انتخابات به انجام رسیده اند، یعنی زمانی که میزان اقتدار آقای احمدی نژاد و منسوبانش به حداقل رسیده بوده و کارکنان دستگاه های اجرایی، کمتر از هر زمان دیگر مسئولان دولت دهم را جدی می گرفته اند.

اکبر ترکان مشاور ارشد حسن روحانی رئیس دولت یازدهم، چند روز پیش گستردگی "تخلفات" دولت دهم در فاصله میان ۲۴ خرداد تا ۱۲ مرداد (روز قبل از مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید) را به اندازه "یک تاریخ" دانست و ابراز امیدواری کرد که زمانی امکان تشریح این اقدامات وجود داشته باشد.

بخشی از اقدامات دولت در فاصله زمانی مورد بحث، مشخصا ناظر به آینده محمود احمدی نژاد و همکارانش بوده اند. اقداماتی که از میان آنها، تاسیس "دفتر رئیس جمهور سابق"، انتقال اقلام موجود در موزه هدایای دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد به این دفتر و تاسیس دانشگاه خصوصی "ایرانیان" به ریاست شخص وی - که در آخرین روز کاری دولت دهم ۱۶ میلیارد تومان به آن تخصیص داده شد- به شدت در سطح نشریات ایران خبرساز شده است.

نکته قابل توجه در ارتباط با مجموعه این اقدامات آن است که کلید خوردنشان، همزمان با شدت گیری گمانه زنی در مورد رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی، کاندیدای مورد حمایت آقای احمدی نژاد، یا حتی پس از رد صلاحیت وی در پایان اردیبهشت ماه نبوده است.

به عبارت دیگر اگرچه حذف آقای مشایی از گردونه رقابت انتخاباتی خبر بدی برای رئیس دولت دهم محسوب می شده، وی را وادار نکرده تا دست به اقدامات خبرسازی در حد تاسیس دانشگاه خصوصی، انتقال هدایای دریافتی به مکانی اختصاصی یا تاسیس دفتر رئیس جمهور سابق بزند.

این واقعیت، ظاهرا نشان دهنده آن است که آقای احمدی نژاد پس از رد صلاحیت مشاور جنجالیش در حدی نگران سرنوشت خود و حلقه اطرافش پس از انتخابات نشده که دست به چنین اقدامات آینده نگرانه ای بزند و تنها با مسجل شدن پیروزی نامزد اصلاح طلبان در انتخابات بوده که – به طور دیرهنگام – به صرافت پی گیری چنین پروژه هایی افتاده است.

سوال مشخص این است که چرا رئیس جمهور سابق ایران، با وجود درگیری های جنجالی خود با سایر اصولگرایان، از به قدرت رسیدن رقبای اصولگرایش در انتخابات نگرانی "کنترل شده ای" داشته؟ او مشخصا به چه چیز امیدوار بوده که تا قبل از پیروزی قطعی حسن روحانی در انتخابات، عجله ای برای ایجاد نهادهای خلق الساعه به منظور تامین آینده خود و همکارانش نداشته است؟

به این سوال، البته می توان به شیوه های مختلفی جواب داد. حتی ممکن است بتوان به آن این طور پاسخ داد که اقدامات دیرهنگام آقای احمدی نژاد در حفظ منافع آینده خود و همکارانش، تاخیری سهوی بوده یا به سادگی ریشه در یک تصمیم‌گیری دیرهنگام داشته است.

اما جواب این ابهام، به وضوح از جنس دیگری نیز می تواند باشد: اینکه محمود احمدی نژاد و تیمش، حتی بعد از رد صلاحیت آقای مشایی، به پیروزی یکی از کاندیداهای اصولگرا امید داشته اند.

یکی از کاندیداها که، اگرچه در کنار سایر نامزدهای اصولگرا "جریان انحرافی" را محکوم می کرده، اما در عمل، امید همین جریان برای باقی ماندن در قدرت بوده است.

مطالب مرتبط