چمدان: 'تیزچنگال ماهیچه‌دوست' به من درس دموکراسی داد

حق نشر عکس Amir Payam
Image caption آیتک آژنگ امیدوار است روزی رویکردهای آموزش خلاق به کودکان خردسال در همه مهد کودک‌ها و مراکز پیش دبستانی ایران فراگیر شود

آیتک آژنگ می‌گوید در سفرهای اخیرش به ایران، از مدارسی بازدید کرده که با جدیت مدیران و خلاقیت معلمان در حال آفرینش روش‌های جدید آموزشی بوده‌اند.

روش‌هایی که حتی برای او که آخرین مدل‌های آموزش خلاقانه را هر روز در نیویورک می‌بیند، تازگی داشته و موجب شگفتی‌اش شده است.

"مدارسی را دیدم که کاملا یک روش را از بنیان خلق و مشغول تجربه کردن بودند. خیلی خوشحال شدم. از این که می‌دیدم در ایران، همگام با دنیا رویکردهای جدید آموزش کودکان در حال شکل‌گیری است، شگفت زده شده بودم. اما از طرفی هم کمی افسوس خوردم. وقتی دیدم که این مدارس نام روش‌های غربی را بروی مدل آموزشی خود گذاشته اند. در حالی که روش آنها خودش روش نو و جدیدی بود و شایسته نام خودش بود و احتیاجی به عاریه گرفتن نام خارجی نداشت."

اما این "نام خارجی" که آیتک آژنگ را آزرده خاطر کرده، محدود به رویکردهای آموزشی نمی‌شود. این نام خارجی، از یخچال "ساید بای ساید" تا "پاستا‌ساز دلونگی" همراه ماست.

چرا بنز آلمانی و چرا کالای ژاپنی

بیست سال پیش، برای شرکت در یک جلسه پژوهشی به دانشگاه تهران رفته بودم. یکی از اساتید برجسته روانشناسی در پژوهشی میان فرهنگی به بررسی میزان "رضایت از هویت ملی" در میان کودکان ایرانی و آلمانی و ژاپنی پرداخته بود.

او کودکانی از این سه کشور را در دوران پیش دبستانی، دبستانی و راهنمایی دنبال کرده بود و از آنها در مورد میزان رضایت‌شان نسبت به "هویت ملی‌شان" پرسیده بود.

نتیجه این تحقیق چنین بود؛ در سنین پیش دبستانی میان کودکان ایرانی و آلمانی و ژاپنی در میزان رضایتمندی از هویت ملی اختلاف معناداری وجود نداشت. اما هر چه به سوی نوجوانی پیش می‌رفتیم، میزان رضایت کودکان ایرانی از هویت ملی‌شان نسبت به کودکان آلمانی و ژاپنی کمتر می‌شد.

در همان جلسه از محققان پرسیدم که آیا نتایج این پژوهش ثابت نمی‌کند که چرا وقتی ما بزرگ می‌شویم، به راحتی باور می کنیم که "ما هیچ وقت به پای صنعت آلمان نخواهیم رسید" و اینکه "حتما ژاپنی‌ها از ما باهوش‌ترند؟"

یادم می‌آید که در همان ایام، تلویزیون ایران دو برنامه کودک محبوب داشت؛ یکی "مبصر چهارساله" ایرانی که معلوم نبود چند سال در یک کلاس درجا زده بود و دیگری "ای‌کی‌یو‌سان" پسر بچه‌ای که با وجود خردسالی، مسایل امپراطور را حل و فصل می‌کرد.

برای همین هم از آیتک آژنگ پرسیدم آیا برنامه‌های کودک تلویزیون و فضای ظاهری مدرسه‌ها جدا از محتوای درسی کلاس‌ها در آن ایام، نقشی در آنچه ما امروز شده ایم داشته؟

حق نشر عکس aitak azhang chamedan
Image caption آیتک آژنگ به تازگی مجموعه مدارسی را در آمریکا دایر کرده با نام یکی‌بود یکی‌نبود

"من خودم دوران مدرسه را همزمان با جنگ عراق و ایران گذراندم. آن روزها، مدرسه‌ها کمرنگ، و بدون موسیقی بود. خاطرم هست که ایام ۲۲ بهمن که مدرسه را با کاغذ‌کشی و پرچم تزئین می‌کردیم و برنامه‌های شاد برگزار می‌شد، بهترین ایام مدرسه برای من بود. من عاشق آن روزها بودم."

آیتک آژنگ به تازگی دکترای خود را از دانشگاه کلمبیا دریافت کرده. تخصص او آموزش از طریق موسیقی و هنر به کودکان است.

بشنوید: نسخه رادیویی گفتگوی برنامه چمدان با آیتک آژنگ

"از همان روز اول که اینجا وارد دانشگاه شدم، دغدغه‌ام این بود که چطور رویکردهای جدیدی برای آموزش کودکان ایرانی فراهم کنیم. در مدارس خصوصی و بعضا عمومی نیویورک، بسیاری از معلم‌ها با ابداع روش‌های جدید آموزش تلاش می‌کنند که کلاس درس را از فضایی که فقط یک تخته سیاه و یک معلم است و همه چیز به او ختم می‌شود، تغییر دهند. "

آنچه آیتک آژنگ از آن به عنوان رویکردهای نوین آموزشی یاد می‌کند، محصول یافته‌های جدید در علوم روانشناسی کودک و رشد در ۱۰۰ سال اخیر است. شاید به جرات بتوان گفت که روانشناسانی چون ژان پیاژه با طرح این یک جمله، بستر تغییر نظام آموزشی را فراهم کردند: "بازی، تفکر کودک است".

این همان چیزی است که آیتک آژنگ و سایر معلمان نوگرا را به خلق روش‌های جدید آموزش ترغیب کرده است.

"بالاترین و بهترین کیفیت آموزشی در کودکان هنگامی اتفاق می‌افتد که آنها در حال لذت بردن از یک فعالیت هستند و ثابت شده که آنها بیشترین تمرکز را در همان لحظه که بیشترین لذت را می‌برند از خود بروز می‌دهند."

یکی بود یکی نبود

آیتک آژنگ به تازگی مجموعه مدارسی را دایر کرده با نام یکی‌بود یکی‌نبود. این مدارس که در ایالت‌های نیویورک، ویرجینیا و کانیتکت در شرق آمریکا واقع شده‌اند، به کودکان خردسال ایرانی – آمریکایی زبان و فرهنگ را با استفاده از رویکردی جدید آموزش می‌دهند.

روشی که آیتک از آن برای آموزش زبان به کودکان خردسال ۳-۱ ساله استفاده می‌کند، ترکیبی است از موسیقی، شعر، تئاتر و کارهای خلاق و ابداعی که در آنها کودک و معلم در فضایی تعاملی با هم فعالیت می‌کنند. او از ترانه‌هایی که اغلب خودش ساخته و اجرا کرده برای آموزش کودکان استفاده می‌کند.

حق نشر عکس Cassette Stories
Image caption تیزچنگال ماهیچه‌دوست از مجموعه نوارهای قصه چهل و هشت داستان

گوش دادن به بعضی از این ترانه‌ها من را به یاد نوار کاست‌هایی که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر می‌کرد، می‌اندازد؛ یاد نمایش‌های موزیکالی چون حسن و خانم حنا؛ مدرسه موشها؛ آوازهای کودکی و یا حتی نوارهای قصه‌ای چون پینوکیو یا تیزچنگال ماهیچه‌دوست.

دقیقا به یاد دارم که این آخری چند ماه ذهن من را به خود مشغول کرده بود. نوار قصه تیزچنگال ماهیچه‌دوست را همچون آیینی هفتگی دوباره و صدباره گوش می‌کردم و از اتحاد موشها برای نبرد با گربه تیزچنگال لذت می‌بردم.

هنوز هم به یاد ندارم که هیچ حزب سیاسی یا سیاستمداری توانسته باشد به من مفهوم "مردمسالاری" یا "اهمیت مشارکت فردی در نظام اجتماعی" را بهتر از انیمیشن ابرقدقد یا آن داستان تبر و جنگل آموخته باشد.

آیتک آژنگ هم امیدوار است که با استفاده از رویکردهای جدید بتواند روحی تازه به کالبد نظام آموزشی کودکان ایرانی – آمریکایی بدمد.

"متاسفانه با وجود قدمت قابل توجه جامعه ایرانی در آمریکا، متوجه شدم که هنوز خیلی از مدارس ایرانی – آمریکایی در ایالت‌های مختلف، از سرفصل‌های قدیمی برای آموزش استفاده می‌کنند. این در حالی است که در دنیای امروز، دیگر معلم به آن معنای کلاسیک گذشته وجود ندارد. معلم‌ها بیشتر نقش تسهیل‌گرانی را دارند که به کودکان کمک می‌کنند تا در جریان کشف و تجربه جهان، مهارت حل مساله را بیاموزند؛ نحوه تجزیه و تحلیل و تفکر انتقادی را بیاموزند؛ برای همین هم دیگر کلاس درسی با صندلی‌های رو به تخته سیاه نداریم. کلاس های امروزی، دایره‌ای است متشکل از کودکان و معلم."

آیتک آژنگ امیدوار است روزی رویکردهای آموزش خلاق به کودکان خردسال در همه مهد کودک‌ها و مراکز پیش دبستانی ایران فراگیر شود. رویکردی که در آن هر کودک با خود فرهنگ و آیین قوم و ملیت خودش را به کلاس درس می‌آورد و معلم (تسهیل‌گر) در فضایی پر از رنگ و صدا و نشاط به کودکان کمک می‌کند تا در فرآیند کشف و شهودشان از جهان پیرامون، به جای دریافت یکسویه اطلاعات به تعامل فعال با آن بپردازند.

"ما در چهار گوشه ايران اقوام و آیین‌های گوناگونی داریم که می‌توان فرهنگ، زبان و رسوم آنها را خیلی راحت وارد رویکردهای آموزشی کرد."

او می‌گوید می‌توان ترانه‌های محلی، زبان و گویش‌های منطقه‌ای، آیین و اعیاد سالانه همه اقوام را به کلاس‌های درس آورد. به این ترتیب کودکان را چند فرهنگی، با دیدگاهی وسیع‌تر، آستانه تحمل بالاتر، و به دور از پیشداوری‌های نژادی و قومی آموزش می‌دهیم و در مجموع آنها با بینش و ادارکی روشن‌تر نسبت به جوامع مختلف پرورش می‌یابند.

بشنوید: گفتگوی برنامه رادیویی چمدان با آیتک آژنگ

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

موسیقی ابتدایی و انتهایی چمدان این هفته کاری است از گروه بُمرانی تحت عنوان روزهای خوب کودکی.

دو ترانه ویژه کودکان هم که در بخش های میانی شنیدید چشمک و رنگین‌کمان نام دارند که آیتک آژنگ آنها را ساخته و اجرا کرده است.

چمدان هر پنجشنبه از برنامه چشم‌انداز بامدادی رادیو فارسی بی‌بی‌سی پخش می‌شود و مجالی است برای گفتگو با ایرانیان خارج از کشور درباره تجربه مهاجرت.

برای اظهار نظر درباره برنامه چمدان لطفا به آدرس bamdadi@bbc.co.uk ایمیل بفرستید.

مطالب مرتبط