پیشنهادی برای امنیت ایران و اسرائیل و رفع نگرانی همزمان هردو کشور

کنفرانس بازبینی پیمان منع گسترش سلاح‌های اتمی (ان پی تی) در سال ۲۰۱۰ خواهان آن شد که نشستی با موضوع ایجاد خاورمیانه‌ای عاری از سلاح‌های اتمی برگزار شود، و قرار است این نشست در سال ۲۰۱۲ در هلسینکی (پایتخت فنلاند) برگزار شود.

این روزها توجه عمومی بیشتر به برنامه هسته‌ای ایران معطوف است، و به ندرت کسی به سلاح‌های اتمی اسرائیل می‌پردازد.

بنابراین، اگر تمرکز نشست هلسینکی صرفا روی "سلاح‌ها" باشد، و به نگرانی‌ها درباره برنامه غنی‌سازی اورانیوم ایران، که می‌تواند به ساخت سلاح هم منجر شود، نپردازد، قدری عجیب خواهد بود.

صحبت از توافقی است که بر مبنای آن، کلیه کشورهای منطقه متعهد شوند که نه تنها سلاح‌های اتمی و دیگر سلاح‌های کشتار جمعی دراختیار نداشته باشند، بلکه حتی تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم و تولید پلوتونیوم هم نداشته باشند. کشورهای خاورمیانه، از جمله اسرائیل و ایران، نمی‌توانند گام اول را برای به‌راه افتادن چنین گفتگوهایی بردارند.

بن‌بست فعلی در گفتگوها با ایران

اینکه در موقعیتی که منطقه خلیج فارس پر از ناوهای جنگی است، و گمانه‌زنی‌های زیادی درباره حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران انجام می‌شود، گفتگوها بیشتر بر اقداماتی محدود با هدف کاهش تنش‌ها متمرکز باشد، قابل درک است. اما تمرکز صرف بر اقدامات کوتاه‌مدت، و غفلت از اندیشیدن به راهکارهای جامع و فراگیر خردمندانه نیست.

با توجه به اینکه روش فعلی تابحال هیچ موفقیتی به‌همراه نداشته، اهمیت چنین نوع نگاهی بیشتر می‌شود. بنظر نمی‌رسد جلساتی که امسال در بغداد و مسکو بین ۱+۵ و ایران برگزار شده اند، باعث نزدیک‌تر شدن طرفین بهم شده باشند. ظاهرا ۱+۵ خواهان آن است که ایران در گام اول امتیازات قابل توجهی در زمینه غنی‌سازی اورانیوم بدهد. اما ایران همچنان اصرار دارد که تحت هیچ شرایطی برنامه غنی‌سازی‌اش را رها نخواهد کرد.

تغییر در محاسبه هزینه‌ها و فایده‌ها می‌تواند در بن‌بست موجود در مذاکرات موثر باشد. آمریکا و دیگر طرف‌های غربی معتقدند ایران آشتی ناپذیر و غیرمنطقی است، و مایل نیستند به دستاوردهای ایران از یک توافق احتمالی چیزی اضافه کنند.

آنها در عوض به‌دنبال افزایش هزینه‌های نرسیدن به توافق برای ایران هستند، و برای این کار مجازات‌های اقتصادی علیه این کشور را تشدید می‌کنند، و حاضر به صرفنظر از اقدامات خرابکارانه و نظامی نیستند. اگر هر یک از دو طرف برگ مسالمت‌جویانه‌ای هم در آستین داشته باشد، شاید ترجیح بدهد در وضعیت فعلی آن را روی میز نگذارد.

پیشتر از طرف آمریکا نشانه‌هایی فرستاده شده، مبنی بر این که بعد از فروکش کردن جنجال‌ها و بازگشت اعتماد، در درازمدت می‌توان غنی‌سازی اورانیوم در ایران را متصور شد.

دولت روسیه روش "گام به گام" را مطرح کرده است. ایران این پیشنهاد را رد نکرده است، اما بنظر نمی‌رسد این گام‌ها به‌درستی تعریف شده باشند. برخی هم پیشنهاد کرده اند که طرح‌های قبلی در زمینه تأمین سوخت اورانیومی ۲۰ درصد غنی‌شده مبنای توافق جدید قرار گیرد. ایران اخیرا به ارسال سلاح برای حکومت بشار اسد در سوریه متهم شده، و این اتهامات در کوتاه‌مدت دشواری‌های جدیدی را در راه هرگونه گفتگو میان ۱+۵ و ایران قرار داده است.

نشستی در هلسینکی؟

با این حال در خاورمیانه، دولت‌ها و نهادهای غیردولتی باید روی موضوعی که در کنفرانس بازبینی ان پی تی در سال ۲۰۱۰ به آن پرداخته شد، فکر کنند. آن موضوع، ایجاد خاورمیانه‌ای عاری از سلاح‌های کشتار جمعی و موشک‌های قادر به حمل این سلاح‌ها بود. بعضی اقدامات لازم برای نشست انجام شده اند، اما برای برگزاری آن، هنوز بسیاری موارد باید روشن شوند و درباره آنها توافق حاصل شود.

هلسینکی به‌عنوان محل برگزاری نشست انتخاب شده، و یک دیپلمات فنلاندی هم مسوول هماهنگی‌لازم برای آن شده است. بنظر می‌رسد زمان برگزاری نشست اواخر ماه دسامبر (اوایل دی ۱۳۹۱) خواهد بود، و نشست کمتر از یک هفته طول خواهد کشید. [این نشست به درخواست ایالات متحده آمریکا به تعویق افتاد]

در مورد شرکت‌کنندگان و دستور کار باید از پیش توافق صورت گیرد. در غیر این صورت، این مسائل می‌توانند از همان ابتدا کنفرانس را از مسیر خود خارج کنند. آنطور که در توافقنامه‌های ایجاد مناطق عاری از سلاح مرسوم است، کلیه کشورهای منطقه، که حاضرند به مفاد آن متعهد شوند، باید در نشست حاضر باشند. در مورد خاورمیانه، در انتخاب اکثر شرکت‌کنندگان علامت سوالی وجود نخواهد داشت، اما برخی موارد ممکن است بحث برانگیز شوند.

ترکیه معمولا بخشی از خاورمیانه به حساب نمی‌آید، اما به‌عنوان کشوری که رویای استفاده از انرژی هسته‌ای را در سر دارد و نفوذ زیادی هم در منطقه دارد، شرکت آن در این کنفرانس – و حتی در منطقه عاری از سلاح – می‌تواند در عمل اهمیت چشمگیری داشته باشد. اما عضویت ترکیه می‌تواند دشواری‌هایی را ایجاد کند.

البته تعهد احتمالی به نداشتن سلاح‌های اتمی، تناقضی با تضمین‌های ناتو برای دفاع از اعضا در مقابل حملات اتمی ("چتر اتمی") ندارد. پذیرفتن استقرار سلاح‌های اتمی ناتو در خاک خود، مغایر الزامات ناشی از ان پی تی دانسته نشده است. اما میزبانی از چنین سلاح‌هایی برای کشوری که عضو پیمان منطقه عاری از سلاح است، موضوع متفاوتی است. ایده انتقال کلیه سلاح‌های اتمی ناتو به خاک آمریکا در داخل ناتو مورد بررسی قرار گرفته، اما به نظر می‌رسد فعلا بایگانی شده است.

شاید بدیهی باشد که کنفرانس بازبینی ان پی تی در سال ۲۰۱۰ خواهان شرکت هر دو کشور ایران و اسرائیل در نشست هلسینکی شده است.

مسلما توافق ایجاد منطقه عاری از سلاح بدون شرکت هر یک از این دو کشور معنا و اثری محدودی خواهد داشت، و به احتمال زیاد به نتیجه نخواهد رسید. اما این بدان معنا نیست که غیبت یکی یا هر دوی این کشورها در نشستی که قرار است برگزار شود، آن را به همایشی بی‌حاصل بدل خواهد کرد.

مشروط کردن برگزاری نشست به شرکت این دو کشور، می‌تواند باعث شود که این دو کشور برای حضور در آن شرط بگذارند و در واقع نشست را به گروگان بگیرند. شاید کار عاقلانه‌تر این باشد که کشورهایی که مایل به گفتگو با هم هستند، دور هم جمع شوند و درباره ایده‌های کلی و برخی جزئیاتی که بنظرشان ضروریست، تبادل نظر کنند. بعد از این کار، کشورهایی که تصمیم به عدم شرکت در نشست گرفته اند، باید به این جمع‌بندی برسند که تحت چه شرایطی حاضر به پیوستن به سایرین و شرکت در جلسات بعدی احتمالی هستند.

در حال حاضر معلوم نیست که اسرائیل و ایران در نشست سال ۲۰۱۲ شرکت می‌کنند یا خیر. در این برهه از زمان که دولت اسرائیل می‌خواهد نشان دهد که برای حمله نظامی به ایران آمادگی دارد، پاسخ مثبت آن به فراخوان شرکت در چنین نشستی می‌تواند گامی آشتی‌جویانه تلقی شود، و به‌همین خاطر انجام آن بعید است.

شاید حکم منطق این باشد که دولت ایران به این فراخوان پاسخ مثبت بدهد، چرا که این کشور سلاح اتمی در اختیار ندارد، داشتن چنین سلاح‌هایی را خلاف اعتقادات و اصول دینی‌اش می‌داند، و برخورد مثبتی با مقوله خلع سلاح جهانی داشته است.

غیبت هر یک از دو کشور ایران و اسرائیل در کنفرانس ایرادات مهمی ایجاد می‌کند، اما می‌تواند موانعی را هم از سر راه بردارد. احتمالا ادعای اسرائیل این خواهد بود که تنها در سایه اعتماد ناشی از امضای موافقت‌نامه صلح در خاورمیانه می‌توان به موفقیت طرح منطقه عاری از سلاح امیدوار بود. ایران هم ممکن است چنین استدلال کند که فعالیت‌های مربوط به چرخه سوخت هسته‌ای، که مطابق ان پی تی مجاز شمرده می‌شوند، نباید به بحث گذاشته شوند. هیچکدام از این مواضع راه را بر آشتی و توافق باز نخواهد کرد.

صرفنظر از اینکه چه کشورهایی در کنفرانس هلسینکی شرکت می‌کنند، مهم این است که کشورهای همفکر منطقه، که برخلاف اسرائیل و ایران منافع بزرگی در این ماجرا ندارند، دور هم جمع شوند و مشخص کنند که به عقیده آنها منطقه عاری از سلاح بر چه اساسی باید بنا شود. البته آنها باید در این کار منافع اسرائیل و ایران را هم در نظر بگیرند و درک کنند.

ممکن است از اقدامات و فشارهای دیگر کشورها برداشتی منفی صورت گیرد، اما کشورهای منطقه که نه سلاح اتمی در اختیار دارند و نه کاری به چرخه سوخت هسته‌ای دارند، از بخت بیشتری برای یافتن یک راه حل برخوردارند. چنین راه حلی باید برای خود این کشورها قابل قبول باشد، و در عین حال امنیت و منافع همه کشورهای منطقه را لحاظ کند. کشورهای حوزه خلیج فارس و شورای همکاری خلیج فارس برای برعهده گرفتن این مسوولیت در جریان کنفرانس هلسینکی و بعد از آن در موقعیت مناسبی قرار دارند.

بسیاری تحلیلگران به‌درستی خاطرنشان کرده اند که به کنفرانس هلسینکی نباید به‌چشم یک رویداد مقطعی نگاه شود. این همایش در مدتی کوتاه انجام خواهد شد (یک هفته، یا شاید هم کمتر). در چنین مدت کوتاهی تنها می‌توان برخی ایده‌های اولیه را طرح کرد و برای کار بیشتر روی آنها در نشست‌های بعدی به توافق رسید.

چه برداشتی از یک منطقه عاری از سلاح‌های اتمی (فعلا به دیگر سلاح‌های کشتار جمعی و موشک‌ها پرداخته نمی‌شود) را می‌توان در نظر گرفت؟

لازم نیست کار را از صفر شروع کنیم. ایده ایجاد منطقه‌ای عاری از سلاح‌های اتمی در خاورمیانه را اولین بار ایران و مصر در سال ۱۹۷۴ در مجمع عمومی سازمان ملل ارائه کردند. این طرح از آن موقع تابحال روی میز بوده و حتی بعضی وقت‌ها حمایت زیادی از آن می‌شده است.

در ابتدا، ایده ایجاد چنین منطقه‌ای در این دیدگاه ریشه داشت که اسرائیل باید به جمع آن دسته از کشورهای منطقه بپیوندد که از دستیابی به سلاح اتمی صرفنظر کرده اند. اسرائیل از این ایده حمایت کرده، ولی همواره گفته که ایجاد منطقه عاری از سلاح تنها زمانی ممکن است که در خاورمیانه صلح برقرار شده باشد.

معاهدات منطقه‌ای، مثل خود ان پی تی به‌دنبال امحاء سلاح‌های اتمی است. این معاهدات نباید با ان پی تی مغایرتی داشته باشند، اما علاوه بر محدوده جغرافیایی، می‌توانند در بعضی جنبه‌ها با آن تفاوت داشته باشند. برای مثال، صرفنظر از رفتار سایر کشورها، ان پی تی برای همه کشورهای عضو الزام‌آور است. همه کشورهای عربی، ایران و ترکیه ان پی تی را امضا کرده اند و الزامات آن شامل حالشان می‌شود. اما اسرائیل عضو این پیمان نیست، الزامی در قبال آن ندارد، و گفته می‌شود کلاهک‌های اتمی بسیاری در اختیار دارد.

بعضی معاهدات منطقه‌ای تنها زمانی برای کشورهای امضاکننده الزام‌آور می‌شوند که همه کشورهای منطقه به آن پیوسته باشند. پیمان ممنوعیت سلاح‌های اتمی در آمریکای لاتین و حوزه کارائیب (Tlatelolco) نمونه‌ای از آن است.

این گونه معاهدات می‌توانند حاوی مواردی باشند که در ان پی تی پیش‌بینی نشده است. سیستم بررسی و راستی‌آزمایی آنها هم ممکن است با ان پی تی فرق داشته باشد و از بازرسی‌های مقرر در ان پی تی، که توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی انجام می‌شود، فراتر رود.

برای مثال ممکن است چنین معاهداتی به بازرسان داخلی اجازه دهند در فرآیند راستی‌آزمایی شرکت کنند. علاوه بر این، یک پیمان منطقه‌ای می‌تواند مبنای حقوقی لازم را برای همکاری فعالانه در توسعه و استفاده از انرژی هسته‌ای ایجاد کند. مثالی از چنین همکاری‌هایی می‌تواند ایجاد راکتورهای هسته‌ای مشترک برای تولید برق یا نمک‌زدایی از آب، یا ایجاد محل‌هایی برای دفع زباله‌های اتمی باشد.

عدم گسترش سلاح‌ و چرخه سوخت هسته‌ای

ایجاد منطقه‌ای عاری از سلاح در خاورمیانه مدت‌هاست که در دستور کار جامعه بین‌المللی قرار دارد. اما چیزی که این اواخر باعث اهمیت پیدا کردن آن شده، بیشتر از آن که سلاح‌های اسرائیل باشد، نگرانی‌ها درباره ایران است.

ایران مشغول ساخت چرخه سوخت هسته‌ای است و در این چارچوب کارخانه‌هایی برای غنی‌سازی اورانیوم ساخته و راه اندازی کرده است. با اینکه ایران تأکید می‌کند که قصد ساخت سلاح اتمی را ندارد، بسیاری احتمال می‌دهند که این کشور چنین نیّتی دارد. واقعیت ماجرا هرچه باشد، این برنامه ایران را به "کشوری در آستانه اتمی شدن" تبدیل می‌کند، و بیم آن می‌رود که کشورهای دیگر منطقه هم راه ایران را بروند. در این صورت تنش در منطقه بیشتر خواهد شد.

ایران بارها به‌درستی تأکید کرده که ان پی تی مانعی بر سر راه کشورهایی که مایل به ساخت تأسیسات لازم برای چرخه سوخت (نظیر تأسیسات غنی‌سازی) با هدف استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای هستند، ایجاد نمی‌کند. ژاپن که تا همین اواخر بیش از ۵۰ نیروگاه هسته‌ای فعال داشت، دارای کارخانه‌های غنی‌سازی و بازفرآوری است. این تأسیسات به ظرفیت تولید انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز این کشور متصل هستند. برزیل هم که تنها چند نیروگاه هسته‌ای دارد، توانایی غنی‌سازی اورانیوم را دارد. این دو کشور، برخلاف ایران، با اعتراضات بین‌المللی مواجه نشده اند.

روشن است که در جامعه ‌بین‌المللی از توافقی که بر اساس آن کشورها از حق غنی‌سازی یا بازفرآوری اورانیوم (شاید برای دوره‌ای معین) صرفنظر کنند، حمایت نخواهد شد. فرقی نمی‌کند که این توافق در چارچوب کنوانسیونی جداگانه باشد یا در قالب اصلاحیه‌ای بر ان پی تی. هدف از چنین توافقی می‌تواند جلوگیری از رسیدن کشورها به "آستانه هسته‌ای شدن" باشد. اما کشورهایی مثل کانادا، استرالیا، نامیبیا، آفریقای جنوبی یا اردن که منابع عظیمی از سنگ معدن اورانیوم دارند، ممکن است بخواهند علاوه بر استخراج سنگ معدن، گزینه غنی‌سازی با هدف صادرات را دست‌کم باز نگاه دارند.

در عین حال نسبت به فراگیر شدن ساخت تأسیسات در نقاط مختلف جهان نوعی بدبینی وجود دارد، به‌خصوص که ظرفیت غنی‌سازی و بازفرآوری به مراتب از میزان نیاز جهان در آینده نزدیک بیشتر است. همانطور که لازم نیست همه کشورهای مصرف‌کننده نفت در جهان پالایشگاه خودشان را داشته باشند، هر کشوری که از اورانیوم به‌عنوان سوخت نیروگاه‌های هسته‌ای استفاده می‌کند هم مجبور نیست تأسیسات غنی‌سازی خودش را داشته باشد.

روشن است که وجود کارخانه‌های غنی‌سازی یا بازفرآوری در مناطق حساس جهان می‌تواند نگرانی‌ها و سوءظن‌هایی را ایجاد کند. ان پی تی اصولا به کشورها اجازه داشتن توانایی غنی‌سازی و بازفرآوری اورانیوم را می‌دهد. اما آنها مجبور نیستند از این حق استفاده کنند، و می‌توانند در این زمینه محدودیت‌هایی برای خود در نظر بگیرند.

با همین استدلال بود که کره شمالی و کره جنوبی در سال ۱۹۹۱ در "اعلامیه خودداری از هسته‌ای شدن" از حق ساخت کارخانه‌های غنی‌سازی و بازفرآوری صرفنظر کردند.

بدون شک هدف از چنین توافقی ایجاد اعتماد متقابل بوده است. ممکن است این اعلامیه وزن و اعتبار حقوقی خود را از دست داده باشد، اما می‌تواند سابقه و رویه حقوقی مناسبی بدست دهد: کشورها می‌توانند بین خودشان بر سر صرفنظر کردن از برخی فعالیت‌ها (در این مورد خاص، غنی‌سازی) توافق کنند. در حالت عادی منعی برای این فعالیت‌ها وجود ندارد، اما امکان استفاده نابجا از آنها وجود دارد. مسلما نیازی نیست که در چنین توافقاتی قید یا محدودیت‌ زمانی خاصی گنجانده شود. با اینکه چنین توافقاتی تنها برای طرف‌های امضاکننده الزام‌آور خواهد بود، اما ممکن است نیاز باشد کشور ثالثی در زمینه تأمین سوخت نیروگاه‌های هسته‌ای این کشورها ضمانت‌هایی بدهد.

خاورمیانه و چرخه سوخت هسته‌ای

کشورهای خاورمیانه ممکن است به این نتیجه برسند که بهتر است نه تنها بر سر ایجاد منطقه‌ای عاری از سلاح‌های اتمی و دیگر سلاح‌های کشتار جمعی و موشک‌ها به توافق برسند، بلکه ممنوعیت فعالیت‌های مربوط به چرخه سوخت هسته‌ای، و از جمله غنی‌سازی و بازفرآوری، را هم مد نظر قرار دهند.

ایران ممکن است در ابتدا اعلام کند که هیچ چیز نمی‌تواند این کشور را از اعمال حقوقش در چارچوب ان پی تی و استفاده تمام و کمال از انرژی هسته‌ای (از جمله حق داشتن برنامه غنی‌سازی اورانیوم) بازدارد. ظاهرا مشوق‌هایی نظیر پیشنهاد سرمایه‌گذاری، حمایت از عضویت در سازمان تجارت جهانی، کمک به توسعه برنامه هسته‌ای غیرنظامی، تأکید بر جلوگیری از انجام حملات نظامی و امثال آن نتوانسته ایران را به رها کردن غنی‌سازی ترغیب کند.

جهان خارج نمی‌تواند درک کند که چرا ایران به برنامه‌ای فاقد توجیه اقتصادی، که حتی قادر به تضمین استقلال آینده ایران در زمینه تأمین سوخت هسته‌ای نیست، تا این حد دلبسته است. استنباط بسیاری این است که هدف نهایی برنامه ایران تولید سلاح اتمی، یا دست‌کم رسیدن به آستانه این مرحله است. اما توضیح دیگری که می‌توان برای موضع سرسختانه ایران پیدا کرد، این است که ادامه این برنامه پیش از هر چیز مایه غرور ملی است.

با این پیش‌فرض که ایران به هیچ قیمتی برنامه غنی‌سازی اورانیوم را رها نخواهد کرد، کارشناسان برخی نهادهای غیردولتی پیشنهاد کرده اند که غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران مشروط بر شفافیت حداکثری، انجام بازرسی‌های بین‌المللی و حتی شاید مشارکت جامعه بین‌المللی پذیرفته شود.

بکارگیری چنین ساز و کاری باعث می‌شود در صورت انحراف ایران از مقاصد غیرنظامی، هشدار لازم در مدت زمان کوتاهی صادر شود، اما این هم در عمل جلوی پیشرفت کار ایران را نخواهد گرفت. ایران می‌تواند بازرس‌ها را اخراج کند و تأسیسات هسته‌ای را ملی اعلام کند. اعتماد ناشی از چنین ساز و کاری قطعا ارزشمند است، ولی مطلق نخواهد بود، و در ضمن شاید برای بازداشتن کشورهای همسایه از پیگیری برنامه‌های غنی‌سازی کافی نباشد.

منطقه‌ای عاری از سلاح‌های اتمی و تأسیسات چرخه سوخت هسته‌ای

یک توافق‌نامه منطقه‌ای که بر اساس آن ایران برای مدتی معین - و ترجیحا طولانی - متعهد به تعلیق کامل برنامه غنی‌سازی اورانیوم خود (و دیگر فعالیت‌های مربوط به چرخه سوخت) شود، و در چارچوب آن دیگر کشورهای منطقه متعهد شوند برای مدتی مشابه به‌دنبال غنی‌سازی اورانیوم نروند، و در عین حال اسرائیل هم متعهد شود که سلاح‌های اتمی و ذخایر مواد هسته‌ای و توانایی تولید سلاحش را کنار بگذارد، موضوع به‌مراتب پیچیده‌تری است.

چنین طرحی با موضع رسمی ایران مبنی بر حمایت از خلع سلاح اتمی همخوانی دارد. ایران متهم شده که رژیم منع اشاعه سلاح‌ها را به‌خطر انداخته و مستوجب منزوی شدن است. اما در صورت پیاده شدن طرح فوق، ایران به عنوان کشوری شناخته خواهد شد که به تحکیم ساز و کار منع اشاعه سلاح در منطقه کمک کرده، و حتی در رسیدن به خلع سلاح اتمی نقش شایانی داشته است.

بدون شک اسرائیل در ابتدا با هر طرحی که مستلزم کنار گذاشتن توانایی هسته‌ای نظامی‌اش باشد، مخالفت خواهد کرد، چرا که این کشور این توانایی را به مثابه نوعی بیمه عمر قلمداد می‌کند.

اسرائیل تمایلش به اینکه همچنان تنها کشور دارنده سلاح‌های اتمی در منطقه باقی بماند را با حمله به تأسیسات اوسیراک عراق در سال ۱۹۸۱، حمله سال ۲۰۰۷ به تأسیسات سوریه، و تهدید حمله به تأسیسات ایران نشان داده است.

اما آیا این طرز عمل قابل دوام است؟ ممکن است اسرائیل به این نتیجه برسد که برای امنیتش بهتر است هزینه رها کردن سلاح‌های اتمی (هر چند که تاکنون داشتن چنین سلاح‌هایی را قبول نکرده است) و توانایی ساخت چنین سلاح‌هایی را بپردازد، و در عوض مطمئن باشد که هیچ کشور دیگری در منطقه حتی به توانایی ساخت سلاح اتمی نزدیک هم نخواهد شد.

البته مشکلاتی وجود دارند که باید پیش از طراحی و حصول توافق درباره منطقه عاری از سلاح با مشخصات بالا حل و فصل شوند، و در این مورد نباید به اشتباه افتاد. اما ایجاد منطقه‌ای صرفا عاری از سلاح، که کاری به چرخه سوخت نداشته باشد، دشوارتر است. بسیار بعید است که اسرائیل با از بین بردن سلاح‌های اتمی‌اش موافقت کند، و در عین حال کاری به غنی‌سازی اورانیوم از سوی ایران نداشته باشد.

مشکلات زیادی هستند که باید از سر راه برداشته شوند. جهان خارج باید تأمین سوخت اورانیوم لازم را برای فعالیت‌های غیرنظامی مثل نیروگاه‌ها تضمین کند. همچنین باید ترتیباتی داده شود تا بازرسی‌هایی موثر و فراتر از آنچه در سیستم آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیش‌بینی شده، امکان‌پذیر شود. در این راه ممکن است نیاز به برخی ضمانت‌های امنیتی باشد.

پنج عضو دائمی شورای امنیت می‌توانند با گام‌های خود در زمینه خلع سلاح اتمی، کار را در سطح منطقه‌ای تسهیل کنند. گستره جغرافیایی منطقه عاری از سلاح هم باید تعریف شود.

سلاح‌های اتمی موضوع اصلی گفتگوهایی است که قرار است در نشست هلسینکی صورت گیرد. کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی تعریفی از این نوع سلاح‌ها ارائه می‌کند، اما ان پی تی سلاح‌های اتمی را تعریف نمی‌کند.

این نکته باید روشن شود که توافق‌نامه ایجاد منطقه عاری از سلاح می‌تواند نه تنها سلاح‌های مستقر شده، بلکه سلاح‌های انبار شده، مواد هسته‌ای آماده استفاده در سلاح و تأسیسات لازم برای ساخت این مواد را هم در برگیرد.

در شرایط فعلی، تمرکز صرف روی سلاح‌های اتمی اسرائیل و فراموش کردن غنی‌سازی اورانیوم از سوی ایران، از نظر سیاسی غیرقابل تصور است.

در طرف دیگر، پرداختن به غنی‌سازی رو به رشد ایران و نزدیک شدن این کشور به توانایی ساخت سلاح اتمی، و فراموش کردن اینکه اسرائیل صدها کلاهک اتمی در اختیار دارد هم به همان اندازه غیرممکن است.

این نوشته بخشی از مجموعه ای است که سایت فارسی بی بی سی به مناسبت ده سال مذاکرات اتمی ایران در دولت های محمد خاتمی، محمود احمدی نژاد و حسن روحانی منتشر کرده است.