چرا روحانی می گوید فرصت برای توافق هسته ای 'نامحدود' نیست؟

خامنه ای و روحانی
Image caption شکست مذاکرات هسته ای جدید، به افزایش شدید بدگمانی آیت الله خامنه ای به هرگونه تنش زدایی با غرب یا هر نیروی مدافع میانه روی در سیاست خارجی می انجامد

حسن روحانی رئیس جمهور دیشب با طرح این هشدار که زمان برای حصول توافق در مورد برنامه هسته ای ایران "نامحدود نیست" خطاب به جامعه بین المللی گفت: "ما دوره زمانی مشخصی داریم و از این دوره زمانی و فرصتی که ملت ما در انتخابات پدید آورده است، باید استفاده کنیم."

تا کنون، معمولا دولت های غربی بوده اند که به ایران هشدار می داده اند که فرصت برای کسب توافق در زمینه پرونده هسته ای نامحدود نیست. اما چرا این بار چنین هشداری از جانب رئیس جمهور جدید ایران بیان می شود؟ و چرا برای توضیح هشدار خود، به فرصتی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران ایجاد شده اشاره می کند؟

شاید پاسخ این سوالات، با تجربه مشخص آقای روحانی مرتبط باشد که پیش از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد نیز، مسئولیت مذاکرات هسته ای با جامعه بین المللی را به عهده داشت. مذاکراتی که در فضای تنش زدایی دولت محمد خاتمی با غرب صورت گرفت و به عقیده بسیار از ناظران به نتایج مثبتی انجامید که یکی از آنها، جلوگیری از وضع هر گونه تحریم بین المللی بر سر برنامه هسته ای ایران بود.

با وجود این، مشخص است که تصمیم گیر اصلی برنامه هسته ای – آیت الله خامنه ای – از زاویه متفاوتی به دوران نقش آفرینی کسانی چون حسن روحانی و محمد خاتمی در عرصه سیاست خارجی ایران نگاه می کند. مرور اشارات ۷ سال گذشته رهبر جمهوری اسلامی به دستاوردهای دوران تنش زدایی، نشان دهنده تاثیر ذهنی عمیقی است که این دوران بر نوع نگاه آقای خامنه ای به قواعد تعامل با آمریکا و غرب بر جای گذاشته است.

آیت الله خامنه ای در دی ماه ۱۳۸۶ گفت که دولت جورج بوش در دوره اصلاح طلبان که "ملاحظه آمریکا" می شد ایران را در "محور شرارت" قرار داد و افزود که "عقب نشینی" های آن دوره بر سر پرونده هسته ای به "مطالبه‌های پى‌درپى" ایالات متحده در مورد این پرونده و افزایش فشار بر جمهوری اسلامی انجامید.

رهبر ایران در مرداد ماه ۱۳۹۰ در سخنرانی دیگری با اشاره به لحن مثبت برخی مقام های اصلاح طلب در مورد ایالات متحده (احتمالا: تجلیل خاتمی از تمدن آمریکا و آبراهام لینکلن در جریان مصاحبه با سی ان ان) گفت: "یک روزى در خطابه‌هاى مسئولینمان مناقب آمریکا ذکر میشد؛ همان روزها رئیس جمهور وقت آمریکا با سبکسرى تمام، ایران را به عنوان محور شرارت معرفى کرد".

آقای خامنه ای در مرداد ماه ۱۳۹۱ نیز همین مضمون را با عباراتی دیگر بیان کرد: "در آن دوره ای که ادبیات مسئولان ما آمیخته به تملق گویی از غرب و امریکا شد، فردی که مجسمه شرارت بود، به خود اجازه داد که جمهوری اسلامی ایران را محور شرارت معرفی کند". او در اشاره ای جداگانه به آنچه "عقب نشینی" های دوران اصلاح طلبان از برنامه هسته ای می دانست، تکرار کرد: "در آن دوره به واسطه همراهی با غربی ها و عقب نشینی هایی که انجام گرفت، آنها آنقدر جلو آمدند که من مجبور شدم شخصاً وارد میدان شوم."

در بهمن ماه همان سال، رهبر جمهوری اسلامی مجددا گفت: "در برهه‌اى مسئولین کشور روى خوش‌بینى‌هاى خود به اینها اعتماد کردند، از آن طرف، سیاست دولت آمریکا، ایران را در محور شرارت قرار داد".

آیت الله خامنه ای در خرداد ماه گذشته و دو روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری، برای چندمین بار بر بی اعتمادی خود به مفید بودن تنش زدایی پافشاری کرد: "هرچه شما ضعف نشان بدهید، او [دشمن] مى‌آید جلو؛ هرچه شما عقب بکشید، او جرى‌تر میشود. این را ما تجربه کردیم؛ یک جاهایى عقب کشیدیم، دشمن ما جرى‌تر شد".

شخص اول حکومت ایران، در مناسبت های متعدد دیگر نیز مضامین مشابهی را بر زبان رانده که حکایت از عمق بدبینی او نسبت به تعامل با ایالات متحده و غرب و تاثیر روانشناختی عمیقی است که توصیف جمهوری اسلامی تحت عنوان "محور شرارت" در زمان اصلاحات، بر او به جای گذاشته است.

ظاهرا آیت الله خامنه ای در دومین دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و مشخصا پس از تشدید تحریم های نفتی و مالی در تابستان ۱۳۹۱، به تدریج به این نتیجه رسید که سیاست "سرسختانه" آقای احمدی نژاد - که پیشتر بارها مورد تقدیر او قرار گرفته بود - در عمل جواب نمی دهد. تغییر رویکردی که در برخی از موضع گیری های متفاوتش در دوره پس از تشدید تحریم های نفتی و بانکی بازتاب داشت.

مثلا او در بهمن ماه ۱۳۹۱ با ادعای "قطع مذاکرات" توسط آمریکایی ها در جریان معدود گفتگوهای قبلی دو کشور گفت: "نظام اسلامی و ملت ایران، برعکس دولتمردان آمریکایی، اهل منطق هستند، بنابر این اگر از طرف مقابل حرف و رفتار منطقی ببینند، به آن پاسخ مناسب می‌دهند."

آقای خامنه ای در نخستین روز فروردین امسال تا آنجا پیش رفت که تاکید کرد به گفتگوی ایران و آمریکا بر سر پرونده هسته ای "خوشبین نیست"، اما با آن "مخالفت هم ندارد". او در تیرماه گذشته نیز اظهار داشت که اگر "لجبازى" آمریکایی ها نبود، "موضوع هسته‌اى به‌راحتى حل می شد".

چنین اظهارنظرهایی، اگر در کنار اظهار امیدواری اخیر حسن روحانی رئیس جمهور در مورد دستیابی به توافق با جامعه بین المللی بر سر پرونده هسته ای قرار گیرد، احتمالا نشان دهنده این است که که رهبر ایران در مواجهه با واقعیت سخت تحریم های اقتصادی یک سال اخیر، می خواهد به تیم دولت جدید فرصتی مجدد برای توافق با غرب بدهد.

اما این تمایل جدید، نافی نگرانی های عمیق آیت الله خامنه ای در مورد احتمال "نتیجه نگرفتن" از مذاکرات میانه روهایی نیست که به زعم او، در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی برای تنش زدایی کوشیده بودند و آمریکا جوابشان را با قرار دادن جمهوری اسلامی در "محور شرارت" داده بود.

اگر این میانه روها که در زمان محمد خاتمی به محوریت حسن روحانی بر سر پرونده هسته ای مذاکره می کردند، در زمان ریاست جمهوری آقای روحانی نتوانند در مهلتی معقول به نتایجی مشخص در مذاکرات خود دست یابند، تاثیر روانشناختی چنین شکستی بر آیت الله خامنه ای، به شدت عمیق خواهد بود.

شکست در روند جدید مذاکرات هسته ای، به ظن قوی به افزایش شدید و درازمدت بدگمانی آیت الله خامنه ای به هرگونه تنش زدایی با غرب یا هر نیروی مدافع میانه روی در سیاست خارجی می‌انجامد.

این تحول نه تنها به تضعیف موقعیت شکننده تیم جدید مذاکره کننده هسته ای و افزایش مجدد "برش" تندروها در سیاست خارجی ایران منجر می شود، که بر دستگاه معادلات فکری رهبر ایران نیز تاثیری برگشت ناپذیر - احتمالا حتی شدیدتر از تاثیر محور شرارت نامیده شدن ایران در زمان اصلاح طلبان - بر جای خواهد گذاشت.

شاید آقای روحانی، با اطلاع از چنین واقعیاتی است که به جامعه بین المللی هشدار می دهد زمان برای حصول توافق در مورد برنامه هسته ای ایران "نامحدود نیست" و مذاکره کنندگان، باید به موقع "از فرصتی که ملت در انتخابات پدید آورده" استفاده کنند.

ترجمه صریح چنین هشداری می تواند به سادگی این باشد که دولت در جریان مذاکرات هسته ای آینده، تنها به مدتی محدود در مقابل جناح تندروی حکومت ایران مصونیت خواهد داشت.

مطالب مرتبط