اعدام شهروندان عرب ایرانی از انقلاب تا کنون

همزمان با سرنگونی حکومت پهلوی و بر سر کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی، گروهی از شهروندان عرب خوزستان، که با شرکت در راهپیمایی‌ها و بستن شیر لوله‌های نفت سهم بسزایی در پیروزی انقلاب داشتند، مانند سایر اقوام غیر فارس که در طول حکومت دیکتاتوری پهلوی ظلم مضاعفی را تحمل کرده بودند، در انقلاب و حکومت جدید که نام اسلامی را یدک میکشد آرزوهای خود را محقق می دیدند و با هزاران امید زندگی در زیر سایه جمهوری اسلامی را آغاز نمودند. ولی این امیدها خواب و خیالی بیش نبود و با شروع به کار حکومت جدید آن آرزوها بر باد رفت.

بلافاصله پس از انقلاب در خرداد ماه ۱۳۵۸ در پی درگیری میان بعضی گروه های عرب با نیروهای مذهبی، نیروهای ملی و نیروهای تحت فرمان احمد مدنی، عضو ارشد جبهه ملی ایران، فرمانده وقت نیروی دریایی ارتش و استاندار نظامی اهواز، تعداد زیادی از شهروندان عرب خرمشهر و آبادان در "چهارشنبه سیاه" خرمشهر کشته شدند. در جریان این درگیری ها، گروهی از اعضای "کانون فرهنگی خلق عرب" و فعالان "سازمان سیاسی خلق عرب" و تعدادی از مردم عادی کشته شدند.

اکثر کشته شدگان و اعدامی‌های این دوره در گورستان شهدا واقع در روستای العریض در نزدیکی مرز شلمچه و یا در گورستان سیدموسی در کنار شط العرب (اروند رود) دفن گریدند. سازمانهای حقوق بشر تا کنون توانستند نام بیش از سیصد نفر را ثبت کنند.

در پی این کشتار به انتقام خون بی گناهان عرب که کشته شده بودند، گروه مسلحی با نام "مجموعة الاربعاء السوداء الفدائیة" (گروه فدائیان چهارشنبه سیاه) و همچنین نیروهای وابسته به سازمان سیاسی خلق عرب و "جبهة تحریر عربستان" (جبهه آزادی بخش عربستان) ، "الحرکه الجماهیریه" و چندین گروه دیگر عملیات مسلحانه خود علیه چاه ها و لوله های انتقال نفت را آغاز کردند. آن عملیات برای سالها ادامه یافت.

در خارج از کشور نیز یک گروه نظامی اهوازی شش نفره خود را به لندن رساندند و در دهم اردیبهشت سال ۱۳۵۹ شمسی سفارت ایران در لندن را اشغال کردند. حمله کنندگان به سفارت در گفتگو با غلامعلی افروز، سفیر ایران در لندن و چنین نیز طی گفتگوهایی با رسانه هایی چون بی بی سی فارسی خواستار توقف اعدام فعالان عرب، آزادی زندانیان سیاسی ،به رسمیت شناخته شدن حقوق مردم عرب توسط دولت ایران و موارد دیگر شدند.

همزمان با این عملیات مسلحانه، حکومت ایران نیز دهها نفر از مردم عرب شهرهای مختلف خوزستان را اعدام کرد. تعداد اعدام شدگان در شهرهای اهواز، خرمشهر، شوش، دزفول، شادگان، سوسنگرد بیش از دیگر شهرها بود. اعدامهایی که در این دوره صورت گرفت، علاوه بر اتهام محاربه با خدا و پیامبر و مفسد فی الارض بودن با اتهام "خلق عرب" صورت می گرفت و این اتهامی بود که به بسیاری از نیروهای فعال سیاسی و فرهنگی عرب زده می شد. خواستگاه آن برگرفته از یکی از بندهای مطالبات روشنفکران عرب بود که در صفحه ۴ روزنامه کیهان مورخ ۱۴/۱۲/۱۳۵۷ منعکس شده بود،که از رسانه های گروهی خواسته بودند به جای لفظ "عشایر عرب" لفظ "خلق عرب" را بکار گیرند.

حضور صادق خلخالی (حاکم شرع) به نمایندگی از آیت الله خمینی در اهواز، در این برهه از زمان موجب شد که دهها عرب پس از محاکمه های صحرایی و خیابانی که تنها چند دقیقه طول می کشید، اعدام شوند. بزرگان و شیوخ قبائل، ریش سفیدان شهرها و افراد متهم به ارتباط با ساواک به حکم قضایی آقای خلخالی اعدام شدند. از شخصیتهای قابل ذکر در این دوره که نقش مستقیمی در اعدامها داشتند می توان به احمد جنتی، حاکم شرع وقت خوزستان و مصطفی پورمحمدی، دادستان انقلاب استان خوزستان در آن زمان اشاره کرد. بنا به دستور آقای جنتی به عنوان حاکم شرع وقت خوزستان، نیروهای سپاهی با حمله به تجمع دانشجویان در دانشگاه جندی شاپور اهواز عده ای را کشتند، گروهی را دستگیر کردند و تعدادی هم از ترس خود را به رودخانه کارون انداختند.

آغاز جنگ ایران و عراق صفحه جدیدی در نحوه تعامل حکومت با مردم عرب خوزستان را رقم زد. در این دوره کنشگران و فعالان سیاسی ـ فرهنگی عرب با اتهام جدید جاسوسی و همکاری با حزب بعث عراق روبرو شدند. حاصل این دوره، اعدام دهها شهروند عرب خوزستان در طول سالهای جنگ ایران و عراق بود. بارزترین چهره رژیم جمهوری اسلامی در اهواز محسن اراکی، حاکم شرع خوزستان در این دوره بود که اعدام‌های فعالان عرب خوزستان با امضا و مهر او تنفیذ می شد. آقای اراکی اخیرا به عنوان نماینده آیت الله خامنه ای در مرکز اسلامی انگلیس در شهر لندن فعالیت داشت.

مشارکت و همراهی "الجبهة العربیة لتحریر الاحواز" (جبهه عربی آزادی بخش اهواز) با عراق در جنگ با ایران، سبب شد تا دهها عرب خوزستانی که مناطق سکونت آنها به اشغال عراق در آمده بود، پس از خروج ارتش عراق به اتهام عضویت در جبهه مذکور اعدام شوند. گروهی از عربهای خوزستانی دیگر که از عراق و کویت به شهرهای خود بازگشته بودند نیز با اتهامات مشابه مواجه و اعدام شدند.

در پی حوادثی نظیر منفجر ساختن تاسیسات نفتی، تاسیسات نظامی نظیر زاغه های مهمات، حمله به پادگان ها در طول سالیان جنگ، شماری از مردم عرب خوزستان توسط رژیم اعدام شدند. اعدامیهای این دوره در گورستانی تحت نام لعنت آباد دفن می‌شدند که بخشی از گورستان بهشت آباد اهواز است که دور تا دور آنرا دیوار کشیده بودند و نیروهای امنیتی مانع مراجعه خانواده های اعدامی‌ها به این گورستان می‌شدند.

شهروندان عرب در تابستان سال ۱۳۶۴ مطلبی که در روزنامه اطلاعات منتشر شده بود را توهین‌آمیز دانستند و دست به اعتراضات شدیدی در شهرهای مختلف خوزستان زدند. روزنامه اطلاعات در آن زمان گزارشی منتشر کرده بود که به نقل از یک نماینده مجلس برپا کنندگان یک برنامه موسیقی محلی عربی در خوزستان را گروهی"کولی" خوانده بود.

در پی این اعتراضات چندین تن به دست نیروهای امنیتی کشته شدند. شماری از بازداشت شدگان نیز تحت فشار، به همدستی با حزب بعث عراق اعتراف کردند و اعدام شدند.

سیاست های تبعیض آمیز دولت مرکزی در قبال مردم عرب باعث گسترش نارضایتی در میان مردم عرب خوزستان بخصوص جوانان و تحصیلکردگان شد، این امر در مواردی باعث روی گردانی از تشیع و روی آوردن جوانان به مذهب اهل سنت شد، امری که حکومت شیعه جمهوری اسلامی آن را بر نمی تابد. در نتیجه شماری از فعالان عرب هم به اتهام "وهابیت" و اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکوم شدند.

اتهام وهابیت در پرونده بسیاری از فعالان عرب که در سالهای اخیر دستگیر و محاکمه شده بودند ذکر شده است.

در حال حاضر نیز چندین شهروند عرب در زندان کارون اهواز منتظر اجرای حکم اعدام هستند که این موضوع واکنش های جامعه جهانی را به دنبال داشته است.