بررسی روزنامه‌های صبح تهران؛ چهارشنبه ۲۷ شهریور

روزنامه های امروز صبح تیترهای اصلی خود را به سخنان آیت الله خامنه ای در خصوص نرمش قهرمانانه اختصاص داده و در مقالاتی به تحلیل و تحسین آن پرداخته‌اند‫.‬

Image caption تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

خبرهایی از رییس جمهور سابق و ادامه تصادفات جاده‌ای، گلایه از تصمیم احتمالی به عزل رییس دانشگاه آزاد، افشای این خبر که فرهاد دانشجو برخلاف ادعایش مقام علمی نیست‫.، از جمله دیگر مطالب این روزنامه‌هاست‫.‬

مذاکره؛ اقتضای منافع و مصالح

داود هرمیداس باوند در مقاله ای در اعتماد نوشته: فراهم شدن امکان مذاکره ایران و امریکا به چند دلیل دارای ضرورت است. اول این که مردم ایران با حسن روحانی ایشان داده‌اند که خواستار حل و فصل مسائل و معضلات کشور هستند و معتقدند که بسیاری از این مسائل از مشکلات ما در صحنه بین المللی شکل گرفته است. خط‌مشی‌ای که توسط آقای دکتر روحانی اعلام شده است، سیاست تنش‌زدایی و گفت‌وگوی سازنده برای حل مسائل و مشکلات و معضلات است.

به نظر این استاد دانشگاه: بنابراین گام نخست در ایجاد رابطه برای حل مشکلات و معضلات، مذاکره است که از همه مهم‌تر مذاکره درباره پرونده هسته‌یی ایران در گروه پنج به اضافه یک است که در واقع محور حلال مشکلات ایران و امریکاست. باید بدانیم که نقش محوری در مذاکرات ۱+۵ را امریکا دارد و برای حل مشکلات‌مان، مذاکرات دوجانبه یک امر ضروری است.

نویسنده مقاله اعتماد تاکید کرده همواره مذاکره دال بر تسلیم نیست. در هر حال انتظار این است که دکتر روحانی طبق نیت قبلی‌شان از پیشنهاد مذاکره استقبال کنند. ضمن اینکه باید اختیارات کافی نیز به آقای روحانی و تیم‌شان داده شود. اما باید در این مذاکرات بر اساس تشخیص مصلحت تصمیم‌گیری کنند.

نشانه قدرت جمهوری اسلامی

روزنامه کیهان در سرمقاله خود به تحلیل گفته های آیت الله خامنه ای پرداخته و علت صدور دستور نرمش قهرمانانه را چنین بیان کرده: جمهوری اسلامی به این معنا از یک مهندسی کلان و ساخت درونی مستحکم برخوردار است. هواپیمایی که دقیق و درست مهندسی شده، قدرت آن را دارد که تیک آف کند، مقاومت فزاینده توده هوا را بشکافد، اوج بگیرد و پیش رود.

"هر قدر یک هواپیما پیشرفته‌تر باشد و سرعت بیشتری به خود بگیرد، با مقاومت بیشتر که قادر است آلیاژهای معمولی را از هم بگسلد، روبرو می‌شود. آیا در شرایط شتاب و سرعت و پیش‌رفت می‌توان به هواپیمای پیشرفته عیب گرفت که چرا با این حجم از معارضه و مقابله و مقاومت مواجه است؟!"

نویسنده کیهان در پایان نتیجه گیری کرده: پیام منطقی و انسانی انقلاب، به یک معنا برنده‌تر از لیزر است. اینکه ظلم نمی‌کنیم و از قدرت‌ها ستم نمی‌پذیریم، آرزوی سرکوب شده نوع ملت‌هاست که به چشم دیدند می‌توان به زورگویان "نه" گفت و به سیادت رسید.

کیهان نوشته: رواج بیداری و مقاومت اسلامی بیش از آن که مدیون مبلغان مجاهد باشد مرهون ساخت قدرت درونی انقلاب و جلوه جذاب پیام انسانی آن است.

اوباما چرا نامه‌ها را افشاکرد؟

Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

صباح زنگنه در مقاله ای که خراسان نقل کرده کوشیده به این سووال پاسخ دهد که اوباما چرا ماجرای نامه های خود با رییس جمهور ایران را فاش کرده است و نوشته:اگر آمریکایی ها به تهدید خود مبنی بر حمله نظامی علیه سوریه جامه عمل می پوشاندند، کل منطقه آشفته می شد و کشتار وسیعی در ابعاد مختلف به وقوع می پیوست. در همین راستا ایران هشدارهای لازم را به آمریکا داد مبنی بر اینکه شک و شبهه هایی در مورد اینکه چه کسانی از سلاح شیمیایی در سوریه استفاده کرده اند، وجود دارد.

به نوشته این مقام پیشین وزارت خارجه: اما سوال این است که چرا اوباما خبر مبادله نامه با روحانی را به صورت رسمی اعلام کرد و آیا او، دنبال این است که خود را از فضای سنگین به وجود آمده درباره سوریه خلاص کند و خود را به عنوان یک چهره طرفدار دیپلماسی به افکار عمومی کشور خود و جهان نشان بدهد؟ در پاسخ باید گفت: این نوع رفتار می تواند آثار متعددی بر جای بگذارد. نخست این که اوباما تلاش می کند که خود را از فشار مخاطبان و به خصوص جنگ طلبان آمریکا رها کند.

نویسنده مقاله خراسان نوشته اما اگر اوباما به دنبال نتیجه گرفتن از دیپلماسی با ایران است آیا با توجه به حساسیت ها در دو کشور بهتر نبود موضوع نامه نگاری و تبادل پیام را از کانال های مخفی ادامه می داد؟ مقامات ایران باید در مقابل این موضوع نه هیجان زده شوند و نه بی تفاوت از کنار آن عبور کنند آن ها ضمن این که مسائل را با دقت و موشکافانه زیر نظر دارند باید در زمانی که لازم است واکنش نشان دهند یعنی نه زودتر و نه دیرتر، این واکنش می خواهد پاسخ رسانه ای و یا پاسخ دیپلماتیک باشد.

تبلیغات شهرداری و نصایح اخلاقی

صنم حقیقی در مقاله ای در اعتماد به مضمون بیلبوردهای تهران اشاره کرده و نوشته: در بزرگراه صیاد مدت‌هاست بیلبوردی عظیم برافراشته شده که در آن عکس یک جفت کفش، روی خیابانی خیس، دیده می‌شود (که برگرفته از یک عکس خارجی است) و می‌گوید: "برای محافظت از پای خود، پوشیدن کفش بهتر از فرش کردن کل زمین است". یا در بزرگراه مدرس روی بیلبورد دیگری آمده: "یک تصمیم درست برای تغییرهزاران سرنوشت کافی است". یا دو قدم پایین‌تر، یک طراحی بسیار بد ازکف یک کفش عظیم آمده با مردی که زیر این کفش در شرف له شدن است، و نوشته: "برای رسیدن به یک جایگاه مواظب باشیم پایمان را روی چه چیزهایی می‌گذاریم".

به نوشته این مقاله: یا جایی دیگر در کنار چند گل پامچال کمرنگ، با پس زمینه‌یی سیاه و تیره، آمده: "قدرت کلامت را بالا ببر، نه صدایت. باران باعث رشد گل‌ها می‌شود نه رعد و برق". یا در اتوبان همت، کنار عکس رو پیرمرد، آمده: "روزی فقط یک خاطره خواهیم بود. سعی کنیم خاطره‌یی خوش باشیم". یا در کنارعکس مورچه‌یی که وزنه‌برداری می‌کند و وزنه‌اش یک هیزم است، نوشته شده: "اگر دل‌مان قرص است از دردسر نترسیم". یا در کنار میزی با پالت و قلم مو و رنگ و چراغی بالای میز، آمده "در ابراز محبت به فرزندان‌مان هم میانه‌رو باشیم" و چندین نمونه دیگر. تمام این بیلبوردها رنگ‌آمیزی تقریبا مشابه دارند و با بی‌سلیقگی تمام.

نویسنده مقاله اعتماد سرانجام پرسیده: مخاطب این بیلبوردها دقیقا چه کسانی هستند؟ کودکان زیر هفت سال؟ لحن نصایح و طراحی ابتدایی‌شان نشان می دهد که هدف، نصیحت آن گروه سنی است، ولی به نظر می‌رسد مخاطب، بزرگسالان هستند. شاید مخاطب رانندگان پراخم و بداخلاق شهر باشند. آنهایی که قفل فرمان به دست و خون درچشم به راننده ماشین بغلی حمله می‌کنند. آنهایی که اصرار به دادن شماره تلفن‌شان به راننده ماشین بغلی دارند و با این کار بزرگراه را بند آورده‌اند.

شهرداری تهران انتظار دارد این "قفل فرمان به دست گرفته" با خواندن بیلبورد‌ی که می‌گوید: "برای رسیدن به جایگاهت بر چیزها‌ی دیگر پای نگذار"، بعد از وارد کردن چند ضربه با قفل فرمان به ماشین یا دست و سر راننده از همه جا بی‌خبر ماشین بغلی، ناگهان بیلبورد را ببیند، به فکر فرو رود، قفل را رها کند، به زانو در بیاید و اشک‌ریزان طلب بخشش کند؟

معضل از زبان جوانان

Image caption کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

رابعه موحد در مقاله ای در بهار نوشته: نگاهی به سرگرمی‌ها و گذران اوقات فراغت جوانان، در بی‌دقت‌ترین افراد این سوال را ایجاد می‌کند که وای، چه اکثریت عظیمی از جوانان از اقشار و طبقات اجتماعی، اقتصادی متفاوت، دارای یک نوع سرگرمی، دارای یک نوع پوشش، یک نوع افکار و کردار فردی و جمعی هستند. روابط کوتاه‌مدت و گوناگون، عدم پایبندی به تعهدات، عدم مسئولیت‌پذیری، مدعی استقلال شدن و قدمی به سوی استقلال واقعی برنداشتن، خود را محور مسائل خانواده دانستن، تجربه‌های متنوع از سیگار تا مواد و قلیان که گویا سرگرمی جوانان است پارک‌ها، تفریحگاه‌های فرحزاد تا دربند و... را می‌چرخاند.

نویسنده پرسیده: علل گرایش جوانان به مصرف یا تجربه موادمخدر در این طیف وسیع چیست؟ قلیان‌کشی چگونه به عنوان سرگرمی جوانان جا باز کرد و قلیانی که تا ۳۰ -۲۰ سال قبل سرگرمی مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها بود، چگونه مقبول جوانان شد؟ جوانان از عواقب کدام فعالیت‌ها و شور و شوق جوانی به سرگرمی‌های سالمندان دیروز پناه برده‌اند؟ این سوالات را روانشناسان، جامعه‌شناسان، جرم‌شناسان و دلسوزان این مرز و بوم باید تحقیق، پیگیری و درمان کنند.

واقعیت این است که جوانان امروز با امید خود به طریقی اغراق‌آمیز مبارزه می‌کنند و با قرار دادن خود در معرض انهدام و حرص و جوش خوشگذرانی‌های بی‌حد و مرز به جنگ دیو بی‌اعتمادی و خشم درونی خویش می‌روند. بی‌اعتمادی به جامعه، قانون، عدالت، مسئولان، والدین و درنهایت به توانایی خودشان در ایجاد تغییر و تحولات مناسب و رو به تعالی و ترقی آنان را به سوی همرنگی با دیگران سوق می‌دهد

دانشگاه ایرانیان و مشکلات اداری

روزنامه شرق در گزارشی نوشته: شب گذشته جلو مسجد جامع نارمک شلوغ بود و به مناسبت روز ولادت امام رضا شیرینی و شربت می‌دادند. هوا کم‌کم تاریک می‌شد و وقت نماز نزدیک‌تر، صدای اذان که بلند شد خیلی‌ها برای نماز وارد مسجد شدند و جز عکاسان و خبرنگاران و چند جوان که مسوولیت برنامه را بر عهده داشتند، با محافظان پیش‌روی احمدی‌نژاد کسی بیرون نبود. نماز مغرب و عشا اقامه شد و قرآن هم خواندند تا احمدی‌نژاد از اتومبیلی که با آن مسیر پیاده چهار، پنج دقیقه‌ای از خانه‌اش تا مسجد را آمده بود، پیاده شد و زودتر از همه، خبرنگاران و عکاسان دورش حلقه زدند.

خبرنگار این روزنامه توصیف کرده‫:‬ امام‌جماعت برای بار دوم خاطره‌اش را از نو تعریف و تمام کرد و آمد کنار احمدی‌نژاد نشست. امام‌جماعت از احمدی‌نژاد پرسید: "پایتان چطور است؟" احمدی‌نژاد دستی به زانوهایش کشید و گفت "الان بهترم." مجری برنامه از احمدی‌نژاد خواست بایستد تا از او تقدیر شود. احمدی‌نژاد از سوی خانواده‌های شهدا و مومنین هم‌محلی‌اش یک تابلوفرش که روی آن "و ان‌یکاد" نوشته بود از دست امام‌جماعت مسجد و جانبازی که کنارش ایستاده بود گرفت و سپس پشت تریبون رفت و از انسان، عدالت، امام و خدا برای ورود ۱۵۰ نفر حاضر، حرف زد اما کلامی از "بهار" بر زبان نیاورد.

به گزارش این روزنامه رییس جمهور پیشین هنگام خروج از مجلس همه سووال های خبرنگاران را با لبخند پاسخ گفت ‫.‬ از قیاس آمار دولتش با آماری که روحانی در گفت‌وگوی تلویزیونی ارایه کرده بود چهره در هم کشید. وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه که آیا خبر جدیدی از دانشگاه ایرانیان دارید گفت: "فعلا با مشکلات اداری مواجه شده‌ایم که در صورت حل‌شدن آن خبرهای جدید را به اطلاع خواهیم رساند."

مشارکت زنان با کدام ساز و کار

احمد آملی در صفحه آخر اعتماد نوشته: در خبر‌ها آمده بود که ۷۷ رشته در ۳۶ دانشگاه زنان را از حق انتخاب محروم کرده که منتهی به طرح و اقامه دعوی از سوی برخی زنان به دیوان عدالت اداری شده است. آن ها بیشترین حذف حق خویش را در دسترسی به نظام آموزشی سال‌های ۹۱ و ۹۲ می‌دانند. برخی از انتصاب یک بانو به عنوان سخنگوی وزارت خارجه نیز معترض بودند.

نویسنده این مقاله بعد از بررسی ناهنجاری های زمان دولت پیشین در رفتار با موضوع زنان نوشته: نگاهی به آمار آسیب اجتماعی دهه ۷۰ و مقایسه آن با دهه ۸۰ نشان می‌دهد که افزایش آسیب زنان نه در مشارکت که در بیکاری و بدسرپرستی و خشونت‌های خانگی و محدودیت‌های غیرمعقول و تبعیض در جامعه و نظام خانواده بوده و آیا مرور تاریخی نقش زنان در جنبش‌ها و انقلاب ایران و جنگ تحمیلی معنایی غیر از مشارکت سیاسی و میهنی دارد؟

مقاله اعتماد در نهایت پرسیده: آیا وجود مدیران زن در دهه ۷۰ موجب آسیب اجتماعی شده است؟ خوف‌گرایی و تردیدنگری بر اندیشه برتری‌نگری دامن زده و موجب چالش‌ها در نظام خانواده خصوصا نسل جوان می‌شود. مشارکت زنان در توسعه آینده‌نگر یکی از شاخص‌های مهم حکمرانی مطلوب محسوب می‌شود. استثنا و محرومیت یکی از اشکال بارز تبعیض محسوب می‌شود

فیس بوک آمد و رفت

مسعود مرعشی در ستون طنز بهار نوشته: دیشب فیس‌بوک بعد از تحمل سال‌ها حبس بدون ملاقاتی، برای ساعاتی به مرخصی آمد و آزادی موقت را تجربه کرد. شایعه شده بخش فارسی مغ مار زاکربرگ دیشب بلافاصله بعد از حکم موقت آزادی‌اش اظهار کرد: "آه اگر آزادی سرودی خواند کوچک، چون گلوگاه یکی پرنده..." و در افق محو شد.

به نوشته این طنزنویس: به‌هرحال دیشب روح ملت شریف ایران جریحه‌دار شد. این طرح شوم مارک زاکربرگ فراماسونر فاسد، برای دقایقی به شکلی افسارگسیخته در میان بخشی از ایرانیان جولان می‌داد.

در انتهای ستون سفید نمایی بهار آمده: یکی از شهروندان کشورمان که متاسفانه اعتیاد خاصی به فیس‌بوک پیدا کرده و کمپ ویژه‌ای برای درمان اعتیادش پیدا نکرده، می‌گوید: "عادت کردم با فیلترشکن بیام فیس‌بوک. الان که رفع فیلتر شده حس بدی دارم. انگار بدون شلوار اومدم توی خیابون."

کارتون روز

Image caption جمال رحمتی، شرق

مطالب مرتبط