چرا ایران مایل به قبول آتش بس با عراق نبود؟

جنگ ایران و عراق
Image caption در پی شروع جنگ با عراق، میانجیگری های متعددی برای پایان جنگ میان دو کشور صورت گرفت که با پاسخ منفی مقام های ایرانی رو به رو شد

سی و یکم شهریور ۱۳۵۹ آغاز رسمی جنگ ایران و عراق است. پس از پیروزی انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ و قبل از این حمله سراسری نیز درگیری‌های مرزی زیادی میان دو کشور به وجود آمده بود، اما حمله غیرمنتظره هواپیماهای عراق در آخرین روز شهریور ۱۳۵۹ به فرودگاه مهرآباد و تجاوز زمینی گسترده به مرزهای ایران، آغازگر جنگی بزرگ شد که هشت سال به طول انجامید.

چهار روز پیش از این حمله مجمع ملی عراق، تصمیم شورای فرماندهی این کشور مبنی بر لغو قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را تایید کرده بود و آغاز جنگ توسط ارتش عراق، به بهانه مخالفت با این قرارداد صورت گرفت.

به فاصله تنها هفت روز از آغاز جنگ، شورای امنیت سازمان ملل طی یک جلسه اضطراری قطعنامه ۴۷۹ (نخستین قطعنامه این شورا در مورد جنگ) را صادر کرد و ضمن تاکید بر آتش بس فوری، از دو کشور خواست که از راه‌های مسالمت آمیز اختلافات خود را حل کنند. عراق، که پیشروی‌هایش در خاک ایران مطابق پیش بینی های اولیه از آب در نیامده بود، قطعنامه را پذیرفت. اما ایران، به دلیل اینکه بخشی از خاکش اشغال شده بود، این قطعنامه را رد کرد.

هشتم مهر اولین هیات سازمان کنفرانس اسلامی (متشکل از شخصیت هایی چون یاسر عرفات و محمد ضیاء الحق) به تهران آمد و درخواست آتش بس فوری در جنگ داشت که مورد پذیرش ایران قرار نگرفت. این در حالی بود که روز بعد، این هیات به بغداد سفر کرد و صدام حسین پیشنهاد آتش بس را پذیرفت.

با توجه به اینکه تا آن زمان هنوز پیشروی بزرگی در خاک ایران صورت نگرفته بود، ابهام بزرگی که پیش روی محققان قرار دارد آن است که چرا آتش بس از طرف ایران پذیرفته نشد؟

در تمام سال های جنگ موضع رسمی ایران آن بود که ارتش عراق پیش از برقراری آتش‌بس می‌بایست از خاک ایران عقب‌نشینی کند. این شرط هرچند به لحاظ اصولی قابل دفاع بود، اما به نظر برخی ناظران عملی به نظر نمی رسید. در عمل نیز، چنین شرطی هیچ گاه محقق نشد و حتی هشت سال بعد نیز که ایران پایان جنگ را پذیرفت، ابتدا آتش بس برقرار شد و بعد نیروها به مرزهای بین‌المللی بازگشتند.

در آن زمان کسی تصور نمی کرد که جنگ با عراق چنین طولانی شود. هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۸۲ طی گفتگویی با روزنامه همشهری درباره روزهای آغازین جنگ گفته است: "ما در ابتدا فکر می‌کردیم جنگ خیلی کوتاه خواهد بود. یادم می‌آید وقتی جنگ شروع شد و ما اولین جلسه شورای عالی دفاع را برگزار کردیم، سران ارتش حرفشان این بود که از امام بخواهیم آتش‌بس را نپذیرند، چون ما تحقیر شده‌ایم و باید خودمان را نشان بدهیم و ضربه متقابل را بزنیم."

به گفته آقای رفسنجانی: "سران ارتش قول دادند که ضربه کاری را به دشمن وارد خواهند کرد؛ به خصوص نیروی هوایی در این زمینه قاطع‌تر حرف می‌زد و انصافاً خوب هم عمل کرد. منظورم این است که در ابتدا تصور این بود که جنگ زیاد طول نمی‌کشد، اما وقتی ارتش عراق وارد خاک ما شد، معلوم شد که جنگ طول خواهد کشید." (همشهری – ۱ مهر ۱۳۸۵)

میانجیگری های بی فرجام

در ماه‌ها و سال های اولیه جنگ هیات‌های مختلفی برای برقراری صلح به ایران سفر کردند. در سال اول جنگ، بیشترین تعداد این سفرها انجام شد.

Image caption ترجمه مصاحبه هاشمی رفسنجانی با "موقف عربی"

در پی سفر هشتم مهر اولین هیات سازمان کنفرانس اسلامی به تهران، که درخواست آتش بس آن با مخالفت جمهوری اسلامی رو به رو شد، هیات حسن نیت جنبش عدم تعهد در اواسط مهرماه ۱۳۵۹ به دو کشور ایران وعراق سفر کرد تا زمینه پایان جنگ را فراهم کند. مقام های عراقی، که نیروهای نظامیشان پیشروی مطلوب را به دست نیاورده بودند، این بار از آمادگی خود برای پذیرش آتش بس و آغاز مذاکرات سخن گفتند، اما ایران مجددا تاکید کرد که پیش از آتش بس و مذاکره، عراق باید از مناطق اشغال شده عقب نشینی کند. (ماهنامه اندیشه و تاریخ سیاسی ایران معاصر، شهریور ۱۳۸۴، ص۲۳)

بیست و نهم مهر ۱۳۵۹، دومین سفر هیات کنفرانس اسلامی (متشکل از حبیب شطی، محمد ضیاء الحق، یاسر عرفات و ...) به تهران، برای برقراری آتش بس صورت گرفت که باز بی نتیجه بود.

در آن زمان، نگرش مسئولان حکومت ایران چنان بود که هر گونه آتش بس و مذاکره را عقب نشینی و شکست تلقی می‌کردند. محمد علی رجایی در این‌باره گفته بود: "ما میانجیگری را نخواهیم پذیرفت. این جنگ، جنگ با کشور نیست؛ جنگ عقیده با عقیده است. ما به هیچ وجه بحث سیاسی و مذاکره و حسن نیت را به معنای کسی که بخواهد ما را تشویق به مذاکره کند، نمی‏پذیریم."

او در جای دیگرتاکید کرده بود: "تنها شهادت است که ما را از صحنه نبرد خارج خواهد کرد. به همین جهت است که ما به هیچ وجه بحث میانجی و مذاکره و حتی حسن نیتی که بخواهد ما را تشویق به مذاکره کند نمی‏پذیریم." (فصلنامه مطالعات جنگ ایران و عراق، شماره اول، تابستان ۱۳۸۱)

در اجلاس بهمن ماه ۱۳۵۹، سازمان کنفرانس اسلامی طی قطعنامه‌ای از دو طرف درگیر خواست که با آتش بس فوری و خودداری از به کارگیری زور به مذاکره بپردازند. همچنین، در این جلسه اعضای "کمیته حسن نیت برای میانجی‏گری" به منظور پایان دادن به جنگ انتخاب شدند و موافقت گردید که در صورت نیاز، نیروهایی برای نظارت بر آتش بس تشکیل دهند. اما ایران با تاکید دوباره بر اولویت عقب نشینی کامل نیروهای عراقی، حاضر به پذیرفتن آتش بس و مذاکره نشد.

اوایل سال ۱۳۶۰، پیشنهاد وزیران خارجه چهار کشور عضو سازمان عدم تعهد درباره پایان جنگ ایران و عراق نیز مطرح شد. بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۶۰، ابوالحسن بنی‌‌صدر طی نامه‌ای به آیت‌الله خمینی تاکید کرد: "اگر بنا را بر صلح بگذاریم بهتر از این پیشنهاد، پیشنهادى ممکن نیست به‌ما بکنند. براى اینکه یک منطقه غیر نظامى در ایران و عراق به وجود مى ‏آید." او با احتیاط اضافه کرد: "باید بدانیم که انتشار این پیشنهاد و عدم قبول آن از نظر افکار عمومى خود ما که موافق ادامه جنگ نیست، خوش‌آیند نیست، مگر اینکه ما اطمینان به پیروزى کامل داشته باشیم و این اطمینان را به مردم بدهیم." (کتاب "نامه ها از بنی صدر به خمینی و دیگران"، انتشارات انقلاب اسلامی، خرداد ۸۵، ص۴۱۶-۴۱۹)

آن پیشنهاد صلح هرگز پذیرفته نشد و پس از آن، به مرور میزان ارائه پیشنهادات صلح از طرف هیات‌های حسن‌نیت نیز کمتر شد.

در اواخر سال ۱۳۶۰ روزنامه جمهوری اسلامی ترجمه گفتگوی اکبر هاشمی رفسنجانی با یک روزنامه عربی را به چاپ رساند که وی در آن، سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال جنگ را به وضوح مشخص می کرد. آقای رفسنجانی تصریح داشت: "ما نمی خواهیم در سایه رژیم فعلی عراق، به هیچ توافقی با بغداد برسیم... و این سری نیست که آن را فاش کنم که صدام حسین توسط میانجی‌ها موافقت کرد طبق مواد و شرایط قرارداد الجزایر و بدون قید و شرط، عقب نشینی کند... ولی ما این پیشنهاد را رد کردیم و با هرگونه توافقی مخالفت خواهیم کرد."

اکبر هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با هفته نامه موقف عربی می افزود: "مادامی که رژیم فعلی عراق، طرف دوم توافق باشد. [...] این توافق باید با ملت عراق و پس از پیروزی امضا گردد. ما حاضر نیستیم دست از حمایت از سازمان های مخالف رژیم عراق برداریم."

او همچنین درباره پیشنهاد عربستان سعودی برای پرداخت خسارت به ایران تاکید می کرد: "این پیشنهاد و پیشنهادهای مخالف را قبول نمی‌کنیم، مساله ضرر و منفعت نیست، مساله، مساله حق و باطل است." (روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۷ اسفند ۱۳۶۰)

امکان خاتمه زودتر جنگ

مروری بر مواضع مسئولان ارشد جمهوری اسلامی در زمان جنگ با عراق نشان می دهد که حاکمان ایران، با اطمینان به پیروزی کامل بر ارتش صدام حسین، پذیرش آتش بس در مقابل عراق را غیرضروری می دانسته اند.

این در حالی است که همین مقامات پس از هشت سال، در نهایت رسیدن به هدف تسلیم ارتش عراق را غیر ممکن تشخیص داده و به پذیرش آتش بس، در زمان حضور دشمن در خاک ایران، تن دادند.

در سال های بعد از پذیرش آتش بس، موضوع جنگ به یکی از مقدسات سیاسی و تاریخی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده و هیچ نقد و اعتراضی نسبت به رویکرد حکومت ایران برای ادامه جنگ تحمل نمی‌شود.

در این میان اما، پرسشی که همچنان پیش روی ناظران قرار دارد آن است که آیا امکان توقف سریع‌تر جنگ و کمتر شدن هزینه آن وجود نداشت؟

مطالب مرتبط