بررسی روزنامه های صبح دوشنبه تهران - اول مهر

در آستانه سفر رییس جمهور روحانی به نیویورک و در حالی که بیش از هر زمان امیدواری برای بهبود روابط ایران و غرب و کاهش تنش ها در سیاست خارجی و همچنین پایان تحریم ها در فضا موج می زند، روزنامه های تهران با یاد اول مهر و آغاز مدارس و یادآوری از سالروز آغاز جنگ هشت ساله ایران و عراق به این مسایل پرداخته اند.

در حالی که اکثر روزنامه ها امید و شادمانی از احتمال دیدار روسای جمهور ایران و آمریکا و مذاکره آنان را منعکس می کنند روزنامه های افراطی تندرو در حملات شدید به آمریکا و اصلاح طلبانی که امید را در مردم بارور می کنند همچنان به انتقاد از دولت تازه مشغولند.

انعکاس آرام و ارزان شدن نرخ ها و کاهش نرخ ارز در بخش های اقتصادی این روزنامه ها جای مهمی دارد.

Image caption صفحه اول اطلاعات دوشنبه اول مهر

امید به مذاکره

اعتماد در گزارش اصلی خود از پنجاه نفر از چهره های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشور نظرخواهی کرده و در جدولی که از اظهارات آن ها تهیه کرده نشان داده تقریبا تمامی آن ها به مذاکره با آمریکا و غرب رغبت نشان داده و خواستار حل مشکلات سیاست خارجی و رفع تحریم ها شده اند.

حمیدرضا جلایی‌پور در مقاله ای در اعتماد نوشته: دیدار احتمالی روسای دولت ایران و امریکا در سفر آتی دکتر حسن روحانی ریاست‌جمهوری، در دو سطح نمادین و واقعی حایز اهمیت است. در عرصه بین‌المللی هم حتی در کشورهای عرب زبان نخبگان به ابعاد این قضیه بسیار توجه کرده‌اند و به آن از دیدگاه‌های مختلف می‌پردازند و آن را تعقیب می‌کنند ولی در ایران متاسفانه به این دیدار توجه نشده است.

این استاد جامعه شناس دانشگاه یادآوری کرده که خوش بینی ها بدان دلیل است که در دوره‌های پیشین چون میان دولت و سایر ارکان حکومتی هماهنگی نبود، تندروها نیز علیه شکل‌گیری یک گفت‌وگوی موثر فعالیت می‌کردند. برای مثال در آغاز دولت آقای خاتمی همزمان با سفر ایشان به نیویورک، چندین نفر دستگیر شدند. اما در آغاز سفر آقای روحانی به امریکا برخی زندانیان آزاد شده اند. این نشانگر، هماهنگی میان دولت و سایر ارکان عالی نظام است .

مردم سالاری در سرمقاله خود نوشته: در تمام سالهای پس از انقلاب، مخصوصاً پس از ۸ سال اخیر که هنر عده‌ای دشمن‌تراشی علیه ایران بوده، چنین فرصتی به دست نیامده که اکثر کشورها از قاره‌های مختلف جهان برای ایجاد ارتباط با ایران مسابقه گذاشته‌اند

نویسنده بعد از اشاره به واکنش اسراییل به گروه های تندرو داخلی اشاره کرده که قبل از سفر رئیس جمهور، بر طبل دشمنی ایران با جهان و حتی تشویق جهانیان به دشمنی با ایران می‌کوبند و پیشاپیش به این سفر پیرایه می‌بندند، این نشان می‌دهد که اگر نگوییم نسبت به کشور و نظام، سوءنیت ندارند، بلکه باید بپذیریم که نسبت به دولت یازدهم هیچ حسن‌ظنی ندارند.

اما کیهان در پایان گزارشی درباره واکنش رسانه های غربی به اخبار مربوط به دیدار احتمالی اوباما و روحانی نوشته: رژیم درمانده آمریکا به اعتبار شکست در ماجرای سوریه و عراق و افغانستان به شدت به یک فضاسازی تبلیغاتی-نظیر گرفتن عکس دست دادن اوباما با رئیس جمهوری اسلامی ایران- نیاز دارد و ارتکاب چنین اشتباهی دادن یک امتیاز بزرگ به آمریکا نیازمند است بدون اینکه کمترین امتیازی را نصیب ایران کند.

این روزنامه از رسانه های دیگر انتقاد کرده که چرا در یک موج فراگیر از احتمال دیدار روسای جمهور آمریکا و ایران ابراز خوشحالی کرده و به عادی‌سازی و سفیدسازی سیمای تیره شیطان بزرگ کمک رسانده اند حال آن که رئیس دولت آمریکا یک جنایتکار جنگی است و دست وی با واسطه و بی‌واسطه به خون ملت‌های منطقه از مصر و سوریه و فلسطین و لبنان تا بحرین و یمن آلوده است .

چرا توپخانه رسانه‌ای افراطیون خاموش نمی‌شود؟

اما فواد صادقی در مقاله ای در قانون نوشته: سه ماه از پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری می گذرد. اگرچه این پیروزی شباهت‌هایی با دوم خرداد سال ۷۶ و پیروزی سید محمد خاتمی داشت اما یک تفاوت مهم وبنیادین نیز با آن انتخابات دارد. پس از دوم خرداد جناح راست که خود را شکست خورده و غافلگیر شده، دست به تجدید نظر در روش‌ها وحتی مهره های خود زد، ادبیات خود را تغییر داد، در شیوه رسانه‌ای خود تجدید‌نظر کرد. از این رو نحوه برخورد جناح راست با دولت هفتم و سیدمحمد خاتمی، واکنشی توام با عقلانیت، ادب و احترام به رای مردم بود.

Image caption کارتون میرشاه ولد، قانون

نویسنده یادآوری کرده که این بار متفاوت است و اقتدارگرایان تقریبا از روز نخست اعلام نتایج نه تنها از حجم تخریب‌های انتخاباتی خود علیه رقیب نکاستند بلکه آتش توپخانه تخریب و جنگ روانی اصولگرایان روی رئیس جمهور منتخب متمرکز شد.

به نوشته مقاله قانون اگر در سال ۱۳۷۶ ، رسانه‌های فعال جناح راست دو روزنامه کیهان و رسالت و دوهفته نامه یا لثارات وشلمچه بودند، اکنون علاوه بر چند روزنامه، دهها رسانه مجازی اعم از خبرگزاری‌های میلیاردی که پرسنلی معادل چندین روزنامه دارند و تعداد بیشماری سایت‌های خبری با استفاده از منابع مالی واطلاعاتی غیرقابل دسترس برای اصلاح طلبان در حال فعالیت هستند.

روحانی دست، اوباما دست، حالا برعکس

مسعود مرعشی در ستون طنز بهار نوشته: «آیا رییس‌جمهوری با اوباما دست می‌دهد یا خیر؟!» دوره آقای خاتمی شایعه شده بود، بیل کلینتون در سازمان ملل می‌خواسته با ایشان دست بدهد، اما آقای خاتمی برای پیشگیری از وقوع چنین پیشامدی، به دستشویی سازمان ملل پناه برده. حالا بعد از چرخش روزگار باز هم دست دادن یا ندادن، مساله آن است. نکته اذیت‌کننده ماجرا اینجاست که اوباما رییس‌جمهوری آمریکاست. اگر هیلاری کلینتون رییس‌جمهورشان بود

نویسنده ستون سفید نمایی چند سناریو را در نظر آورده: اول در صحن سازمان ملل:اوباما از دور نزدیک می‌شود، روحانی هم از نزدیک دور می‌شود. به سمت هم می‌روند. باد می‌وزد و موهایشان را از این‌سو به آن‌سو می‌برد. موسیقی خوب، بد، زشت فضا را عطرآگین کرده. به هم که می‌رسند، در فاصله نیم متری هم می‌ایستند. با حرکت انگشتانشان پنجه‌ها را نرمش می‌دهند. دوربین روی صورت هر دو زوم می‌کند. قطره‌های عرق از گوشه پیشانی آنان می‌چکد و نگاه‌های مصمم‌شان به هم گره می‌خورد. آقای روحانی می‌گوید: «هی باراک»، آقای اوباما می‌گوید: «های حسن»! آقای روحانی دستش را به‌شدت حرکت می‌دهد. باراک می‌گوید: «می‌دونم. شما تمدنی غنی داشتین.» روحانی می‌گوید: «خب، پس بزن قدش!»

دومین سناریو طنز بهار این است: دقیقا همان اتفاقات بالا تکرار می‌شود. روحانی درباره شعر سردر سازمان ملل صحبت می‌کند. باراک همان حرف را تکرار می‌کند. تا اوباما دستش را دراز می‌کند، روحانی دستش را ۹۰ درجه می‌چرخاند و می‌گوید: «یه بچه آن‌قدری ندیدی؟» بعد قارت قارت می‌خندد و می‌رود.

به عشق روز اول مهر

شیرزاد عبدالهی در مقاله ای در شرق نوشته: دوازده میلیون و ۳۰۰ هزار کودک و نوجوان روز اول ماه مهر به مدرسه می‌روند. از این تعداد حدود یک میلیون نفر در مدارس غیر دولتی ثبت نام کرده‌اند. وقتی از کیفیت بخشی نظام آموزشی کشور گفته می شود را، مهم‌ترین این راهبرد، بهسازی نیروی انسانی و آموزش ضمن خدمت کارکنان به‌ویژه معلمان است که اکنون تعداد آنها از مرز یک میلیون و ۱۳ هزار نفر گذشته است.

به نظر این کارشناس اموزش و پرورش: اگر در طول شانزده سال گذشته، هر یک از شش وزیر آموزش و پرورش در مدت وزارت خود، هریک دوطرح را به سرانجام رسانده بودند، الان ۱۲ مشکل این وزارتخانه حل شده بود. نکته جالب این است که در این مدت به‌ویژه در هشت سال گذشته، وزرا در شعار به چیزی کمتر از تحول اساسی و بنیادین راضی نبوده‌اند.

مسعود سلیمی در سرمقاله جهان صنعت از چند روز مانده به اول مهر نوشته که دلشوره به جانش افتاده بود. فکر و خیال دست از سرش برنمی‌داشت. نمی‌دانست چه اتفاقی می‌افتد. آخر قرار بود جایی برود که قبلا نرفته بود؛ جایی که هیچ‌کس را نمی‌شناخت. قرار بود به مدرسه‌ای برود که پیش از این نرفته بود. نمی‌دانست معلمی که سر کلاس می‌آید چه کسی است...

احمدرضا غنی در همین روزنامه نوشته: روز اول مهر با قدم‌های استوار و سینه ستبر پای به دبستان می‌گذارم. پوزخند می‌زنم از اینکه چرا این بچه‌ها گریه می‌کنند؟ مرد که گریه نمی‌کند. مدرسه است دیگر، قرار نیست که بکشندمان. کلاس‌بندی می‌شویم، بچه‌های هر کلاس به صف از جلو نظام یادمان می‌دهند، مدیر و ناظم صحبت می‌کنند و تمام. به صف می‌رویم سر کلاس. همچنان بچه‌ها گریه می‌کنند و همچنان من پوزخند می‌زنم. بچه ننر‌ها.

Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شرق

به نوشته این روزنامه نگار: خانم قربانی سر کلاس می‌آید و برایمان از شیرین بودن مدرسه می‌گوید. اینکه اینجا خانه دوم ماست و دوست‌های خوب پیدا می‌کنیم و کلا همه چیز قرار است خوب باشد اما نمی‌دانم چرا هنوز این بغل‌دستی‌ام، بینی‌اش را بالا می‌کشد، فرت فرت می‌کند و اشک‌هایش را با گوشه آستینش پاک می‌کند. امروز زودتر تعطیل‌مان می‌کنند تا از فردا که اول مهر است به طور رسمی محصل شویم. زنگ می‌خورد و بچه‌ها مثل فرفره می‌دوند بیرون. جلوی در پر است از پدر‌ها و مادرهایی که دنبال فرزندان‌شان آمده‌اند.

شقایق طباطبایی در گزارش جهان صنعت نوشته: از یک هفته مانده به اول مهر چنان سر ذوق بودم که دور خانه می‌دویدم، جیغ می‌کشیدم و هیچ‌کس نمی‌توانست آرامم کند. روز اول مهر در مدرسه هم به همین منوال، سرخوش به من گذشت. بهمان گل و جامدادی و. . . دادند ولی من این طرف و آن طرف مدرسه جایشان می‌گذاشتم و مقنعه سرم نمی‌کردم و در مدرسه مادرم هرکاری کرده مقنعه سرم نمانده و از آن به بعد از آن بچه‌هایی شدم که مدرسه را دوست دارند.

فرصتی برای ایجاد ثبات

عباس شاکری در مقاله ای در شرق نوشته: خبرهای خوش برآمده از سیاست خارجی کشور که امید را به جامعه تزریق کرده، در بازار ارز تاثیراتی داشت که نشان داد بازار ارز ایران بیشتر از هر دوره‌ای در این چندسال وابسته به سیاست و عدم‌پیوند با نیروهای بنیادی اقتصاد شده است. از نقطه‌نظر تئوری، وقتی بسترهای مورد نیاز و ساختارها و نهادهای تامین و نیز رقابت‌پذیری در اقتصاد وجود داشته باشد، بالارفتن قیمت ارز افزایش معنی‌داری در صادرات به وجود می‌آورد.

نویسنده کارشناس افزوده: در یک‌سال گذشته که موج تحریم‌ها علیه کشور حالت فزاینده به خود گرفت و انتقال درآمدهای نفتی به داخل کشور با مشکل و مساله ‌روبه‌رو شد، در واقع شکل دیگری از تاثیر سیاست و نیروهای غیرمولد و نااقتصادی بر بازار شکل گرفت و التهابی دامن بازار را گرفت که قیمت دلار‌هزارتومانی را تا چهارهزارتومان بالا کشید و اگر برخی تمهیدات نبود بالاتر از آن هم می‌رفت. این افزایش قیمت به جهش صادراتی کشور هم منجر نشد و تنها رکود تورمی را به ارمغان آورد.

چرا کتاب‌های درسی خنده‌دار است؟

پوریا عالمی در ستون طنز شرق از قول یک عضو گروه مولفان کتاب‌های درسی نقل کرده که گفته: کاری نکنیم که دانش‌آموزان به کتاب‌های درسی بخندند.

جدی؟ یعنی عمدی نبوده؟ ما تا الان فکر می‌کردیم یک گروه طنزنویس جمع کرده‌اند که کتاب درسی بنویسند. که موفق هم هستند انصافا. یعنی ما تا الان ندیدیم کسی این کتاب‌ها را جدی بگیرد. راستش توی خارج کتاب‌های درسی‌شان چنگی به دل نمی‌زند. برای همین بچه‌هایشان کتاب‌های کمیک را خیلی دوست دارند. ولی ما چون کتاب‌های درسی‌مان خنده‌دار است، سراغ کتاب‌های کمیک‌استریپ نمی‌رویم.

نویسنده ستون از هر نظر بی ضرر اضافه کرده: حالا که ما توی یک چیز سرآمد هستیم، چرا باید عوضش کنیم؟ ما که پیشنهاد می‌کنیم همین‌ها که تا الان کتاب درسی می‌نوشته‌اند، باز هم بنویسند. دست‌کم بچه‌ها بخندند بهشان تا دل بچه باز شود.

کارتون روز

Image caption کارتون احسان گنجی، ابتکار

مطالب مرتبط