چطور می‌توان تماس تلفنی روحانی و اوباما را به دیدار تبدیل کرد؟

نشانه های احتمال بهبود روابط ایران و آمریکا در چند روز اخیر، به بی سابقه ترین و در عین احتیاط، خوشبینانه ترین حالتی رسیده که دو کشور از زمان قطع رابطه داشته اند.

روسای جمهور ایران و آمریکا در شرایطی که انتظار می رفت در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل صرفا با هم خوش و بشی کنند و به تعبیری یخ ۳۵ ساله روابط را به شکل نمادین بشکنند، با هم گفت و گوی تلفنی نسبتا مفصلی (۱۵ دقیقه) انجام داده‌اند که محتوای آن به دلیل نبود دوربین رسانه های منتظر، حتما در فضایی بهتر و آرامشی بیشتر انجام شده است.

گفت و گوی تلفنی دو طرف بعد از دیدار محمدجواد ظریف با وزرای خارجه گروه ۱+۵ که جان کری وزیر خارجه آمریکا هم در آن حضور داشت انجام شد. دو طرف برداشتی مثبت از این گفت و گو داشتند و برنامه دیداری دیگر را برای حدود سه هفته دیگر در ژنو سوئیس نهایی کردند.

آیا تماس تلفنی نشانه پایداری خوشبینی هاست؟

به این ترتیب تماس دو رئیس جمهور در شرایطی انجام شد که احتمالا ابهامات وزرای خارجه ایران و آمریکا درباره رویکرد تازه هر دو کشور در پرونده اتمی ایران در این مرحله اولیه با جلب اعتماد طرفین همراه بوده است.

هردو رئیس جمهور بر ادامه همکاری برای حل و فصل پرونده اتمی تاکید کرده اند و گفت و گوی تلفنی با خوش و بش دو رئیس جمهور و با کلمه فارسی 'خداحافظ' از سوی باراک اوباما پایان یافته است.

اما آیا این تحولات ابتدایی و مثبت می تواند حل و فصل سیاسی پرونده اتمی ایران در کوتاه مدت و از سرگیری روابط سیاسی ایران و آمریکا در بلندمدت را در پی داشته باشد؟

جواب به این سوال به راحتی امکان پذیر نیست اما با نگاهی به عملکرد دو طرف و تکرار الگوی رفتاری ایران و آمریکا، چشم انداز تحولات را تا حدودی می توان ترسیم کرد.

رویکرد آمریکا به ایران طی ۳۵ سال اخیر نشان می دهد اقدامات اطمینان بخش مقطعی ایران، یا پاسخ شایسته نگرفته یا حتی به تعبیر برخی سیاستمداران غربی با بدترین شکل به آن جواب داده شده است.

جورج بوش پدر، رئیس جمهور آمریکا در جریان کمک ایران به آزادسازی گروگان های این کشور در لبنان به مقامات ایرانی اعلام کرد که قادر به نشان دادن حسن نیت وعده داده شده اش نیست.

در دوره بیل کلینتون، رئیس جمهور بعدی رویکرد اعتمادساز ایران، به تحریم‌های داماتو و ایجاد محدودیت شدید در سرمایه گذاری شرکت های نفتی آمریکا در صنایع ایران منجر شد و علیرغم نشانه های مثبتی که ایران از خود نشان داد حتی آمریکا برای دیپلمات های ایرانی در مقر سازمان ملل محدودیت های دیپلماتیک از جمله ممنوعیت خروج از محدوده ۲۰ مایلی مقر سازمان ملل را وضع کرد.

کمک سرنوشت ساز ایران پیش از حمله آمریکا و نیروهای ائتلاف به افغانستان (برای سقوط طالبان) و پس از آن (در جریان اجلاس بن و تشکیل حکومت انتقالی حامد کرزی) با سخنرانی بوش و قرار دادن ایران در محورت شرارت در کنار کره شمالی و عراق، نگرانی سیاستمداران بدبین به رویکرد آمریکا در برابر جمهوری اسلامی را تشدید کرد. سرانجام بعد از همراهی ایران با آمریکا در سقوط صدام هم زمزمه ضرورت حمله نظامی به ایران از سوی دولت جورج بوش مطرح شد.

در پرونده اتمی و مذاکرات مربوط به آن هم علیرغم همکاری وسیع ایران با آژانس و تاکید مدیر کل وقت آژانس بر نبود انحراف و اقدامات اطمینان بخش همچون تعلیق غنی سازی اورانیوم، آمریکا سرانجام زمینه ارسال این پرونده به شورای امنیت را فراهم و پیش نویس اولین قطعنامه تحریم ایران در شورای امنیت را بر اساس فصل هفتم منشور ملل تنظیم کرد که درباره تهدید صلح و امنیت جهانی است.

ناکارایی اقدامات اطمینان‌بخش، در نبود چشم انداز بلندمدت

صرف اقدامات اطمینان بخش مقطعی تاکنون نشان داده نمی تواند به حل و فصل بی اعتمادی انباشت شده میان دو کشور کمکی و پیامدهای سیاسی آن، کمکی پایدار کند.

این وضعیت، موضع سیاستمداران و سیاست سازان سرسخت ایران را هم تقویت و همراهی آنها را برای اقدامات بعدی در برابر آمریکا دشوارتر کرده است.

انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران، سیاست های پرهزینه هشت ساله رئیس جمهور قبلی و تشدید فشارهای تحریم بر ایران یک بار دیگر سیاست سازان معتدل و میانه روی ایران را در موقعیتی قرار داده که سیاستمداران سرسخت را در آزمودن دوباره راهی برای کاهش تنش با آمریکا ناچارا با خود همراه کنند اما این شرایط ذاتا پایدار نیست و در صورت پایداری هم همه آن چیزی نیست که ایران به آن احتیاج دارد.

روابط آمریکا و چین در دهه ۱۹۷۰ زمانی طی دیدار هنری کیسینجر مشاور امنیت ملی ریچارد نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا از پکن از سرگرفته شد که نخبگان دو کشور از مدت ها پیش خود را آماده برقراری روابط کرده بودند و دیپلماسی پینگ پنگ هم افکار عمومی را آماده کرده بود.

آقای روحانی بارها گفته که او برای مذاکرات اتمی اختیار کامل دارد و پس از بازگشت از نیویورک به تهران هم گفت که دیدار دو رئیس جمهور پس از ۳۵ سال زود و بود و مقدمه لازم دارد.

گفته های او درباره اختیار کاملش در مذاکرات می تواند به معنی این باشد که پیروزی او در این پرونده به عنوان یک هدف می تواند زمینه ساز گشایش در روابط دوجانبه با آمریکا باشد.

اما هنوز برای امیدوار بودن به نتیجه این اقدامات باید محتاط بود. در آمریکا هم این بدبینی به ایران وجود دارد و دامنه خواسته ها و مطالبات ایالات متحده هم از ایران روشن نیست. (همان چیزی که ایران از آن به عنوان بهانه جویی آمریکا یاد می کند.)

روحانی در سخنرانی اش در سازمان ملل به طور مستقیم به باراک اوباما پیام داد که گفته های چند ساعت پیش او را در مجمع عمومی به دقت شنیده و انتظار دارد "صدای واحدی از آمریکا در برابر ایران" بشنود.

این "صدای واحد" می تواند هدفگذاری در ایالات متحده برای بهبود روابط ایران و آمریکا در میان مدت و با اقداماتی نظیر آماده کردن نهادهای قدرتمند تصمیم ساز در آمریکا و رفع نگرانی اسرائیل از بهبود روابط ایران و آمریکا همراه باشد.

هردو کشور هم می دانند ایران همسایگانی دارد که متحدان منطقه ای آمریکا هستند باشد و در این سال‌ها از نبود رابطه، افزایش بحران و حتی بالارفتن سطح تنش ایران و آمریکا منافع سیاسی و اقتصادی و امنیتی کسب کرده اند و ترجیح شان حفظ وضعیت موجود است.

در صورتی که دو کشور در پس اقدامات مثبت اما شکننده چند روز اخیر به سوی تعیین یک راهبرد بلند مدت برای بهبود روابط حرکت کنند، آنگاه می توان اقداماتی همچون دعوت به دیدار و تماس تلفنی دو رئیس جمهور را با صفاتی به غیر از "خوشبینی محتاطانه" و "فضای مثبت شکننده" تفسیر کرد.

مطالب مرتبط