بررسی روزنامه های صبح یکشنبه ‫-‬ هفتم مهر

روزنامه های امروز صبح در صفحه اول خود عکس هایی از صحنه حمله به اتومبیل رییس جمهور هنگام بازگشت از سفر نیویورک به کار برده و در مقالاتی این عمل را تقبیح کرده اند‫. در حالی که اکثر روزنامه ها با مقالات متعدد گشایش در روابط ایران و ایالات متحده را گامی برای حل معضلات سیاسی و اقتصادی کشور دیده اند که وعده آن در انتخابات ریاست جمهوری داده شده بود، کیهان تنها روزنامه ای است که به شدت بابت مکالمه تلفنی با اوباما از رییس جمهور انتقاد کرده، گرچه روزنامه های دیگر جناح تندرو هم مقالاتی در انتقاد از این امر دارند‫.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول بهار

مصطفی ایزدی در مقاله ای در شرق نوشته ساده‌ترین عبارتی که می‌توان برای مذاکره ایران و آمریکا پس از ارتباط تلفنی اوباما و روحانی، به کار برد این است که کلید حسن روحانی یکی از درهای مهم بین‌المللی ایران را باز کرد. اینکه پشت درهای بسته چه بوده و چه نصیب طرفین می‌شود، نیازمند گذر زمان است، اما بالاخره این در، یعنی برقراری رابطه بین ایران و آمریکا باید یک روزی باز می‌شد. از درهای بسته، هیچ‌کس نفعی نمی‌برد و هرچه از آن بگذرد، بازکردنش سخت‌تر می‌شود.

نویسنده بدون نام بردن از عطالله مهاجرانی نوشته: نزدیک به ۲۰ سال قبل، بنده‌خدایی پیشنهاد مذاکره مستقیم بین ما و ایالات متحده را داد، اما چنان بر او شوریدند که از سخن و پیشنهاد خود پشیمان شد. من نمی‌خواهم بگویم که در آن زمان، پیشنهاد وی عملی بود و به همین راحتی‌ای که این دو، سه روز، مذاکره مستقیم درحد بالاترین مقام اجرایی دو کشور و پیش از آن بین وزرای خارجه این دو صورت گرفت، انجام می‌شد. دو رییس‌جمهور آن زمان با دو رییس‌جمهور این زمان، تفاوت‌هایی داشتند و چه‌بسا همین تفاوت‌ها، کار را سخت می‌کرد و نتیجه‌ای نمی‌داشت.

همان زمان که احساسات ضدآمریکایی بعضی از عناصر سیاسی ایران، در مقابل آن پیشنهاد، به موضع‌گیری‌های تند ختم شد این سوال برای نگارنده پیش آمد که اگر لای دری را که خودمان روی خودمان بسته‌ایم یا آنها در را روی ما بسته‌اند، به اندازه چند سانتیمتر باز کنیم و با حفظ همه مراقبت‌ها و تمهیدات، از پشت در حرف بزنیم و حرف‌های یکدیگر را بشنویم و بشنوند، چه اتفاقی می‌افتد؟

مخالفان گشایش کار

كبري آسوپار در مقاله ای در جوان با اشاره به دو گروهی که در فرودگاه به استقبال از رییس جمهور در بازگشت از سفر نیویورک رفته بودند و آن ها که برای مخالفت با وی گرد آمده بودند از گروه سومی خبر داده که به نوشته وی واكنش صبر و سكوت دارند و به نظر مي‌رسد حاميانش بسيار پرتعداد‌تر از آن دو گروه دیگر باشد همان ها که با دقت و تيزبيني اوضاع را رصد مي‌كنند و حال منتظرند تا تبيين هزينه و فايده‌اي را كه اين اتفاق براي مردم ايران داشته از زبان رئيس‌جمهور خود بشنوند.

نویسنده مقاله روزنامه وابسته به سپاه پاسداران افزوده: حسن روحاني پس از 35 سال قطع رابطه ايران و امريكا، مكالمه‌اي تلفني را با اوباما رقم زد و اينك امريكايي‌ها خشنود اين گفت و گويي هستند كه سال‌ها در پي آن بودند و اين حق ملت ايران است كه بدانند در قبال برآورده كردن اين خواسته امريكايي ها، چه چيزي نصيب ملت ايران شده يا در آينده‌اي نزديك خواهد شد.

در ادامه مقاله جوان آمده: آيا اوباما دستور لغو تحريم‌هاي ناعادلانه نفتي و دارويي و هواپيمايي و... عليه جمهوري اسلامي ايران را صادر خواهد كرد و جنگ اقتصادي امريكا با مردم ايران به زودي به پايان مي‌رسد؟ آيا دارايي‌هاي بلوكه شده ايران در بانك‌هاي امريكايي آزاد خواهد شد؟ آيا دولت ايالات متحده به دليل حمايت از محمدرضا پهلوي در جنايت و خيانت عليه ملت ايران از مردم ايران، از مادران شهيد داده و همسران شوهر از دست داده عذرخواهي خواهد كرد؟ آيا امريكايي‌ها جنايات خود عليه ملت ايران با حمايت از صدام در جنگ هشت ساله را متأسف خواهند شد؟ آيا دولت امريكا براي هدف قراردادن ايرباس مسافربري ايران عذرخواهي خواهد كرد؟ و آيا... آيا... آيا...

امتیاز نقد دادیم و وعده های نسیه گرفتیم.، تیتر بزرگ صفحه اول کیهان است و حسین شریعتمداری در یادداشت روز خود با همین مقدمه نوشته‫: در سفر نیویورک متاسفانه نرمش رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مقابل حریف، تنها به لحن ایشان در گفتار خلاصه نشده بود بلکه جناب روحانی - شاید بی‌آن که متوجه باشند در برخی از مواضع خود به گونه‌ای سخن گفتند که از دیپلمات‌ کارکشته و پرسابقه‌ای نظیر ایشان دور از انتظار بود. مثلا در مصاحبه با سی ان ان و در پاسخ سووالی درباره هولوکاست آقای روحانی می‌توانست با استفاده از فرصت آبشار محکمی بر زمین حریف بکوبد و بگوید تعجب می‌کنم که چرا به هیچ مورخی اجازه تحقیق و بررسی در این زمینه داده نمی‌شود. این پرسش می‌توانست توپ هولوکاست را در میدان حریف بیندازد و جناب روحانی باید می‌دانستند که ممنوعیت تحقیق درباره هولوکاست یکی از پاشنه آشیل‌های به شدت آسیب‌پذیر صهیونیست‌ها و غرب است.

به نظر مدیر کیهان آخرین بخش از سفر نیویورک که باید آن را تأسف‌بارترین پرده و بزرگترین امتیازی دانست که رئیس‌جمهور محترم کشورمان به حریف داده است، مکالمه تلفنی ایشان با رئیس‌جمهور آمریکاست که در آخرین دقایق حضور رئیس‌جمهور کشورمان در نیویورک و هنگام ترک آمریکا به سوی ایران صورت پذیرفته بود.

سمبل تعامل با جهان

سولماز ایکدر در مصاحبه ای در بهار از دکتر ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی پرسیده چه عواملی باعث شد که دیپلماسی ایران از یک دیپلماسی ایدئولوژیک، تبدیل به دیپلماسی خردگرا شود؟ وی در جواب گفته: سیاست خارجی ایران تاکنون هم فارق از ایدئولوژی رسمی اسلام بوده است. زیرا اگر جمهوری‌اسلامی بنا داشت طبق موازین شرعی و اسلامی دیپلماسی خود را بنا کند، باید با کشور‌هایی که اهل کتاب هستند، مانند کشورهای اروپایی و آمریکا رابطه خوبی برقرار می‌کرد، درحالی که همواره گرایش جمهوری‌اسلامی به برقراری رابطه با کشور‌هایی مانند چین و روسیه بود. جمهوری‌اسلامی دیپلماسی خود را بیشتر براساس آنچه مصالح و منافع می‌پنداشت، تنظیم کرده بود نه موازین ایدئولوژیک. مصالح و منافعی که بیش از آنچه «ملی» شناخته شود، مصالح و منافع گروهی بوده‌اند.

به گفته دبیرکل نهضت آزادی: هرچند بعضی تلاش کردند به دیپلماسی جمهوری‌اسلامی رنگ و لعاب ایدئولوژیک بدهند، اما در حقیقت همواره می‌شد از زیر این لایه نازک، رعایت منافع گروهی عده‌ای خاص را دید.

خبرنگار بهارپرسیده: 
کدام اسباب و علت باعث این تغییر شده است؟ و پاسخ این است که: به این دلیل دیپلماسی امروز ایران خردگرا خوانده می‌شود که تجربه گذران دوره‌های مختلف را پشت سر دارد. آحاد کشور با گذراندن چهار دوره گذشته، دموکراسی را آموخته‌اند و گروه‌های مختلف به شکلی از وفاق ملی دست یافته‌اند. بر این اساس است که آقای روحانی امروز می‌تواند چنین قدم‌های مثبت و بلندی را بردارد و حتی تا جایی پیش برود که با آقای اوباما تماس تلفنی داشته باشد.

در ادامه دکتر یزدی اظهار نظر کرده که: تجربه‌های بسیار دردناک هشت سال گذشته در ایجاد ظرفیت در جامعه برای پذیرش چنین تغییراتی مهم بوده است. آن تجربه دردناک گذشته باعث شد که نه تنها من و شما، که همه نیروها و مسئولان کشور به این جمع‌بندی برسند که باید به جای در نظر گرفتن منافع فردی و گروهی، براساس خرد تصمیم بگیرند و عمل کنند.

لنگه کفش در فرودگاه

Image caption تیتر و عکس صفحه اول کیهان

محسن غرویان مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: ماحصل سفر آقاي روحاني بايد به دور از حب و بغض‌هاي حزبي و سياسي تحليل شود. متاسفانه روز گذشته برخي رفتارها در حاشيه مراسم استقبال از رئيس‌جمهوري به كشور صورت گرفت كه به تبعات و پيامدهاي آن توجه نمي‌شود. افرادي كه به اين رفتارها روي مي‌آورند به هشدارهاي رهبري توجه نمي‌كنند.

سعید لیلاز در مقاله ای در شرق نوشته: روحانی دست به هر اقدامی در مساله هسته‌ای زده که امری مربوط به کشور ایران است، کوچک‌ترین حرکتی بدون اجماع ملی و نظر مساعد نهادهای حاکمیتی نمی‌توانسته انجام دهد. شکستن بن‌بست‌ها و خروج از بحران‌ها بدون حمایت مردم و رهبری از روحانی، امکان کلیدخوردن در این مدت کوتاه را نداشت که ایران در همه‌جا، خوش بدرخشد؛ ترمیم خرابی‌هایی که کسانی آن را ایجاد کردند که اگر موفق به برقراری گفت‌وگو با ایالات متحده شده بودند همان چند نفر که بر‌ای روحانی لنگه‌کفش پرتاب کردند، مراسم باسمه‌ای برای آنها به راه انداخته و «هورا» می‌کشیدند.

به نوشته این مقاله آنان که هشت‌سال با سکوت رضایتمندانه نظاره‌گر نامه‌هایی بودند که بی‌پاسخ‌ماندن آن از سوی بوش و اوباما و مرکل، نشان داد از موضع عزت ملی نبوده است، اما باز هم با شور و هیجان، ورزشگاه آزادی را اجاره می‌کردند تا جشن استقبال به راه اندازند اما هربار، ناموفق‌تر عمل کنند چون مردم هیچ‌گاه این کارها را باور نکردند. دکتر روحانی در تلاش برای ترمیم میراث آنهایی است که فکر می‌کردند کشور را می‌توان انحصاری و تک‌جناحی اداره کرد. حالا این معدود افراد، جلوی فرودگاه جمع می‌شوند و لنگه‌کفش پرتاب می‌کنند.

به نوشته مقاله شرق: همه ما انتظار این دست هجمه‌ها و چه‌بسا برخوردهایی بسیار بیش از این را از سوی طبقه جدیدی که احمدی‌نژاد از «نوکیسگان وابسته به رانت»ساخت، داشته و داریم. اما چه خوب است که این گروه بدانند در مخالفت با مردم و دولت اعتدال و اصلاحات، تنها نیستند. رادیکال‌هایی در تل‌آویو و واشنگتن‌دی‌سی هم از ابتکارات روحانی به خود می‌پیچند. رژیم اسراییل و سازمان مجاهدین خلق، برای تخریب روحانی سنگ‌تمام گذاشته‌اند پس چه اشکالی دارد که 50 یا 60نفر هم در داخل به آنها اضافه شوند؟

امير محبيان نویسنده رسانه های اصولگرا در مقاله ای که این بار در اعتماد منتشر شده با اشاره به اعتراض هایی که در فرودگاه هنگام بازگشت روحانی نشان داده شد نوشته: چگونه افرادي به اين راحتي لايه‌هاي امنيتي را درنورديده و بر ماشين رييس‌جمهور مشت مي‌كوبند؟ آيا لايه‌هاي امنيتي ضعيف است يا اين اقدام كاري نمايشي بوده است؟ اگر روحاني به اتكاي تاييد رهبر از سياست مستحكم نظام سخن مي‌گويد و در مقابل اختلاف مسوولان امريكا را چونان ضعف آنها برمي‌شمارد؛ اينك در داخل افرادي مي‌خواهند بگويند كه توان آن را دارند كه با هيچ صراطي مستقيم نشوند.

در ادامه مقاله اعتماد آمده: نمايش دموكراتيك بودن جامعه كه امري مطلوب است با اثبات خودسري و لجام گسيختگي يكي نيست. بايد مجوز داد كه مخالفان و موافقان گفت‌وگو به طريقي درست و قانوني ديدگاه‌هاي خود را مطرح سازند؛ زيرا تصميم درست بايد برآيند گرايش‌هاي واقعي درون جامعه باشد.

گزارش شبح آقابزرگ

شهرام شهيدي در ستون طنز اعتمادنوشته: روحاني در حال حركت به فرودگاه است. دختربچه‌يي در خيابان او را به پدرش نشان مي‌دهد و مي‌گويد بابا، محموده! پدرش مي‌گويد نه دخترم. ايشان حسن است. روحاني مي‌گويد: چه كسي بود صدا كرد حسن؟ آشنا بود صدا! رييس‌جمهور هم اكنون مردي را آن طرف خيابان نشان مي‌دهد و مي‌پرسد او با ما ست؟ ظريف مي‌گويد نه قربان. او با شما نيست. اينكه پشت خط است با شما كار دارد كه در واقع مي‌شود گفت اوباماست.

Image caption کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

در ادامه این طنزنوشته آمده: روحاني مي‌گويد: جدي؟ با من كار دارد؟ شايد خط رو خط افتاده؟ ظريف مي‌گويد: نه بابا اسم شما را مي‌گويد. روحاني جواب مي‌دهد: خب پس لااقل كمي پشت خط نگهش‌دار حساب كار دستش بيايد. بعد از چند دقيقه رييس‌جمهور مي‌گويد: الو. اين تاريخي‌ترين الوي تاريخ معاصر است. از آن طرف خط اوباما مي‌گويد:‌ هاي حسن. آخر با ما يك دست خشك و خالي ندادي‌ها. روحاني مي‌گويد: درود بر اوباماي شيطون.

اوباما: حسن جان نداشتيم‌ها. ديگر شيطان نگو به ما

روحاني: نه اين شيطاني كه بهت گفتم آن شيطان بزرگ نبود. ما در ايران به بچه‌هاي شر و شور مي‌گوييم شيطون.

اوباما: اوكي. من هست شيطان. اما دمت گرم حسن جان. ما را نديده داري مي‌روي؟ سفر بي خطر. فقط از بالاي سوريه، چچن، بحرين، ليبي، كره، كوبا رد نشي كه سالم برسي. آخه ما همه جا موشك مي‌پرونيم. شما بايد مواظب خودت باشي كه مذاكرات بي نتيجه نمونه. من نگرانم‌ها.

تهران امروز در مقدمه گزارشی درباره شرایط جدید اقتصادی کشور نوشته: «ديپلماسي نيويوركي» فارغ از اينكه براي سياسيون حائز اهميت بود براي اهالي اقتصاد هم بسيار مهم بود. چرا كه اين رفت‌وآمدها و مذاكرات بايد دستاوردهايي هم براي اقتصاد كشور و گشايش اقتصادي در پي داشته باشد. حالا همه اقتصاددانان و عموم مردم منتظر آثار اين مذاكرات مقدماتي در بخش‌هاي مختلف از جمله اقتصاد و تجارت خارجي كشور هستند.

گزارش این روزنامه اشاره کرده که تا اينجا بانك جهاني، ايران را از ليست كشورهاي بدحساب خارج كرده‌است چرا كه بدهي‌هاي معوق ايران كه به‌خاطر محدوديت‌ها و تحريم‌هاي بانكي بود، تسويه شده‌است. ليكن گشايش اصلي در عادي شدن تجارت خارجي ايران است چراكه از تابستان سال قبل در بخش‌هاي مختلف راه و دريا و معاملات كالاهاي مختلف مانند نفت و صنعت خودرو با مشكل مواجه شده بود. حال انتظار مي‌رود بخش اقتصادي دولت از فرصت به وجود آمده بهره برده و براي عادي‌سازي اقتصادي خارجي كشور تلاش لازم را صورت دهد.

تهران امروز نوشته در طول سال‌هاي گذشته گسترده‌تر شدن تحريم‌ها موجب شده بود كشورهاي ثالثي كه با ايران مبادلات تجاري و اقتصادي داشتند هم تحت تاثير تحريم قرار بگيرند. اين موضوع موجب شده بود كه ضرر و زياني براي آنها ايجاد شود كه زير سايه آن قيد مبادله تجاري با ايران زده شود. جدا از اينكه اين تحريم‌ها ظالمانه و نقض‌كننده آزادي كشورها در مبادله با يكديگر بود اما به هر حال تاثير خود را بر اقتصاد كشور به جاي گذاشته بود.

فریاد نمی زنند!

در ادامه اعتراض ها به احتمال دادن اجازه ازدواج به پدر خوانده ها، شايان حسين ن‍ژاد در صفحه طنزانه قانونبه طعنه نوشته همه اش نباید عیب این پیشنهاد را دید بلکه حسن هایی هم دارد از جمله این که: با تصویب این قانون پدرخوانده می تواند به خواستگاری فرزند خوانده اش برود و با مهریه پایین جواب بله را از خودش بگیرد. فرزند خوانده نیز سر سفره عقد بعد از این که گل چید و گلاب آورد با اجازه پدر خوانده اش به عقدش در بیاید. با اجرایی شدن این قانون هر فرزندخوانده می تواند یک بابالنگ دراز داشته باشد. رویایی که تعداد زیادی از کودکان دهه شصتی در زمان پخش کارتون بابالنگ دراز آن را در ذهن خود می پروراندند.

بابا لنگ درازها هم به سلیقه خود می توانند همسر آینده‌شان را از یکی از شیرخوارگاه ها انتخاب کنند .

به نوشته این طنزنویس: مادرخوانده‌هایی که احتمال می دهند دخترخوانده‌شان در آینده بتواند تبدیل به هوویشان شود، سعی می کنند به سلیقه خود یک هووی حرف گوش کن و سر به زیر را تربیت کنند تا هر چه بیشتر از آنها حرف شنوی داشته باشد و حداقل مشاجره های بین دو هوو به گیس و گیس کشی تبدیل نشود و سلسله مراتب زن و شوهری به درستی رعایت شود.

در ادامه این طنزتلخ آمده: در مواقع دعوا وقتی همسر جدید یا همان فرزند خوانده قدیم با شوهر جدید یا همان سرپرست قدیم به مشکل برخورد کرد و خواست از خانه همسرش قهر کند و به خانه پدرش برود، مجبور است در همان خانه پیش سرپرست قدیمش بماند که همین امر باعث صرفه جویی در هزینه سفر می شود و نیازی نیست مسیر طولانی را طی کند تا به منزل پدرش برسد و فقط از این اتاق به آن اتاق می رود.

کارتون روز

Image caption کارتون محمدرضا میرشاه ولد، قانون

مطالب مرتبط