مروری بر همکاری های امنیتی ایران و آمریکا در یک دهه گذشته

Image caption جمهوری اسلامی پس از یازده سپتامبر ۲۰۱۱، با حساس‌ترین عملیات نظامی و امنیتی ایالات متحده در کشورهای مسلمان و همسایه ایران همکاری کرده است

آیت‌الله علی خامنه‌ای در اولین روز فروردین‌ماه ۱۳۹۲ در جمع هوادارن خود در مشهد گفت: "آمریکایی‌ها مدتی است که از طرق گوناگون پیغام می‌دهند که خواهان مذاکره جداگانه با ایران در خصوص موضوع هسته‌ای هستند اما من بر اساس تجربه‌های گذشته به چنین گفتگوهایی خوشبین نیستم." او افزود: "البته من مخالفتی هم ندارم."

حدود چهار ماه بعد و در حالی که رییس‌جمهور جدید ایران، حسن روحانی انتخاب شده بود و دولت احمدی‌نژاد آخرین روزهای خود را سپری می‌کرد، آیت‌الله خامنه‌ای طی سخنانی دیگر در جمع مسئولان حکومتی تاکید کرد همان گونه که در ابتدای سال گفت، به مذاکره با آمریکا خوش‌بین نیست و اضافه کرد:" اگرچه در سال‌های گذشته مذاکره در مسائل خاصی همچون عراق را منع نکردم." (کیهان-۳۲ تیر ۱۳۹۲)

سخن آیت‌الله خامنه‌ای نشان می‌داد که شایعات مربوط به مذاکرات ایران و آمریکا "در مسائل خاص" بی اساس نبوده است. البته رهبر ایران، عراق را یکی از نمونه‌های مذاکره، و نه تنها مورد، ذکر کرده بود.

پرونده افغانستان

در آبان‌ماه سال ۱۳۸۸ بخشی از خاطرات رایان کراکر سفیر سابق امریکا در عراق و افغانستان، توجه محافل راستگرای ایران را جلب کرد. او نوشته بود که یک هفته پس از حملات یازده سپتامبر در سال ۱۳۸۰ و در جریان مذاکرات ژنو با چند دیپلمات ایرانی، مذاکراتی درباره حمله به افغانستان داشته است.

کراکر نوشته بود: "من واقعاً از هویت طرف‌های ایرانی خود متعجب شده بودم. دو نفر از سه نفرشان در آمریکا درس خوانده بودند و ما در وقت تنفس راجع به فوتبال دانشگاه یو.سی.ال.ای حرف می‌زدیم."

کراکر افزوده بود: "آنچه که برایم جالب‌تر از همه بود، اشتیاق آنان نسبت به اعزام نیروهای آمریکا، همان «شیطان بزرگ»، به حیاط خلوت ایران یعنی افغانستان بود. اوایل اکتبر، یعنی تقریبا یک ماه پس از حملات ۱۱ سپتامبر، ما پشت میز یکی از سالن‌های کنفرانس سازمان ملل نشسته بودیم و در مورد ساختار پارلمان بعد از طالبان صحبت می‌کردیم. یکی از دیپلمات‌های ایرانی رفته رفته به تنگ آمد و سرانجام سرپا ایستاد و تقریبا با فریاد گفت که ما نباید در مورد «چه باید باشد» صحبت کنیم. تا زمانی که رژیم کنونی -در افغانستان- بر سر کار است، هیچ کدام از این حرف‌ها سودی ندارد. سپس او اتاق را ترک کرد. بمباران افغانستان توسط آمریکا چند روز بعد آغاز شد."

اما در همان زمان که ایران با آمریکا بر سر افغانستان در حال مذاکره بود، آیت‌الله خامنه‌ای همچنان از مخالفت با مذاکره سخن می‌گفت. از جمله روز هشتم آبان ۱۳۸۰ در جمع مردم اصفهان گفت: "رابطه با امریکا، بلکه مذاکره‏ با دولت امریکا امروز برخلاف مصالح ملى و منافع ملت است... مذاکره‏ با آمریکا در هریک از قضایایى که این دولت در آن براى خودش ایده و منفعتى تعریف کرده است- مثل همین قضیه‏ افغانستان- هیچ فایده‏ اى ندارد." (حدیث ولایت- بیانات ۱۳۸۰- صفحه ۱۳۳)

او چند ماه بعد و در اواخر سال ۱۳۸۰ نیز طی سخنانی تاکید کرد: "چنین نیست که کسى خیال کند که حالا ما در این شرایط راه حلّمان این است که به خود این ظالمِ زورگوىِ تهدیدکننده مراجعه کنیم؛ با خود او صلاح مشورت و مذاکره‏ کنیم! مذاکره‏ راه حل نیست؛ مذاکره‏ برطرف‏ کننده‏ى هیچ مشکلى از این قبیل مشکلات نیست." (۲۷/ ۱۲/ ۱۳۸۰ – همان – ص ۲۱۲)

پرونده عراق

مذاکره دیگر ایران و امریکا بر سر موضوع عراق بود. آیت‌الله خامنه‌ای صریحا از این‌که این مذاکرات با اجازه او انجام شده سخن گفته است. در اسفند ماه ۱۳۹۱ پایگاه خبری رسمی رهبر ایران، چند گزارش از این مذاکرات را به قلم سه تن از اعضای "هیأت مذاکره‌کننده ایران با آمریکا در موضوع عراق" منتشر کرد. توجه به این گزارش‌ها فضای فکری حاکم بر طرف ایرانی را به‌خوبی نمایش می‌دهد.

حسین امیرعبداللهیان معاون عربی و آفریقای وزارت امور خارجه در دولت احمدی‌نژاد در گزارش خود با عنوان " آمریکا به دنبال مذاکره است نه حل مساله" خبر می‌دهد: "رهبر معظم انقلاب اسلامی در اول فروردین‌ماه سال ۱۳۸۵ اعلام کردند که به خاطر وضعیت عراق، استثنائاً در این موضوع ما اجازه دادیم مذاکره‌ای انجام شود." گفته می‌شود که مذاکرات ایران و آمریکا به میزبانی دولت عراق، به ترتیب در ۷ خرداد ۱۳۸۶ (۲۸ مه ۲۰۰۷)، ۲ مرداد ۱۳۸۶ (۲۴ ژوییه ۲۰۰۷) و ۱۵ مرداد ۱۳۸۶ (۶ اوت ۲۰۰۷) برگزار شده است. (ایسنا- ۲۱ خرداد ۱۳۹۲)

عبداللهیان از تجربه خود در این مذاکرات می‌نویسد: "من خودم تصورم این بود که وقتی با آمریکایی‌ها می‌نشینیم و مذاکره می‌کنیم، اینها باید با یک اقتدار و صلاحیتی در مذاکرات حاضر شوند. در حالی که ما به عنوان تیم مذاکره از طرف جمهوری اسلامی ایران اختیار کامل داشتیم اما هیات آمریکایی چنین اختیاری نداشت."

روایت امریکایی درباره این مذاکرات کاملا متفاوت است. رایان کروکر، سفیر وقت آمریکا در عراق و رییس هیات آمریکایی مذاکره‌کننده، در گفت وگو با بی‌بی‌سی درباره مذاکرات مزبور می‌گوید همتای ایرانیش در این جلسات دائما تقاضای تنفس می‌کرد و با فردی تماس می‌‌گرفت. او در جواب به سوال خبرنگار بی‌بی‌سی که چه کسی می‌توانست آن طرف خط باشد، به صورت قاطع از سرلشکر قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران نام می‌برد.

البته حسن کاظمی‌قمی، سفیر پیشین ایران در عراق که ریاست هیات ایران در دو دور مذاکرات با آمریکا درباره عراق را برعهده داشت در گفت‌وگو با ایسنا سخنان کروکر را تکذیب کرد و البته گفت: "به طور کلی در مذاکرات گاهی مسائلی مطرح می‌شود که لازم است به اطلاع وزیر یا رییس‌جمهور برسد و این موضوعی طبیعی است." (ایسنا- ۲۱ خرداد ۱۳۹۲)

کاظمی‌قمی نیز طی گفتگویی در وبسایت رهبر ایران، از تجربه خود در مذاکره سخن گفته است. او می‌گوید آمریکایی‌ها پس از جلسه سوم، مذاکرات را قطع کردند و به یاد می‌آورد که:" دور سوم آن مذاکرات، مرحله‌ی کارشناسی بود و ورود به عرصه‌ی عملیاتی ... اما این‌جا مذاکره قطع ‌شد. آمریکا اهدافی از مذاکره داشت که احساس ‌کرد اگر این روند ادامه یابد، به مصلحتش نیست. اگرچه نگاه جمهوری اسلامی ایران به همه خیر است و حتی در این مورد آمریکایی‌ها هم نفع می‌بردند."

رضا امیری مقدم دیگر عضو مذاکره کننده هیات ایرانی نیز می‌نویسد: "آمریکا پس از حمله به افغانستان و اشغال این کشور مهیای حمله‌ دوم خود می‌شد. در محافل آمریکای آن روز بحث این بود که گزینه‌ ما بعد از افغانستان بهتر است ایران باشد یا عراق یا سوریه؟ آمریکایی‌ها تردید داشتند که اول سر را بزنند یا بدنه. در آن شرایط خاص بحث این بود که آیا آمریکا می‌تواند به ایران حمله کند یا نه؟ در حالی که نظر برخی نئوکان‌ها مانند جان بولتون این بود که ما باید به ایران حمله کنیم، آمریکایی‌ها به مجموعه دلایلی به ایران حمله نکردند و عراق را انتخاب کردند."

امیری‌مقدم درباره موضوع مذاکرات می‌گوید: "به ما می‌‌گفتند که در مسأله‌ی عراق دخالت نکنید و مدام به مسأله‌ تروریسم اشاره می‌کردند. ما در جواب گفتیم که عراق امروز به مرکزی برای تروریست‌ها و گروه‌های خونریزی چون پژاک تبدیل شده است. مسأله‌ تروریسم یک بسته‌ای است که گروه‌های زیادی را دربرمی‌گیرد. نمی‌توان با آن گزینشی برخورد کرد. با یکی برخورد کرد و یکی را آزاد گذاشت. شما بیایید تا کاری کنیم که ریشه‌ تروریسم در عراق بخشکد. مگر شما نمی‌گویید که از این ترورها و کشته‌شدن سربازان و مردم عراق رنج می‌برید؟ آنها می‌گفتند بله، ولی ما نیامده‌ایم که مشکل شما را حل کنیم. ما هم می‌گفتیم پس ما چرا مشکل شما را حل کنیم؟"

او می‌افزاید: "ما گفتیم چطور... اگر سرباز آمریکایی کشته شود بد است، اما اگر شیعه‌ عراقی کشته شد خوب است؟ چطور شما به منافقین کمک‌های نظامی می‌دهید؟ آن‌وقت اگر آنها با آن سلاح‌ها مردم عراق را بکشند ایراد ندارد؟ اگر القاعده و بعثی‌ها آمدند و از شما کشتند ایراد دارد؟ اگر جیش‌المهدی از خودش دفاع کند ایراد دارد، اما اگر منافق‌ها و پژاک از خودشان دفاع کنند ایراد ندارد؟"

مساله قابل توجه در سخنان مذاکره کننده ایرانی که به طور رسمی در وب سایت آیت الله خامنه ای نیز منتشر شده، آن است که نشان می‌دهد این مذاکرات، خلاف سخنان رهبر ایران، درباره مسایل مربوط به ایران نیز بوده است.

این در حالی است که آیت‌الله خامنه‌ای طی سخنانی در یکم فروردین ۱۳۸۵ راجع به مذاکرات مزبور با آمریکا گفته بود: "ما از اول اعلان کردیم و الآن هم اعلان مىی کنیم، در هیچ ‏یک از مسائل مورد اختلاف خودمان با امریکا، ما با امریکا مذاکره‏ نمى‏کنیم....آن چیزى که این روزها مطرح شده، در باره‏ مسئله‏ امنیت عراق است. مسئولین امریکایى- چه در عراق، چه در بیرون عراق- از مسئولین ما درخواست هاى پى‏ درپى و مکررى کردند و این‏ها هم اول اعتنایى نکردند؛ بعد براى اینکه شاید براى جلوگیرى از ناامنی هاى فاجعه ‏بارِ ملت مظلوم عراق این کار لازم باشد، گفتند در این مساله ما حرفى نداریم که نظرات خودمان را به طرف امریکایى منتقل کنیم." (حدیث ولایت- بیانات سال ۱۳۸۵- صفحه ۷)

رابطه ای که هرگز قطع نشد

مذاکره بین ایران و امریکا در طول سال‌های پس از انقلاب همواره ادامه داشته و بر وضعیت سیاسی هر دو کشور تاثیر گذار بوده است.

اگرچه سفر مک‌فارلین به ایران و فروش تسلیحات نظامی امریکایی به ایرانی‌ها در زمان جنگ با عراق، پرسر و صداترین نمونه مذاکرات ایرانی‌ها و امریکایی‌هاست، اما دو کشور مذاکرات پیدا و پنهان خود را هیچ گاه قطع نکرده اند.

این مذاکرات، مشخصا در زمان رهبری آیت الله خامنه ای و به طور مشخص تر در دوره پس از واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، به طور جدی پی گیری شده و دارای ابعاد امنیتی بوده است.

سوابق همکاری امنیتی ایران با ایالات متحده در زمینه حساس ترین و پرحجم ترین عملیات نظامی و امنیتی آمریکایی ها در کشورهای مسلمان و همسایه ایران، قاعدتا حکایت از این معنی دارند که مذاکره میان مقام های دو کشور، در حدی که در رسانه های رسمی عنوان می شود "خط قرمز" نبوده است.

شاید با توجه به همین تجربیات است که خیلی از ناظران، امکان همکاری دو کشور در مورد پرونده های حساس دیگر و حتی پرونده هسته‌ای یا بحران سوریه را، غیرممکن نمی دانند. فرایندی که با وجود حاشیه های رسانه ای احتمالی، در عمل می تواند از پشتوانه نهادهای ارشد حکومتی برخوردار باشد.

مطالب مرتبط