بررسی روزنامه‌های صبح سه‌شنبه ایران - نهم مهر

روزنامه‌های امروز صبح تهران همچنان به بحث درباره پیامدهای سفر حسن روحانی رییس جمهور به نیویورک و گفتگوی تلفنی وی با رییس جمهور اوباما پرداخته‌اند. تایید سیاست‌های دولت توسط محمد خاتمی رییس جمهور اصلاح طلب و گلایه نخبگان از نیروهای خودسر و حمله‌شان به اتومبیل حامل رییس دولت از دیگر مطالب این روزنامه‌هاست.

گشایش خانه‌ای برای هنرمندان سالخورده، فراوانی آسیب‌های اجتماعی و مخالفت با صدور مجوز ازدواج پدرخوانده با فرزند خوانده خود از دیگر مطالب این روزنامه هاست.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول روزنامه ایران

مردم خسته شده‌اند

اكبر اعلمی در مقاله‌ای در اعتماد نوشته: واقعیت این است كه مردم از هرگونه رویكرد و سیاست خصمانه خسته و بیزارند و انتظار دارند كه هرچه زودتر كشورشان از درجا زدن در سیاست‌های چند سال قبل خارج شده و امكانات و استعداد‌های بالقوه خود را در جهت رشد و توسعه كشور و منافع ملی فعلیت بخشیده و شكوفا سازند و از این طریق عقب‌ماندگی‌های چندین ساله خود در مقایسه با كشورهایی مانند امارات و تركیه را جبران كنند.

این نماینده پیشین مجلس اضافه کرده: ۱۸ میلیون نفر به روحانی رای داده‌اند. تنها دو گزینه در پیش رو داریم. یا روند گذشته باید ادامه یابد كه زیان‌های ناشی از اتخاذ چنین روندی سال‌های متمادی بر كشورمان سایه افكنده و در تقابل با خواسته اكثریت ملت ایران است و یا اینكه باید از فرصت‌هایی كه می‌تواند مشكلات موجود را برطرف و یا حداقل كاهش دهد حداكثر استفاده را ببریم.

حضور اوباما در قدرت با توجه به مواضع معتدل از پیش اعلام شده‌اش در قبال ایران و كشورهای خاورمیانه از یك‌سو و به قدرت رسیدن روحانی با گفتمان و مشی اعتدالی جدید و از پیش اعلام شده‌اش پیش از اعلام نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری مبنی بر حل آشتی‌جویانه بحران‌های بین‌المللی، بهترین و عزتمندانه فرصت برای كوتاه كردن دیوار بی‌اعتمادی، ذوب كردن یخ‌های روابط میان دو كشور بزرگ ایران و آمریكا است.

با مخالفان خودسر چه کنیم

داوود محمدی در سرمقاله شرق نوشته: اکثریت قاطع افکارعمومی و فعالان سیاسی جناح‌ها و گروه‌های مختلف، از رویکرد «نرمش قهرمانانه» و تدابیر موثر روحانی و ظریف استقبال و حمایت خود را از روند موجود اعلام کرده‌اند، بخش دیگری از مردم و سیاسی‌ها، قضاوت نهایی را به مشاهده نتایج مذاکرات و برآورد هزینه / فایده آن موکول کرده‌اند، اما گروهی از همان ابتدا، مخالفت و نارضایتی جدی خود از آشتی ایران و آمریکا را اعلان کرده‌اند.

به نظر نویسنده این مقاله واقعیت آن است سرعت حیرت‌انگیز و عمق غافلگیر‌کننده تنش‌زدایی تهران - واشنگتن، در حدی است که این گروه از ایرانیان در «شوک» فرو رفته‌اند و رواست «اکثریت» ضمن احترام به حق ابرازنظر آنان و پرهیز از تخطئه‌شان، بکوشند در روندی «اقناعی»، منتقدان را به موافق تبدیل کنند.

به همان میزان که مجریان و حامیان بهبود مناسبات با آمریکا باید نگاه منصفانه به منتقدان خود داشته باشند، منتقدان نیز وظیفه دارند مراعات الزامات نقد منطقی را در دستور کار خویش قرار دهند. بر این اساس، زدن انگ‌هایی مانند «خائن»، «جاسوس» و... به مجریان و هواداران تنش‌زدایی با آمریکا یا اقداماتی مثل هجوم فیزیکی یا پرتاب لنگه‌کفش به رییس‌جمهوری کشور و همراهان وی، اقدامات مذموم و غیرقابل‌دفاع است.

مهدی طالقانی در بهار درباره گروه‌های خودسر نوشته: پیدا کردن رگ و ریشه و خاستگاه افراطی‌ها برای دستگاه امنیتی و انتظامی کشور سخت نیست. اگر سخت است باید در کار خود و کفایت و کارایی نیروهای زیردست خود تردید کنند که نمی‌توانند تعدادی آدم خودگماشته را پیدا کنند. باید نیروی انتظامی که این همه نگران بی‌حجابی و بی‌عفتی است که البته به جای خود درست هم هست و نیروهای اطلاعاتی که نگران نفوذ خارجی‌ها در بین فعالان سیاسی هستند، دستی بالا بزنند و این غائله‌ها و غائله‌سالاران را یک‌بار و برای همیشه سر جای خود بنشانند.

Image caption کارتون پیام برومند، اعتماد

نویسنده مقاله بهار تاکید کرده: اگر نمی‌توانند یا نمی‌خواهند یا رودربایستی دارند یا عده‌ای حاشیه امن دارند، صادقانه همین را به مردم بگویند،‌ مطمئن باشند مردم حمایت خواهند کرد. بالاخره در این مملکت قانون حاکم است یا نه؟ و آیا سیاست‌های کلی نظام با نظر مسئولان عالی‌رتبه معلوم می‌شود یا نه؟

فاضل موسوی در قانون نوشته نیروهای حاکم در ایران باید از یک نقطه، مرز خود با این افراطی‌گری‌ها مشخص کنند. تاریخ نشان داده که امکان ادامه حیات در مجاورت هیچ نیروی افراطی وجود ندارد، جز آنکه خود آن نیروی مجاور نیز یک افراطی باشد.

به نظر نویسنده: در کشوری که برای داوری یک مسابقه فوتبال در تلویزیون نظرسنجی چند میلیونی انجام می‌شود، آیا نمی‌توان برای چنین مساله بزرگی یک نظرسنجی تلویزیونی انجام داد تا به استناد نتایج آن مستدل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر سخن گفت؟ سال‌هاست که در این کشور محور برتری کسب حقانیت براساس رای مردم است. آیا مساله مذاکره با آمریکا یا نظر عمومی جامعه به اقدامات انجام شده در سفر رئیس‌جمهور به نیویورک ارزش برگزاری یک نظرسنجی تلویزیونی را ندارد تا این اختلاف‌نظرات حداقل در کوتاه‌مدت خاتمه پیدا کند؟

نیروهای خودجوش

احمدرضا کاظمی و مهرداد نعیمی در طنزانه قانون از زندگی خصوصی آقای جوش نوشته و او را چنین معرفی کرده‌اند: نام: جوش‌آفرین/ نام‌خانوادگی: خودسران‌زاده‌. دیپلم: ندارد/ کارشناسی: ندارد/ کارشناسی ارشد: ندارد. محل اخذ دکترا: دانشگاه کلمبیای مکزیک، واحد فرانسه! تفریحات: حرص‌و‌جوش خوردن سر مسائلی که ملت دچار شور و شوق می‌شوند، انداختن قرص‌«جوشان» در آب و تماشای فرآیند خود‌جوش حل شدن آن، ایستادن جلوی آینه و ترکاندن «جوش»‌های صورت و مالش پسماند‌های شیمیایی آن به آینه، ازآنجا باز کردن نوشیدنی‌های بدون الکل به‌جای از اینجا باز کردن آنها، فعالیت‌های کشیدنی از جمله کشیدن داد، فریاد و بلندتر از فریاد، پایین‌کشیدن فیلم‌های غیرموردعلاقه و کشیدن سایر عناصر قابل‌کش و کشسان!

در ادامه این طنز درباره سایر مشخصات خودجوش ها آمده: شغل مورد علاقه: «جوش»کاری، کار در نانوایی و زدن «جوش»ِشیرین به خمیر و پهن‌کردن آن با باتوم یا وردنه.. نواهای مورد علاقه: صدای قل‌قل آب‌«جوش» توی کتری، صدای سوت زودپزهای به«جوش‌» آمده، جوش دادن ببخشید گوش دادن به چه‌چه‌های علیرضا افتخاری و گاهی هم جوجوش! رنگ‌های مورد علاقه: قهوه‌ای روشن، قهوه‌ای تیره، قهوه‌ای متمایل به سیاه!

در پایان طنز قانون کتاب‌‌های مورد علاقه خودجوش‌ها: شگفتی‌های هزاره سوم معرفی شده و ورزش‌هایش: پرتاب کفش با نیزه، پرتاب نیزه با کفش، تیراندازی با گوجه، بیانیه‌پرانی با بشقاب، وزاندن مِهر با مُهر به رئیس‌، دیوار‌نوردی بدونِ مانع!

فرصتی که باید به دولت داد

بهروز هادی زنوز در مقاله‌ای در بهار نوشته: آمارهای منتشر شده از افزایش نرخ تورم در دوازده ماهه منتهی به شهریور ماه خبر می‌دهد. واقعیت این است که دولت تدبیر سخت در تلاش است جلوی رشد بی‌رویه نقدینگی را بگیرد. این دولت با وجود کسری بودجه، می‌کوشد از بانک مرکزی استقراض نکرده و دستوراتی را مبنی بر وام دادن به بانک‌های تخصصی و تجاری صادر نکند. علاوه بر این، تا به اینجای کار، دست بانک مرکزی را برای فعالیت باز گذاشته و برای استقلال این نهاد احترام قائل شده است.

Image caption تیتر وعکس صفحه اول ابتکار

به نظر نویسنده: دولت امید به حل مشکلات سیاسی ایران و بهبود روابط بین‌المللی و از میان رفتن یا کاهش تحریم‌ها، انگیزه فعالان اقتصادی را بالا برده است. اما دولت با کسری بودجه مواجه است، در زمینه واردات محدودیت دارد و به لحاظ ارزی در مضیقه است، بنابراین با شرایط فعلی، کاهش چشمگیر تورم در مدتی کوتاه، امکان‌پذیر نیست و ما فقط با کاهش شدت رشد قیمت‌ها مواجه خواهیم بود.

در پایان مقاله بهار آمده: پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال، تورمی همچنان حدود ۳۰ درصد وجود داشته باشد. از همان ابتدا هم انتظار نبود که تورم در صد روز، یک‌رقمی‌شود.

کاش آسیب‌های اجتماعی مثل وبا بودند!

امیر مغنی‌باشی در مقاله‌ای در قانون اول درباره بیماری وبا خبر داده که یکی از بیماری‌های به شدت گسترش یافته و باعث ترس و نگرانی مسئولان را موجب شده و بعد از آن نوشته چه می‌شد اگر آسیب‌های اجتماعی هم مثل بیماری وبا بودند. مثلاً اگر آسیب اجتماعی در حال افزایش بود با مرگ چند نفر همراه می‌شد! و آنوقت به یقین مسئولان چاره‌ای برای آن آسیب اجتماعی نیز می‌اندیشیدند.

به نظر نویسنده مقاله: آسیب‌های اجتماعی اگرچه خاصیت کشنده‌ای برای فرد در کوتاه مدت ندارند اما خاصیتی کشنده برای جامعه در بلند مدت دارند. در حالی که پیامدهای منفی بیماری‌هایی از قبیل وبا عینی و کوتاه مدت هستند اما پیامدهای منفی آسیب‌های اجتماعی کمتر عینی و بلند مدت هستند و همین موضوع سبب شده مسئولان رسیدگی به وضعیت نابسامان آسیب‌های اجتماعی را نادیده بگیرند و اقدامات اضطراری خود را معطوف دیگر مسائل کنند.

در پایان مقاله قانون آمده: طی سال‌های اخیر متاسفانه گستره آسیب‌های اجتماعی رو به افزایش بوده و طیف افرادی که درگیر این آسیب‌ها می‌شوند هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود. در حال حاضر بیش از یک میلیون نفر معتاد در کشور داریم و این آسیب را باید ضرب در تعداد اعضای خانواده‌هایشان کنیم تا متوجه شویم که تنها یک آسیب اجتماعی(اعتیاد) چند نفر از جمعیت کشور ما را با تهدید روبه‌رو کرده است. اگر به این آمار تعداد طلاق‌ها و یا شمار زندانیان را اضافه کنیم آنوقت رقم هولناکی را شاهد خواهیم بود.

لنگه کفش چی می‌گوید

امید بلاغتی در شرق درددلی کرده: دچار یک هراس غریبی شدم که نگو و نپرس. در واقع دچار هراس توام با تردید شدم. توی خیابان راه می‌روم احساس می‌کنم ممکن است سمتم لنگه کفش پرت شود. از هر سمت‌وسویی هم. بعد فهمیدم مشکل بنده نیست بخش زیادی از رفقا و همسایه و هم‌محلی ما هم این حس را دارند.

والله همین شده است که بنده در این حرکت کفش پرت‌کردن دچار تردید حق‌طلبانه شدم. خب مگر این کفش سمت بوش و سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌اش پرت نشد؟ بعد مگر مظلوم به سمت ظالم کفش پرت نکرد؟ خب حالا مگر رییس‌جمهور منتخب آقای روحانی منتخب اکثریت مردم نیست؟ مگر هم که مردم به عقاید و سیاست‌های ایشان رای ندادند و مگر هم ایشان وزیر امور خارجه‌شان سیاست‌های ضد جنگ را دنبال نمی‌کنند؟ خب این وسط لنگه کفش چی می‌گوید؟

در واقع بنده جدا از هراس دچار این تردید شدم که در حرکت‌های نمادین اعتراضی مگر نباید فرم و محتوا همخوان باشد؟! خب مثلا آن شخص عرب که سمت بوش کفش پرت کرد ضد سیاست‌های جنگ‌طلبانه بوش این اعتراض را کرد حالا که نمی‌شود برعکسش را اعمال کرد. شما کفش پرت کنی بگویی چرا خطر جنگ و فشار تحریم را ‌داری کم می‌کنی؟! خب یک شیوه اعتراضی تازه ابداع کنند ما را دچار هراس و تردید نکنند. با سپاس/مرد شک‌دار

کارتون روز

Image caption کارتون آروین، شرق

مطالب مرتبط