هشدار خاتمی نسبت به بازگشت ترور

محمد خاتمی
Image caption آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری خود بارها با فعالیت‌های خشونت‌آمیز گروه‌های فشار روبرو شد

محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران، به طور تلویحی نسبت به خطر توسل برخی افراد به ترور در ایران هشدار داده است.

آقای خاتمی این هشدار را در واکنش به وقایع روز شنبه در جریان بازگشت حسن روحانی، رئیس جمهور ایران از سفر به نیویورک مطرح کرده است.

عده ای از منتقدان سیاست خارجی دولت جدید در آن روز به هنگام خروج حسن روحانی از فرودگاه مهرآباد، به اتومبیل حامل او حمله و به سمت آن کفش پرتاب کردند.

در این حادثه کسی آسیب ندید و به گفته یکی از مقامات نیروی انتظامی، دو نفر در این رابطه توسط نهادی غیر از پلیس بازداشت شده اند، اما اکنون آقای خاتمی با نگاه با تجارب گذشته می گوید: "اگر با جریانات تندرو برخورد نشود، باید منتظر ترور بود".

محمد خاتمی با اشاره به ماجرای فرودگاه، عوامل حمله به آقای روحانی را عناصری خواند که "بدنبال خشونت هستند... و رای مردم را برنمی تابند".

او تصریح کرد: "اگر جلوی جریانات تخریبی گرفته نشود مثل زمان اصلاحات می‌شود که اوایل این طور بود و بالاخره منجر به ترور شد".

منظور آقای خاتمی از ترور در دوران اصلاحات اشاره به ترور سعید حجاریان است که از جمله چهره های کلیدی جریان اصلاح طلب ایران بود و توسط سعید عسگر هدف گلوله قرار گرفت ولی جان سالم بدر برد.

در آنزمان رسانه ها در ایران از وابستگی سازمانی سعید عسگر به نیروی بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و قرار داشتن او تحت تاثیر اندیشه های تندرویانه جریان نزدیک به محمدتقی مصباح یزدی گزارشهای زیادی ارائه کردند، هرچند این بدان معنا نبود که سعید عسگر از سپاه پاسداران برای انجام اقدام خود خط گرفته بود.

به گزارش سایت بنیاد باران، محمد خاتمی اظهارات اخیر خود را در جمع کسانی مطرح کرده که در جنگ ایران و عراق شرکت داشتند.

'خودسر نیستند، سازماندهی شده اند'

آقای خاتمی گفته است که حمله کنندگان به آقای روحانی افراد "خودسر" نیستند و اقدامات آنها سازماندهی شده است. آقای خاتمی مثالهایی از رفتارهای این عده هم آورده که مهمترین آنها حمله به علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران در شهر مذهبی قم بود که عده ای در رابطه با آن دستگیر شدند.

اصطلاح "خودسر" برای اشاره به کسانی مورد استفاده قرار می گیرد که با استفاده از موقعیت سازمانی (معمولا نظامی، اطلاعاتی یا امنیتی) خود دست به اقدامات غیرقانونی می زنند.

معروف ترین کاربرد اصطلاح "خودسر" در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، به ماجرای "قتل های زنجیره ای" روشنفکران در سال ۱۳۷۷ مربوط می شد. در پاییز آن سال گروهی از مأموران وزارت اطلاعات با استفاده از امکانات این وزارتخانه دست به قتل شماری از روشنفکران و منتقدان زدند. آیت الله خامنه ای این اقدام را "جنایت" توصیف کرد و وزارت اطلاعات این مأموران را "خودسر" نامید.

نگرانی از کجاست؟

Image caption اعتراض دانشجویان به حمله گروه‌های فشار به کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸ تا سال‌ها ادامه داشت. عکس متعلق به نخستین سالگرد آن حمله است

فضای سیاسی در ایران در سایه انتخابات ریاست جمهوری اخیر و شیوه تازه آقای روحانی و تیمش در سیاست خارجی و بویژه در مذاکره با آمریکا بر سر مساله هسته ای و حوزه های دیگر، شاهد تکانه ای عظیم است.

برخی ناظران معتقدند که حسن روحانی با هماهنگی با بالاترین مقام حکومت یعنی رهبری، سیاستی در راستای باز کردن فضای سیاست خارجی و تا حدی داخلی را آغاز کرده است.

علت اصلی اتخاذ این سیاست بطور خلاصه، حفظ سیستم است که بخاطر تحریم ها، خطر جنگ و تحولات منطقه ای در معرض خطر است و نگرانی از نارضایتی بخش قابل توجهی از افکار عمومی در داخل در سایه تحولات اعتراضی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ همچنان به سیستم حکومتی فشار می آورد.

این تغییر سیاست شماری از محافل محافظه کار و حامی وضع موجود را در داخل و البته برخی را در خارج از ایران نگران کرده است.

نگرانی آقای خاتمی این است که افراد تندرو ممکن است به سمت ترور بروند. به گفته او این جریانات "اعضای کمی دارند ولی قدرتشان زیاد است".

عمده خشونت ورزی های سیاسی سالهای اخیر در جمهوری اسلامی، از سوی گروههای فشار و عناصر موسوم به خودسری بوده که تشخیص سیاسی خود را با استدلالهای شرعی و سیاسی و استناد به حرفهای مطلوب خود در میان سخنان آیت الله خامنه ای توجیه کرده اند. البته عده ای از فعالان میدانی چنین حرکاتی، انگیزه خود را از چیزهای دیگری می گیرند که عمدتا ترکیبی است از منافع شخصی، گروهی و ایدئولوژیک.

جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای پیدایش با این پدیده دست به گریبان بوده که حرکت غیرمنتظره برخی حتی مسیر حرکت سیستم را عوض کرده یا برای کشور هزینه های کلان ایجاد کرده است. مثالها در این باره کم نیستند، از گروگانگیری دیپلمات های آمریکایی در حمله به سفارت آن کشور در تهران گرفته تا حمله به سفارت بریتانیا در تهران که حدود سی سال بعد اتفاق افتاد و منجر به قطع روابط تهران و لندن شد. اینها مثالهای مرتبط با سیاست خارجی اند و در داخل هم ترور سعید حجاریان، حمله به علی لاریجانی در قم، حمله به بیوت مراجع، قتلهای زنجیره ای توسط عناصر وزارت اطلاعات، حمله به اقلیت های مذهبی مثل بهاییان، حمله به کوی دانشگاه تهران و غیره را می توان نمونه آورد.

Image caption گروهی از هواداران دولت قبلی و نزدیکان به طیف محمدتقی مصباح یزدی در مراسم سالگرد انقلاب اسلامی در سال گذشته در قم، سخنرانی علی لاریجانی، رئیس مجلس را به هم زدند

برخی از نمونه های فوق مورد حمایت مستقیم و غیر مستقیم حکومت قرار گرفتند، برخی با سکوت مواجه شدند و در مواردی هم عده ای دستگیر شدند و دادگاهی برگزار شد، اما در نهایت پرونده ها در ابهام باقی ماند.

اراده ای برای برخورد هست؟

جمهوری اسلامی ایران هم به خاطر سیاست های داخلی اش و هم بخاطر منطقه ای که در آن قرار دارد، یکی از امنیتی ترین کشورهای جهان است. در چنین سیستمی، سهولت تحرکات افرادی که دست به کارهای عمدتا خشونت بار می زنند همیشه این سئوال را ایجاد کرده که حکومت یا بخش هایی از حکومت چقدر در وقوع این اتفاقات دست دارند یا چقدر بر ایجاد مانع برای رسیدگی های بعدی تأثیر می گذارند؟

آیا وقوع چنین خشونت هایی به معنی ناتوانی دستگاه های امنیتی یک کشور بشدت امنیتی است؟

سیستم اطلاعاتی ایران به خود افتخار می کند که توانست عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله که ایران و کشورهای غربی آن را تروریست می خوانند را در هنگام مسافرت با هواپیما از آسمان به زیر بکشد و دستگیر کند. یا در ماجرای شهرام جزایری که متهم یک پرونده مالی سنگین در ایران بود و توانسته بود از کشور خارج شود، عناصر اطلاعاتی توانستند او را در خارج از کشور ردیابی و دستگیر کنند و به ایران بازگردانند.

کنار هم قرار دادن این موفقیت ها و کارنامه نحوه برخورد با موارد داخلی هم باعث لطمه به وجهه سیستم در نزد مردم است و هم باعث بازماندن مسیر برای افرادی است که مدتی بعد اراده می کنند به روشی خشونت آمیز برای رسیدن به هدف سیاسی خود تلاش کنند. سیر معمول این است که حکومت حتی در بالاترین سطح از رخدادهای این چنینی ناخرسند شود، ولی برای جلوگیری از آنچه "سواستفاده دشمن" خوانده می شود، پیگیری ها مسیر خاصی پیدا می کنند.

وقایعی مانند حمله به کوی دانشگاه تهران با تاکید رهبری جمهوری اسلامی در بالاترین سطح، یعنی در شورای عالی امنیت ملی مورد رسیدگی قرار گرفت و پرونده های قطوری هم تدوین شد، ولی همگی محرمانه باقی ماند و تکرار وقایع مشابه با گذشت زمان نشان داد که این جریان ها قویتر از آن هستند که به راحتی از صحنه خارج شوند.