بررسی روزنامه های صبح تهران؛ سه شنبه ۱۶ مهر

تیتر و عکس صفحه اول اعتماد
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

روزنامه های صبح امروز تهران همچنان بحث های مربوط به روابط ایران و آمریکا را در مقالات موافق و مخالف خود ادامه داده و از قول وزیر دادگستری خبر داده اند که پرونده رفع حصر رهبران جنبش سبز در شورای عالی امنیت ملی در حال رسیدگی است.

نقد گفته های ناتانیاهو نخست وزیر اسراییل درباره ایرانیان و نحوه زندگی شان بخش دیگری از مطالب این روزنامه هاست.

صبا آذر پیک در گزارش اصلی اعتماد با میرمحمود موسوی، برادر نخست وزیر دوران جنگ به عنوان کارشناس عالی سیاست خارجی و سفیر پیشین درباره مسایل روز گفتگو کرده و نوشته: آقای موسوی تحلیل‌های قابل تاملی در آسیب‌شناسی روابط بین آمریکاو ایران دارد. در ادامه این گفتگو از آخرین وضعیت برادر و همسرشان هم پرسیده و وی از سلامت جسمی و روحی شان خبر داده است.

رمز و راز مذاکره

مصطفی ایزدی در مقاله ای در اعتماد نوشته: مخالفان افراطی دکتر حسن روحانی که فعالیت‌های دیپلماتیک و بین‌المللی وی را به باد انتقاد گرفته‌اند، آن ها هستند که می‌دانند معادلات بین‌المللی چقدر پیچیده است و باز کردن گره‌های فراوان آن به چند مولفه مهم نیاز دارد. می دانند که شجاعت و توانایی مدیران سیاسی، پشتوانه مردمی، زمان طولانی، اطمینان از نتیجه، مراقبت از رفتارهای طرف مقابل، هماهنگی در ارکان اصلی مملکت، حرکت برنامه‌یی در مسیر اصول کلی، تفوق بر پیشامدهای احتمالی همه شرط است.

به نوشته این مقاله: سیاسیون مخالف اصلاحات با رسانه‌های واقعا آزادی که در اختیار دارند در همان مرحله اول مذاکره ایران و آمریکادست به عوام‌فریبی زدند و تبلیغ کردند که چرا آمریکا تحریم‌ها را لغو نکرد و چرا اوباما دوباره با اسراییل نرد عشق باخت و چرا غرب حق غنی‌سازی انرژی هسته‌یی، باب میل ما را نپذیرفت؟ و... اما باید گفت که مذاکرات بین ایران و آمریکا راه درازی در پیش دارد و به این زودی‌ها نباید انتظار داشت که دیوارهای بی‌اعتمادی به سرعت و پشت سر هم فرو ریزد.

مقاله اعتماد در نهایت به این جا رسیده که: سرسخت‌ترین مخالف مذاکره و رابطه بین ایران و آمریکا، اسراییل است. مخالفان داخلی مواظب باشند که روی ریل اسراییل و تندروهای درون حاکمیت آمریکا حرکت نکنند.

مشکل آقای نتانیاهو

علی خرم، دیپلومات در مقاله ای در بهار نوشته با سفر آقای دکتر روحانی به نیویورک و طرح این رویکرد جدید، رشته‌‌های طولانی اسراییل و نخست‌وزیر افراطی آن همه پنبه شد. برنامه‌ریزی‌های دیپلماتیک ایران توانست نتانیاهو را که در داخل اسراییل به اندازه کافی منزوی است، در صحنه بین‌المللی هم منفعل سازد.

نویسنده معتقد است دلیل واکنش تند و شتابزده نخست وزیر اسراییل همین است و خوشبختانه هر پیشرفت هرچند کوچکی در مذاکرات بین ایران و آمریکا می‌تواند موجب شود نتانیاهو ماهیت تهدید، تزویر، دروغ و زورگویی خود را بیشتر برملا سازد که به‌نفع ایران و کشورهای خاورمیانه خواهد بود.

نویسنده مقاله بهار به وزارت خارجه توصیه کرده سخنرانی وی در مجمع عمومی و مصاحبه‌هایش با رسانه‌های مختلف را در سازمان ملل متحد به‌عنوان سند رسمی تهدید علیه جمهوری‌اسلامی ایران ثبت کند تا همراه با ده‌ها سند دیگر در موقع لزوم به‌کار گرفته شود.

گفته های نسجیده فرمانده قرارگاه

روزنامه جمهوری اسلامی در ستون ویژه خود از قول مهدی طائب نوشته: "ما با سفر رئیس‌جمهور روحانی به نیویورک، ابزار عملیات روانی را از دست آمریکا گرفته‌ایم و قول داده‌اند تا ۲۴ مهر تحریم‌ها را بردارند."

این روزنامه اضافه کرده که فرمانده قرارگاه عماریون که پیش از این سخنان جنجال برانگیزی درباره موضوعات گوناگون سیاست داخلی و مسائل بین‌المللی بر زبان رانده و در جایگاه ریاست قرارگاه عمار به نشر بصیرت مشغول است، یکبار دیگر وارد صحنه شده و این بار نیز سخنانی نپخته فراوانی از وی نقل شده که باید سرانجام راهی برای توقف آن پیدا کرد."

به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی مهدی طایب همچنین گفت اکنون در بهترین شرایط اقتصادی، فرهنگی نظامی و سیاسی بسر می‌بریم. موشکی ساخته‌ایم که می‌تواند آمریکا را مورد هدف قرار بدهد!

وی درباره امام خمینی نیز مطالبی گفته که از نقل آن خودداری می‌کنیم.

نامه‌یی به جواد ظریف

Image caption کارتون اردشیر رستمی، بهار

ابراهیم رها در بازگشت به ستون خود در اعتماد نوشته: سلام جواد/ چطوری تو؟ خوبی؟/ من مدت‌هاست کمتر در مطبوعات می‌نویسم اما مواردی را از سوی تو احساس و مشاهده کردم که لازم دیدم حتما آنها را متذکر شوم. (این متذکر شدن کلا عمل پسندیده‌یی است). تو چرا نیشت بازه؟ جواد من دقت کردم، و حتی تحقیق کردم و حتی کار آماری کردم (کار آماری کردن عمل بی‌ادبانه‌یی نیست) دیدم تو مدام مشغول لبخند زدنی و این دست کم در حد عمل خاک تو سری قباحت دارد. اگر نمی‌دانی بدان که یک وزیر خارجه بنا به سابقه ثبت شده، در راه دیپلماسی باید به چند چیز مسلح باشد: اخم. دندان قروچه. مقادیر معتنابهی مرگ بر. در هنگام نزدیک شدن به اتحادیه اروپا، یک تعداد کلمه کش‌دار (مانند کش لقمه یا گالیکش منظورم است. در مواجهه با جان کری، کفگیری و زیر زانو ایضا کله و چک و لگد.

این طنزنویس در ادامه نامه خود به وزیر خارجه نوشته: جواد تو هیچ چی از دیپلماسی متوجه نمی‌شوی. بگذار برایت توضیح بدهم. دیپلماسی یعنی چین. فوقش دیگر یعنی پکن. با ارفاق یعنی شانگهای. مرد حسابی اگر خدای نکرده با چهار کشور جز چین و روسیه مراوده اقتصادی داشته باشیم که خواهر چینی‌ها ناراحت می‌شود. که مادر روسیه دلخور می‌شود. اصلا حواست به خواهر و مادر سایر ملل هست؟

طنز اعتماد ضمن پرهیز دادن جواد ظریف از فیس بوک نوشته: دوستانه نصیحتت می‌کنم روی کاترین اشتون حساب نکن. اساسا کلاس ندارد. بابا به سعید جلیلی هم رو می‌داد (فکر کن!) شان خودت رو حفظ کن. جهنم ضرر، حتی با آنجلا مرکل سلام علیک داشته باشی بهتر از رفت و آمد با کاترینه.

موانع شبکه‌های اجتماعی

احمد شیرزاد در مقاله ای در شرق در اشاره به برخورد جوامع مختلف با پیشرفت های علمی در زمینه ارتباطات نوشته اگر انسان‌های تنگ‌نظر، در سال‌های دور حضور داشتند می‌گفتند نکند ارتباطات، سبب وقایع ناصواب شود؟ وقتی بتوان صدای دیگری را از طریق خطوط تلفن شنید یا درون خانه‌ای را با دوربین دید، نکند مفسده هم در پی آن بیاید؟ اما کاروان بشریت متوقف نشد و مسیر روبه‌جلو را ادامه داد. دیدگاه‌های سختگیرانه، نه جلو رادیو را سد کرد، نه تلویزیون را متوقف کرد و نه توانست مانع گسترش ویدیو و ابزارهای گسترده دیگر شود.

این استاد دانشگاه درباره دیدگاه سخت گیرانه و هوادار فیلتر کردن شبکه های ارتباطی نوشته: از اتومبیل می‌توان استفاده مثبت داشت و می‌توان موادمخدر حمل کرد. با هر ابزار پیشرفته‌ای می‌توان کار خلاف کرد و می‌توان جلوی آن را هم گرفت. در دهه ۶۰ هزینه بسیار بالایی برای مبارزه با ویدیو پرداخت شد. هر روز صفحات حوادث، عکس‌هایی از قاچاقچیان ویدیو که بازداشت شده‌اند، منتشر می‌کردند.

نویسنده مقاله شرق بدان جا رسیده که: زمانی به نوار کاست، « نوار خلاف» گفته می‌شد!

همه این ابزارهای ارتباطی دوره «شک و تردید» داشته‌اند. واقعا وقت آن رسیده که مدیران کشور، نگاه خود را تغییر دهند. امروز در مورد فیس‌بوک نیز، چنین نگاهی وجود دارد غافل از آنکه «شبکه‌های اجتماعی» دارای کارکردهای مثبت غیرقابل‌انکار است.

دریافت «ریال» در استانبول، تحویل «دلار» در ناصرخسرو

دومان سهند در ابتدای یک گزارش میدانی در شرق نوشته: تفاوت آمار ارز ارایه‌شده در مرکز مبادلات ارزی و آمار واردات رسمی وزارت اقتصاد آنقدر عجیب بود که این سوال به ذهن هر فعال اقتصادی خطور می‌کرد که بقیه ارز واردکنندگان یا مسافران خارج از کشور از کجا تامین می‌شود؟ انگشت اشاره گمانه‌زنی‌ام به سمت صرافی‌ها بود ولی وقتی ساعت ۱۲ ظهر سری به میدان‌فردوسی زدم و کرکره اکثر صرافی‌ها را پایین دیدم سوال‌های بیشتری به ذهنم خطور کرد.

گزارشگر شرق بعد از گشت و یافتن یک صراف آشنا دریافته: بعد از برخورد نیروی انتظامی با فروشندگان خیابانی و دستگیری بسیاری از آنها در سال گذشته، مافیای پشت‌پرده ارز طرحی نو برای حضور در بازار ریخت. اولین اقدام آنها تغییر مکان‌های فروش ارز از پاتوق‌های قبلی بود. در حال حاضر این فروشندگان در خیابان منوچهری نرسیده به لاله‌زار، بازار بین‌الحرمین و بازار چارسوق بزرگ پخش شده‌اند. در تیمچه حاجب‌الدوله هم عده‌ای از این فروشندگان، پراکنده از هم ایستاده‌اند.

گزارشگر شرق نوشته: نکته قابل‌توجه در این میان، تفاوت نوع معامله با گذشته است. قبل از اتفاق‌های سال گذشته معمولا فروشندگان، ‌دلار در دست در میدان فردوسی یا مراکز دیگر در حال دادوستد بودند ولی نحوه معامله در روش جدید فرق کرده و شما پول ایرانی را تحویل می‌دهید و به جای آن یک برگه کاغذ رنگی می‌گیرید که به آن «حواله» می‌گویند و سپس فروشنده، آدرس مغازه‌ای را در اطراف بازار که اکثرا در خیابان ناصرخسرو است می‌دهد. خیلی زود هم به منظور می رسید.

ضرورت سلامت در صادرات نفت

Image caption کارتون محمد رضا میرشاه ولد، قانون

مهدی حسینی در سرمقاله جهان صنعت نوشته: در این مدت که پای بخش‌خصوصی به صادرات نفت ایران باز شده، عملکرد مثبتی از آنها ندیده‌ایم. بخش‌خصوصی نفت قابل توجهی صادر نکرده است. عملا چیزی عاید کشور نشده که هیچ، پرونده بابک زنجانی هم روی دست مجلس و وزارت نفت مانده است. نفت فروخته شده اما پولش برنگشته است.

به نظر این مقاله بخش‌خصوصی در این زمینه با شفافیت کافی عمل نکرد که بتواند اعتماد وزارت نفت را جلب کند. مشکلات دیگری هم وجود دارد. دولت دهم در شرایط فشار تحریم‌ها به این جمع‌بندی رسید که از بخش‌خصوصی برای فروش نفت و دور زدن تحریم‌ها استفاده کند.

سرمقاله جهان صنعت در نهایت به این جا رسیده که: بخش‌خصوصی ایران، تخصص و شرایط حرفه‌ای لازم برای ورود به بخش فروش نفت را نداشت. آنها بازار نفت و مشتریان نفتی ایران را نمی‌شناختند و آشنایی کافی برای حضور در این بخش را نداشتند چه برسد به اینکه در شرایط تحریم بتوانند نفت بفروشند. همین دلایل هم باعث شد در این زمینه موفقیتی نداشته باشند. شاید بهتر بود اصلا از اول چنین تصمیمی گرفته نمی‌شد.

Image caption کارتون سلمان طاهری، شرق

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: نفت بر سر سفره‌های مردم می‌آید. این حرف میمون را معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی از قول وزیر نفت، بیژن زنگنه، گفته است. آن‌دفعه که خود رییس‌جمهور مملکت گفت می‌خواهد نفت را بیاورد سر سفره، یک سفره باز شد و یکسری نانشان را زدند در نفت و خوردند. ما چی؟ ما یک مدت سرمان به وام ازدواج گرم شد، بعد به مسکن مهر. بعدش چی؟ هیچی دیگر.

به امید مسکن مهر نان‌خور اضافه کرده بودیم. بعد چی شد؟ هیچی، مجبور شدیم سفره را کلهم جمع کنیم. بعد چی شد؟ هیچی، سفره را که دادیم پای قسط بانک، جاش روزنامه پهن کردیم. بعد چی شد؟ هیچی، روزنامه را توقیف موقت کردند، ما موقتا سفره روزنامه را هم برچیدیم. بعد چی‌کار کردیم؟ هیچی، چهارزانو نشستیم هیات دولت را یکی‌یکی مدنظر قرار دادیم و اسم تک‌تکشان را به زبان آوردیم و هی ازشان تشکر کردیم. هی تشکر کردیم.

طنزنویس شرق در نهایت نوشته: حالا هم که زنگنه شده وزیر نفت، ما ماندیم لای منگنه. می‌خواستیم سر شوخی را باهاش باز نکنیم، ولی همین اول کار برگشته می‌گوید نفت را می‌آورد سر سفره. آقا چی‌چی نفت را بیاوری سر سفره؟ به آمار نگاه کن، کاملا مشخص است که شکم ما سفره شده. شما بی‌زحمت نفت را نیاور سر سفره، همین پول نفت را به‌جای برنج هندی و جنس چینی به‌صورت ارز وارد کشور کنی، ما راضی هستیم.

مطالب مرتبط