چمدان: 'از وارسی‌ دستمال‌‌کاغذی‌ها خسته شدم، رفتم اپرا یاد گرفتم'

  • 10 اکتبر 2013 - 18 مهر 1392
لئوناردو بهرام تاج آبادی Image copyright leonardo bahram tajabadi chamedan
Image caption لئوناردو بهرام تاج‌آبادی هشت سالی است به فرانسه مهاجرت کرده است

اگر با لئوناردو بهرام تاج‌آبادی از پشت تلفن صحبت کنید، صدایی کاملا "معمولی" دارد اما وقتی به آثار او گوش می‌کنید، صدایش "چند برابر" می‌شود.

به جنس صدای لئوناردو در اپرا "باریتون" گفته می‌شود. صدایی آن قدر بم و کلفت که شیشه را می‌لرزاند. اما جالب این است که خودش می‌گوید اول به صدایش پی نبرده، بلکه ابتدا عاشق اپرا شده و بعد صدایش را این چنین تربیت کرده است.

"اگر شما بتوانید حنجره و دیافراگم خودتان را کنترل و تربیت کنید، آن وقت می‌توانید از حجم قسفه سینه خود مانند یک آلت موسیقی برای در آوردن صدا استفاده کنید. شش‌ها و دیافراگم می‌شود ساز شما و با کنترل لب و دندان هم به آن فرم می‌دهید. البته هر کس بنا بر فیزیک و کالبدی که دارد صدایش در یک طبقه بندی قرار می‌گیرد، مانند سوپرانو یا تنور و یا صدای من که در طبقه‌بندی باریتون قرار می‌گیرد."

لئوناردو بهرام تاج‌آبادی هشت سالی است به فرانسه مهاجرت کرده و در مدارس موسیقی اسپانیا، ایتالیا و فرانسه درس موسیقی می‌خواند. او پیش از آن که از ایران خارج شود، در یک کارخانه تولید دستمال کاغذی کار می‌کرد.

بشنوید: نسخه کامل چمدان لئوناردو بهرام تاج‌آبادی

"من بعد از این که مدرک لیسانس خودم را در رشته بیولوژی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد شمال تهران در خیابان ظفر گرفتم، به عنوان مدیر کنترل کیفیت در یک کارخانه تولید دستمال کاغذی استخدام شدم. بعد از حدود دو سال کار کردن در آن لابراتوار، احساس کردم که باید تنوعی به زندگی خودم بدهم. از این که هر روز صبح بیدار شوم، صبحانه بخورم، سر کار بروم، ازدواج کنم، بچه دار شوم، بچه هایم بزرگ شوند، آنها ازدواج کنند و ... می ترسیدم. در یک کلام، از تکرار خودم خسته شده بودم."

"از اسم موسیقی کلاسیک خوشم می‌آمد. یک دوست ارمنی داشتم. یک روز با هم صحبت می‌کردیم، به او گفتم می‌خواهم اپرا یاد بگیرم. او گفت: تو اصلا می دانی اپرا چیست؟ پاسخ دادم نه اما تو که می دانی بگو اپرا چیست. او برایم یک قطعه فاخر اپرا از پلاسیدو دومینگو گذاشت. آن روز من شکوه و عظمت اپرا را دیدم و همانجا مطمئن شدم که می‌خواهم اپرا یاد بگیرم."

لئوناردو از آن روز تلاش کرد تا از هر کس و هر جایی که می‌شود در مورد اپرا چیزی یاد بگیرد. می‌‍گوید از بعضی از استادانش "چیزی" یاد نگرفت و حتی "صدایش را خراب کردند" اما نسبت به بعضی دیگر هم احساس می‌کند که همیشه مدیون باقی خواهد ماند. کسانی چون حسین دهلوی و همسرش سوسن اصلانی.

Image copyright leonardo bahram tajabadi chamedan
Image caption لئوناردو بهرام تاج‌آبادی اکنون مقیم فرانسه است

"در نزد استاد دهلوی بود که تصمیم گرفتم آریای مانا و مانی را روی قطعه‌ای که استاد علی رهبری از این اثر با ارکستر فلارمونیک اسلواکی ضبط کرده بود، بخوانم. استاد دهلوی حدود سه سال برای نوشتن این اپرا زحمت کشیده بود اما بعد از انقلاب و به علت ممنوع شدن آواز خوانی زنان، هیچ‌وقت آرزوی استاد دهلوی برای اجرای این اپرا میسر نشد. قطعه ای که به گفته خود ایشان هدیه‌ای بود از موسیقی و فرهنگ ایران به کودکان ایران و جهان."

اجرای او از مانا و مانی را قبل از گفتگو و به لطف سایت یوتیوب، دیده بودم. در مورد خود اجرا یقینا نظری فراتر از یک مخاطب نمی‌توانستم بدهم اما نکته جالب برای من تلاش لئوناردو برای استفاده از دست‌ها و اجزای صورتش در ترسیم چهره گرگ داستان بود.

"برای نزدیک شدن صدا و شخصیتم به گرگ آریای مانا و مانی، ساعت‌ها فیلم مستند و کارتون درباره گرگ دیدم و حتی نمایش‌های عروسکی که در آن هنرمندان با پوشیدن تن پوش در پوست گرگ می‌رفتند، تماشا کردم. این همان چیزی است که در اپرا باید انجام داد. رفتن در کالبد نقش و ترکیب هنر تئاتر با موسیقی."

لئوناردو بهرام تاج‌آبادی از سال ۲۰۰۵ به اروپا مهاجرت کرده اما معاشرت با اهل موسیقی و هنر هم برای او مصونیتی دربرابر "مصائب" مهاجرت ایجاد نکرده است.

"اینجا در فرانسه، بار اول که برای مدرسه موسیقی امتحان می‌دادم، ممتحن پرسید اهل کجایی؟ گفتم ایران. پرسید مگر ایران هم موسیقی دارد؟ در ایتالیا یکی از من پرسید شما در ایران بیمارستان دارید؟ در این سالها بارها با چنین قضاوت‌ها و پیش داوری‌های نادرستی روبرو شده‌ام. هر بار تلاش کردم با خونسردی توضیح دهم و از آن مهمتر، با رفتارم معرف ایران باشم."

از وقتی که آژانس هنری‌ام خواست که نام هنری لئوناردو را در کنار نام و فامیل ایرانی‌ام قرار دهم، من هم همیشه خواسته‌ام که در برنامه‌هایی که به روی صحنه می‌روم، اجازه داشته باشم دست کم یک قطعه از آریاهای ایرانی را اجرا کنم یا یک فطعه فولکلور ایرانی را بخوانم. حالا به جایی رسیدیم که این بار آنها اصرار می‌کنند حتما یک بخش ایرانی و فارسی را در برنامه‌هایم بگنجانم."

بهرام تاج‌آبادی فعلا تصمیمی برای بازگشت به ایران ندارد چرا که می‌گوید هنوز برای رسیدن به جایگاه یک خواننده حرفه ای اپرا در اروپا درس‌های زیادی را باید از کشورهای صاحب این هنر بیاموزد اما برای گذاشتن‌تحفه‌هایی از اروپا در چمدانش از همین حالا فکر کرده.

Image copyright leonardo bahram tajabadi chamedan
Image caption آقای تاج‌آبادی تا پیش از آغاز تحصیل در رشته اپرا، کارمند لابراتوار کنترل کیفی یک کارخانه دستمال‌کاغذی‌سازی در ایران بود

"از اسپانیا، میهمان‌نوازی و صمیمیت را با خودم می‌برم. نه اینکه از ایرانی‌ها میهمان نوازتر باشند اما رو راستی آنها در میهمان نوازی کمی با رودربایستی ما فرق دارد. از ایتالیا، شجاعت رهبران ارکستر را با خودم می‌برم. اینکه نمی‌ترسند به شاگردانشان میدان دهند. چیزی که در فرانسه من ندیدم. در ایتالیا، رهبران ارکستر به محض مشاهده یک استعداد جدید، او را با خود بروی صحنه می‌برند و با این کار اعتماد بنفس مضاعفی به او می‌دهند. اما از فرانسه، رو راستی و صداقت را در چمدانم می‌گذارم. ابتدا که به اینجا آمدم کمی تو ذوقم خورد. این که کسی پول قهوه شما را حساب نمی‌کند و حتی تعارف هم نمی زند، اما بعد دیدم که این صراحت خیلی هم خوب است. شما تکلیف‌تان را با یک فرانسوی می‌دانید. آنها در لفافه حرف نمی‌زنند. نمی‌گویند حالا ببینیم چی می‌شه. همانجا نظرشان را با صداقت و به صراحت ابراز می‌کنند."

قطعات اول و دوم موسیقی به کار گرفته شده در چمدان این هفته، به ترتیب عبارتند از " آرزو" و " تو بیا" که هر دو آثار فولکلور ایرانی اجرا شده توسط آقای تاج آبادی‌اند.

قطعه میانی و پایانی هم یکی از آثار جاودانه ابوالحسن صبا، موسیقیدان برجسته ایرانی است به نام "به زندان" که حسین دهلوی، آهنگساز و رهبر ارکستر آن را در این قطعه به " شوشتری برای ویلون و ارکستر" تنظیم کرده است.

چمدان هر پنجشنبه از برنامه چشم‌انداز بامدادی رادیو فارسی بی‌بی‌سی پخش می‌شود و مجالی است برای گفتگو با ایرانیان خارج از کشور درباره تجربه مهاجرت.

برای تماس با برنامه چمدان لطفا به آدرس bamdadi@bbc.co.uk ایمیل بفرستید.

مطالب مرتبط