بررسی روزنامه های صبح یکشنبه تهران ‫- ۲۱ مهر

روزنامه های تهران در آستانه مذاکرات هسته ای ژنو همچنان در موافقت و لزوم حمایت از دولت روحانی و امید به حل مساله هسته ای می نویسند‫. در مقابل چند روزنامه نزدیک به جناح های تندرو هم به استتناد خواست و نظر مردم همچنان به اصرار در تداوم شعار مرگ بر آمریکا و پرهیز از هر نوع نرمشی در پرونده هسته ای ادامه می دهند‫.

تیتر اصلی چندین روزنامه صبح اعلام نظر مرکز نشر افکار آیت الله خمینی است که با تایید آن چه هاشمی رفسنجانی درباره گزارش خود به بنیان گذار جمهوری اسلامی درباره حذف شعارهای مرگ بر آمریکا گفته، گامی بر خلاف تبلیغات تندروها برداشته است‫. دو روز پیش کیهان در تقابل با رییس مجمع تشخیص مصلحت از این مرکز خواسته بود که سکوت خود را بشکند و تهدید کرده بود که

در صورت ادامه سکوت در برابر نقل قول های ناصواب از رهبر انقلاب باید در مدیریت این نهاد تجدید نظر کرد‫.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول بهار

در آستانه مذاکرات هسته ای

صدیقه موسوی در گزارشی در قانون نوشته نشست ژنو در راه است تکاپوی عجیبی در بین سیاسیون ایرانی و صد البته مردم وجود دارد که این نشست در فضای جدید سیاسی ایران به کدام سو می‌رود؟ دری گشوده خواهد شد؟ تحریمی لغو می‌گردد؟ اقتصاد رونق را لمس می‌کند؟ امید بهبودی به زندگی‌‌ها باز می‌گردد؟ و سوال‌‌های دیگری که حول و حوش سرنوشت سیاسی و اجتماعی ۷۵ میلیون ایرانی می‌چرخد و البته نه فقط ایرانی‌‌ها که کشورهای همجوار و همسایه و هم پیمان هم گوشه چشمی به اولین نشست دولت امید دارند تا البته تکلیف خود را هم با خویش و هم با ایران روشن کنند که همچنان در جبهه روبه‌روی او باشند یا همسویش.

به نوشته این گزارش: در این فضای شلوغ هر کسی به نوعی سهم خودش را از تفکر مورد قبول و پذیرفته خود پرداخت می‌کند، زمانی با لنگه کفش، گاهی با قربانی در پیش پای رئیس جمهور به نشانه بلاگردانی، موقعی با زدن تیترهای جنجالی و راهی کردن وزیر خارجه به بیمارستان، هنگامه‌ای با مصاحبه‌‌های تفسیری و گزارش‌‌های میدانی که اگر روابط درست بشود چه‌‌ها که نشود و همه دیگر در بهشت برین خواهند بود و در فرصت‌هایی هم که کمی فراغت از این سوال همیشه تاریخی داشتن یا نداشتن رابطه کدامش بهتر است، انگ زدن رسانه‌‌ها به یکدیگر و کشیدن مرز راستی و نفاق در عرصه مطبوعاتی و تشبیه شبکه‌‌های عنکبوتی برای زدن در وسط خال و اصابت روشنگری به گیجگاه جریان سازش است که بحث داغ این روزهای کشور می‌شود.

به نوشته قانون دولت روحانی در سه جبهه می جنگد، که اول از همه کشورهای قدرتمند و اثر‌گذار خارجی هستند که هر چه به آنها گفته می‌شود ایران در پی ساخت بمب اتم نیست راضی نشده و با چوب تحریم و فلج کردن اقتصاد کشور و تحمیل یک زندگی سخت به شهروندان ایرانی می‌گویند شما بمب دارید و ما باور نداریم و آنقدر اصرار بر این امر داشته و داریم که گزینه‌‌های نظامی را هم از روی میز بر نداشته و با بمب انداختن بر سر شما بمب‌‌های نداشته اتان را نابود می‌کنیم.

جواد جهانگیرزاده، عضو کمیسیون امنیت ملی و قائم مقام مرکز پژوهش‌های مجلس، در سرمقاله ایران روزنامه دولت نوشته: پرونده هسته‌ای ایران در سال‌های اخیر همواره به عنوان یکی از موضوعات پرمناقشه سیاست خارجی مطرح بوده است، اما در داخل کشور نیز گروه‌های سیاسی مختلف درباره آن موضعگیری‌ها و رویکردهای متفاوتی داشته‌اند. در نگاه نخبگان موضوع هسته‌ای در زمره مسائل کلان ملی است که ضرورت اجماع درباره آن احساس می‌شود. از سوی دیگر این موضوع یکی از مؤلفه‌های تعیین‌کننده در اقتدار درونی کشور است؛ این جنبه از کارکرد قضیه هسته‌ای در چرخه قدرت ملی کشور در روزهای اخیر بیشتر خود را می‌نمایاند.

این روزها دولت جدید ایران با اتخاذ رویکردی تازه، به سمت کاهش نگرانی محافل غرب علیه جمهوری اسلامی معطوف شده است.

با نگاه به تحرکات جدید دیپلماسی دولت جمهوری اسلامی ایران، ضروری است که ضمن اعتماد به مذاکره‌کنندگان، بر پیگیری این بخش از مسائل ملی فارغ از مناقشات داخلی و جبهه گیری‌های سیاسی اهتمام بورزیم. اعتماد به مذاکره‌کنندگان،حفظ انسجام ملی و پرهیز از مناقشات داخلی، ضرورت‌های سه‌گانه پیش برنده این پرونده در مذاکرات حساس آتی خواهد بود.

مخالفان سیاست خارجی دولت و هدفشان

این چند روز روزنامه هایی که با نام بردن از کیهان و یا با اشاره حرکت این روزنامه را محکوم کرده اند . کسانی هم از زوایای منافع ملی به موضوع نزدیک شده اند چنان که روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشته این روزها مخالفت‌هائی با اقدامات سفر نیویورک رئیس‌جمهور صورت می‌گیرد که از دو منظر باید دیده شود یک منظر اینست که نشانه‌هائی از سازمان دهی را در این مخالفت‌ها می‌توان مشاهده کرد. افراد، مراکز و رسانه‌هائی در این مجموعه حضور دارند که به هماهنگی و متصل بودن به یک فرماندهی تبلیغاتی شناخته می‌شوند به ویژه آنکه نوع مخالفت هایشان نیز از یک جنس است و در یک جهت مشخص قرار دارد.

به نوشته این روزنامه اصولگرا اینها نشانه‌های روشنی از تلاش برای زیر سؤال بردن اصل سفر و اقدامات رئیس‌جمهور در سفر نیویورک و سایر تحرکات در سیاست خارجی و موضوع هسته‌ای دولت را در خود دارند.

در ادامه سرمقاله جمهوری اسلامی آمده‫: در هشت سال گذشته، یک جناح سیاسی با دردست داشتن تمام امکانات و ابزارها و پول و قدرت و حتی رسانه ملی و با توسل به انواع شگردهای تبلیغاتی و تطمیع و تهدید، نتوانست اهرم‌های قدرت را که در اختیار داشت نگهدارد. مردم، علیرغم تمام آن تبلیغات، تهدیدها، تطمیع‌ها و برخوردهای افراطی هنگامی که نوبت به اظهارنظر از طریق صندوق رأی رسید، درست خلاف آنچه به آنها القاء شده بود رأی دادند و خط مشی اعتدال را برگزیدند. این، یک درس بزرگ در حکومت‌داری است

Image caption کارتون هادی حیدری، شرق

اما کیهان امروز نیز به دفاع از کار خود پرداخته که هفته گذشته به نقل از جواد ظریف نوشت مذاکره روحانی و اوباما و وزیر خارجه ایران و آمریکا نا به جا بوده است.

حسین شریعتمداری در یادداشت امروز خود ضمن دفاع از حرکت کیهان و متهم کردن منتقدان این گزارش به همدستی به بیگانگان نوشته جناب ظریف و همه مردم شاهد بوده‌اند که مقامات آمریکایی و اروپایی و متحدان منطقه‌ای آنها از گفت‌وگوی تلفنی آقای روحانی و اوباما، با عنوان تسلیم ایران در برابر فشارها و تن دادن به خواسته‌های آمریکا یاد کرده‌اند . بنابراین، آیا اعلام صریح این واقعیت که گفت‌وگوی آقای روحانی و اوباما، اقدامی نابجا بوده است، برای تصحیح حرکت دولت و ناامید کردن دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها ضرورت نداشت؟

به نوشته مدیر کیهان: سخن از نوشیدن قهوه به جای شیرکاکائو نبود که اهمیت بازگویی نداشته باشد! پای عزت و اقتدار یک ملت در میان بود که نباید با اینگونه اقدامات نابجا به بازی گرفته شود. و بالاخره باید گفت؛ اضطراب آمیخته به عصبانیت دشمنان بیرونی و اصحاب فتنه از افشای اقدامات نابجای هیئت کشورمان در سفر نیویورک قابل درک است ولی تکذیب آن از سوی جناب ظریف کمترین توجیهی ندارد. چرا اصرار دارید آنچه برای دشمنان آشکار است از نگاه مردم پنهان بماند؟!…

تندروها در تقلا

مصطفی ایزدی در مقاله ای در شرق اول گفته ای از آیت الله خمینی را نقل کرده که «رابطه آمریکا و ایران، رابطه گرگ و میش است.» و بعد نوشته برخی از این جمله نتیجه می‌گیرند که هرگز نباید با آمریکایی‌ها مذاکره و گفت‌وگو کرد. در صورتی‌که ایران امروز، قدرت قابل‌تحسینی دارد و از نظر وحدت و همدلی داخلی، بیش از پیش این قدرت را به رخ دشمنان خود می‌کشد و از آن طرف، آمریکا قدرت پیشین را از دست داده و حتی در درون، به چنددستگی دچار است. بنابراین هر نوع مذاکره فی‌مابین، اگر با تدبیر پیش رود،‌ به یک معادله برد-برد ختم می‌شود. با ازبین‌رفتن تنش‌های موجود در روابط ایران و غرب، زمینه سازندگی و پیشرفت ایران، در داخل و خارج، گسترده‌تر خواهد شد و افق آینده روشن‌تر می‌شود. از این نمونه‌ها بسیار است.

به نظر نویسنده مقاله شرق یکی دیگر از مسایل مخالفان سیاست خارجی دولت این است که فرض کرده‌اند جامعه انباشته و لبریز از نیروهای حامی آنهاست و وقتی دیدگاه‌های تغییرناکرده خود را مطرح می‌کنند، بلافاصله از کل مردم ایران که آنان را حمایت می‌کنند، دم می‌زنند. در صورتی که مردم ایران در خرداد ۹۲ نظر خویش را اعلام کردند، به‌ویژه وقتی عناصر معتدل جناح اصولگرا با جناح اصلاح‌طلب به نقطه مشترکی رسیدند و دکتر روحانی را انتخاب کردند، ‌اگرچه رفتار دیپلماتیک دولت جدید و شیوه معتدل دکتر حسن روحانی در برخورد با غرب، مورد تایید همه ارکان اصلی مملکت از راس تا ذیل بود و مردم نیز اکثرا به همین شیوه‌ها رای داده بودند، اما رییس‌جمهور برای اینکه مخالفان خود را قانع کند، پیشنهاد نظرسنجی داده است.

'ظریف از دست رفت'

احسان ابراهیمی در ستون طنزی که به عنوان یادداشت های روزانه رییس جمهور در طنزانه قانون منتشر می کند از زبان حسن روحانی نوشته:

از وقتی محمد شریعتمداری را به عنوان معاون‌اجرایی انتخاب کردم. دردسرم در جلسات کابینه زیادتر شده. گمانم یکی دو هفته‌ای طول می‌کشد که بچه‌ها به او عادت کنند. امروز در جلسه هیات دولت مدام شوکه می‌شدند. مثلا امروز اول جلسه گفتم: «خدمت آقای شریعتمداری هم خیر مقدم می‌گم، از امروز ایشون هم در جلسات شرکت می‌کنند.» یهو همه رنگشان پرید با هم زمزمه کردند: «یاخدا! کجاست؟!» محمد شریعتمداری با لبخند ملیحش بلند شد گفت: «من اینجام. نگران نباشید.» همه گفتند: «هان! شمایی؟ خوش اومدی.»

به نوشته این کتابچه : بعد از چند دقیقه هم جواد لنگان‌لنگان آمد سر جلسه. داشت پای تبلتش استاتوس می‌گذاشت، من هم چون دیروز خیلی اذیتش کرده بودند و روحیه‌اش خوب نبود، گفتم بگذارم بچه بازی‌اش را بکند، چیزی بهش نگفتم. وسط جلسه پرسیدم: «آقای شریعتمداری نظر شما چیست؟» یکهو جواد ۶ متر پرید هوا. جیغ می‌زد و خودش را به در و دیوار می‌کوبید. آخر از حال رفت. به هوش که آمد هی «شریعتمداری» را صدا می‌کرد. محمد رفت بالای سرش گفت: «بله جواد جان؟ با من امری دارید؟» جواد با تعجب گفت: «ئه؟ من واسه تو غش کردم؟!»

چرا نرخ دلار نمی‌تواند ۷ تومان باشد؟

: فرشاد مومنی در مقاله ای که مردم سالاری آن را منتشر کرده نوشته: مشکل اقتصادی را که در دوره زمانی طولانی دچار ضعف در عملکرد است، نمی‌توان مشکل آن را از طریق دستکاری صرف متغیرهای اقتصادی حل کرد. باید مشکل را در جایی پیگیری کنیم که قاعده‌های بازی اقتصادی در آنجا شکل می‌گیرد. مساله اقتصاد ایران نیز این است که در اقتصاد رانتی عموما کسانی نماینده دارند و صدایشان شنیده می‌شود که در کانون توزیع رانت قرار دارند. جدی‌گرفتن ملاحظات توسعه اجتماعی و قایل‌شدن نوعی سیاست اجتماعی با چالش‌های جدی اقتصاد سیاسی و مقاومت‌های شدید علیه آن مواجه است.

به نوشته این استاد دانشگاه: تجربه تعدیل ساختاری در ۲۵ سال گذشته و به‌خصوص در هشت‌سال گذشته مشکلات زیادی را برجای گذاشته. در این دوره که دور باطل رکود تورمی در جریان بود، صدای دو گروه شنیده نشد: یکی طبقات فرودست و عامه مردم و گروه دیگر تولیدکنندگان. اما در مقابل صدای غیرمولدها زیاد به گوش می‌رسید. در دوره‌های رکود تورمی، بی‌سابقه‌ترین تعرض به حقوق انسانی اتفاق افتاده است. نظام اقتصادی در این دوره‌ها فقط مصالح غیرمولدها را در نظر می‌گیرد. وضعیت بدتر نیز در این میان همان بود که در هشت‌سال گذشته بین غیرمولدها و دلال‌ها به آنهایی بیشتر بها داده شد که به تجارت پول مشغول بودند.

نویسنده مقاله مردم سالاریتاکید کرده خوب است بپرسیم که بالارفتن نرخ بهره به چه کسی سود می‌رساند و به چه کسی ضرر؟ تاجرانی که به تجارت پول مشغولند در این شرایط سود می‌برند. اما اگر نرخ بهره پایین بیاید سطح تولید تولیدکنندگانی بالا می‌رود که بحران نقدینگی دارند؛ عرضه کل افزایش پیدا می‌کند، تورم پایین می‌آید، بیکاری کاهش می‌یابد. درمورد نرخ ارز هم همین‌طور. رییس کل محترم می‌داند که اگر بخواهد از منافع مردم و تولیدکننده‌ها دفاع کند در مقابل تاجران پول نمی‌تواند مقاومت کند. اما اگر از منافع آنها دفاع کند چون مردم سازماندهی و صدای جدی در مراکز تصمیم‌گیری ندارند، مشکلی پیش نمی‌آید.

با دلارهای نفتی چه باید کرد.

محمدمهدی بهکیش در سرمقاله دنیای اقتصاد ابتدا پرسیده: برای اداره اقتصاد کشوری نفت‌خیز مانند ایران، دو رویکرد اصلی پیش رو داریم: اول اینکه دلارهای نفتی را در بازار ارز بفروشیم و خرج کنیم، به عبارت دیگر پول نفت را توزیع کنیم و نرخ ارز را به طور مصنوعی ارزان نگه داریم که در این صورت طبیعتا رضایت کوتاه‌مدت مردم حاصل می‌شود، ولی در عوض همه ذخایر ارزی کشور خرج می‌شود، تولید غیرنفتی پا نمی‌گیرد، تولیدات غیرنفتی ما قابلیت صادرات و رقابت در بازارهای بین‌المللی را نخواهد داشت، ضمن آنکه در میان‌مدت و بلندمدت بیکاری گسترده خواهد بود و اختلاف طبقاتی زیاد.

Image caption کارتون احمد عربانی، بهار

به نوشته این استاد اقتصاددان: این دقیقا راهی است که تا به حال رفته‌ایم و مصیبت‌های آن را هم تجربه کرده‌ایم. در واقع هم در سال‌های قبل‌از انقلاب و هم بعد از انقلاب، نوعا دولت‌ها سعی کرده‌اند تمام دلارهای نفتی را به بازار ارز تزریق کنند و در نتیجه هم قبل و هم بعد از انقلاب نوعا وضعیت حاکم بر بازار ارز ما به این صورت بوده است که برای مدت چند سال، قیمت دلار ثابت بوده و بعد زمانی که به هر دلیل میزان تزریق دلارهای نفتی به بازار ارز کاهش یافته، با جهش نرخ ارز مواجه شده‌ایم.

سرمقاله دنیای اقتصاددر تشریح حرکت به سمت اقتصاد رقابتی، پیشنهاد کرده ک یک دوره «گذار اقتصادی به سمت افزایش توان رقابتی اقتصاد ایران» ا طی شود تا به تدریج مزیت‌های مختلف اقتصاد فعال شود، تولیدات غیرنفتی گسترده‌ای داشته باشد و بنگاه‌های مستقر در ایران توانایی رقابتی بالایی در سطح بین‌المللی پیدا کنند تا بتوان به «صادرات واقعی» و در نتیجه اشتغال مناسب دست یافت

استقبال از بازگشت ایرانیان

کیهان با عنوان «رسانه‌های بیگانه در حال فضاسازی برای بازگشت برخی فتنه‌گران فراری به کشور هستند» به گزارش چند رسانه بین المللی درباره احتمال بازگشت گروهی از ایرانیان تبعیدی به کشورشان پرداخته و نوشته برخی عناصر فراری که در فتنه‌های سال ۸۸ و ۷۸ فعالیت داشتند مدعی شدند که درصدد بازگشت به کشورند اما نگرانند که در صورت بازگشت چه سرنوشتی در انتظار آنان است. این گزارش حاکی است برخی از این افراد بی‌سر و صدا و پنهانی به کشور بازگشته‌اند.

کیهان این گزارش ها را چنین تحلیل کرده است: به نظر می‌رسد دیپورت شدن این افراد اقدامی هماهنگ شده از سوی سرویس‌های اطلاعاتی غربی است چرا که این سرویس‌ها دلیلی نمی‌بینند بیش از این، پول و سرویس مفت به افراد مذکور بدهند و از طرف دیگر این سرویس‌ها مایلند با عودت عناصر مذکور به ایران، بتوانند آنها را در پایگاه‌های مطبوعاتی و حزبی خود مجدداً به کار بگیرند.

گزارش تحلیلی کیهان به آن جا رسیده: دستگاه قضایی آمریکا هر از چند گاه به بهانه شکایت شهروندان آمریکایی و بی‌آن که سند و مدرک محکمه‌پسند و قابل ارائه‌ای در میان باشد، جمهوری اسلامی ایران را غیاباً به پرداخت مبالغ کلانی محکوم کرده و این به اصطلاح جریمه نقدی را از حساب‌های بلوکه شده کشورمان به نفع شاکیان ساختگی مصادره می‌کنند، اما دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، هنوز علیه آنها شکایتی مطرح نکرده‌.

دیوار کوتاه احمدی نژاد

مسعود مرعشی ستون طنز بهار را با اشاره به پاسخ رییس مجلس وقتی از وی درباره ممنوع الخروجی محمد خاتمی پرسیدند و پاسخ داد: «من فکر می‌کنم که دولت احمدی‌نژاد در بعضی موارد عادات بدی داشت که این هم یکی از آن‌ها بود‫: به همین موضوع اختصاص داده و نوشته‫: اگر مسئولان با همین فرمان ادامه دهند، احتمالا در روزهای آتی چنین اظهاراتی می‌شنویم:

در پاسخ: چرا تیم‌ملی والیبال مقابل روسیه، ست دوم را واگذار کرد؟ ولاسکو: بالاخره یکی از عادات آقای احمدی‌نژاد دفاع روی تور ضعیف مقابل روسیه بود، که رفته رفته درست می‌شود. و در پاسخ این که‫: چرا بعضی اتوبوس‌های اسکانیا هنگام تصادف آتش می‌گیرند؟ رییس کارخانه اسکانیا: بالاخره دولت قبل با مردم کاری کرد که همه تا اعماق وجودشان دارد می‌سوزد، اتوبوس‌های ما هم آدمند خب، اعماق دارند، می‌سوزند. به نوشته ستون سفید نمایی در پاسخ : چرا همه پروازهای تهران- فرانکفورت تاخیر دارد؟ وزیر راه پاسخ خواهد داد: بالاخره یکی از خاصیت‌های دولت قبل، خاصیت تاخیری آن‌ها بود، بودجه را با تاخیر می‌دادند، سهام عدالت را با تاخیر می‌دادند. http://baharnewspaper.com/Page/Paper/۹۲/۰۷/۲۱/۱۶

کارتون روز

Image caption کارتون علی کاشی، مردم سالاری

کارتون علی کاشی، مردم سالاری

مطالب مرتبط