عهدنامه گلستان، پایان جنگ اول، آغاز جنگ دوم

پس از گذشت دویست سال از عهدنامه گلستان که پس از جنگی طولانی بین دو کشور روسیه و ایران بسته شد و در نهایت باعث از دست رفتن مناطقی از ایران شد به بهانه مرور تاریخ می توان به چند نکته کلیدی این رخداد پرداخت.

نکته اول اینکه این عهدنامه اولین موافقت نامه ای بود که دولت ایران با یک دولت غربی و از نقطه ضعف به امضا می رساند. این عهدنامه شامل تایید شاه ایران بر ضمیمه شدن مناطقی از قفقاز (گرجستان، قره‌باغ، گنجه، داغستان، شیروان، شکی، قبه، دربند، بادکوبه (باکو) و بخشی از تالش) به خاک روسیه بود.

ایران اگر چه در دوران جدید با دولت های غربی موافقت نامه هایی امضا کرده بود اما این اولین بار بود که چنین عهدنامه هایی را پس از چند شکست نظامی سنگین به امضا می رساند.

نکته دوم اینکه زمانیکه در سال ۱۸۰۳ یورش ارتش روسیه به گنجه و سپس در تابستان آن سال به ایروان آغاز شد هیئت حاکمه ایران با تمام قوا واکنش نشان داد.

مصاف ایران با روسیه کمبودهای نظامی و فناوری این کشور را آشکار و فتحعلیشاه را مجاب کرد تا فرمان اصلاحات و تاسیس نظام جدید را صادر کند و نایب السلطنه عباس میرزا و دارالسلطنه تبریز را رهبر خط مقدم جبهه نبرد اعلام کند.

اما مرحله اول جنگ ایران و روس که به معاهده گلستان منجر شد در عمل طولانی، پرهزینه و بی پایان به نظر می رسید.

اقتصاد و امکانات ایران در آن سال ها(۱۸۰۴/۱۸۱۳) عملا امکان ادامه یک جنگ فرسایشی و پرهزینه را نداشت.

نکته سوم اینکه شکست سپاه ایران در دو نبرد اصلاندوز(۱۸۱۲ اکتبر) و لنکران( ژانویه ۱۸۱۳) دو تاثیر متفاوت در دارالخلافه تهران و دارالسلطنه تبریز داشت.

در تبریز عباس میرزا و مشاورانش از جمله میرزا عیسی فراهانی(قائم مقام بزرگ) این شکست را تاکتیکی ارزیابی کرده و معتقد بودند قادر خواهند بود در مدت کوتاهی آماده نبرد مجدد شوند.

در تهران اما فتحعلیشاه و مشاورانش از جمله صدراعظم، میرزا شفیع مازندرانی بر این عقیده بودن که مخارج این جنگ کمر شکن است و و نتایج مثبت آن کم.

دو عامل دیگر شاه را مجاب ساخت که جنگ را خاتمه دهد و عهدنامه گلستان را بپذیرد.

اول آغاز شورش های منطقه ای بخصوص در خراسان بود که نیاز به واکنش سریع داشت و دوم حضو گوز اوزلی سفیر بریتانیا در تهران پس از عقد یک معاهده دوستی و همکاری با دربار ایران بود که فشار او بر فتحعلیشاه برای قبول کردن آتش بس.

سفیر بریتانیا نگران جنگ روسیه با ناپلئون بناپارت بود که همزمان با جنگ ایران در جریان بود. او می خواسنت روسیه تمام توان خود را معطوف به آن جنگ کند.

اوزلی به فتحعلیشاه قول داد که در صورت قبول قرارداد گلستان وی و دولت بریتانیا برای باز پس گیری بخشی از مناطق تحت اشغال روسیه با تزار وارد مذاکره خواهند شد.

قابل ذکر است که مداخله بریتانیا راه به جایی نبرد و روسیه هیچ زمینی را به ایران پس نداد که این یکی از دلایل جنگ دوم ایران و روس بود.

نکته آخر اینکه هیچ یک از طرفین امضا کننده گلستان از نتیجه کار راضی نبودند. گور اوزلی سفیر بریتانیا در نوشتن عهدنامه گلستان نقش مهمی داشت. عهدنامه طوری نوشته شده بود تا هر دوسوی جنگ بتوانند آن را امضا کنند ولی هیچ یک راضی نباشند.

برای روسیه این واقعیت که ایروان، نخجوان، بخش هایی از جنوب قرا باغ و تالش در اختیار ایران باقی ماند همچنان ناراحت کننده بود.

از آن سوی نیز با بی نتیجه ماندن فعالیت های دیپلماتیک برای بازپس گیری مناطق اشغال شده و اینکه ایران در جنگ اول دو کشور دچار شکست قطعی نشده بود این تفکر را دامن زد که شاید بتوان مناطق از دست رفته یا حداقل بخشی از آن را پس گرفت.

از این منظر به نظر می‌آید هردوسوی جنگ به عهدنامه گلستان نه به عنوان کلام آخر در جنگ بلکه به عنوان آتش بس موقتی نگاه می کردند و همین پایه گذار جنگ دوم دو کشور و عهدنامه ترکمانچای شد.

این مطلب بخشی از مجموعه ای است که سایت فارسی بی بی سی به مناسبت دویستمین سالگرد معاهده گلستان بزودی منتشر می کند.

مطالب مرتبط