معاهده گلستان؛ آغازی بر گسترش نفوذ روس‌ها در ایران

دویست سال قبل در ۲۰ مهرماه ۱۱۹۲ ایران مجبور به امضاء معاهده گلستان با روسیه تزاری شد. این معاهده که پس از نزدیک به ۹ سال جنگ بین دو کشور در منطقه قفقاز با وساطت سفیر انگلیس در تهران (سر گور اوزلی) تنظیم گردید شامل ۱۱ ماده بود که اساسا به ضرر طرف شکست خورده و به نفع طرف پیروز نگاشته شد بود.

مراسم امضاء معاهده در در قریه گلستان از توابع قره باغ برپا شد که هم اکنون در خاک کشور جمهوری آذربایجان واقع شده است.

این معاهده سبب شد با اینکه روسها در شرایط سخت جنگی با قوای ناپلئون بودند نه تنها از گرفتاری ایران آسوده شوند بلکه سرزمین های جدیدی را به متصرفات خود اضافه کنند و قوای خود را برای مقابله با نیروهای فرانسوی به جبهه های دیگر بفرستند.

از جمله مناطقی که از ایران جدا شد عبارت اند از: قره باغ،گنجه، خانات موشکی، شیروان، قبه، دربند، باکو، هرجا از ولایات طالش را که بالفعل در تصرف روسیه بود، و تمامی داغستان و گرجستان.

ریشه تحمیل این جنگ به ایران به وصیت‌نامه پطر اول (که به اشتباه از او بعنوان پطر کبیر نام برده می شود) بازمی گردد. او در بخشی از وصیت‌نامه خود نوشته بود: «سرزمین قفقاز رگ حساس ایران است. همین که نوک نیشتر استیلای روسیه به آن رگ برسد، فوراً خون ضعف از دلِ ایران بیرون خواهد رفت و چنان ناتوان خواهد شد که هیچ پزشک حاذقی نتواند آن را بهبود بخشد...»

نوادگان پطر اول در اجرای وصیت‌نامه پدربزرگ خود، جنگ‌های روس با ایران را به راه انداختند و این چنین بود که بخشهای بزرگی از سرزمین ایران تحت اشغال روسیه قرار گرفت. البته در کنار آن نباید از غفلت و بی خبری سران قاجار و عقب ماندگی جامعه ایران از علوم و فن اوری نظامی آن زمان نیز غافل بود. فشار اقتصادی و اجتماعی این جنگ کمر شکن بود و حکومت قاجار در تنگنائی گریز ناپذیر برای قبول شرایط ان قرار گرفت.

به بهانه دویستمین سالگرد امضاء معاهده گلستان مناسب است نگاهی به روابط پر فراز و نشیب ایرن و روسیه انداخت تا شاید گذشته چراغ راه اینده گشته و با درس گرفتن از تاریخ مناسبات با ورسیه ایران مناسبات متعادل تری به جهان خارج برقرار سازیم.

نگاهی گذرا به تاریخ کشور گشائی روسیه به سمت جنوب

از دوران بسیار قدیم، ایران هم مرز دولت خزرها در شمال دریای مازندران بود و مرز شمالی امپراطوری ایران به کوهپایه های شمالی کوههای قفقاز می رسید.

در سمت شرق قفقاز، رودخانه "تترک که به دریای مازندران می ریزد مرز ایران بود، جائی که جمهوری های کنونی چچنی و گروژنی واقع شده اند. در سمت غرب قفقاز خان های سواحل دریای سیاه منجمله خان منطقه آبخازی (که اکنون در جمهوری گرجستان واقع شده) به دولت ایران باج می پرداخت و حاکمیت آن تا اوائل سلسله قاجار بین امپراطوری های ایران و عثمانی دست بدست می گشت.

در سمت شرق دریای مازندران، مرز ایران تا صحرای قزاقستان کنونی میرسید و در نتیجه چهار پنجم کرانه های دریای مازندران جزء سواحل ایران محسوب می شدند و به عبارتی به آن دریاچه ایرانی نیز خطاب می کردند.

تا قبل از پطر اول، سرزمین روس ها شامل مناطق کوچکی از اقوام اسلاو در حوالی مسکو بود که به دریای آزاد راه نداشت. این کشور کوچک حتی در برابر پادشاهی لهستان تاب مقاومت نیاورد و فی المثل در طی یکی از جنگ هایش با لهستانی ها، برای گرفتن وام، در سال ۹۹۵ شمسی (۱۶۱۷ میلادی) رو به سوی دربار صفوی آورد که با موافقت شاه وقت مواجه نگردید.

بدلیل محرومیت از دریای آزاد و بر خلاف دیگر کشورهای قدرتمند اروپائی، اسلاوها قدرت دریائی نداشته و با علم دریانوردی نیز آشنائی کافی نداشتند و لذا برای گسترش قلمرو خود به پیشروی زمینی به سمت ممالک همجوار پرداخته و با متلاشی نمودن ملت های ضعیف اطراف خود، از چهار سو به گسترش جغرافیائی مملکت خود پرداختند.

گسترش این امپراطوری نوپا به سمت غرب (اروپا) ساده نبوده و همواره با موانع جدی و مقاومت مردم و قدرتهای اروپائی مواجه می شد. در سمت شرق تقریبا مانع جدی وجود نداشت و این امپراطوری توانست به مرور به اقیانوس ارام و حتی بخشی از قاره آمریکا (آلاسکا) دست یابد. ولی این گسترش در جهات شرق و غرب به آبهای گرم و نواحی ثروتمند جنوبی منجر نمی شد و لذا سیاست توسعه طلبی به سمت جنوب در اولویت روس ها قرار گرفت.

سیاست گسترش به جنوب با ضمیمه کردن پادشاهی خزر و از میان بردن هویت این قوم آغاز شد. با رسیدن به دریای مازندران (که به اشتباه از آن با عنوان دریای خزر نام برده می شود) در قرن شانزدهم میلادی، ارتباطات تجاری روسیه و ایران از طریق دریا برقرار شده و از آن طریق روس ها به شناسائی راههای ضمیمه کردن بخش هائی از سرزمین ایران پرداختند.

به واقع هرگاه روسها در پیشروی به سمت غرب با مانع جدی مواجه می شدند، متوجه جنوب می گردیدند و این سیاست همواره در طول تاریخ و تا امروز مشاهده شده است.

اولین لشگر کشی روسها به نواحی جنوبی دریای مازندران، اشغال شبه جزیره میانکاله در اواخر قرن هفتم میلادی بود. سپس بنا به درخواست سلطان حسین صفوی، پطر اول به شهر شمشا در ولایت داغستان نیرو فرستاد تا شورش آن قوم را خاموش سازد.

موقعی که شاه طهماسب صفوی بر اثر حمله محمود افغان متواری گشته و به روسیه پناهنده می برد، واگذاری تمام سواحل ایرانی دریای مازندران را در ازاء بازگشت به سلطنت به پطر اول پیشنهاد می کند که طبعا مورد موافقت تزار قرار می گیرد.

با این بخشش، شاه طهماسب صفوی با مساعدت روس ها به تخت سلطنت باز می گردد و نواحی حاصلخیز دریای مازندران موقتا از سرزمین مادری جدا شده و ضمیمه قلمرو روسیه می گردند. بدین ترتیب شاه طهماسب با مساعدت تزار روس در ۱۱۰۱ شمسی (۱۷۲۳ میلادی) به سلطنت باز می گردد و نواحی ساحلی دریای مازندران تا ظهور نادر شاه از حاکمیت ایران خارج می شود.

به قدرت رسیدن نادر شاه باعث عقب نشینی روس ها از بسیاری از مناطق از دست رفته ایران شده بطوریکه سپاهیان نادر شاه موفق شدند تمامی سواحل دریای مازندران را دور زده و قرارداد گنجه را در سال ۱۱۱۳ شمسی (۱۷۳۵ میلادی) به روسیه تحمیل کنند.

سپس نادر شاه دستور ساختن اولین ناوگان رزمی ایران در دریای مازندران را می دهد که عمرش کفاف دیدن این ناوگان جنگی را به او نمی دهد.

تا زمان آغا محمد خان قاجار تلاش های مکرر روسیه برای اشغال قفقاز هر بار با ناکامی مواجه می شد بطوری که آغا محمد خان پادشاه قاجار خود در جنگ علیه پادشاه یاغی گرجستان، که تحت الحمایه ایران بود و بوسیله روس ها تحریک شده بود، شرکت کرد و همانجا به قتل رسید. کشتن آغا محمد خان جزئی از استراتژی پیچیده ملکه کارتین دوم برای اشغال کامل ایران و تحقق وصیت پطر اول بود.

پطر اول در وصیت نامه ای که به او منتسب است چنین نوشت: "هر چه بیشتر به قسطنطنیه و هندوستان نزدیک شوید. آنکس که بر آن نواحی حاکم شود، بطور بالقوه حاکم جهان خواهد بود. هر از گاهی ترک ها و ایرانی ها را تحریک به جنگ با یکدیگر کنید. خود را در سواحل دریای سیاه مستقر سازید و بتدریج آنرا و همچنین سواحل دریای بالتیک را از آن خود سازید، چرا که این دو نقاط عامل موفقیت مضاعف ما هستند. اضمحلال ایران را تسریع بخشید و تا خلیج فارس نفوذ کنید. حتی اگر لازم است از طریق سوریه و راه بازرگانی سابق شرق مدیترانه در آن نفوذ نمائید و همزمان تا هند پیشروی کنید که آنجا انبار جهان است. با رسیدن به آنجا ما می توانیم به گنجینه طلای انگلیس چنگ بیندازیم".

اگرچه می گویند این وصیت نامه با خط پطر اول نبوده و بنام او نگاشته شده است، ولی محتوای سیاست خارجی سه قرن اخیر روسیه مطابقت رفتار دولتمردان روسیه با این وصیت نامه را عیان می کند.

در سال ۱۱۷۵ شمسی (۱۷۹۶ میلادی) ملکه کاترین یک سپاه سی هزار نفره را به سوی ایران گسیل می دارد که تا نزدیکی باکو را به اشغال خود در آوردند ولی به دلیل مرگ ناگهانی ملکه کاترین، سپاه اعزامی دچار سردر گمی شده و پیشروی خود را متوقف می کند و به عقب باز می گردد.

تسخیر قفقاز؛ مقدمه اشغال ایران

آخرین تلاش روسها برای تسخیر قفقاز طبق معمول با پیدا کردن یک بهانه، منجر به جنگ ۹ ساله روسیه و ایران در زمان فتحعلی شاه قاجار می شود که با شکست ایران و تحمیل قرارداد گلستان در بیستم مهرماه سال ۱۱۹۲ شمسی (۱۲ اکتبر ۱۸۱۳ میلادی)، بخشهای اعظم قفقاز شامل گرجستان، خانات قفقاز و اران از ایران جدا گردیده و مضافا ایران از داشتن کشتی جنگی و تجاری در دریای مازندران محروم می گردد. به همراه این قرارداد، مجموعه ای از شرایط اقتصادی نیز به طرف مغلوب تحمیل می شود که سرآغاز نفوذ گسترده اقتصادی روسیه در ایران شد.

مدتی بعد با بهانه تراشی های جدید، ایران به جنگ دیگری کشیده می شود که منجر به از دست رفتن تمامی نواحی شمال رود ارس، شامل ارمنستان، جلفا و نیمه شمالی طالش و تحمیل قرارداد ترکمانچای در سال ۱۲۰۷ شمسی (۱۸۲۸ میلادی) به ایران می شود.

در معاهده جدید، افزون بر ضمیمه کردن اراضی بیشتر از سرزمین ایران، روسیه حق کاپیتولاسیون شهروندان روس در ایران، امتیاز ماهیگیری و دریانوردی در دریای مازندران، امتیاز احداث راهها، تلگراف، بانک و دهها امتیاز تجاری دیگر را به طرف مغلوب (ایران) تحمیل می کند.

شاید مهمترین بخش این مواد تحمیلی، بندهای مربوط به عوارض گمرکی است که تمام نظام و قوانین گمرکی ایران را به سود صادر کنندگان روس و به زیان واردکنندگان ایرانی تغییر می دهد. تا آن زمان تجارت خارجی ایران رونق فراوانی داشت و علت آن سیاستهای باز گمرکی و تجاری ایران بود که تجار را برای تجارت با ممالک دیگر تشویق می کرد. ولی پس از اجرای مواد قرارداد ترکمانچای، سیاستهای بازرگانی ایران با چالش های جدی مواجه شد و فقر و فلاکت اقتصادی چهره ایران را در خود کشید.

از آن پس و تحت تاثیر قوانین گمرکی مندرج در معاهده ترکمانچای، روابط تجاری ایران با دیگر کشورهای جهان نیز دستخوش دگرگونی شده و همان بندهای معاهده بصورت عرف رایج مناسبات تجاری و گمرکی ایران تبدیل شد و در نتیجه باعث افول اقتصاد کشور، ضعف حاکمیت ملی و فقر روز افزون مردم ایران گردید.

در واقع اغلب مشکلات مردم ایران در زمان قاجار از بی کفایتی و بی درایتی حکومتگران قاجار ناشی شد که به جنگی تن می دادند و پس از شکست، تمام شرایط اقصادی طرف غالب را می پذیرفتند و تاوان آنرا مردم در طی دهه ها پس از خاتمه جنگ می پرداختند.

یکی از ننگین ترین شرایط معاهده گلستان تفویض حق حمایت از جانشین فتحعلی شاه به تزار روسیه بود که معنائی جزء پذیرش نوعی رابطه تحت الحمایگی نداشت. در این معاهده بطور خاص نام روسیه در حمایت ازجانشین مورد نظر پادشاه وقت نام برده می شود که اعطاء نوعی امتیاز به عباس میرزا بعنوان جانشین مورد نظر روسیه پس از فتحعلی شاه بود ولی عباس میرزا قبل از رسیدن به پادشاهی فوت می کند و لذا برادرش محمد میرزا جانشین فتحعلی شاه می شود.

پیشروی روس ها به سمت آبهای گرم باعث نگرانی انگلیس ها شد و متعاقبا دخالت بیشتر آنها در امور داخلی ایران را به همراه آورد. پس از برخورد با موانع انگلیس و عثمانی در قفقاز، روسها متوجه اسیای میانه شدند و مجددا با مناسبات تجاری شروع کرده و سپس به احداث خط آهن اقدام نموده و پس از آن خانات بخارا و خیوه و .... را یکی پس از دیگری تحت تسلط خود در آوردند.

احداث خط آهن جزیی از استراتژی توسعه طلبانه روسیه برای نفوذ به ممالک همجوار بود که معمولا پس از تکمیل خط آهن نیروی نظامی از آن طریق برای تسخیر مناطق مورد نظر وارد می شد. در سمت آذربایجان نیز راه آهن روسیه تا تبریز احداث شد و در زمان قاجاریه تمام تلاش روسیه برای گسترش خط آهن تا بنادر خلیج فارس با ترفندهای دیگر رقیب اروپایی (انگلیس) بی نتیجه ماند.

پس از کسب امتیازات بی سابقه بدنبال تحمیل شرایط خفت بار در معاهده های گلستان و ترکمانچای رفابت دو قدرت خارجی در صحنه داخلی ایران به عرصه اجتماعی نیز گسترش یافت که منجر به حمایت یک قدرت از جنبش تنباکو و قدرت دیگر از انقلاب مشروطه گردید تا جائی که مشروطه خواهان در هراس از تعقیب و خشونت قوای قزاق تحت امر روسیه در خاک ایران به کنسولگری های انگلیس پناه می بردند.

تداوم این تقابل قدرت منجر به عقد پنهانی قرارداد تقسیم ایران به مناطق نفوذ بین دو قدرت استعاری وقت در سال ۱۲۸۶ شمسی (۱۹۰۷ میلادی) گردید و ایران همچون تبت و افغانستان به دو منطقه نفوذ تقسیم گردید. جالب اینکه پیش از عقد این قرارداد، وزیر مالیه روسیه اعلام کرده بود که "شمال ایران بطور طبیعی جزئی از امپراطوری روسیه محسوب می شود".

تا اضمحلال امپراطوری روسیه این کشور عملا نیمه شمالی ایران را جزئی از امپراطوری تزار میدانست و تا زمان به قدرت رسیدن کمونیست ها در سال ۱۲۹۶ شمسی (۱۹۱۷ میلادی) بزرگترین شریک تجاری ایران محسوب می شد و اکثر امور بانکی، مخابرات، راه های مواصلاتی بنادر شمال، بخش اعظمی از صنایع و گمرک ایران را در اختیار داشت و جزء امتیازات خویش محسوب می کرد.

روابط ایران وروسیه بی شباهت به روابط آن کشور با ممالک تحت سلطه اش در قفقاز و آسیای میانه نبود: قشون روسیه هرگاه ضروری می دیدند به خاک آیران وارد می شدند و با مخالفان خود برخورد نموده و موانع موجود را با شدت تمام از سر راه خود بر می داشتند.

هر جا که ارتش تزار نمی خواست و یا نمی بایست مستقیما دخالت کند، این نقش به سپاه قزاق ایران سپرده می شد که مستقیما تحت فرماندهی روس ها بود. شاید تنها تفاوت ایران برای روسیه در آن بود که این کشور کماکان یک حکومت ظاهرا مستقل نیز داشت که در پناه حمایت و نقش متعادل کننده امپراطوری انگلیس کماکان به حیات خود ادامه می داد. بطور خلاصه می توان گفت که حاکمیت ملی بر سرزمین های ایران در این دوران بسیار ضعیف بود.

اختاپوس روس در ایران

در طول تاریخ ۳۰۰ ساله اخیر، ایران همواره آزمایشگاه سیاست آسیائی روسیه بوده است و پس از آزمایش سیاست هایش در ایران، به سمت بقیه نقاط این منطقه میرفت. بی دلیل نیست که هم اکنون روسیه نزدیکترین روابط را با ایران دارد.

با نگاهی موشکافانه به تاریخ متوجه می شویم که روسیه بیش از یک قرن وقت و انرژی متمرکز صرف کرد تا تمامی زوایای جامعه – اقتصاد – حکومت و ساختار اجتماعی و فرهنگی ایران را بررسی کرد تا از این طریق راه و شیوه ضمیمه کردن خاک ایران به خود را مدون نموده و به اجرا بگذارد. جالب اینکه روسیه برای کشور گشائی در ممالک مسلمان نشین جنوب از مسلمانان تاتارستان و دیگر قوم های مسلمان روسیه بهره می گرفت.

پس از رسیدن با رودخانه ارس و ضمن بهره گیری از مفاد اقتصادی مندرج در معاهدات گلستان و ترکمانچای و توافقات و امتیازات کسب شده بعدی روسیه دهها کنسولگری و دفتر تجاری در سراسر ایران افتتاح کرد تا تمام ارکان اقتصادی و تجاری ایران را به شناخته و تسلط خود در آورد. آنها پیشنهاد کشیدن راه آهن تا بوشهر و همچنین تا زاهدان را می دادند که بدلیل مخالفت و ممانعت انگلیس به نتجه مطلوب شان نرسیدند.

به مرور نفو‌ذ روسیه در نیمه شمالی ایران و نفوذ انگلیس در نیمه جنوبی ایران جنبه رسمی گرفت و نهایتا به امضاء معاهده پنهانی بین دو ابر قدرت آن زمان در تقسیم رسمی مناطق نفوذشان در ایران در سال ۱۲۸۶ شمسی (۱۹۰۷ میلادی) منجر شد.

این قرارداد پنهانی یک سال پس از انقلاب مشروطه و دوسال پس از شکست مهلک ارتش تزاری از قوای ژاپن بسته شد. از جانب دیگر قبول این سری قراردادها از جانب روسیه نشانگر آغاز اضمحلال امپراطوری تزاری در برابر انگلیس و رقیب آسیائی جدید (ژاپن) نیز بود.

قرارداد تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ در واقع بخشی از یک قرارداد گسترده تر بین این دو قدرت برای تقسیم مناطق نفوذ در تبت و افغانستان بود که همگی در جهت دور نگاه داشتن روسیه از شبه قاره هند ترسیم شده و عملا توسط انگلیس به روسیه تحمیل می شدند. با اینحال روسیه کماکان اولین شریک اقتصادی ایران بود و از طریق سپاه قزاق ایرانی در تمامی امور سیاسی و نظامی ایران مداخله مستقیم داشت.

انقلاب اکتبر و تداوم توسعه طلبی به سمت جنوب

تا زمان انقلاب اکتبر روسیه در سال ۱۲۹۶ شمسی (۱۹۱۷ میلادی) که چهره روسیه دگرگون شد ترقی خواهی در ایران در حمایت از اندیشه های مدرنیستی اروپای غربی به شکل لیبرالیسم و سکولاریسم و سوسیالیزم متجلی می شد و گرایشات متمایل به حکومت روسیه مرتجع قلمداد می شدند.

با انقلاب اکتبر ورق برگشت و از آن پس شعارهای عدالت طلبانه و برابری طلبی کمونیست های روسی میان روشنفکران و تجدد طلبان ایرانی رونق گرفت. از آن پس هر کس که روس گراتر بود مترقی محسوب می شد و گرایشات لیبرالیتسی از نوع رایج در اروپای غربی مذمون تلقی می گردید.

نمونه بارز آن میرزا کوچک خان بود که مبارزات خود را علیه سلطه دو استعمارگر خارجی در گیلان در سال ۱۲۹۴ شمسی (۱۹۱۵ میلادی) آغاز کرد ولی پس از بقدرت رسیدن بلشویک ها در روسیه عملا به متحد روسیه تبدیل گردید.

سیاست توسعه طلبی روسیه با روی کارآمدن لنین و تنها یک سال پس از انقلاب اکتبر مجددا احیاء شد ولی این بار در زرورق حمایت از زحمتکشان و ملل ستم دیده. ک. ترویانوسکی از تئوریسین های بلشویک و از نزدیکان لنین در کتاب خود تحت عنوان شرق و انقلاب منتشره در سال ۱۲۹۷ شمسی (۱۹۱۸ میلادی) چنین نوشت:

"اهمیت ایران برای ایجاد یک بین الملل کمونیستی در شرق غیر قابل انکار است. اگر ایران مرزی است که باید از آن عبور کرد و به دژهای انقلاب در شرق، یعنی هندوستان، دامن زد، پس ما باید در گام نخست، انقلاب را در ایران بر پا کنیم.

یک تحریک و انگیزش لازم است؛ یک کمک بیرونی نیاز است؛ لذا ما محتاج یک تصمیم گیری قاطع هستیم. این انگیزش، این ابتکار و این قاطعیت می تواند توسط انقلابیون روس و با واسطگی مسلمانان روسیه تحقق یابد".

این واسطه مسلمان روس فردی بود از اهالی تاتارستان روسیه به نام "میر سعید سلطان قل اف" که در غرب بنام سلطان گالیوف شناخته می شود. وی از نزدیکان لنین، نظریه پرداز اسلام شناس که مبتکر نظریه ترکیب اسلام و کمونیسم برای پیشبرد اهداف توسعه طلبانه روسیه بود.

نظریات او برای ایجاد حزب کمونیستی برای مسلمانان شوروی و تلاش او برای تشکیل جمهوری های خودمختار برای مسلمانان شوروی از جانب کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی انحراف از برنامه های بلشویسم تلقی شد ولی همان نظریه ها برای تهییج مسلمانان کشورهای دیگر به منظور ابزاری برای صدور انقلاب و برپایی انقلابات مشابه تا زمان فروپاشی شوروی بکار رفت.

اولین آزمایشگاه این نظریه جدید منطقه گیلان و جنبش جنگل به رهبری میرزا کوچک خان بود که از سه سال قبل از انقلاب اکتبر شورش دهقانی خود علیه استبداد حاکم و حامیان خارجی اش شروع کرده بود.

میرزا کوچک خان که در جوانی طلبه بود و با احکام اسلامی آشنائی مکفی داشت جذب شعارهای عدالت طلبانه همسایه شمالی شد و بی توجه به (و شاید بی اطلاع از) رنج و عذابی که دیگر مسلمانان تحت سلطه بلشویک ها متحمل می شدند راه اجرای سیاست نوین روسیه را هموار کرد و خود نیز قربانی همان سیاست شد.

لازم به ذکر است که میرسیعد سلطان قلی‌اف پس از تحمل چندین دوره حبس و تبعید در اردوگاههای کار اجباری نهایتا به دستور استالین در سال ۱۹۴۰ اعدام شد.

آخرین پرده از سیاست کشورگشایانه روسیه در تصرف گام به گام ایران و دستیابی به آبهای گرم در زمان استالین و ماجرای اشغال آذربایجان ایران و راه اندازی و حمایت اشکار و پنهان از دو جمهوری خودمختار در آذربایجان ایران و کردستان ایران به وقوع پیوست که این دفعه با دخالت مستقیم آمریکا مجبور به عقب نشینی شد.

ولی این عقب نشینی مانع از آن نشد که روسیه سیاست دست یابی به هندوستان را با تغییر حکومت در افغانستان در سالهای ۱۳۵۰ شمسی و سپس اشغال خالک این کشور در زمان برژنف دنبال کند.

این مقاله بخشی از مجموعه ای است که سایت فارسی بی بی سی به مناسبت دویستمین سالگرد معاهده گلستان منتشر می کند.

مطالب مرتبط