بررسی روزنامه‌های صبح دوشنبه تهران - ششم آبان

روزنامه‌های امروز صبح تهران عنوان‌های اصلی خود را به گزارش دیروز مجلس و رای نیاوردن وزیر ورزش پیشنهادی اختصاص داده و در مقالاتی که محتاط‌تر از چند روز گذشته نوشته‌اند به مسایل اجتماعی و اقتصادی توجه بیشتری نشان داده‌اند.

توقف موقت روزنامه بهار خبری است که در روزنامه‌های مختلف منعکس شده و چنین پیداست که امروز در جلسه هیات نظارت بر مطبوعات تکلیف این روزنامه اصلاح طلب روشن خواهد شد.

چرا وزیر ورزش رای نیاورد

Image caption تیتر و عکس صفحه اول ایران

غلامرضا تاجگردون در مقاله‌ای در آرمان نوشته: دولت باید فکری برای آرای لازم از سوی نمایندگان مجلس می‌کرد و نمی‌گذاشت این آرا تحت تاثیر ابهامات مطرح شده در مجلس از دست برود. آنچه تاکنون دیده شده، بیانگر این مساله است که حدود ۸۰ نفر از نمایندگان همواره و به ‌طور ثابت به دولت آقای روحانی رای منفی می‌دهند. اگر نگاهی به رای آقای فانی شود، واضح خواهد بود که حدود ۸۰ نفر از نمایندگان مجلس به او هم رای ندادند، این قضیه در دور قبل معرفی وزرا به مجلس هم به طور مرتب تکرار شده است.

به نوشته این نماینده مجلس نهم، این ۸۰ نفر از نمایندگان به وی رای عدم اعتماد دادند. همچنین زمانی که ابهامی در مجلس مطرح می‌شود، این تعداد آرای منفی بیشتر می‌شود. درمورد آقای صالحی امیری هم قضیه بدین ترتیب بود که علاوه بر ۸۰ مخالف همیشگی وزرای پیشنهادی آقای روحانی به‌مجلس، به‌دلیل وجود ابهامی که در مورد آقای صالحی امیری وجود داشت حدود 25 یا 26 نفر از نمایندگان دیگر نیز به این مخالفین همیشگی اضافه شدند.

در انتهای مقاله آرمان آمده: رئیس‌جمهور باید نسبت به تعداد مخالفانش در مجلس توجه بیشتری داشته باشد و بداند تا زمانی که مجلس با ترکیب فعلی فعال است، احتمال بروز چنین اتفاقاتی در آینده بعید نیست. آنچه به نظر می‌رسد این است که دولت روحانی باید با بدنه مجلس ارتباط بیشتری داشته باشد و اینکه دکتر روحانی بخواهد در سطوح بالا با مجلس مذاکره کند، نتیجه‌اش همان خواهد شد که در روز یکشنبه رخ داد.

سه ماهه تمام

محمدرضا تابش نماینده اصلاح طلب مجلس در مقاله‌ای در شرق نوشته: نتایج رای اعتماد به وزرا توسط دکتر لاریجانی اعلام و مشخص می‌شود که دکتر صالحی‌امیری برای وزارت ورزش و جوانان رای نیاورده است. عده‌ای از همکاران، بهت‌زده و متحیر بودند و عده‌ای خوشحال همدیگر را می‌بوسیدند و تبریک می‌گفتند و زمزمه‌های مخالفان و موافقان به تحلیل سطحی و سرپایی موضوع می‌انجامید و در زیر سقف ۴۰ متری سالن مجلس محو می‌شود و بعد، عجله و شتاب برای خارج‌شدن از مجلس است تا همکاران گرانقدر پس از یک روز کاری شاق، زودتر به خانه‌هایشان برسند.

به نوشته این نماینده مجلس: برای نمایندگان که به رد وتایید‌ها عادت کرده‌اند، فردا روزی از نو است و فراموشی شاید عادت و چاره کار، اما این رویداد در تاریخ مجلس خواهد ماند و از فردا نقل محافل خواهد شد و دستمایه خبرنگاران و تحلیلگران و مفسران و به‌مصداق این ضرب‌المثل معروف که «ما را از این نمد کلاهی است»، برداشت خویش را از این واقعه ارایه خواهند کرد.

مقاله شرق اظهار نظر کرده که: انتشار برخی مطالب که دسترسی افراد عادی به آن امکان‌پذیر نیست آن هم در چنین حجمی حاکی از سازماندهی غیررسمی اما قوی بود. گاهی رقابت‌های ناصواب تشکیلاتی را بازتاب می‌دهند و طرفه آنکه این جریان می‌تواند بر مجلس تاثیر‌گذار باشد، جریانی که گرچه بروز و ظهوری ندارد اما می‌گفتند کار دولت سه‌ماهه تمام خواهد شد.

امنیت و ترور

کیهان در سرمقاله خود با اشاره به ترورهایی که در این سال‌ها در ایران رخ داد از دانشمندان هسته‌ای تا ماموران نظامی و انتظامی مدعی شده که امنیت ایران در منطقه سرآمد است و مدیون مامورانی است که برای آسایش این مرز و بوم نه فقط خواب و آسایش را بر خود حرام کرده‌اند بلکه در این راه حتی از نثار خون خویش نیز هراسی نداشته و دریغ نکرده‌اند.

یادداشت روز این روزنامه اشاره کرده: ناامنی‌هایی از جنس بمب‌گذاری و تیراندازی را در زمره تهدیدات نیمه سخت عنوان می‌کنند. برخورد با این گونه از تهدید‌ها نمی‌تواند محدود به کارهای امنیتی و نظامی شود و علاوه بر اقدامات نیمه سخت، باید از رویکردهای نرم نیز برای خشکاندن بسترهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این تهدید‌ها استفاده کرد.

سرمقاله کیهان در توضیح بیشتر افزوده: حساب اشرار و تروریست‌هایی که تبدیل به آلت دست بیگانگان شده‌اند، از مردم بومی منطقه جداست و دولتمردان استان و منطقه هر قدر برای اشتغال، آموزش، بهداشت و ... در این منطقه تلاش و سرمایه‌گذاری کنند، جا دارد. از آنجا که عملیات تروریستی اخیر مانند بسیاری از موارد گذشته از داخل خاک پاکستان انجام شده، دستگاه دیپلماسی کشور باید قاطعیت بیشتری از خود نشان دهد.

باید در اقتصاد شجاعت داشت

Image caption کارتون احسان گنجی، شرق

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشته: در شرایط فعلی شورای پول و اعتبار به عنوان متولی تعیین نرخ بر سر یك دو راهی بزرگ قرار دارد؛ از یكسو عدم افزایش نرخ سود سپرده‌های بانكی به معنای عدم جذب نقدینگی سرگردان در جامعه به بانك‌ها خواهد بود. ادامه این وضعیت باعث می‌شود اولاً بانك‌ها منابع لازم را برای پرداخت تسهیلات به تولید كنندگان و... نداشته باشند، متقاضیان تسهیلات نیز باید ناگزیر به سراغ بازار غیررسمی بروند و منابع مالی مورد نیاز خود را با نرخ‌های بالا حتی تا 7 درصد تأمین كنند.

نویسنده اقتصاددان نوشته: از سوی دیگر، دارندگان پول كه از سپرده‌گذاری منابع خود در بانكها خودداری می‌كنند برای حفاظت از ارزش دارایی‌هایشان در برابر تورم، به سمت اعمال سوداگران مانند خرید و فروش سكه، ارز، مسكن سوق می‌یابند كه این خود یعنی افزایش بی‌مورد قیمت‌ها.

سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی تاکید کرده: شورای پول و اعتبار چاره‌ای جز افزایش نرخ سود سپرده‌های بانكی ندارد اما قرار نیست این نرخ‌ها دائمی باشد و اگر شرایط طبق برنامه‌ریزی‌ها جلو برود، نرخ تورم در یك دوره زمانی نهایتا دو تا سه ساله در پی مدیریت نقدینگی، انضباط پولی دولت كاهش محسوسی خواهد یافت و به تبع آن نرخ سود نیز پائین خواهد آمد.

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته وزیر اقتصاد از ضرورت ایجاد 5.8 میلیون شغل در کشور سخن گفته است. اگر الان دولت قبلی سرکار بود، فورا ادعا می‌کرد که سالانه ۵.۲ میلیون فرصت شغلی ایجاد می‌کند و ظرف سه سال بیکاری ریشه کن می‌شود! یادتان هست که احمدی‌نژاد از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۱ هر سال این سخنش را تکرار می‌کرد که ظرف دو یا حداکثر سه سال بیکاری را ریشه کن می‌کنیم! یادش بخیر؛ که اگر الان هم بود با محاسبه سالی ۵ میلیون شغل، ظرف سه سال بیکاری ریشه کن می‌شود.

وزیر اقتصاد دیروز یک آمار دیگر هم اعلام کرده؛ اینکه شاغلان کشور نه تنها طی سالهای گذشته افزایش نیافته است بلکه ۲۰۰ هزار نفر هم کم شده‌اند. احتمالا دولت قبل قصد داشته اول آمار بیکاری را زیاد کند و بعد در یک غافلگیری، یکباره بیکاری را ریشه کن کند که متاسفانه وقت کم آورده و فقط توانسته بیکاری را افزایش دهد... تقصیری هم نداشته، چون در سال آخر دولتشان هم می‌گفتند: «از کجا معلوم که امسال سال آخر باشد»! به هر حال دولت سابق زحمت خودش را کشیده و باید خدا را شکر کنیم که فقط توانست 200 هزار نفر به آمار بیکاران اضافه کند؛ واقعا خدا را شکر

توقف انتشار یک روزنامه

به مناسبت توقف انتشار روزنامه بهار، الیاس حضرتی مدیر مسوول اعتماد در یادداشتی در همین باره نوشته: انتشار هر روزنامه‌ای نتیجه تلاش شبكه بزرگی شامل حداقل 2 هزار نفر است. ساعت كار تحریریه كوتاه اما پر سرعت و پر فشار است. روزنامه‌هایی كه نتوانند خود را با این سرعت تطبیق دهند محكوم به نابودی هستند. بهترین مطالب، بهترین گرافیك و داغ‌ترین اخبار هم اگر نتواند خود را به موقع به چاپخانه یا شبكه توزیع برساند نابود شده است، چون هیچ‌چیز كهنه‌تر از روزنامه دیروز نیست.

به نوشته مدیر اعتماد، توقیف نباید نه نخستین برخورد و نه حتی آخرین مجازات باشد، در حالی كه در خلأ قانونی فعلی روزنامه‌های زیادی پیش از ارائه توضیح و داشتن فرصتی برای جبران ابتدا به ساكن تعطیل شدند. تجربه چندساله نشان داده است كه توقیف یك روزنامه به نفع هیچ كس نبوده، اما هر بار كه فرصت جبران داده شده، روزنامه‌ها خطای احتمالی‌شان را جبران كرده‌اند.

فریدون صدیقی به اعتماد گفته ما اشتباه می‌كنیم چون حق اشتباه كردن نداریم اما مشكل این است كه در تولید روزانه ده‌ها هزار كلمه خبر، گزارش، مصاحبه و مقاله در فرصت زمانی محدود، اشتباه كردن اجتناب‌ناپذیر است. جامعه در حال گذار، كه همواره در حال تجدید حیات برای رسیدن به موقعیت بهتر و وحدت درونی است، چنین جامعه‌ای ناخواسته در آزمون و خطای ازلی و ابدی است.

به نوشته این استاد روزنامه‌نگاری: غفلت روزنامه‌نگاران در روز، قضاوت و محكوم می‌شود اما غفلت سازندگان مواد غذایی ناسالم، اشتباه پزشكان، خطای مهندسان كم تجربه سازه‌های ترك خورده، تولیدكنندگان پارازیت و كاركردخطای برخی مدیران چطور؟ تنبیه كردن روزنامه‌نگار و روزنامه كه از سر سرعت و تعجیل اشتباه می‌كند، در عصری كه همه آمد و رفت و گفت ما توسط بیگانگان دیده و شنود می‌شود، یك شوخی اسفبار است.

كامبیز نوروزی به اعتماد گفته وقوع خطا در كار روزنامه‌نگاری مثل هر كار انسانی دیگری احتمال دارد. همان‌طور كه یك جراح در جراحی‌اش ممكن است مرتكب خطا شود یا مدیری ارشد درعمل مدیریتی‌اش. روزنامه‌نگاری هم یك عمل انسانی است و در این كار هم احتمال بروز خطا وجود دارد. البته در روزنامه‌نگاری حرفه‌ای توانایی روزنامه‌نگاران باید به‌اندازه‌ای باشد كه احتمال خطا را كاهش دهد.

Image caption کارتون محمدرضا میرشاه ولد، قانون

به نوشته این حقوق‌دان: مساله جدی این است كه زمانی كه خطا اتفاق افتاد چه برخوردی باید صورت گیرد؟ در حال حاضردر نظام حقوقی مطبوعات ایران به تناسب نوع خطا یا تخلف یا جرمی كه رخ می‌دهد، تنبیهات و مجازات‌های مختلفی پیش‌بینی شده كه بسته به نوع عمل ارتكابی و مقررات قانون مطبوعات می‌تواند جزای نقدی یا حبس یا توقیف یا لغو امتیاز آن نشریه باشد.

وقتی حزب و روزنامه نباشد

كمال اطهاری در مقاله‌ای در قانون با اشاره به نقش رسانه‌ها برای جلوگیری از طرح‌های نادرست دولت‌ها نوشته: چطور می‌شود در كشوری طرح‌هایی مثل مسکن مهر اجرایی شود؟ زمینه‌های شكل‌گیری این پدیده‌ها چه بود؟ در كشوری كه موسسات تحقیقاتی و پژوهشی در سال‌های گذشته منحل شده یا به حالت نیمه تعطیل درآمده است، طبیعی است كه طرح‌ها از سوی متخصصان و متولیان اصلی طرح مورد بررسی قرار نمی‌گیرد و در نتیجه كسانی در مورد اجرای یك طرح نظر می‌دهند كه شایسته اظهار نظر در آن حوزه نیستند.

به نظر این کارشناس مسکن در غیاب احزاب، نمی‌شود توقع برنامه از پیش تعیین شده از سوی دولت‌ها داشت. طبیعتا هیچ كسی در این فضا نمی‌تواند با برنامه كارشناسی از پیش تعیین شده فعالیت خود را آغاز كند.

به نوشته مقاله قانون: در كشوری كه احزاب پایگاه قوی اجتماعی ندارند و پایگاه‌های تحقیقاتی و پژوهشی نیز مجال فعالیت نمی‌یابند، انبوهی پروژه بدون بررسی علمی ‌راهی اجرا می‌شوند. پس مشكل پروژه‌ها نیستند، مشكل در این است كه فضا برای شكل گیری این دسته از طرح‌ها مهیاست و باید این فضا را از میان برد.

نمی‌کُشدِتون که

پوریا عالمی در ابتدای ستون طنز شرق نوشته «گاز اشک‌آور غیرکشنده است و به‌طور متناسب توسط پلیس و با تبعیت از قانون و استانداردها و معیارهای بین‌المللی مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین پلیس کمتر از آن چیزی که به‌صورت قانونی اجازه دارد، از زور استفاده می‌کند.» این بیانیه را دولت بحرین منتشر کرده. دمشان هم گرم. باز همین که استفاده از گاز اشک‌آور را تکذیب نکردند جای تشکر و قدردانی دارد.

طنز نویس شرق با این مقدمه نوشته: با توجه به بیانیه بالا، نتیجه می‌گیریم اولا وقتی گاز اشک‌آور می‌زنند قصد ندارند آدم را بکشند. دیگر این که حتما قصد دارند خنده‌مان را دربیاورند، چون آدم تا سرحد مرگ سرفه می‌کند و اشکش درمی‌آید.

دیالوگ یک: - داداش اشکم دراومد... دیگه نزن... مُردم مُردم... نفسم بالا نمیاد... نزن جان مادرت...

- چی می‌گی؟ گاز اشک‌آور که غیرکشنده است. بعدش هم اگه مردی چطوری‌ داری حرف می‌زنی؟ فریب مامور دولت؟‌ ای کلک

- عذر می‌خوام آقای پلیس، من آدم قانونمداری هستم. اگه امکان داره سهمیه امروز گاز اشک‌آور بنده‌ رو البته «به‌طور متناسب و با تبعیت از قانون و استانداردها و معیارهای بین‌المللی» نسبت به بنده مورد استفاده قرار دهید. دستتون هم درد نکنه.

کارتون روز

Image caption کارتون محمد طحانی، آرمان

مطالب مرتبط