فرصت شکستن بن‌بست هسته‌ای و حفظ غرور ملی برای ایران

مذاکرات ایران و آژانس
Image caption مذاکرات دو روزه ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین برگزار شد

مذاکرات ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سازمان ملل که دیروز و امروز (۶ و ۷ آبان) در وین برگزار شد از جهات زیادی قابل تامل است. نخست آنکه دولت ایران به گفته عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه و از مذاکره کنندگان هسته‌ای ایران، با "رویکرد جدیدی" آمده و اگر بتواند بن بست موجود در روابط ایران و آژانس را بشکند، کاری بزرگ انجام شده است.

نکته مهم این دور از مذاکرات تحکیم فضای مثبت در بحث هسته ای ایران بود، بحثی که به گفته محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، نیازمند رسیدن به نتیجه است، نتیجه ای زود و ملموس.

اما باید نکات دیگری را هم مد نظر داشت. آژانس به عنوان یک بازوی استراتژیک سازمان ملل، با همه نقاط ضعف و کاستی های احتمالیش، بهترین ابزار برای ایران است تا ثابت کند ادعای صلح آمیز بودن برنامه هسته‌ای‌اش، چیزی بیشتر از ادعاست.

آژانس به خاطر تاریخچه مذاکراتش با ایران از یک سو و تحت فشار قرار داشتن از سوی عوامل مختلف، طبیعی است که مایل به مشاهده گامهای عملی از سوی ایران است.

همانطور که یوکیا آمانو مدیر کل آژانس در سخنانش خطاب به عباس عراقچی و در حضور دوربین های خبری گفت، برنامه هسته ای ایران و مذاکرات بر سر آن، هم "مدت زمانی طولانی در جریان بوده و هم بحثی است پیچیده".

اما آنطور که یک منبع نزدیک به آژانس که خواست نامش فاش نشود به من گفت، الان وضعیت بگونه ای شده که ایران می تواند برآیند مذاکرات فنی با آژانس و مذاکرات سیاسی با گروه موسوم به ۱+۵ را در نقطه ای بهم برساند.

به گفته این منبع، آژانس نهادی است که می تواند با داشتن دسترسی به اماکن، افراد و اسناد مرتبط با برنامه هسته ای ایران، به نقطه ای برسد که پاک و غیرنظامی بودن برنامه ایران را رسما اعلام کند. تا چنین اتفاقی نیفتد، حتی اگر کشورهای گروه ۱+۵ در مقابل گامهای ابتدایی ایران، تحریم ها را کاهش دهند یا از تشدید آنها خودداری کنند، باز هم ایران نخواهد توانست به هدف نهایی اش برسد. این ساز و کار جهانی است که البته خالی از سیاست نیست ولی به گفته این منبع، وقتی همکاری ایران با آژانس شفاف و ملموس باشد، توان کسانی که می خواهند ایران را در چنبره فعلی گرفتار نگه دارند، تضعیف می شود.

از این منبع پرسیدم فرض کنیم ادعای انجام آزمایش هایی با استفاده از مواد منفجره قوی در پارچین درست باشد، آیا ایران نباید این نگرانی را داشته باشد که دسترسی یافتن آژانس به آن منطقه و تأیید موضوع، یا حتی اذعان ایران به انجام چنین آزمایش هایی، بهانه ای شود برای اعمال فشار بیشتر توسط تندروها؟

جواب این بود که اگر ایران نشان دهد که حتی اگر هم چنین اقداماتی در کار بوده، اراده ایران طی سالهای بعد بر کنار گذاشتن جنبه نظامی قرار گرفته و با دادن دسترسی به آژانس، استمرار صلح آمیز بودن فعالیت های فعلی قابل اثبات و تایید باشد، احتمال توسل کشورهای مذاکره کننده با ایران به گذشته، تابعی خواهد بود از سازوکارهای سیاسی و علاقه کشورها به نگاه به حال و آینده.

فراموش نکنیم که آمریکایی ها در سال ٢٠٠٧ و در زمان جرج بوش پسر، در قالب گزارش موسوم به "برآورد اطلاعاتی ملی" اعلام کردند که ایران (احتمالا پس از حمله به عراق از سوی آمریکا و متحدانش) جنبه نظامی فعالیتهای هسته ای خود را متوقف کرده است.

در کتاب "جاسوسان علیه آرماگدون"، نوشته دو تن از افراد آشنا به فعالیت های سازمان های اطلاعاتی اسراییل، این نکته تصریح شده که گزارش مذکور ضربه بزرگی به تبلیغات و موضع دولت اسرائیل زد که همواره بر نظامی بودن برنامه هسته ای ایران تاکید کرده است.

به گفته منبع مذکور، به این موارد باید تاریخچه کشوری مثل آفریقای جنوبی را اضافه کرد که حتی سلاح هسته ای تولید کرد، ولی بعدا از این مرحله عقب نشینی کرد و نمونه ای شد برای جهان که کشوری می تواند حتی پس از داشتن سلاح هسته ای، درهایش را به روی آژانس باز کند و پس از همکاری قاطع و قابل اثبات و استناد، برنامه هسته ای صلح آمیز خود را حفظ کند.

مثال دیگری که شاید از حیت بحث سلاحهای کشتار جمعی قابل ذکر باشد، بحث سوریه است که مسئله استفاده ادعایی از سلاح شیمیایی توسط دولت بشار اسد، سوریه را تا یک قدمی حمله خارجی برد ولی همکاری دمشق توانست از تحقق این امر جلوگیری کند. البته تفاوتهای بحث آفریقای جنوبی و سوریه با ایران بسیار است ولی مخرج مشترک هر دو مورد این است که همکاری تهران می تواند آژانس را به سمت اعلام صلح آمیز بودن قطعی برنامه ایران سوق دهد.

یک نکته هم اینجاست که ایران در تلاش برای کاهش سطح تنش فنی با آژانس و کاهش تنش سیاسی با آمریکا و غرب مصمم به نظر می رسد. ایران دست خود را در بومی سازی برنامه هسته ای و غنی سازی تا سطح ۲۰ درصد محکم کرده است. بنابراین از این به بعد استمرار وضعیت بحران در روابط با آژانس و کشورهای گروه ٥+١، بیشتر به ضرر ایران است.

می توان در خبرها و تحلیل ها دید که کم نیستند کسانی که خواهان حفظ تحریم ها و حتی تشدید آنها علیه ایرانند و امیدوارند که مشکلات عدیده ای که مقامات دولتی ایران این روزها در بیان آنها پرده پوشی نمی کنند، باعث تضعیف توان تهران در حوزه های مختلف و چه بسا حرکت مردم علیه سیستم شود.

در این چارچوب، دولت تازه ایران، حداقل در سطح تبلیغاتی موفقیت قابل توجهی بدست آورده و توانسته وجهه سیاسی و دیپلماتیک این کشور را تا حدود زیادی بازسازی کند.

از منظر استراتژیک، با وجود حدود ١٨ هزار سانتریفیوژ در ایران و پیشرفت های هسته ای موجود، اکنون زمان انعطاف عملی و قابل اثبات و استناد این کشور فرا رسیده است، به ویژه که در منطقه هم کارتهای خود را از دست نداده و در موضع ضعف قرار ندارد.

نکته ای که از منظر کلان و با توجه به مسائل داخلی ایران می توان روی آن انگشت تاکید گذاشت این است که به نظر می رسد بخشی از صاحبان قدرت در جمهوری اسلامی، در عمل در مسیری حرکت می کنند که تضعیف کننده تلاش های دولت برای کاهش اختلافات و باز کردن فضای سیاسی در داخل و تنش زدایی و حل و فصل اختلافات با قدرت های جهانی بر سر برنامه هسته ای است.

همانطور که مذاکرات فنی با آژانس قابل تفکیک از مذاکره با کشورهای ۱+۵ نیست، سیاست داخلی یک کشور هم از سیاست خارجی آن قابل تفکیک نیست و چه بسا به همان کشورهای ۱+۵ نشان دهد که اراده حکومت ایران برای تنش زدایی متزلزل است و باید فشار روی آن را حفظ کرد.

معمولا وضعیت داخلی یک کشور بهترین سرمایه یا بدترین نقطه ضعف در تعاملات خارجی است. "نرمش قهرمانانه" آیت الله خامنه ای اگر فقط معطوف به خارج باشد، ممکن است به نقطه ضعف حاکمیت در داخل تعبیر شود.

مطالب مرتبط