بررسی روزنامه های صبح سه شنبه تهران - هفتم آبان

روزنامه های صبح امروز تهران، خبر توقیف روزنامه بهار و حکم حبس پگاه آهنگرانی هنرپیشه جوان را به عنوان دو نشانه از پایان گرفتن ماه عسل دولت روحانی به حساب آورده و در عنوان های اصلی خود از زبان رییس جمهور از آمارهای متناقض و نادرست دولت سابق خبر داده اند.

چند روزنامه جشن تولد خیابانی محمود احمدی نژاد را با عکس هایی در صفحات اول خود منعکس کرده اند، چنان که روزنامه هایی نیز جشن بزرگداشت هوشنگ ابتهاج - سایه را با اهمیت دیده و در گزارش های اصلی خود نقل کرده اند.

Image caption جشن تولد در صفحه اول اعتماد

توقیف روزنامه در دولت اعتدال؟

علی محقق در سرمقاله ابتکار نوشته: جامعه مطبوعاتی کشور یک دوشنبه‌ توقیف دیگر را هم تجربه کرد. این بار هیات نظارت با ذره بین سخت‌گیر خود یقه «بهار» را گرفت تا این روزنامه در دوران جدید انتشارش به یک سال نرسیده متوقف شود. اگرچه روزنامه نگاری در ایران با واژه « توقیف» آشناست و تعطیلی ناگهانی تحریریه‌ها و عمر کوتاه روزنامه‌ها دیگر چیز غریبی در کشور محسوب نمی‌شود اما نکاتی چند توقیف تازه را خاص و متفاوت از برخوردهای پیشین با مطبوعات می‌کند.

نویسنده با اشاره به مقاله ای که موجب توقیف روزنامه بهار شده نوشته: اقدام به نشر چنین مطلبی در روزنامه سراسری کشور و نه یک نشریه تخصصی یک اشتباه حرفه‌ای و در واقع «گافی بزرگ» و غیر قابل دفاع بود.

سرمقاله ابتکار تاکید کرده: توقیف روزنامه بهار اولین برخورد با مطبوعات در دوره دولت یازدهم لقب گرفته است. از قضا این توقیف در موعد ۱۰۰ روزه استقرار تفکراعتدالی در پاستور و در دوران ارزیابی وضعیت کشور و به عبارت بهتر در دوره ماه عسل دولت روحانی اتفاق افتاده است. تصمیم برای توقف فعالیت این روزنامه هم نه از سوی دادستانی و قوه قضائیه بلکه توسط هیات نظارت بر مطبوعات مستقر در وزارت ارشاد صورت گرفته و تصمیم نهایی را همزمان با نماینده دادستانی، وزیر ارشاد در اختیار رسانه‌ها قرار داد که نوع بیانش شباهت زیادی به اظهارات وزرای دولت پیشین داشت.

سرمقاله ابتکار افزوده: انگار برخلاف خوش بینی‌های اولیه ناشی از تغییر دولت و رای حداکثری مردم به رویکرد اعتدال و اصلاحات حداقل درعرصه اطلاع رسانی و مطبوعات چیزی عوض نشده است و شاید قرار است درهمچنان برهمان پاشنه هشت سال گذشته بچرخد.

روحانی در مسیر احمدی نژاد

قانون در مقاله ای یادآور شده : فردای روز عدم اعتماد به وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان افرادی را برای تصدی این پست مطرح و به سوابق ورزشی‌شان پرداختند. سعید فایقی، محسن مهرعلیزاده، محمد دادکان، احمدرضا دستغیب، امیدوار رضایی و چند تن دیگر از ورزشی‌ها نظیر خادم‌ها و امثالهم از جمله افرادی بودند که برای جایگزینی صالحی امیری از آنها اسم برده شد و حتی برخی رسانه‌ها سراغ نزدیکان رئیس جمهور نظیر اکبر ترکان هم رفتند اما در آخرین ساعات کاری ما اتفاق دیگری افتاد. اتفاقی که برای‌مان عجیب بود و غیر قابل باور.

نویسنده این مقاله با اشاره به دومین وزیر پیشنهادی روحانی که سابقه وزارت نداشت و اینک با انتخاب محمد شریعتمداری به عنوان سرپرست وزارت ورزش و جوانان افزوده: حسن روحانی با انتخاب شریعتمداری به همه اثبات کرد که اهمیتی برای ورزش قایل نیست. او دقیقا برخلاف وعده‌های انتخاباتی‌اش که شعار بهره‌گیری از توان مدیریتی ورزشی‌ها را سرمی‌داد در سه باری که برای این وزارتخانه عریض و طویل سرپرست برگزید حتی نخواست پای صحبت ورزشی‌ها بنشیند.

مهدی عباسی در سرمقاله مردم سالاری به تحلیل شرایطی پرداخته که به رای عدم اعتماد به وزیر پیشنهادی روحانی برای وزارت ورزش و جوانان اشاره کرده و نوشته: حدود سه ماه از آغاز به کار دولت تدبیر و امید می‌گذرد اما هنوز کابینه یازدهم کامل نشده است. اما فراموش نکنیم که ۹۰ درصد قهرمانان ورزشی ما جوانان هستند و حدود ۲۳ میلیون نفر از جمعیت کشور را هم جوانان تشکیل می‌دهند. اینجاست که اهمیت این وزارتخانه بیشتر نمود پیدا می کند.

اما نویسنده معتقد است که اصولگرایان علاقه‌مندند بعد از شکست سخت در انتخابات ریاست جمهوری بازهم تجدید حیات کنند و رودر رویی با دولت را در دستور کار قرار دهند.زمزمه‌هایی که درباره استیضاح‌های زود رس به گوش می‌رسد‌، آن هم درحالی که دولت هنوز به ۱۰۰ روز اول کاری نرسیده‌، نشان دیگری از این رودررویی سیاسی برای جبران شکست‌های گذشته است. فارغ از اینکه این راه سرانجام مطلوبی برای اصولگرایان به همراه نخواهد داشت، اما نمی‌توان از سنگ‌اندازی‌ها در مسیر اعتدالگرایی به راحتی عبور کرد و باید برای آن تدبیری اندیشید.

مقاله مردم سالاری اضافه کرده: اگر وزرای اقتصادی و سیاست خارجی، با همه اختلافات سیاسی با اصولگرایان توانستند از مجلس رای بگیرند، بیش‌از آنکه بخواهد نمادی از تعامل دولت و مجلس باشد ، حکایت از آن داشت که اوضاع اقتصادی و سیاست خارجی آن میزان نامساعد است که حتی اصولگرایان تندرو هم از اینکه نیروهای متخصص بر سرکار نباشند، نگران بودند.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول آرمان

مهدی تقوی در مقاله ای در شرق با تاکید بر این که اقتصاد ایران به وضعیت وحشتناکی رسیده نوشته: دولت قبلی به دلیل وخامت اوضاع اقتصادی ایران، پنهان‌کاری آماری را در پیش گرفت و حالا که دولت جدید، زمام امور را به دست گرفته، با انتشار آمار جدید وخامت اوضاع اقتصادی ایران بیش از هر لحظه دیگری رخ می‌نماید. برای پی‌بردن به موضوع، کافی است به چند عدد و رقم در این زمینه توجه کنیم. رشد اقتصادی سال ۹۱ به منفی ۸.۵ درصد رسیده و انتظار می‌رود رشد منفی اقتصادی تا پایان سال‌جاری ادامه پیدا کند؛ هرچند دیگر شدت آن مانند سال گذشته نخواهد بود.

به نوشته این اقتصاددان: نرخ بیکاری ۲۱.۲ درصد است که بیکاری جوانان دو برابر این رقم‌ و بیکاری در فارغ‌التحصیلان دانشگاهی تا چهاربرابر بیکاری کل کشور است. همچنین بر اساس آخرین اظهارنظر وزیر اقتصاد، کشور در آینده‌ای نزدیک با ۵.۸ میلیون‌نفر بیکار مواجه است که باید برای آنها چاره‌اندیشی شود.

نویسنده اقتصاددان بعد از آوردن چند عدد و نشانه برای اثبات ادعای خود نوشته: علت اصلی این اتفاقات را می‌توان در مشاوران اقتصادی احمدی‌نژاد و حتی خود او جست. رییس‌جمهور سابق کوچک‌ترین اطلاعی از اقتصاد نداشت با این حال به‌نظر کارشناسان اقتصادی هم اهمیتی نمی‌داد. نمونه‌اش سه‌نامه اقتصاددانان بود که در سال‌های اول دولت‌نخست او راهی ریاست‌جمهوری شد با این حال او سیاست‌های انبساطی خود را اینقدر ادامه داد تا نقدینگی کشور از ۷۰ هزار‌میلیاردتومان در سال ۸۴ به نزدیک ۵۰۰ هزار‌میلیاردتومان برسد.

هجده سوال قبل از مرگ‌ از احمدی‌نژاد

مسعود مرعشی در صفحه طنزانه قانون با اشاره به این که کامران دانشجو وزیر محبوب علوم دولت احمدی نژاد بیست سووال از او پیش کشیده نوشته ما هم هجده تا سووال داریم از جمله این که ایده‌های موفق اقتصادی هشت سال اخیر، همه اش کار خودتان بود یا با آقای پژویان هم مشورت می‌کردید؟

آقای رئیس‌جمهور سابق! آن دفعه که تشریف بردید نیویورک، نفر ۱۳۸ام از هیات ۱۶۰ نفره که با شما تشریف بردند، خواهرزاده حاج اصغر، همسایه سرکوچه‌ای شما نبود؟ ماشاا... چقدر بزرگ شده. دانشگاه می‌رود یا ازدواج کرده؟

جناب دکتر! انگلیس جزیره کوچکی در کجاست: غرب آفریقا/ شمال آفریقا/ بین کره شمالی و کره جنوبی / بعد از چهارراه، انتهای خیابان

آقای دکتر یکی از دوستان اینجانب ۱۶ میلیارد سرمایه اولیه دارد و می‌خواهد با آن دانشگاه تاسیس کند، این رقم کافی است یا جلوی بچه بگذارد، بچه قهر می‌کند؟

آقا واقعا دولت روحانی چطور توانست خزانه پر شما را در عرض دوماه جارو کند، که الان چیزی در خزانه نداریم؟

هادی مومنی در سرمقاله جهان صنعت نوشته: تغییر دولت و اعمال سیاست‌های تحول‌گرا که بر بستر ارزیابی‌های عمیق در دولت جدید شکل گرفته است بار بازار سرمایه را هدف قرار داده و ظاهرا قرار است حمایت‌های دولت حسن روحانی از بورس به واقعیت تبدیل شود. این اطمینان، می‌تواند اوضاع بازار سرمایه کشور را پررونق‌تر از گذشته کند .

نویسنده با اشاره به جمله محمود احمدی نژاد که بورس را قمارخانه دانسته بود نوشته رییس دولت سابق هیچ‌گاه سعی نکرد تا بتواند این نهاد مالی که بخشی از گردش نقدینگی‌های جامعه را بر عهده دارد جدی بگیرد اما از آنجا که اوضاع در هر فضای سیاسی و اقتصادی همیشه یکسان نیست با سر کار آمدن دولت یازدهم و از همان ابتدا حمایت از بورس امیدهای واقعی‌تری در تالار شیشه‌ای برای سهامداران به وجود آورد که یکی از ساده‌ترین معیارهای ارزیابی این اتفاق رشد بی‌سابقه شاخص کل و صعود نزدیک به ۳۰ هزار واحدی این پارامتر در کمتر از شش ماه به عنوان یکی از معیارهای اصلی تحلیل معاملات از نمونه‌های تحول تازه بورس است.

سرنوشت بابک زنجانی

آمنه شیرافکن در شرق مصاحبه هایی دارد از جمله با رییس کمیسیون ویژه بررسی بدهی های بابک زنجانی، کسی که به نوشته این مصاحبه گر کماکان بنا را بر توجیه گذاشته و دلیلش برای عدم‌پرداخت ۱۳‌هزار‌میلیاردتومان بدهی به وزارت نفت تنها همان بند تکراری «تحریم»هاست. اما کمیته رفته‏‌رفته به سرنخ‌های تازه‌ای رسیده، سرنخ‌هایی که سرمنشا آن به اسنادی می‌رسد که به تازگی از لابه‌‏لای پرونده‌های موجود در وزارت نفت به دست آمده.

درست در دورانی که سردار «رستم قاسمی» سکان وزارت نفت را به دست داشته و فروش نفت ایران با برخی دشواری‌ها مواجه بوده. آنطور که «علی مروی»، عضو کمیسیون انرژی به «شرق» گفته، دستگاه‌های امنیتی صحت و ثبات مالی زنجانی را تایید کرده بودند و به روایت امیرعباس سلطانی، چهار وزارتخانه و بانک‌مرکزی هم بر سلامت حساب‏های مالی او صحه گذاشته بودند. اما خروجی همه این اعتمادها، مرد جوانی است که به گفته سلطانی بنا را بر فرافکنی گذاشته و مدام همه علامت سوال‏‌ها را به تحریم‌ها تقلیل می‌دهد.

سلطانی که این روزها پیگیر پرونده تحقیق و تفحص از وزارت نفت شده، در گفت‌وگو با «شرق» تاکید کرده که تخلفات مالی بابک زنجانی، قائم به ذات نبوده و تشکیلات مافیایی در کنار او قرار دارند. هنوز صحبت از بدهی ۱۳ هزار‌میلیاردتومانی ایشان به وزارت نفت است، فکر کنید برای اختلاس سه‌هزار‌میلیاردتومانی چه جاروجنجال رسانه‌ای به پا کرد؛ حالا حرف ۱۳ هزار‌میلیاردتومان مطرح است.

Image caption نقش دیوار، کارتون احسان گنجی، ابتکار

چرایی افزایش ازدواج موقت

مصطفی اقلیما در مقاله ای در آرمان به نقل از معاون رئیس قوه قضائیه خبر داده که ازدواج موقت افزایش یافته و افزوده: نرخ ازدواج موقت امسال در حالی رو به افزایش است که نرخ ازدواج دائم کاهش یافته است. کاهش ازدواج دائم و افزایش ازدواج موقت یعنی افزایش بهم‌ریختگی خانوادگی که خبر خوشی نیست و درواقع خبری بدتر از افزایش طلاق است. در ایام قدیم «صیغه» انجام می‌شد و اکنون ازدواج موقت با این تفاوت که افرادی که تمایل به ازدواج دوباره داشتند باید موافقت همسرانشان را اخذ می‌کردند تا عقدشان رسمیت پیدا ‌کند اما اکنون نوعی پنهان‌کاری است.

به نوشته این مقاله: کاری که در عقد موقت انجام می‌شود و مشکل بزرگی که در پی دارد اینکه درصورت بارداری زن، عقد ثبت و تبدیل به عقد رسمی می‌شود درحالی که قبلا مردان به‌عنوان مجازات راهی زندان می‌شدند چراکه بدون اجازه همسرانشان دست به این کار زده بودند اما حالا تنها امتیازی که قانونگذار برای زن اول درنظر گرفته اینکه اجازه طلاق از شوهرش را دارد!

مقاله آرمان تاکید دارد که : عقد موقت درواقع مخصوص افراد متمول است. درحالی که گفته شده به‌منظور رفاه حال جوانان این قانون را وضع کرده‌اند اما اکثریت جوانان جامعه ما فاقد خانه، کار و درآمد مکفی هستند. مگر اینکه محدود کنیم که عقد موقت مخصوص افراد فاقد همسر است! یکی از تبعاتی که این کار در پی دارد این است که زندگی دخترانی که اقدام به این کار کرده‌اند نابود می شود .

هفتاد و دو مشایی

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته: پدید آمدن اسفندیار رحیم مشایی از دل دولتی که اصولگرایان تمام قد و با کمک ابر و باد و مه و خورشید و فلک و سایر دوستان و وابستگان، آن را برکشیدند، آنقدر برای این برادران اصولگرا جانسوز است که سعی دارند برای دولت حسن روحانی هم یک فقره «مشایی» بسازند.

نویسنده این ستون یادآور شده: بعد از اینکه محمدعلی نجفی رئیس میراث فرهنگی شد اولین جرقه در ذهن برادران اصولگرا زده شد و چون مشایی هم زمانی رئیس سازمان میراث فرهنگی بود، نجفی را به عنوان مشایی دولت روحانی معرفی کردند! پس از آن یکی از اعضای حزب موتلفه کشف کرد که‌هاشمی‌رفسنجانی مشایی دولت روحانی است؛ پس به ضرس قاطع اعلام شد که صالحی امیری سرپرست سابق وزارت ورزش، مشایی دولت روحانی است؛ اما دریغ و افسوس که وی رای نیاورد و دیگر نمی‌تواند مشایی دولت شود.

طنز مردم سالاری نتیجه می گیرد که: به این ترتیب باز هم مشکل اصولگراها باقی است و باید دنبال یک مشایی دیگر برای دولت حسن روحانی بگردند و اگر همین سرعت سعی در کشف مشایی دولت روحانی ادامه داشته باشد، سالی ۱۸ مشایی برای دولت روحانی معرفی خواهد شد که در طول چهار سال می‌شود ۷۲ مشایی .

Image caption آروین، کارتون شرق