بررسی روزنامه های صبح یکشنبه تهران - ۱۲ ابان

روزنامه‌های امروز صبح تهران در مقالات خود همچنان از تندروی و افراطی گری انتقاد کرده اند اما در مقابلشان چند روزنامه متعلق به جناح تندرو همچنان از فریادهای مرگ برآمریکا حمایت کرده و هر نوع توافق و تفاهمی را بین ایران و آمریکا نکوهش کرده اند.

تندروها چه می‌خواهند

حمیدرضا آصفی در مقاله ای در مردم سالاری نوشته: دولت روحانی در شرایطی «سیاست خارجی» را در شروع به کارش در اولویت برنامه‌های خود قرار داده است که بحث رابطه با آمریکا و همچنین پرونده هسته‌ای مورد توجه قرار دارد و همین عامل باعث شده است تا مهره‌های دیپلماتیک قوه مجریه تکاپوی زیادی را از خود به نمایش بگذارند.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

سخنگوی پیشین وزارت خارجه در مقاله خود تاکید کرده: کشور در شرایطی این روز‌ها به سمت اعتدال در حرکت است که ندانم کاری در هشت سال گذشته مشکلات عدیده‌ای را برای کشور به وجود آورده است و به همین دلیل تاکید این است که همه باید با در نظر گرفتن موقعیت خطیری که کشور دچار شده، شرایطی به وجود اوردند تا دولت در فضایی مناسب بتواند فعالیت‌هایش را به ثمر رساند.

نویسنده مقاله مردم سالاریدر نهایت به گروهی اشاره کرده که در داخل مواضع دولت فعلی را بر نمی‌تابند و به همین دلیل دست به اقداماتی می‌زنند که برخلاف منافع ملی است. البته افرادی که در داخل کشور هستند را نمی‌توان معاند و مخالف دانست و شاید بتوان اینطور گفت که آن‌ها با ظرایف و ریزه‌کاری‌های سیاست خارجی آشنا نیستند و می‌توان آن‌ها را با صحبت و همنشینی به اشتباه خود آشنا کرد.

گرچه نویسندگان مقالات از این دست که در روزنامه های امروز فراوان اند تندروها را نشان نداده اند اما حسین شریعتمداری در یادداشت روز دیگری در کیهان بار دیگر سخنان این چند ماهه خود را تکرار کرده و از جمله نوشته: اگر یکی از مصادیق «نرمش قهرمانانه» را بهره‌گیری از یک «تاکتیک» با هدف رونمایی از هویت واقعی دشمن و کنار زدن نقاب از چهره زشت و پلید حریف تلقی کنیم، با جرات می‌توان گفت که رخدادهای چند هفته اخیر، یعنی نرمش دولت محترم- خواسته یا ناخواسته- و عکس‌العمل خصمانه و کینه‌توزانه آمریکا در پاسخ به نرمش یاد شده، تاکتیک هوشمندانه‌ای بوده است که با ضریب و درجه تاثیر بالا جواب داده است.

مدیر موسسه کیهان سندی که برای ادعای خود به دست داده این است که بعد از تحرک دیپلماتیک هیئت ایران اسلامی در سفر نیویورک و اعلام آمادگی هیئت برای پاسخگویی به سؤالات- بخوانید بهانه‌های- آمریکا، این انتظار منطقی و معقول را در افکار عمومی جهانیان و از جمله مردم شریف ایران پدید آورد که حریف بایستی در مقابل برخورد یاد شده واکنش مثبت از خود نشان دهد اما چنین نشد

به نظر این مقاله با همین نشانه ها برای افکار عمومی جهانیان و برخی از مسئولان خوش‌خیال داخلی کمترین تردیدی باقی نگذاشت که مسائلی نظیر نگرانی از تسلیحاتی بودن برنامه هسته‌ای ایران، فقط بهانه‌ای برای اهداف خصمانه دیگر است . پس به این ترتیب همان طور که

حضرت آقا با تدبیر حکیمانه پیش بینی کرده بود دست پولادینشان از زیر دستکش مخملین هویدا شد.

تندروها و مذاکرات هسته‌ای

مصطفی درایتی در مقاله ای در آرمان نوشت : جریانی که در انتخابات با پاسخ «نه» مردم روبه‌رو شد و همیشه هم در یک فضای متشنج امکان عرض‌اندام داشته، چندان غیرطبیعی به نظر نمی‌رسد و طبیعی است که اگر احساس کنند مدیریت اجر کشور به طرف عقلانیت پیش رود، جایگاهشان در جامعه تنگ خواهد شد. لذا به‌دنبال حفظ کردن جایگاه غیرمنصفانه‌ای هستند که دراختیار گرفته‌اند.

به نوشته این روحانی اصلاح طلب: اکنون نیز همان روال سابق را دنبال می‌کنند. درحالی که مردم این روال را رد کرده‌اند و دیگر این شرایط را برای کشور قبول ندارند. مردم متوجه هستند که در معادلات جهانی نقش دارند و این نقش را در تعاملات باید حفظ کنند. اگر نسبت به این مسائل کم‌توجهی شود، مردم به دلیل نوع رفتار و نتایج رفتار این گروه‌ها در گذشته، نسبت به این مسائل آگاهی دارند. درباره همسویی شعار مرگ بر آمریکا و رابطه با آمریکا هم باید گفت که مصداق یکی به نعل و یکی به میخ زدن است.

و خلاصه این که: افرادی که امروز خیلی جدی در مخالفت با ارتباط غرب و مساله هسته‌ای موضع می‌گیرند، بیشتر مرعوب آمریکا هستند به این معنا که احساس می‌کنند جلوی آمریکایی‌ها کم می‌آورند. به همین دلیل برخلاف آنچه به این طرف نسبت می‌دهند از آمریکا وحشت‌زده شده‌اند و ضعف درونی خودشان را نمی‌توانند جمع کنند لذا فکر می‌کنند با فاصله گرفتن و مذاکره نکردن می‌توانند به‌نحوی این موضوع را پوشش دهند.

Image caption کارتون محمد رضا میرشاه ولد، قانون

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشته امروز در کشور به جای آنکه برای متعادل ساختن جامعه تلاش شود، تلاش‌های گسترده‌ای در جهت برهم زدن تعادل و کشاندن مردم به سوی افراط صورت می‌گیرد. از یکطرف، هنگامی که دولتمردان برای حل مسأله کهنه و آزاردهنده فشارهای خارجی بر سر موضوع فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان تلاش می‌کنند، انواع و اقسام کارشکنی‌ها برای ناکام ساختن آن به راه میافتد و از طرف دیگر کسانی با ذوق زدگی برای امتیاز دادن به دشمنان با همدیگر مسابقه می‌دهند.

به نظر این مقاله: ریشه برخوردهای غیرمتعادل و ذوق زدگی‌ها و عکس العمل‌های افراطی، بی‌توجهی به مصالح نظام و ترجیح دادن منافع شخصی و گروهی بر منافع و مصالح جامعه و کشور است. با توجه به افرادی که در رده‌های مختلف دچار این رفتارها و گفتارهای غیرمتعادل می‌شوند، نمی‌توان گفت این افراد از تعالیم اسلام بی‌خبرند. بنابر این، مشکل را باید در شخصیت این افراد و انطباق علم و عمل در وجود آنها جستجو کرد.

روزنامه جمهوری اسلامی اظهار عقیده کرده که: امروز جامعه ما بشدت نیازمند حرکت به سوی "اعتدال" است. اعتدال باید به بدنه جامعه تعمیم داده شود و اعتدال باید به یک فرهنگ تبدیل گردد. این هدف متعالی فقط هنگامی تأمین خواهد شد که قوای سه گانه در تمام بخش‌ها و اجزاء، تعادل در حرف و عمل را رعایت کنند و سپس برای تبدیل ساختن "اعتدال" به فرهنگ رایج در جامعه برنامه‌های عملی داشته باشند.

تمدن ۱۴۰۰ ساله؟

مسعود لقمان در مقاله ای در قانون جمله احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران را نقل کرده که درباره معاون وزارت خارجه آمریکا گفته این آدم بی‌شخصیتی با کمال بی‌ادبی به ملتی با "تمدن ۱۴۰۰ ساله" اهانت می‌کند.

نویسنده سپس از خوانشی نوشته که مطابق آن که تاریخ ایران را با تازش اعراب پایان‌یافته تلقی می‌کنند و تو گویی در این ۱۴۰۰ سال پس از آن، که مزین به نام بزرگانی چون رازی، بیرونی، پورسینا، خیام، فردوسی، سهروردی، مولانا، سعدی، حافظ و صدها تن دیگر است، هیچ نشانی از تمدن ایرانی نیست. واژگونه این جماعت، آنانی‌اند که خاستگاه تاریخ ایران را تازش اعراب می‌دانند و گویی ایرانیان، یک‌شبه از زیر بته سر برآورده‌اند و پیش از آن، هیچ نشانی از تاریخ و فرهنگ و شهرآیینی در این سرزمین سراغ نتوان کرد! گروه دیگر، کمونیست‌هایی‌اند که کلیت این تاریخ را ستمشاهی و بنابراین بی‌ارزش می‌دانند.

به نظر نویسنده این خوانش‌ها که برآمده از باورهایی ایدئولوژیک است و اعتبار علمی ندارد، در فهم و شناخت ما از پیشینه‌مان و اینکه که هستیم و چه نقشی در تاریخ تمدنِ بشری داشته‌ایم و به اعتبار این گذشته، چه اثری بر آینده بشری می‌توانیم بگذاریم، خدشه‌ای جبران‌ناپذیر وارد می‌کند.

به گواهی تاریخ، تمدن ۵۰۰۰ ساله ما که در ۲۵ قرن پیش، توانست وحدت سیاسی‌اش را هم در کلیتی یکپارچه به نام ایران‌زمین تثبیت کند، کهن‌ترین تمدن پیوسته جهانی شناخته می‌شود.

پیامد توافقات چین

حسین راغفر در مقاله ای در اعتماد در تحلیل شرایط کشور در دوران هشت ساله دولت گذشته نوشته: شوک‌های وارد شده به مردم و مسوولان آنچنان سهمگین است که کمتر این پرسش مطرح می‌شود که چرا این ائتلاف به رغم ۳۲ سال تحریم امریکا، تنهادر سال‌های پایانی دولت دهم به ثمر می‌نشیند. در حالی که در تمام طول دوران جنگ که با تحریم‌های شدید اقتصادی روبه‌رو بوده‌ایم و مراکز صدور نفت در تیررس موشک‌های دشمن قرار داشت .

نویسنده اقتصاددان با شمردن معضلاتی که دولت گذشته به وجود آورد نوشته: برندگان اصلی این تحریم‌ها نه امریکا و غرب بلکه طرف‌های اصلی تجارت خارجی با ایران بوده‌اند. اما کسانی که در این میان ضرر دیده‌اند مردم ایران بوده‌اند. متاسفانه امروزه در اثر این سیاست‌های غلط میلیاردها دلار درآمد مردم کشورمان به توسعه اقتصادی چین، روسیه، هند و ترکیه کمک می‌کند.

مقاله اعتماد با این مقدمه به مذاکرات رییس مجلس در چین پرداخته و مذاکرات وی با مقامات پکن برای حل ماجرای گروگان گرفتن منابع ارزی کشور پرداخته و نوشته چین با آزاد کردن این مبلغ در قبال دریافت ۷ درصد از این منابع برای بازگرداندن آن به کشور منتشر شده بود. که حالا معلوم شد این مبلغ هم باید به طرح‌های عمرانی برای شرکت‌های چینی شود، یعنی پکن، دهلی، مسکو و آنکارا گرفته می‌‌شود. به این ترتیب به نظر می‌رسد برنامه‌ریزان کشور ما نیز باید شعبه‌هایی در پایتخت‌های کشورهای طرف تجاری ما برپا کنند تا شاید اولویت سیاست‌های اقتصادی کشور با مشورت آنان تنظیم شود.

با پول یارانه‌ها چه می‌شد‌ کرد

‌هانیه عسگریان در مقاله ای در قانون نوشته به نظر می‌رسد اقدامات دولت یازدهم برای توقف مسکن مهر و حذف برخی دهک‌ها از فهرست دریافت‌کنندگان یارانه کم کم حساسیت‌هایی را در میان گروه‌های اجتماعی ایجاد کرده است. هر چند تداوم روندی که دولت دهم با هزینه‌های هنگفت به راه انداخت ممکن نیست اما به نظر می‌رسد غفلتی مانع از آن می‌شود که مردم ضرورت تغییر سیاست‌ها را درک کنند‌.

نویسنده اقتصاددان شرح داده در سه سالی که گذشت حجم اعتبارات عمرانی به شدت کاهش یافته و بسیاری از پروژه‌ها قربانی پرداخت نقدی یارانه‌ها شده‌اند به صورتی که دولت ترجیح داده است به جای آنکه پروژه‌ای عظیم مانند پارس جنوبی را به بهره برداری برساند هر ماه به ازای هر ایرانی ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان برایشان واریز کند تا قطر بتواند بیش از پیش در برداشت از میدان مشترک ایران و

قطر، پارس جنوبی پیشی گیرد.

Image caption کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

نویسنده مقاله قانون پیشنهاد کرده دولت فهرستی از پروژه‌های عقب‌مانده تدوین کرده و میزان عقب ماندگی آنها و ضررهای ناشی از آن را به به اطلاع مردم برساند تا مردم متوجه شوند که با دریافت یارانه، حال خود را به آینده می‌فروشند و تداوم این روند می‌تواند زندگی فرزندانشان و حتی خودشان را در دهه‌های آتی در معرض خطر قرار دهد. شاید مردم بیش از گذشته متوجه شوند که تداوم روند کنونی چه تبعات ناگواری را برای اقتصاد به همراه خواهد داشت‌.

آیا «نیاگارا» دوباره متولد می‌شود؟

سعید برآبادی در گزارشی در صفحه آخر شرق نوشته‫: باران می‌آید، درست شبیه بیست‌وپنجم آبان همان سال، همان سالی که عکس‌های سیاه و سفید خنده‌های بازیگران که روی سر در سینما جا خوش کرده بودند با حرارت، چروکیدند، زرد شدند و م برگ‌های آبانی فرو ریختند اما نه با دانه‌های باران که با شعله‌های آتش. پنج سال گذشته از آن روز پرهیاهو در خیابان جمهوری، وقتی که مرد، دست‌هایش را به سرش می‌کوبید و توی خیابان داد می‌زد: «آتیش! آتیش! سینما سوخت!» کرکره اخم سینما از همان روز پایین آمد، بدنه آبی‌اش، سیاه شده بود و صندلی‌های خارجی‌اش، جزغاله، تا در التهاب خودکشی سینماهای قدیمی تهران، این سینمای ۵۰ساله، «دیگر کشته‌ای» باشد روی دست صاحبانش که از قضا، خود از دنیای پرده سینما بودند و زاییچه‌شان به سعدی سینمای ایران می‌رسید.

به این ترتیب نویسنده مقاله شرق به یاد می آورد‫: پنج سال تهران با خانواده علی حاتمی که صاحبان نیمی از سینما «جمهوری» بودند، دندان روی جگر گذاشت تا تکلیف چهار ساعت سوختن سینما روشن شود، روشن نشد! گفتند کار بعضی‌ها بوده اما معلوم نشد. همسر علی حاتمی می‌گوید که نه گزارشی آمد و نه پیغامی و حالا انگار آن جگر دیگر زخم شده و خانواده حاتمی، خود آستین بالا زده‌اند برای نجات این سینمای نیمه مرده، در خیابانی که پر از سینماهای مرده است.

تا یکی، دو هفته دیگر سربسته خواهد ماند تا مزایده به‌خوبی و خوشی برگزار شود اما انگار قیمت هرچه باشد، لااقل برای پایتخت‌نشین‌ها می‌ارزد که مدام این روزها، از خراب‌شدن و آوارشدن و تخریب‌شدن می‌شنوند. زنده‌شدن نیاگارا، زنده‌شدن یک سینمای معمولی و حتی قدیمی نیست، زنده‌شدن خاطره پاسوخته‌های سینمای ایران است،

لحظه به لحظه با بازی ایران و آمریکا

احسان پیربرناش در صفحه طنزانه قانون با تصور بازی فوتبال دوستانه ایران و آمریکا به گزارش لحظه به لحظه آن پرداخته و از جمله نوشته:

بازیکنان دو تیم با هم دست می دهند و می خواهند بازی را شروع کنند که می بینند توپ نیست! نیمکت نشینان آمریکا یی توپ را گرفته اند و نمی دهند. یک عضو نیمکت نشین آمریکا یی به خبرنگارها می‌گوید: توپ فوتبال یکی از ترکیبات اصلی در ساخت سلاح هسته‌ای است وما نگرانیم ایرانی ها از آن در جهت نامطلوب استفاده کنند. منتظریم تا نگرانی های ما در این زمینه رفع شود تا توپ را بدهیم.

به نوشته این طنزنویسان بازیکتان اصلی در شروع بازی با توپ پلاستیکی شروع می کنند. نیمکت نشینان ایران بلند می شوند تادور زمین پوسترهای عدم صداقت آمریکا را نصب کنند و در دقیقه دوم بازی هم د.و سه تا از نیمکت نشینان ایران بعد از این که پوسترها را نصب کردند بدون اجازه می روند توی زمین و در حالی که لبخند بر صورت دارند می گویند «ما هم بازی». داور سمت آنها می آید و از آنها می‌خواهد تا بروند بیرون. آنها این اقدام را سند محکمی مبنی برآمریکا یی بودن داور می دانند و با دلخوری از زمین خارج می شوند.

طنزنویس قانون گزارش کرده که در دقایق بعدی: نیمکت نشینان ایرانی با اعتراض به داور، اقدام شماره ۱۱ آمریکا مبنی بر دست کردن توی دماغش در دقیقه ۳۳ را نشانه ای بر فراماسون بودن این بازیکن اعلام می کنند و از داور تقاضا می کنند او را اخراج کند. آنها همچنین طی ارسال نامه ای از فیفا خواستند تا دقیقه ۳۳ را از فوتبال حذف کند و به جای آن یک دقیقه سکوت قرار دهد.

کارتون روز

Image caption کارتون هادی حیدری، شرق

مطالب مرتبط