گفت‌وگو با جعفر شجونی؛ از 'کارهای رفسنجانی' تا 'کلک های سیاست'

Image caption جعفر شجونی پس از انقلاب مسئول اداره کاخ شمس پهلوی بود

از مسافران هواپیمایی بود که آیت الله خمینی را از پاریس به تهران آورد. در مدرسه علوی، کنار آیت الله خمینی هم نظاره گر انقلاب بود، هم بازیگر آن.

نماینده دور اول و دوم مجلس شورای اسلامی بود و عضو جامعه روحانیت مبارز. می‌گوید از بازجویان اوین هم بوده و مقامات رژیم سابق را به خاطر رابطه با آمریکا مواخذه کرده است.

جعفر شجونی می‌گوید دلسوز انقلابی است که خود در پایه‌گذاریش نقش داشته، انقلابی که از جمله پایه هایش، آمریکا ستیزی بوده، پایه هایی که به عقیده او آنقدر محکم بنا شده، که فرو ریختنی نیست. او زمانی از طرفداران سرسخت محمود احمدی‌نژاد بود (هرچند بعدا به منتقدان او پیوست). آقای شجونی در جریان وقایع پس از انتخابات سال ۸۸، در مقابله با آنچه "جریان فتنه" خوانده شد، کم نگذاشت.

'چه معنا دارد، یک تلفن؟'

قرار بود با جعفر شجونی از خاطراتش درباره انقلاب حرف بزنیم. اما او هنوز دو جمله نگفته، انقلاب را با ذات " آمریکا ستیزی" اش معرفی کرد و به وقایع روز پرداخت.

نشان به آن نشان که وقتی از او درباره شرایط تازه سوال کردم و حرف گفتگوی تلفنی روسای جمهور ایران و آمریکا را به میان آوردم، خندید و از آیت الله خمینی نقل‌قولی کرد: "امام فرمود رابطه ما با آمریکا، رابطه گرگ و میش است. این آمریکایی که شما دارید می گویید که رئیس جمهور ما آقای روحانی، با ایشان صحبت کرده، اینها مسایل سیاسی است. یک تلفن مشکلات مملکت را حل نمی کند عزیز من. یک تلفن، که چی؟ بعد فردایش آمد و گفت که گزینه نظامی و جنگ هم روی میز ما هست."

"آخر آمریکا کیه؟ امام آمده به مردم دنیا بگوید که بدون آمریکا زندگی کنند، آمریکا به ما خیانت کرده، مورد اطمینان نیست و روز ۱۳ آبان هم مردم غیرت خودشان را اعلام می کنند؛ چه معنا دارد یک تلفن؟"

به اعتقاد جعفر شجونی قرار نیست در رابطه دو کشور اتفاق تازه‌ای بیفتد. همه چیز "سر همان جایی است" که قبلا بوده. برای اینکه مطمئن شود متوجه منظورش شده‌ام، در توصیف رابطه فعلی ایالات متحده و جمهوری اسلامی مثالی هم می‌زند: "اینها مثل این است که بنده، هزار متر زمین از جنابعالی طلبکارم، در یک عروسی اتفاق افتاد با هم دست دادیم، سلام کردیم! ولی پرونده ما در دادگاه باز است."

'شرکت نکند، مردم کله پایش می کنند'

از همان روزی که صحبت از رویکرد تازه دولت ایران شد، از همان روزی که گفتگوی تلفنی بین روسای جمهوری دو کشور انجام شد و صحبت از حسن نیت، تنش زدایی و انعطاف به میان آمد، این سوال مطرح شد که دولت تازه با شعار مرگ بر آمریکا، با نمایش‌ها و همایش‌های ضد آمریکایی و با سالگرد اشغال سفارت آمریکا چه می‌کند.

از آقای شجونی سوال کردم آیا به نظرش حسن روحانی در تظاهرات ضدآمریکایی امسال شرکت می‌کند؟ پاسخش، مثبت بود: "بله که می‌کند، اگر شرکت نکند، فردا مردم کله‌پایش می‌کنند. آمدن او، نیامدن او، چیزی را عوض نمی‌کند. رئیس جمهور است، هزار تا کار دارد، ممکن هست نیاید. ۱۳ آبان در خون مردم است، اصل وجود مردم است. مردم از بن روان و اصل جان، مرگ بر آمریکا می‌گویند."

آقای شجونی برای چندمین بار تاکید می‌کند که گفتگوی تلفنی چیزی را حل نکرده: "پسرم، ای جوان، ای که در خارج زندگی می‌کنی، تو هم مثل من ایرانی هستی. این آمریکا با دست چدنی می‌خواهد دست بدهد. قبول نیست. شرط و شروط یادت نرود. تلفن کرده که کرده."

'مردم پای منبر رفسنجانی فریاد زدند مرگ بر آمریکا'

از این یار دیرینه آیت الله خمینی، درباره نقل قول هایی که این روزها از بنیانگذار جمهوری اسلامی می‌شود سوال کردم؛ همان نقل‌قول‌هایی که سایت آیت الله هاشمی رفسنجانی منتشر کرد از خاطرات او؛ درباره اینکه گفته می‌شود آیت الله خمینی هم می‌خواسته فتیله "مرگ بر آمریکا" گفتن پایین کشیده شود.

آقای شجونی دل خوشی از اکبر هاشمی رفسنجانی نداشت: "امام فرمود آنچه نوار من است درست است، آنچه نوشته من است درست است. بقیه نقل‌قول‌های هاشمی رفسنجانی است که امام مرگ بر آمریکا را دوست نداشت. حالا داشت یا نداشت، بود یا نبود، الان مردم و دنیا خواهند دید که مردم چگونه فریاد "مرگ بر آمریکا" را در روز سیزدهم آبان، دوباره جاری می‌کنند."

آقای شجونی، اینجا هم مثالی زد: "باری! مردم می‌روند و در تظاهرات ۱۳ آبان شرکت می‌کنند و حرف خودشان را، مرگ بر آمریکا را می‌گویند. همانطور که دو هفته قبل، مردم غیور کرمانشاه، پای منبر هاشمی رفسنجانی فریاد مرگ بر آمریکا کشیدند."

'حقه'

در پایان گفتگویی که قرار نبود به اینجاها بکشد، جعفر شجونی آنچه این روزها رخ می‌دهد را نه تغییری اساسی می‌داند نه مغایر اصل نظام.

با لحنی دو پهلو، همه آنها را "سیاست" می‌بیند و اصرار من را بی فایده می‌گذارد که چه کسی "سیاستمدار" این بازی است: "اینها سیاست است آقا، سیاستِ کلک همین است. مردم ایران چشمشان به دهان رهبری است، آن را عمل می کنند. رئیس جمهور هم عزیز و محترم است و کار سیاسی می‎کند. اما مگر با یک تلفن مشکلات حل می‌شود؟"

مطالب مرتبط