بررسی روزنامه‌های صبح تهران؛ چهارشنبه ۱۵ آبان

در حالی که روزنامه‌های تندرو همچنان با عکس‌هایی از راه‌پیمایی‌های سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران سعی کرده‌اند این ماجرا را زنده نگاه دارند، روزنامه‌های مستقل و هوادار اصلاحات از مرگ مهم‌ترین شخصیت جناح رقیب خود، حبیب‌الله عسگر اولادی خبر داده و در مقالاتی به قلم اصلاح‌طلبان از وی به‌خوبی یاد کرده‌اند.

احتمال استیضاح وزیر تازه‌منصوب‌شده علوم به دلیل انتصاب دو نفری که مجلس تمایلی به آن ها نداشت به عنوان معاونان خود، موضوعی است که همه روزنامه‌ها به آن پرداخته‌اند.

تنها اصولگرا، اصولگرای تنها

محمدرضا خاتمی، نایب‌رییس مجلس ششم در مقاله‌ای در شرق درباره حبیب‌الله عسگراولادی نوشته در میان جریان اصولگرایی، هیچ‌کس نمی‌تواند جای خالی ایشان را پر کند. نکته با اهمیت، مواضع نسبتا شفاف و روشن مرحوم عسگراولادی در یک‌سال گذشته در قبال مسایل روز بود که درس بزرگی برای همه جریانات سیاسی به شمار می‌رود؛ این برای شخص من، بسیار پندآموز و میراثی بود که امیدوارم به همه ما برسد.

به نوشته دبیرکل سابق جبهه مشارکت: فقدان اصالت در میان بسیاری از جریانات سیاسی، یکی از ضعف‌های امروز سیاست در ایران است و این فعال سیاسی باسابقه، از این عیب نیز بری بود. او اصولگرا بود. ممکن است نگارنده با اصول و مبانی سیاسی وی همراهی نداشته باشم، اما اینکه روی اصول خود ایستاده بود و پافشاری می‌کرد از او چهره‌ای می‌ساخت که نه تنها برای من بلکه برای همه جریان اصلاح‌طلبی قابل احترام بود.

در انتهای مقاله شرق آمده: شاید عتاب و خطاب‌های گاه‌گاه او به ما (اصلاح طلبان) به همین دلیل بود که ضمن این‌که تفاوت‌هایی میان مبانی فکری و اصول نظری ما به چشم می‌خورد، احساس می‌کرد جامعه ایران نیازمند این است که افراد با منطق، استدلال و تعقل بتوانند با یکدیگر حرف بزنند و جامعه از فضای سیاست‌ورزی مدنی به فضای خشونت‌آمیز سوق پیدا نکند.

Image caption تیتر و عکس دانیال شایگان در اعتماد

دانیال شایگان عکاس در زیر عکسی که از حبیب‌الله عسگراولادی گرفته، نوشته: ساختمان کهنه کمیته امداد استان تهران در خیابان سمیه. روی دیوار، پارچه‌ای اعلان تسلیت شهادت یکی از امامان شیعه بود. با موبایل عکسش را می‌گیرم. اعلان حاوی اشتباه فاحشی است در متن. به مدیر روابط عمومی باید گفت که تصحیح شود. وارد ساختمان شدیم. ساختمان شلوغ. جلوی آسانسور صف کشیده‌اند. ساختمان به آن بزرگی یک آسانسور زهوار دررفته دارد با ظرفیت چهار نفر. به زور شش نفر سوارش می‌شوند. کارمندان دمپایی به پا دارند و میزها و شکل و شمایل اتاق‌ها و روابط بسیار شبیه فیلم‌هایی است که از ادارات در دهه ۶۰ دیده‌ام.

در ادامه این نوشته آمده: محمد طاهری، سردبیر هفته‌نامه تجارت فردا با حبیب‌الله عسگراولادی در مورد اقتصاد ایران از دولت میرحسین که وزیر بازرگانی‌اش بود تا دولت احمدی‌نژاد و نقشش در آرامش بازار در ماجرای مالیات بر ارزش افزوده و غیره حرف زد. گفت: نگران وضع بازارم!

در نوشته اعتماد آمده: عکس خاصی نگرفتم. مصاحبه تمام شد. با توجه به شرایط جسمانی و تشرهای مسوول دفترش بر پایان سریع‌تر جلسه، سخت بود درخواست برای گرفتن وقت و گرفتن عکسی دیگر. اما او در جواب درخواستم برای گرفتن عکس گفت: حتما پسرم. چه پیشنهاد خوبی. عبای من رو بیارید. کلیک کلیک.

آقای جنتی اول فکر کن

در حالی که ایران، روزنامه دولت، گزارش اصلی خود را با عنوان فیس بوک را قانونی کنید، به نشست فعالان حوزه دیجیتال و گفته‌های وزیر ارشاد اختصاص داده، جوان، روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران، با عنوان آقای جنتی اول فکر آن دیگری را بکن، نوشته اولین اظهارات وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نخستین نشست فعالان حوزه رسانه‌های دیجیتال نشان داد که متأسفانه وی برداشت به‌شدت نادرستی از مفهوم انتقال آزاد اطلاعات، ارتباط با دهکده جهانی و مسئله پارازیت روی شبکه‌های ماهواره‌ای دارد. چرا که گفته است «فیلترینگ نمی‌تواند جلوی دسترسی آزاد اطلاعات را بگیرد. در این خصوص همچنین راه‌های دیگر برای ممانعت از ارتباط با دهکده جهانی نمی‌تواند مؤثر باشد…»

جوان نوشته: این سخنان آقای جنتی است بی‌آنکه بیندیشد که آنچه در وسایل ارتباط جمعی غول‌های ارتباطات و عموماً از ناحیه غرب جهان مخابره می‌شود، «انتقال آزاد اطلاعات» نیست بلکه تولید، پردازش و تزریق اطلاعات طبقه‌بندی‌شده، برنامه‌ریزی‌شده و محاسبه‌گرانه غرب برای تسلط اطلاعاتی بر دیگر کشورها در جهت حفظ منافع خودی است و آن را حتی در برخی کشورهای غربی نیز با این صراحتی که آقای جنتی به کار برده است، «اطلاعات آزاد» نمی‌نامند.

آیدین سیار سریع در صفحه طنزانه قانون بعد از بحثی درباره اعتدال نوشته: ما به‌صورت تجربی فهمیدیم که یکی از راه های معتدل ماندن در شرایط کنونی کشور این است که طوری صحبت کنید تا هر دو طرف راضی باشند. مثل همین آقای جنتی خودمان، وزیر ارشاد که بنده خدا از بس اعتدال ورزیده نیم‌کره چپ مغزش از نیم‌کره راست اعلام استقلال کرده به‌طوری که بعضی معتقدند صدای واحدی از مغز ایشان به گوش نمی‌رسد. امروز بعضی از این صداها را در این ستون منعکس می‌کنیم:

به نوشته این مقاله: نیم‌کره چپ (دیروز در حاشیه نخستین نشست فعالان رسانه‌های دیجیتال): نه تنها فیس‌بوک بلکه باید سایر شبکه‌های اجتماعی نیز قابل دسترسی باشد و قید غیرقانونی برداشته شود. نیم‌کره راست (فردا): چه معنی می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی قابل دسترسی باشند؟ متاسفانه امروز می‌بینیم بعضی جوانان بدون کنترل و نظارت وارد فضاهای تاریک و مبهمی مثل تله‌تکست تلویزیون می شوند که باید از آن جلوگیری کرد. در ضمن وزارت ارشاد برنامه‌های ویژه‌ای برای نابودی فیس‌بوک و توئیتر دارد. چنان که در مورد موسیقی زنان، نیم‌کره چپ: با تک‌خوانی زن‌ها مخالف نیستم. امروز کشور نیازمند لیدی گاگاهاست! نیم‌کره راست: ما معتقدیم صدای زنان باید در جامعه طنین‌انداز شود، صداهایی نظیر «گلم! خانومم! حجابت رو رعایت کن» یا «مرگ بر امریکا» مگر چه اشکالی دارد؟ چرا بانوان را محدود می‌کنید؟

مجلس استیضاح کند

احمد شیرزاد در مقاله‌ای در آرمان با اشاره به این که نمایندگان مجلس ده روز بعد از رای اعتماد به وزیر علوم برای استیضاح وی امضا جمع کرده‌اند نوشته برخی نمایندگان مجلس هنوز در فضای قبل از انتخابات به سر می‌برند. نمایندگان باید بدانند که با انتخابات ۲۴خرداد ۹۲ فضایی که پس از انتخابات ۸۸ بر کشور حاکم شده بود، بسیار متفاوت شده و تاریخی جدید برای کشور رقم خورده است. از مهم‌ترین مکان‌هایی که این تغییر فضا در آن بسیار چشمگیر است، دانشگاه است.

به نوشته این مقاله: دانشگاهیان دیگر نمی‌توانند با گزینه‌هایی کنار بیایند و کار کنند که مورد تایید افراد خاص هستند. دانشجویان اکنون خواستار حاکم‌شدن شرایط و اوضاع جدیدی بر دانشگاه و وزارت علوم هستند. روحانی با انتخاب گزینه‌هایی برای وزارت علوم به هدف بلندمدت دولت تدبیر و امید توجه کرده و نباید مجلس انتظار این را داشته باشد که گزینه‌های مدنظر آنها روی کار بیاید که با شعارهای تدبیر و امید همخوانی نداشته باشد.

Image caption کارتون احسان گنجی، اعتماد

محمد حسین نجاتی هم در شرق نوشته‫:‬ کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هیچ‌گاه به این اندازه سیاسی نبوده و به واسطه حضور نمایندگانی از سه گرایش سیاسی همسو با خود پا در مسیری گذاشته‌اند که تحت هر شرایطی نمی‌توان از آنان توقع همکاری و همراهی با دولت تدبیر و امید را داشت. همچنین نکته دیگر که موید وجود رگه‌های سیاسی در فعالیت‌های این کمیسیون است، خاک‌خوردن پرونده‌های آموزشی و علمی در این کمیسیون و انفعال در مقابل آنان است.

دو سال فعالیت این کمیسیون در مجلس با سال‌های آخر فعالیت دولت دهم همراه شد. اعضای این کمیسیون، در رابطه با تغییر نظام آموزشی به نظام ۶.۳.۳، سکوت کردند؛ در رابطه با تعطیلی مدارس در روزهای پنجشنبه، یک‌شبه قانع شدند؛ در باب بازنشستگی استادان هیچ عکس‌العملی نشان نداند؛ از تفکیک جنسیتی دفاع کردند و برای مجریان آن «احسنت» گفتند؛ راه را برای پولی‌شدن دانشگاه‌های مادر هموار کردند؛ گوشه چشمی به کمیت‌گرایی و افت آموزش‌عالی در پیام‌نور نداشتند.

فاجعه سلامت مردم

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود با اشاره به گزارش‌ها و آماری که درباره فاجعه سلامت در کشور منتشر می‌شود نوشته این زنگ خطر جدی با این شعار آغاز دولت احمدی‌نژاد که هشت سال پیش در کوران شعارپراکنی‌های انتخاباتی گفته بود "دولت با تحقق عدالت، وضعیت سلامت، بهداشت و درمان مردم را ارتقاء خواهد بخشید"، در کنار هم قرار داده شود تا بتوان بر آن‌چه در این سال‌ها برحال و روز بهداشت و درمان کشور رفته، آگاهی یافت.

به نوشته این مقاله: کافی است به یکی از مراکز بیمارستانی - اعم از دولتی و یا خصوصی - سر بزنید و یا گذرتان به یکی از مراکز ارائه خدمات بیمه‌ای همچون بیمه ورشکسته‌ای که طرف قرارداد بیمه تکمیلی بازنشستگان و مستمری‌بگیران است - افتاده باشد تا بتوانید به عمق ماجرا پی برده و به دور از شعارزدگی، به قضاوتی واقع‌بینانه از آنچه امروز در این بخش حاکم است، برسید و با یک جمع‌بندی کلی به فاصله میان "شعار" تا "واقعیت" پی ببرید.

سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی افزوده: واقعیت موجود در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی دولتی کشور این است که بیمارستان‌ها به دلیل عدم اختصاص بودجه و بدهی سنگین بیمه‌ها به این مراکز، قادر به ارائه خدمات موظف و قانونی به بیمه‌شدگان نیستند و مجبورند قسمت اعظم هزینه‌ها را برخلاف قانون از بیماران درخواست کنند. متأسفانه وضعیت دارو، بهداشت و درمان کشور، اصلاً‌رضایت‌بخش نبوده و می‌تواند آثار و تبعات جبران ناپذیری را به مردم و نظام وارد سازد.

اولویت دولت، امروز را به فردا رساندن است

Image caption کارتون فیروزه مظفری، شرق

ناصرکرمی در مقاله‌ای در قانون نوشته: در محدوده بزرگی از جنوب ایران، فعالیت‌های نفتی صورت می‌گیرد که غالبا کنترل زیست محیطی خوبی ندارد و وزارت نفت حتی اجازه بررسی و بازدید از این فعالیت‌ها را به کارشناسان محیط زیست نمی‌دهد. کاری کاملا غیر قانونی که محیط زیست در قبال آن منفعلانه برخورد کرده است.

به نوشته این کارشناس محیط زیست: اطلاعات دقیقی از باران اسیدی و آلودگی خوزستان و هم‌چنین ریزگردها در دست نیست. خوزستان مجموعه ای از صنایع مختلف به ویژه صنایع نفتی و پالایشگاه است، یک مجموعه نفتی عظیم از عسلویه تا خوزستان و بالاتر وجود دارد بدون کنترل کارآمد محیط زیستی، و کارخانه‌های بزرگ و قدیمی در اطراف آن وجود دارند که هر روز فرسوده و فرسوده تر شده و در کل معلوم نیست این کارخانه‌ها کار می‌کنند یا صرفا آلودگی تولید می‌کنند؟

مقاله قانون به این جا رسیده که:‌ منطقی‌ترین رفتار، تعطیلی این کارخانه‌هاست، تعطیلی تکنولوژی ۵۰ سال قبل که حالا کاربردی ندارد. چه فایده که بخواهیم آن را به‌روز کنیم یا به نقطه دیگری منتقل کنیم؟ مثل این است که از شما بخواهند یک پیکان مدل ۴۵ را محیط زیستی و امروزی کنید.

دست به زانو بزنیم و برخیزیم

لیلی گلستان، مترجم و هنرشناس، در مقاله ای در اعتماد پیرامون بازگشایی دو نشر کتاب که در دوران احمدی‌نژاد تعطیل شده بودند نوشته: نمی‌دانم چه بگویم. می‌بندند بی‌هیچ ضابطه قانونی و وقتی باز می‌کنند باید خوشحال باشیم و شادمانی‌مان را در روزنامه‌ها اعلام کنیم. تلفن را ‌برداریم و این خبر بهجت‌اثر را به یکدیگر تبریک بگوییم و هورا بکشیم. امیدوارم در دولت جدید از بستن خبری نباشد و همش فتح باب‌های بسته باشد. تعداد این باب‌ها زیاد است. در آن هشت سال کذایی چه درها که بسته نشد.

در اینجا شاید سینماگران بیشتر بتوانند بگویند. بگویند از اشکالات مضحکی که از فیلم‌هایشان گرفته شد و بگویند از راه‌حل‌های مضحک‌تری که پیش پایشان گذاشتند. مثل: لباس خانم را در فیلم عوض کن، دیگر موردی ندارد! تئاتری‌ها هم کلی درد دل دارند. از یک کتاب ۲۰۰ صفحه‌یی ۸۵ صفحه‌اش را زده‌اند و تازه اصرار هم کرده‌اند که حتما چاپش کن برای ما بد می‌شود! چقدر مجوز کنسرت دادند و بلیت فروختند و در شب اجرا لغو مجوز کردند.

نویسنده این مقاله معتقد است: این کارها یعنی احترام‌نگذاشتن به ساحت انسانی. احترام‌نگذاشتن به فرهنگ و هنر و اهالی آن. احترام‌نگذاشتن به مخاطبان این حیطه.

گل‌زنی سیاستمداران

شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد نوشته: یکی از بی‌دردسرترین موضوعاتی هم که هرکس می‌تواند بدون واهمه درباره آن صحبت کند فوتبال است. شما هم عمری اگر با یکی از منتسبان فوتبال بد باشید و مزخرف هم پشت سرش بگویید کسی کاری به کارتان نخواهد داشت. بنابراین ما هم به تاسی از بقیه، با فوتبال شروع می‌کنیم. قرار شده سپ بلاتر به ایران بیاید و بر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته با علی لاریجانی هم دیدار کند.

به نظر می‌رسد اوضاع اینقدر توپ شده که رییس فدراسیون جهانی فوتبال هم مجاب شده که برای بازدید از توپ‌هایی که در صد روز روحانی ساخته شده نشستی با مدیران ایرانی داشته باشد. فقط من نمی‌دانم دیدار با علی لاریجانی به چه منظوری است؟ شاید بر اساس آنالیزهای فیفا، علی لاریجانی پاس‌دهنده خیلی خوبی است یا شاید هم خوب شوت می‌زند.

طنزنویس اعتماد در پایان نوشته: اما در این کشور کدام سیاستمدار را پیدا می‌کنید که خوب دریبل نکند و خوب پاس ندهد؟ البته تعداد مسوولانی که بهترین فرصت‌ها را هم گل نمی‌کنند کم نیست. چپ و راست هم ندارد‌ها. اکثر‌شان یا بهترین موقعیت‌ها را گل نمی‌کنند یا چنان دسته‌گلی به آب می‌دهند که باید صد نفر بیاوری که موضوع را جمع کنند.

کارتون روز

Image caption محمدرضا میرشاه ولد، قانون

مطالب مرتبط