در کتابخانه اتمی چه کتاب هایی درباره ایران پیدا می‌شود؟

در ۱۰ سالی که از طرح پرونده اتمی ایران گذشته، کتاب های مهمی درباره این موضوع منتشر شده است. این فهرست معرفی گزیده ای از مهمترین این کتاب ها است که در داخل یا خارج از ایران منتشر شده است.

بحران اتمی ایران؛ احمدی‌نژاد به من گفت تحریم ایران برایش مهم نیست

حسین موسویان

سخنگو و عضو ارشد هیات مذاکره کننده اتمی پیشین ایران

کتاب بحران اتمی ایران، خاطرات حسین موسویان سخنگو و از اعضای گروه مذاکره کننده اتمی ایران در دوره حسن روحانی که هم اینک در آمریکا اقامت دارد، توسط بنیاد صلح جهانی کارنگی منتشر شده است.

او در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد از کار برکنار و حتی از سوی دولت آقای احمدی نژاد به جاسوسی متهم شد.

آقای موسویان در کتاب ۶۱۲ صفحه ای خود جزئیاتی از اولین دیدارش با محمود احمدی نژاد منتشر کرده و دیدگاه او را در سیاست خارجی توضیح داده است. این دیدار در تیر ماه ۱۳۸۴ در دفتر کار موقت آقای احمدی‌نژاد در مجلس ایران برگزار شده و در حالی که قرار بوده حدود یک ربع ساعت باشد بیش در حدود دو ساعت طول کشیده است.

آقای موسویان می نویسد او و محمود احمدی نژاد درباره ابعاد وسیع تری از برنامه اتمی ایران صحبت کردند. "ما در هیچ یک از مسائل مورد گفت‌وگو حتی یک نظر مشترک نداشتیم. در این فرصت با نظرات او در مورد سیاست خارجی آشنا شدم که به نظر من تندروترین موضع‌گیری در میان دیدگاه سیاستمداران ایرانی در ۳۵ سال اخیر بود.

آقای موسویان در این کتاب نوشته است که رئیس جمهور منتخب ایران به او گفته بود که از احتمال ارجاع پرونده ایران از شورای حکام به شورای امنیت ابایی ندارد و قطعنامه‌های تنبیهی احتمالی علیه ایران در شورای امنیت، برای او هیچ مهم نیست.

آن گونه که حسین موسویان نوشته محمود احمدی‌نژاد از تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران استقبال کرده و گفته بود این گونه فشار‌ها باعث استقلال و خودکفایی بیشتر ایران می شود. "پس از این ملاقات متوجه شدم که ایران به سمت یک بحران و درگیری جدید منطقه ای و همچنین بین‌المللی حرکت می کند. تردیدی نداشتم که محمود احمدی‌نژاد بدون هیچ گونه تعاملی با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و جامعه بین‌المللی غنی‌سازی اورانیوم را آغاز خواهد کرد."

آقای سفیر؛ سفیر تحمیلی به احمدی‌نژاد بودم

محمدجواد ظریف

دیپلمات و وزیر امور خارجه فعلی ایران

کتاب آقای سفیر چند هفته پیش از جلسه رای اعتماد در مجلس ایران به محمد جواد ظریف به عنوان وزیر امور خارجه پیشنهادی کابینه حسن روحانی منتشر شد. کتاب حاصل گفت و گوی چندین ساعته با آقای ظریف در دوران حضور پررنگ او در محافل دانشگاهی ایران از جمله دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه ایران است.

آقای سفیر هرچند از دوران کودکی و نوجوانی آقای ظریف آغاز می شود اما در اواخر به دوران ماموریت او در نیویورک و حضور در مذاکرات اتمی می پردازد و با دوران حضور او در دولت محمود احمدی نژاد تمام می شود.

"زمان آقای احمدی نژاد تقریبا هیچ کاری در ایران نداشتم ... سفیر تحمیلی به رئیس جمهور جدید بودم ... ده ها ساعت در هفته با متخصصین این حوزه [اتمی] جلسه داشتم، صحبت می کردم و در جاهای مختلف سخنرانی می کردم. حتی رئیس دانشکده مطالعات بین المللی دانشگاه کلمبیا به شوخی به من گفت که مگر تو می خواهی در انتخابات آمریکا شرکت کنی که این قدر همه جا سخنرانی می کنی."

آقای ظریف می گوید «برای دفاع از سیاست های ایران و دفاع از اینکه ایران باید غنی سازی کند، سخنرانی کردم. هدف اصلی بنده در این پنج سال، جلوگیری از امنیتی شدن فضا در مورد ایران بود ... کسی نیز با آن مخالفتی نداشت. حتی وزیر محترم امور خارجه [منوچهر متکی] من را تشویق کرد و امکاناتی نیز در اختیار ما گذاشت تا بتوانیم در نیویورک تایمز آگهی بزنیم و کارهای دیگری انجام دهیم.»

سال‌های فریب؛ اروپا گفت از دانشمندان بیکار شده ایران نگهداری می‌کند

محمد البرداعی

مدیر کل پیشین آژانس بین المللی انرژی اتمی

کتاب سال‌های فریب فراز و نشیب های پرونده ایران را از ابتدای سال ۲۰۰۳ که فعالیت هسته ای ایران تبدیل به یک موضوع بین المللی شد تا نوامبر سال ۲۰۰۹ که ماموریت وی به عنوان مدیر کل پایان یافت در بر می گیرد.

محمد البرادعی در کتابش "به موارد متعدد کوتاهی های سوال برانگیز، عملکرد دستپاچه و انکارهای بیهوده اولیه ایران در ۹ ماه اول سال ۲۰۰۳ " اشاره می کند. از جمله این موارد، کشف آلودگی سطح بالای اورانیوم غنی شده در برخی از تاسیسات سازمان انرژی اتمی ایران بود.

البرادعی در جای جای کتابش از تلاش آمریکا برای کم اثر کردن کوشش های آژانس و سه کشور اروپائی انتقاد می کند. از جمله به جهت گیری خصمانه جان بولتون معاون وزارت خارجه آمریکا نسبت به پرونده هسته ای ایران و اصرار وی به ارجاع پرونده به شورای امنیت اشاره دارد.

آقای البرادعی در کتابش از پیشنهاد سه کشور اروپایی به ایران می نویسد و می گوید که اروپائی ها در پیشنهاد خود خواسته بودند به سبک بازاری های ایران عمل کنند و همه منافع و امتیاز ها را در ابتدا و یک جا ارائه ندهند. نتیجه از دیدگاه او یک فاجعه بود.

مدیرکل پیشین آژانس می نویسد پیشنهاد مزبور نه تنها ناچیز و کم محتوا بلکه متکبرانه و تحقیر آمیز بود و این برداشت را ایجاد می کرد که اروپائی ها با بی میلی و از سر لطف آن را مطرح کرده اند. تحقیر ایران در این پیشنهاد تا آنجا پیش رفته بود که سه کشور قول داده بودند در صورت توقف غنی سازی، از دانشمندان بیکار شده ایرانی نگهداری خواهند کرد تضمین عینی که ایران بر اساس اطلاعیه تهران و توافق پاریس پذیرفته بود به غرب بدهد در پیشنهاد اروپائی ها به توقف کامل غنی سازی تفسیر شده بود. این کتاب به فارسی هم منتشر شده است.

امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای؛ به گفت و گو و توافق عادت نداریم

حسن روحانی

دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی و رئیس جمهور فعلی ایران

انتشار کتاب ۹۹۹ صفحه ای امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای اقدامی بی سابقه و نادر در ایران است و خاطرات یکی از رهبران سیاسی را نه تنها در زمان حیات نویسنده بلکه در هنگامه باز بودن پرونده مورد بحث کتاب، موضوع را تشریح و به شکل کم مانندی شفاف در دسترس قرار می دهد. کاری که در اغلب کشورهای توسعه یافته و در برخی ممالک در حال توسعه مرسوم است و راه را برای تحقیق و نگارش و پژوهش های تاریخی نه برای سال های دور و تاریک شده در اذهان، که همراه با تحولات روز هموار می کند.

یکی از بخش های ابتدایی کتاب شرح مشکلات پیش رو در ایران در گفت و گوهای ملی است. حسن روحانی به صراحت از این موضوع گلایه دارد و می نویسد که آستانه گفت و گو در سطح ملی در ایران پایین است و با این وضع "دستیابی به اجماع ملی ممکن است چند سال طول بکشد."

او با اشاره به تجربیات ۲۲ ماهه ای که به عنوان مذاکره کننده ارشد اتمی ایران دارد می نویسد که در ایران "به گفت و گو و توافق عادت نداریم و در نتیجه چند بحث پس از چند جلسه، به دعوا و تخاصم کشیده می شود و طرف ها یکدیگر را به ساده لوحی، انفعال، مرعوب بودن و افراطی گرایی محکوم می کنند و مذاکره برچیده می شود."

آقای روحانی در این خاطرات از شرایط کشور و فشار برای پایان تعلیق ها در پایان دولت محمد خاتمی، مخالفت با مذاکره با آمریکا و رد پیشنهاد جورج بوش برای حل و فصل اختلافات با ایران و از دست رفتن پیشنهاد همه پرسی و رفراندوم که "سران کشور با آن مخالف نبودند اما همزمان با انتخابات ریاست جمهوری مناسب نمی دانستند" روایت می کند. او با لحنی حسرت بار می گوید "اساس امور در شورای عالی امنیت ملی ایران این است که نگرانی نداشته باشیم اما در این شش سال نگرانی ها کمتر نشده است."

این کتاب که بیش از یک سال پیش از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ایران منتشر شد خاطرات او را از مذاکرات پیچیده داخلی و گفت گو ها با طرف های خارجی و اسناد مربوط به آن در بر می گیرد.

آخرین بازمانده؛ روسری ها را سر کنید دوباره به تهران رسیدیم

جک استرا

وزیر امور خارجه پیشین بریتانیا و نماینده فعلی مجلس عوام

یک رئیس جمهور خوشبین به غرب در تهران و یک وزیر خارجه متمایل به سپری شدن خاطرات تاریخی تلخ در لندن؛ گروهی سیاستمدار شتاب زده هم در واشنگتن.

اینها شخصیت های یک فصل از کتاب آخرین بازمانده، خاطرات یک سیاستمدار جان سخت نوشته جک استرا، وزیر امور خارجه بریتانیا در سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶ است که به سبب سفرهای پی در پی اش به ایران، از روزنامه تایمز لندن لقب «جک تهرانی» گرفته بود. رئیس جمهور خوشبین محمد خاتمی است، وزیر جسور جک استرا و شتاب زدگان، نو محافظه کاران آمریکایی در دولت جورج بوش. بازیگران یک دوره تاریخی مهم برای ایران که اگر همه چیز خوب پیش می رفت شاید یک دستاورد تاریخی در بهبود روابط غرب و یک کشوری اسلامی در قلب بحران های خاورمیانه را ممکن می کرد.

او در فاصله ای کوتاه ۵ بار به ایران سفر کرد."دیگر به جریان عادی کار آشنا بودم، وقتی هواپیما می نشست، کارمندان زن همراه با شوخی های بسیار - که من هم معمولا سردمدارش بودم - باید روسری و مانتوهای خود را به تن می کردند. ترافیک تهران وحشتناک بود و بیشتر ماشین ها، خودروهایی فرسوده بودند که در اصل ساخت یک کمپانی تعطیل شده انگلیسی بود."

آقای استرا در ادامه کتاب می نویسد که آمریکایی ها "اگر درک دقیق تری از وضعیت پیچیده نخبگان ایران داشتند - نه دیدگاهی تک بعدی که ایران کشوری دیکتاتوری است - در می یافتند که موضعی چنین دفعی (گنجاندن نام ایران در محور شرارت کنار کشورهای عراق و کره شمالی از سوی جورج بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا) قدرت مردی را که روابط بهتر و تازه ای با غرب آغاز کرده – یعنی خاتمی – تا چه حد تضعیف می کند و در برابر، قدرت های تیره و تیره تر را که موقعیت شان به شیطان و اهریمن نشان دادن آمریکا وابسته است، تقویت می کند."

بزنگاه های تصمیم؛ جزئیاتی که هرگز شنیده نشده اید

جورج بوش

رئیس جمهور پیشین آمریکا

کتاب خاطرات جورج بوش، با نام بزنگاه های تصمیم حاوی جزئیاتی است که انتشارات کراون ناشر خاطرات رئیس جمهور پیشین آمریکا گفته بود "هرگز شنیده نشده اند."

آقای بوش برای این کتاب حدود هفت میلیون دلار از ناشر حق التالیف گرفته است. کتاب بزنگاه های تصمیم، شامل ۱۴ تصمیمی است که جورج بوش طی هشت سال ریاست جمهوری خود گرفت. او در کتاب خاطراتش نوشته در دوران ریاست جمهوری خود از وزارت دفاع آمریکا خواسته بود طرح حمله نظامی به ایران را آماده کند. "من به پنتاگون دستور دادم که بررسی کنند و ببینید برای یک حمله به چه چیزی احتیاج دارند... هدف این حمله توقف بمب ساعتی تسلیحات اتمی ایران - دست کم به طور موقت - بود."

به نوشته آقای بوش میان مشاوران او برای انجام چنین حمله، اختلاف نظر وجود داشته است. برخی آن را برای کمک به مخالفان حکومت ایران موثر می دانستند و برخی دیگر هشدار می دادند که چنین حمله‌ای بر عکس به افزایش احساسات ضد آمریکایی منجر خواهد شد.

آقای بوش در این کتاب می نویسد: "در اکتبر سال ۲۰۰۳، هفت ماه بعد از این که ما نظام صدام حسین را در عراق از میان برداشتیم، ایران قول داد که همه فعالیت غنی‌سازی و بازفرآوری اورانیوم را متوقف کند. در عوض، بریتانیا، آلمان و فرانسه توافق کردند که منافع مالی و دیپلماتیک همچون همکاری‌ها در زمینه تجارت و فناوری برای ایران در نظر گرفته شود... احمدی‌نژاد ایران را به مسیری جدید و تهاجمی سوق داد. در داخل کشور، نظام ایران بیش از گذشته سرکوب‌گر شد؛ در عراق متخاصم‌تر و در بی‌ثبات‌سازی لبنان، سرزمین‌های فلسطینی و افغانستان، فعال‌تر شد."

رئیس جمهور پیشین آمریکا می نویسد که آقای "احمدی‌نژاد، اسرائیل را موجودی متعفن نامید که باید از روی نقشه جهان محو شود. او هولوکاست را انکار کرد و آن را افسانه خواند... نگرانی من این بود که ما با کسی بیش از یک رهبر خطرناک مواجه هستیم... من با لحظه بزرگ در تصمیم‌گیری مواجه بودم. آمریکا نمی‌توانست به ایران اجازه دهد سلاح هسته‌ای داشته باشد. نظام روحانیون در ایران می‌ توانستند بر خاورمیانه سلطه یافته و از دنیا باج‌خواهی کنند و این فناوری تسلیحات هسته‌ای را به عوامل تروریستی منتقل کرده یا این بمب را علیه اسرائیل به کار گیرند."

جورج بوش نوشته است که "مردم درباره ریاست جمهوری من هر قضاوتی کنند، خیالم راحت است که دیگر نیستم که آن را بشنوم." این کتاب به فارسی هم ترجمه و منتشر شده است.

من متقاعد نشدم؛ لاریجانی اوضاع را با زمان مصدق مقایسه کرد

یوشکا فیشر

وزیر امور خارجه پیشین آلمان

یوشکا فیشر وزیر امور خارجه پیشین آلمان یکی از اولین سیاستمدارانی بود که پس از پایان دوره وزارت در خاطرات خود به برنامه اتمی ایران و مذاکرات اتمی پرداخت. کتاب آقای فیشر با نام من متقاعد نشدم منتشر شد.

آقای فیشر در خاطرات اش نوشته است در سال ۲۰۰۳ به ضرورت وجود یک ابتکار اروپایی در باره پرونده اتمی ایران پی بردم. اما نسبت به این که دوستان بریتانیایی در این باره همراه باشند، تردید داشتم. "تصور نمی کردم که بریتانیا بتواند خود را از موضع سخت واشنگتن آزاد کند. اما در این مورد تصور من اشتباه بود. بریتانیا و به‌ ویژه جک استرا، وزیر خارجه آن دوره، بعد از فاجعه عراق تمایل نداشت وارد یک ماجراجویی بسیار بزرگتر و خطرناک‌تر از پیش بشود."

به نوشته یوشکا فیشر، "در گفت‌وگوهای مقدماتی ما سه وزیر خارجه کشورهای اروپایی و نماینده ایران، همواره ما تأکید می کردیم که بدون توقف فعالیت های اتمی توافقی بین ما حاصل نخواهد شد. ایرانی ها حاضر به تعلیق غنی سازی نبودند و گفت‌وگوهای ما به جایی رسید که ما به ایرانی ها گفتیم بدون قبول تعلیق فعالیت های اتمی راه‌حل مناسبی حاصل نخواهد شد و ما بدون معطلی به فرودگاه می رویم و به کشورهایمان برمی گردیم. این گفته های ما منجر به قطع جلسه شد. ایرانی‌ها با دست‌پاچگی شروع به تلفن زدن کردند و بالاخره در این مورد هم به توافق رسیدیم."

آقای فیشر به دوره مذاکره در زمان محمود احمدی نژاد هم اشاره کرده و نوشته "من شخصا احمدی نژاد و علی لاریجانی را یک بار دیگر در سپتامبر ۲۰۰۵ در نیویورک ملاقات کردم. در همان برخورد اول نسبت به آینده با ایران بدبین شدم. بعدها، روند مذاکرات بر این بدبینی من صحت گذاشت. لاریجانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی به محض رسیدن و قبل از سلام و احوالپرسی و نشستن شروع به صحبت کرد و برنامه اتمی ایران را با ملی کردن صنعت نفت در دهه ۱۹۵۰ میلادی مقایسه کرد. لاریجانی می‌گفت که همه قدرت‌هایی که امروز می خواهند توسعه برنامه اتمی ایران را متوقف کنند، همان نقشی را ایفا می کنند که دیروز بریتانیا و آمریکا علیه محمد مصدق داشتند و با کودتا علیه مصدق، شاه را به قدرت برگرداندند."

ایران هسته ای: تولد یک حکومت اتمی

دیوید پاتریکاراکاس

نویسنده و محقق

نویسنده ایران هسته ای: تولد یک حکومت اتمی که اطلاعات خود را ظرف شش سال تحقیق، با سفر به ایران و چندین کشور دیگر در آسیا، اروپا و امریکا و مصاحبه با کارشناسان هسته ای و مسئولان دولتی جمع آوری کرده، نشان می دهد که برنامه هسته ای ایران به ناگهان در جمهوری اسلامی سر در نیاورد، بلکه در سال ۱۹۵۷ میلادی دردوران حکومت محمدرضاشاه پهلوی، با کمک ایالات متحده آغاز شد.

نویسنده کتاب می گوید ایران با وجود فشارهای جهانی به کوشش خود در استفاده از انرژی اتمی ادامه می دهد، زیرا از تاریخ آموخته است که در جهانی بی رحم، چنین پذیرشی را تنها از موضع قدرت می توان به دست آورد.

کتاب ایران هسته ای: تولد یک حکومت اتمی، نوشته دیوید پاتریکاراکاس خود را در موقعیتی نمی داند که بتواند با قاطعیت بگوید که جمهوری اسلامی ایران به دنبال اسلحه اتمی است، یا نیست. با وجود این، ایران هسته ای از بهترین کتاب هائی است که تاکنون در باره این موضوع نوشته شده اند.

این نوشته بخشی از مجموعه ای است که سایت فارسی بی بی سی به مناسبت ده سال مذاکرات اتمی ایران در دولت های محمد خاتمی، محمود احمدی نژاد و حسن روحانی منتشر کرده است.