چمدان: 'تگزاس خوزستان دوم است'

ابوالفضل معزی و همسر آمریکایی اش دایانا حق نشر عکس abolfazl moezzi chamedan
Image caption ابوالفضل معزی و همسر آمریکایی‌اش دایانا در شهر آستین تگزاس زندگی می‌کنند

اگر می‌شد ۳۵ سال زندگی در آمریکا را از تقویم زندگی ابوالفضل مُعزی پاک کرد، آن وقت به راحتی می‌شد تصور کرد که گفتگوی تلفنی ما، نه میان واشنگتن و آستین تگزاس که میان تهران و اهواز برقرار شده بود.

ابوالفضل معزی به قدری فارسی را سلیس و خودمانی حرف می‌زند که انگار نه انگار در ۳۵ سال گذشته، همواره در محیطی انگلیسی‌زبان درس خوانده، کار کرده و حتی در منزل با همسر آمریکایی‌اش، دایانا، نتوانسته فارسی حرف بزند.

او بیش از دو سوم عمرش را در ایران نبوده اما در کتاب‌های داستانش هنوز اصطلاحات خراسانی و خوزستانی را فراوان به کار می‌برد و آنها را به خوبی به یاد می‌آورد.

"من از جنوب به جنوب سفر کردم. اصلا می دانید چیست؟! اگر بر روی نقشه جهان اهواز و آستین را مقایسه کنید، می‌بینید هر دو در یک راس قرار دارند (حدود ۳۰ درجه و کمی بالاتر از راس السرطان). هوای اهواز و آستین خیلی شبیه هم است؛ هر دو تابستانی داغ و شرجی دارند و زمستانی مطبوع و دلپذیر. برای همین هم من معتقدم تگزاس یک خوزستان دوم است."

ابوالفضل معزی در دی ماه سال ۵۷ و به قول خودش تنها چند روز پیش از "فتح خیابانها" به آمریکا مهاجرت کرد. می‌گوید در ماههای آخر که ایران بوده، همراه با "انقلابیون" در اعتراضات شرکت می‌کرده و حتی وقتی به تگزاس آمده با دانشجویان چپ و مسلمان در دانشگاه تگزاس "همراه" بوده است.

"بعد از اشغال سفارت آمریکا در تهران، اینجا در تگزاس به ما خیلی سخت گذشت. بسیاری از کمک هزینه‌های دانشجویی که از ایران می‌رسید، متوقف شده بود. جلوی ما را در دانشگاه می‌گرفتند؛ برای همین هم خیلی از بچه‌ها یک شبه هویت‌شان را از ایرانی به ایتالیایی تغییر دادند. این فشارها، در آن ایام موجب یک همبستگی و همدلی میان ایرانی‌ها شده بود. با بچه‌ها اتاق و پول و غذایمان را تقسیم می‌کردیم؛ مثلا یادم هست که فردای روز سیزدهم آبان، سرایدار اتاق خوابگاه ما، پشت در آمد و به ما اخطار داد که باید آنجا را تخلیه کنیم 'چرا که جانمان در خطر است'. چون بعضی از بچه‌ها خرج تحصیل و زندگی نداشتند، ما در آن اتاق ۷ نفری زندگی می‌کردیم. این بسیار بیشتر از ظرفیت مجاز بود اما همان آقای سرایدار هم چون می‌دانست که اوضاع ما چگونه بود، صدایش را در نمی‌آورد. آن روز هم نمی‌دانم چطور شد که پشت در آمد و به ما اخطار داد. بعد فهمیدیم که اخطار او جدی نبود و کسی هم دیگر مزاحم ما نشد."

"در آن روزها، من برای امرار معاش و خرج تحصیل در یک قهوه و کیک فروشی داخل دانشگاه کار می‌کردم. یک روز صبح، ساعت حدود ۳ بامداد، یک کابوی (گاوچران) بلند قد وارد فروشگاه شد و از من پرسید آیا ایرانی هستم. من هم گفتم بله و به ایرانی بودنم هم افتخار می‌کنم. همین که شنید من ایرانی‌ام، یقه ام را گرفت و از پشت پیشخوان کشید بیرون. خوشبختانه پلیس دانشگاه آن اطراف بود و چون می‌دانست من دانشجو هستم، مداخله کرد و آن کابوی را دستگیر کرد."

کلیک کنید و بشنوید: نسخه رادیویی چمدان ابوالفضل مُعزی

جای خالی سهراب سپهری در تگزاس

ابوالفضل معزی محقق ارشد اداره سلامت آب شهر آستین است. در ۲۵ سال گذشته او هر روز در این اداره با آموزش و تحقیق درباره سلامت آبهای سطحی سر و کار داشته است.

حق نشر عکس abolfazl moezzi chamedan
Image caption آقای معزی محقق ارشد اداره سلامت آبهای سطحی شهر آستین است

"ما به مردم و حتی کودکان آموزش می‌دهیم آب را آلوده نکنند. به مردم یاد می‌دهیم اگر روغن خودرو را در پارکینگ یا مقابل خانه تعویض می‌کنند، از ریختن آن بر روی زمین و پیوستن روغن به جوی آب جلوگیری کنند. به صاحبان حیوانات خانگی، به ویژه آنهایی که سگ دارند، آموزش می‌دهیم چه طور فضولات سگ خود را از روی زمین جمع‌آوری کنند. می‌دانید اصولا فضولات حیوانی و انسانی نباید به منابع آبی راه پیدا کند؛ تحقیقات نشان داده که وقتی در شب‌های پایان هفته، در خیابانهای مرکز شهر و اطراف کلوب‌های شبانه مردم در خیابان ادرار می‌کنند، راه یافتن ادرار آنها به آبهای زیر زمینی بر آلودگی این آبها افزدوه. برای همین هم بخشی از آموزش‌های ما بر پیشگیری از ادرار کردن در خیابان‌ها متمرکز است."

شهر آستین (Austin) در ایالت تگزاس در چند سال گذشته در فهرست ۱۰ شهر برتر قاره آمریکای شمالی قرار گرفته است. این شهر توانسته همراه با شهرهایی چون ونکوور و تورنتو از کانادا یا سانفرانسیسکو و بوستون در آمریکا، به استاندارهای بالایی در حمل و نقل عمومی، سلامت آب و محیط زیست، معماری انسان‌محور و پاکیزگی هوا دست یابد.

"شهرداری آستین برای ترویج فرهنگ محیط زیست برنامه‌های متعددی به اجرا می‌گذارد. برای مثال، قایق‌های موتوری بنزینی در بسیاری از نقاط رودخانه‌های اینجا حق تردد ندارند. ما درخت مجانی به شهروندان می‌دهیم. به کودکان آموزش دوستی با محیط زیست می‌دهیم و همزمان قوانین سفت و سختی برای برخورد با متخلفان داریم. اگر شما در خیابان ادرار کنید، اگر روغن موتور را روی زمین رها کنید؛ اگر در فصل گرما و هنگام جیره‌بندی آب از مقدار مجاز بیشتر آب مصرف کنید یا رودخانه را آلوده کنید، جریمه‌های سنگینی منتظر شماست."

"شهرداری آستین برای تشویق بچه‌ها به تفکیک زباله، سطل‌های سخنگویی را در بخش‌های مختلف شهر قرار داده. وقتی شما بطری پلاستیکی را درون سطل می‌اندازید، دستگاه ضبط صوت با پخش یکی از اصوات ضبط شده، از شما به هفت زبان تشکر می‎کند. صدای من هم یکی از این صداهاست که به فارسی می‌گویم: 'تشکر می کنم'. این ایده جالب باعث شده که والدین از خانه بطری‌های پلاستیکی را به دست بچه‌هایشان بدهند و برای انداختن آن در این سطل‌های زباله بیایند. این کار خود به تفریحی همراه با آموزش تبدیل شده است."

'استادیوم فوتبال اینجا شیر سماور ندارد'

اگر چه در کار اداری روزانه، ابوالفضل معزی دائما با فضای سبز و طبیعت سر و کار دارد اما خودش می‌گوید این داستان‌نویسی و داوری فوتبال در ساعات فراغت بوده که او را در تمام این سالها "حفظ" کرده است.

او داور رسمی فدراسیون فوتبال آمریکاست و در سی و دو سال گذشته همیشه در بازی‌های فوتبال محلی، ایالتی و گاه کشوری سوت زده.

از او پرسیدم آیا داوری فوتبال در تگزاس برایش دردسرساز هم شده؟ دردسری مثل دشنام شنیدن و "شیر سماور هدیه گرفتن" در استادیوم‌ها یا حمله فیزیکی بازیکنان و مربیان در پی اشتباهات داوری او؛ به ویژه که تگزاس یکی از ایالت‌های آسان‌گیر برای خرید و حمل اسلحه است.

"شاید جالب باشد که بدانید، در سی و دو سال گذشته، تنها یکبار مورد حمله فیزیکی در زمین فوتبال قرار گرفته‌ام، و طی آن هم شخص مهاجم یک هموطن بوده است. در حقیقت، یک بار برای قضاوت در جام دوستی ایرانیان به کالیفرنیا دعوت شده بودم و در دور یک چهارم نهایی، داور وسط بودم. در طول این سی دو سال داوری فوتبال، تنها در آن بازی بود که یک هموطن ایرانی به طور فیزیکی به من حمله کرد و به غیر از آن هیچ وقت از سوی بازیکنان و مربیان اهانت و برخوردی شاهد نبوده‌ام."

ملاقات با زنان استثنایی

حق نشر عکس abolfazl moezzi chamedan
Image caption کتاب ملاقات با زنان استثنایی نوشته ابوالفضل مُعزی که مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه اوست

ابوالفضل معزی می‌گوید از ۱۲ سالگی داستان می‌نوشته و شعر می‌گفته. مجموعه داستان‌های کوتاه او در سه کتاب منتشر شده (ملاقات با زنان استثنایی؛ کیجانی‌ها و آخرین ضجه‌های اکبر تنها). می‌گوید دو رمان، یک مجموعه شعر هم دارد و مجموعه‌ داستان‌های دیگری هم در دست انتشار دارد. برخی از قصه‌ها را که تعریف می‌کند، کم‌کم برایم راز ماندگاری زبان فارسی در حافظه او معلوم می‌شود.

در میان آنها یک داستان بسیار خواندنی به نظر می‌رسد؛ ' ملاقات با زنان استثنایی' که قصه‌اش کم و بیش این چنین است: خبرنگاری که از سوی سردبیرش به کم کاری متهم شده و در معرض اخراج قرار دارد، شانس آخری را می‌آزماید و برای تهیه گزارشی به دهات خراسان سفر می‌کند. او در این سفر با زنانی که صفت "فرشته" را در جوامع اطرافشان گرفته‌اند ملاقات می‌کند. بعد از کنکاش بیشتر، خبرنگار متوجه می‌شود که این "زنان استثنایی" در واقع بیماران روانی یک "دارالمجانین" بوده‌اند که در بحبوحه اغتشاشات و ناآرامی‌های انقلاب، به طور اتفاقی در خیابان رها شده‌ و به شهرها و روستاهای اطراف رفته‌ و "سرمنشاء خیر و برکت" برای مردمان آنجا شده‌اند.

ابوالفضل معزی می‌گوید در کودکی به قدری "شیطان و ناآرام" بوده که مادرش او را "محور شرارت" می‌نامیده و پدرش از او به عنوان "سرچشمه همه فتنه‌ها" یاد می‌کرده، اما حالا "قلندری پیر در جنوبی دیگر شده" است. شاید هم آن دسته از مردم آستین که تلاش‌های او و همکارانش برای سلامت آبهای سطحی در ۳۰ سال اخیر را می ستایند او و همکارانش را "فرشته" خطاب کنند. با این حال، برای من در پایان گفتگو، این سوال باقی ماند که اگر او و مثل اوها مثلا در خوزستان ماندگار شده بودند، آیا این روزها احوال کارون بهتر می‌بود.

بشنوید: گفتگوی رادیویی با ابوالفضل مُعزی

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

موسیقی انتخاب شده برای چمدان این هفته قطعاتی است از خوانندگان سبک کانتری آمریکایی به ترتیب: جک ائون، کِنی چیسنی، برنتلی گیلبرت، و قطعه پایانی هم کاری است از کراسبی، نَش استیلز و یانگ در سبک فولک راک تحت عنوان " به کودکانتان خوب یاد دهید".

چمدان هر پنجشنبه از برنامه چشم‌انداز بامدادی رادیو فارسی بی‌بی‌سی پخش می‌شود و مجالی است برای گفتگو درباره تجربه مهاجرت به دور از سیاست.

لطفا برای اظهار نظر درباره برنامه چمدان به آدرس bamdadi@bbc.co.uk ایمیل بفرستید.

مطالب مرتبط