طلاق در ایران: بالا رفتن توقع زنان و تنوع خواهی مردان

حق نشر عکس Getty Images
Image caption قوانین خانواده و طلاق با شرایط فعلی حامعه ایران همخوانی ندارد و به گفته آقای عزیزی "در حوزه قانونگذاری به‌روز رسانی قوانین را نیاز داریم"

عبدالرضا عزیزی، رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس ایران می‌گوید اعتیاد، مشکلات اقتصادی، بالا رفتن توقع زنان و و تنوع خواهی مردان، نفوذ آداب و رسوم غربی و پیچیده‌تر شدن زندگی مشترک از دلایل افزایش طلاق در ایران است و توصیه می‌کند حق طلاق نباید در دست زنان باشد.

هفته گذشته محمود گلزاری معاون ساماندهی امور جوانان وزارت وزرش و جوانان خبر داد که بر اساس آمار ثبت احوال، طلاق در تهران ۳۵ تا ۴۰ درصد افزایش پیدا کرده است.

به گفته آقای گلزاری ۵۰ درصد طلاق‌ها در پنج سال اول ازدواج و ۱۵ تا ۲۰ درصد طلاق‌ها در سال اول ازدواج رخ می‌دهد.

رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس درتوضیح دلایل این افزایش گفت "در حال حاضر اصلی‌ترین علت طلاق، اعتیاد به مواد مخدر است. اعتیاد به شیشه اولین رتبه را بین عوامل طلاق ناشی از اعتیاد به خود اختصاص می‌دهد. دومین عامل، مشکلات اقتصادی است."

آقای عزیزی البته اصلی‌ترین علت افزایش نرخ طلاق را نه تنها در ایران که در تمام دنیا "پیچیده‌تر شدن شرایط و الگوی زندگی مشترک" ذکر می‌کند.

رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس معتقد است یکی دیگر از دلایل طلاق "گرایش به مصرف فرهنگ غرب و گسترش فساد و بی بند و باری‌های جنسی و آزادی های افسارگسیخته" است.

"از جمله دلایل دیگر می‌تواند قرار گرفتن طلاق به بهانه های مختلف در دست زنان باشد. یکی از احکام اسلام این است که طلاق باید در دست مرد قرار بگیرد."

او می‌افزاید "صنعتی شدن زندگی زنان و مردان موجب بالا رفتن سطح توقعات بانوان و زیاده طلبی و تنوع خواهی مردان گشته و زمینه را برای بروز اختلاف و جدایی ها فراهم ساخته است."

آقای عزیزی طلاق ها را در ۴ گروه طبقه بندی کرد: اول طلاق عاطفی بدون فرزند؛ دوم طلاق عاطفی با فرزند؛ سوم طلاق ثبتی بدون فرزند و چهارم طلاق ثبتی با فرزند.

از این دیدگاه کم هزینه‌ترین و بهترین نوع طلاق برای جامعه، طلاق ثبتی بدون فرزند است و بدترین و پرهزینه‌ترین نوع طلاق نیز، طلاق ثبتی با فرزند است.

تحولات اجتماعی یا نفوذ فرهنگ غربی؟

درباره افزایش علل طلاق در ایران کارشناسان و مسئولان دلایل مختلفی را ذکر کرده‎اند اما در مورد اینکه کدام عامل بیش از همه سبب طلاق می شود اختلاف نظر وجود دارد.

آقای عزیزی دلیل اصلی را اعتیاد دانسته در حالیکه علی محزون مدیرکل دفتر آمار، اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور مهم ترین عامل طلاق را "بالا بودن توقعات و سطح زندگی( تجمل گرایی)" دانسته است.

پویا پاکرو، کارشناس‌ ارشد روانشناسی و مشاور خانواده اولین علت اصلی طلاق در جامعه را نداشتن شناخت مناسب پیش از ازدواج ذکر می‌کند: "بعد از ازدواج هیچ تغییری رخ نمی‌دهد بلکه اصرار در تغییر باعث مقاومت طرف مقابل، لج و لجبازی، دعوا و قهر و در نهایت منجر به طلاق می‌شود."

اما امیرهوشنگ مهریار روانشناس مشاور خانواده معتقد است خیانت، خشونت، فقر و مشکلات اقتصادی و بزهکاری بویژه اعتیاد مهمترین دلایل طلاق در ایران هستند؛ البته به عقیده آقای مهریار "مردی یا زنی که برای پول با افراد دیگر رابطه برقرار می‌کند نیز یک نوع بزه محسوب می‌شود."

امان اله قرایی مقدم، کارشناس آسیب های اجتماعی معتقد حداقل ۱۶-۱۷ مورد صرفا اجتماعی در بروز طلاق موثر است؛ عواملی چون دو ساختی شدن جامعه، عدم شناخت و آشنایی صحیح و کافی هنگام ازدواج، نوع شغل زنان، دخالت اطرافیان، تفاوت نامعقول سنی زوج‌ها و اختلاف میزان تحصیلات.

محمد حسین تقی زاده رئیس مرکز مطالعات و پژوهشهای وزارت جوانان گفته است: "آخرین پژوهش های انجام شده در مورد گروهی از زوج های متقاضی طلاق به عنوان جامعه آماری، نشان می دهد که ارتباط ناسالم و فساد اخلاقی، مهمترین علت طلاق در میان جوانان ایرانی است."

"دلایل دیگری همچون اختلال روانی، ترک نفقه، اجراگذاشتن مهریه، بیکاری و نداشتن شغل مناسب به ترتیب در مقام های دیگر علل افزایش طلاق عنوان شده است."

اما بر اساس تحقیقاتی که در چند سال گذشته در کلینیک سلامت خانواده ایران انجام شده بیش از پنجاه درصد موارد طلاق در ایران بعلت مشکل در برقراری رابطه جنسی (ناتوانی جنسی در مردان و سردمزاجی در زنان) است.

با این حال پژوهشگران متعددی انتخاب نامناسب را مهمترین دلیل طلاق در ایران دانسته‌اند که مهمترین دلیل آن را می توان جداسازی جنسیتی در ایران دانست.

از مجموع این آمارها و پژوهش ها می توان دریافت تحولات اجتماعی سریعی که در بیست سال گذشته در ایران آغاز شده و همچنان ادامه دارد یکی از دلایل اصلی تغییر دیدگاه‌ها و ارزش‌های سنتی است و تا استقرار معیارهای تازه‌ای که با شرایط فعلی جامعه همخوانی داشته باشد نهاد خانواده با وجودی استحکامی که هنوز در جامعه ایران دارد با چالش های جدی روبرو خواهد بود.