دیدگاه: باعث بسته شدن درهای گشوده ایران نشویم

حق نشر عکس Getty

در انتهای سه‌ روز تعلیق دیپلماتیک در دور پیشین مذاکرات ژنو، نتیجه مذاکرات با سطح انتظاری که به وجود آمده بود نمی‌‌خواند. باید دید دلیل این شکست را چگونه می‌‌توان توضیح داد.

انتقادات مجموعا به لوران فابیوس وزیر امور خارجه فرانسه باز می‌‌گردد که متهم به ناسازگاری و سخت‌گیری در مذاکرات است، رویکردی که آمریکایی‌‌ها کنار گذشته اند.

پرسشی که بلافاصله به ذهن می‌‌آید این است که چرا؟ اصطلاحی که مدام به فکرم می‌‌رسد این است: شاه می‌‌بخشد اما شاه قلی‌ نمی‌‌بخشد. اصطلاح دیگری هم در ذهن دارم که به این زیبایی‌ نیست اما منصفانه است: پای ایران که به میان می‌‌آید لوران فابیوس مثل صدفی که ناخودگاه از خود واکنش نشان می دهد، بسته می‌‌شود، و من این حالت را در مجلس سنا تجربه کرده ام. او ایران را دوست ندارد و به ایران و رهبرانش اعتماد ندارد. به نظر من دلایلی درباره این وضعیت وجود دارد.

فرانسه حمایت از بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل را تضمین کرده بود. وقتی‌ فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه، به اسرائیل سفر کرد خبرهای خوبی‌ برای نتانیاهو داشت.

فرانسه با پادشاهان و امیران کشورهای خلیج فارس در ارتباط است و آنان از بازگشت ایران به صحنه جهانی در هراسند، چرا که ایران یک قدرت منطقه‌ای واقعی‌ در دنیای تجارت و مخصوصاً در بازار بسته نفت و گاز است. بازگشت یک تولید کننده بزرگ چون ایران قیمت‌ها و قرارهایی که در اوپک به نفع آنها گذشته شده را زیر سوال می‌‌برد، همچنین قراردادهای یک و نیم میلیاردی که امسال با عربستان سعودی بسته اند.

حق نشر عکس AFP
Image caption لوران فابیوس وزیر امور خارجه فرانسه

پس از آنکه سیاست‌های فرانسه در موضوع سوریه به سخره گرفته شد، فرانسه از فرصت مذاکرات اتمی در ژنو برای ابراز وجود استفاده کرد تا یادآوری کند قدرت بزرگی‌ است؛ دانه شنی‌ که می‌‌تواند همه را از مسیر خارج کند.

به واقع نتیجه این سیر دیپلماتیک - ‌رسانه‌‌ای در مقیاس جهانی‌ ساده است: لوران فابیوس در بازی‌ نو‌محافظه‌کاران اسرائیل قرار گرفته است و اسرائیل برای کسی که میانه روهای در ایران، را تضعیف کند، سرود ستایش می‌‌خواند.

حقیقت این است که اسرائیل همانند عربستان سعودی و محافظه‌کاران جدید از همه نوع، بسیاری از منافع را با انعقاد یک توافقنامه [میان ایران و گروه پنج بعلاوه یک] از دست می‌دهند.

بدون آنکه بخواهم به داستان واقعی یا خیالی عدم امنیت اسرائیل بپردازم، همین بس که این کشور بیش از ۴ میلیارد دلار به علاوه هزینه آموزش نظامیان از آمریکا کمک دریافت می‌کند. بذل و بخشش ایپک (کمیته آمریکایی روابط عمومی اسرائیل) هم باید منظور شود.

عدم امنیت واقعی یا خیالی عربستان سعودی به این کشور فرصت داده تا در چارچوب یک سیاست کلی مبهم اقتصادی، نفوذ سنگینی در بازارهای نفت همانند همسایگان و دوستان خود در شورای همکاری خلیج فارس پیدا کند.

در مورد محافظه‌کاران ایرانی هم باید گفت آنها منتظر شکست حسن روحانی، رئیس جمهور میانه رو در بازی گشایش با غرب هستند. هیچ چیز در این مکعب روبیک در شرق، آسان نیست.

اگر ایران دیگر آن روال هشت سال دوره محمود احمدی نژاد را ادامه ندهد، دیگران باید در مواضع و اولویت‌های خود را بازنگری کند. از این رو، می‌توان درک کرد که حفظ وضع موجود برای گروه هایی که اکنون به شدت از آینده ابراز نگرانی می کنند، اطمینان‌بخش‌تر است.

ایران در حال بازگشت است؛ این یعنی ظهور یک غول در قلمرو تجارت و فرصت راهبردی برای اروپای کم خون که باید به فکر تدارک برای آینده اش باشد.

این نوشته بخشی از مجموعه ای است که سایت فارسی بی بی سی به مناسبت ده سال مذاکرات اتمی ایران در دولت های محمد خاتمی، محمود احمدی نژاد و حسن روحانی منتشر کرده است.