صد روزِ روحانی و هزار روزِ حصر

Image caption هزار روز از حبس خانگی زهرا رهنورد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی می‌گذرد

۲۲خرداد ۱۳۸۸ وقتی سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری خارج از صندوق های رای رقم خورد، کمتر کسی تحولات و مسائل امروز را تصور می کرد. توسل به خشونت علیه معترضین و اصرار بر تحمیل نتیجه اعلامی به رودرویی بخش مهمی از مردم با حاکمیت انجامید - رودرویی که نقطه اوج آن در حصر و حبس رهبران جنبش سبز در بهمن ۱۳۸۹ دیده شد.

به دنبال حصر مهدی کروبی و میرحسین موسوی حاکمیت توانست برای مدتی معترضین را مرعوب و سکوت معناداری را در کشور حاکم کند- سکوتی که در گذر زمان پرده از اختلاف های عمیق میان جریان حاکم برداشت.

هنگامی که محمود احمدی نژاد و تیمش با اتکاء به سهمیه ۲۴ میلیون رای اعلام شده قصد ماندن در قدرت را علنی کردند، کلید تخریب و سلب اختیاراش در دو حوزه داخلی و بین‌المللی رقم خورد.

آنچه کروبی و موسوی با ادبیاتی متفاوت در مناظره ها گفته بودند، این بار از سوی افراد ذی‌نفوذ درون حاکمیت با ادبیاتی توهین و تحقیرآمیز بیان شد. از رابطه او با فال‌گیران و جن‌گیران و اداره کشور بر اساس خرافات گرفته تا افشای بخشی از پرونده های فساد مالی نزدیکان و معتمدانش.

اختلاف جدی میان مجری و ناظر فرصتی برای معترضین ۸۸ بوجود آورد، با ورود اصلاح طلبان، کمپین انتخاباتی حسن روحانی هم به لحاظ کمی و هم کیفی متحول و بستری برای پیروزی‌اش فراهم شد. حضور بخش قابل توجهی از مردم در انتخابات، پیروزی روحانی را رقم زد و شور و نشاط به جامعه سرکوب شده‌مان بازگشت و مردم فرصت یافتند در دو جشن خیابانی تحقق مطالبه انتخاباتی شان مبنی بر آزادی رهبران و زندانیان سیاسی را مطرح کنند.

در چند هفته گذشته برخلاف وعده‌های داده شده شاهد روندی بودیم که خروجی آن برابر است با دولتی فعال در عرصه های بین المللی و منفعل در عرصه های داخلی. هنگامی که رهبری در آستانه نشست ژنو حمایت قاطعی از تیم مذاکره کننده هسته ای کرد و با صراحت گفت: "هیچکس نباید مجموعه مذاکره ‌کنندگان ما را سازشکار بداند"، روشن شد که نظام اراده جدی برای اعتمادسازی متقابل و موافقتنامه احتمالی دارد.

در این میان گروه های فشار و جریان های موازی به مخالفت با روند مذاکرات برخواسته و با نصب بیلبوردها و شعارهای تند و افراطی، دولت را به سمت رایزنی و کسب حمایت برای حل و فصل موضوع هسته ای و لغو تحریم های کمرشکن سوق دادند. ساکت کردن جریان به اصطلاح انقلابی امتیازی بود که دولت از آن بهره‌مند شد تا بتواند با تعدیل تحریم ها، وضعیت خزانه کشور را بهبود بخشد.

اما به موازات نرمش قهرمانانه در عرصه بین المللی، ترکش قهرمانانه‌ای امید‌های بوجود آمده در روز عید غدیر برای آزادی تعداد زیادی از زندانیان سیاسی و عقیدتی و نیز رفع حصر از رهبران را به یاس تبدیل کرد، به نحوی محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی هم تعجب خود را این موضوع اعلام کردند.

Image caption "به قدرت رسیدن روحانی تفاوتی ماهوی با احمدی نژاد دارد"

تقدم و تاخر در حل و فصل مسائل داخلی و بین‌المللی تاکتیکی است که برخی عالمانه و عامدانه می‌خواهند دولت روحانی با این آرایش به صحنه آید.

سخنانی از جنس سخنان وزیر دادگستری در این مورد که "حبس ها و حصرها مساله دولت نیست"، زنگ خطر جدی برای جداسازی دولت از بدنه و پایگاه مردمی‌اش تلقی می گردد، اگرچه روحانی تاکنون به نحو دیگری عمل کرده و به نظر نگارنده در آینده نیز عمل خواهد کرد.

پرواضح است که بازی در این زمین به بی اعتباری دولت نزد مردم و جامعه بین المللی خواهد انجامید. فراموش نکنیم دولت در حوزه مسائل داخلی مطابق قانون اساسی مسئول و متعهد است و رئیس جمهور حقوقدان می‌داند که نسبت به وعده هایش تعهد دارد و اگر موانع عملی اعمال حقوق مردم را تعلیق کرده، دولت راستگویان باید شفاف و صریح در این باب با مردم سخن بگوید.

و نکته آخر آنکه به قدرت رسیدن حسن روحانی تفاوتی ماهوی با محمود احمدی نژاد دارد، او محمود احمدی نژاد نیست که افرادی نظیر محمدتقی مصباح یزدی، احمد جنتی و محمد یزدی روزی او را با ابراهیم خلیل الله و موسی کلیم الله قیاس کنند یا آنکه فرمان او را فرمان خدا بخوانند و اطاعتش را در زمره اطاعت از خداوند تلقی کنند و روز دیگر در باورهای شخصی اش تشکیک و سپس پروژه نمد مالی اش را رقم زنند.

بدون شک آقای روحانی از تملق های اولیه بهرمند نشده و نخواهد شد اما در صورت از دست دادن پایگاه مردمی اش، قطعا مشمول بخش دوم خواهد شد.

مطالب مرتبط