مذاکرات ژنو: انگیزه‌های موفقیت و عوامل شکست

ظریف و اشتون حق نشر عکس AFP
Image caption فرصت برای به نتیجه رساندن مذاکرات هسته‌ای محدود است

توصیه کارشناسان فن مذاکره برای موفقیت این است که باید از نگاه طرف مقابل به مواضع خود نگاه کنیم.

در مذاکرات هسته‌ای ایران و ١+٥ هم، ارزیابی مواضع هر یک از دو طرف از دید طرف مقابل می‌تواند به بررسی عوامل موفقیت یا شکست این مذاکرات کمک کند.

سابقه برنامه هسته‌ای ایران عمدتا به دهه ١٣٥٠ باز می‌گردد که حکومت وقت به منظور رفع کمبود برق ناشی از رشد سریع اقتصادی، در صدد احداث نیروگاه‌های اتمی برآمد و برای این منظور، قراردادهایی را با چند شرکت بین‌المللی امضا کرد.

با وقوع انقلاب اسلامی، حکومت جدید این برنامه را متوقف کرد و یکی از مسایل اصلی دولت انقلابی برای چند سال، مذاکره برای لغو قراردادهای تاسیس و تامین سوخت نیروگاه‌های اتمی بود.

عقبگرد شک برانگیز

حدود ده سال پیش، "فاش شد" که جمهوری اسلامی بدون اطلاع آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، به فعالیت های هسته‌ای "مخفیانه" مشغول بوده است.

از نظر جهانیان، مخفیانه بودن چنین فعالیتی، هر ماهیتی که داشت، شک برانگیز بود به خصوص اینکه گفته می‌شد آغاز این فعالیت‌ها کمابیش با تولید "بمب اسلامی" در پاکستان و استقبال برخی اسلامگرایان افراطی از آن همزمان بوده است.

حق نشر عکس AFP
Image caption تکرار الگوی کره شمالی در جمهوری اسلامی اندیشه‌ای معقول نیست

در سال‌های بعد، رد درخواست نهادهای بین‌المللی برای نظارت نزدیک و تعلیق این برنامه‌ها و اصرار ایران بر ادامه آنها برغم فشارهای سنگین اقتصادی و سیاسی، صرفا باعث افزایش تردید در مورد اهداف جمهوری اسلامی شد.

واقعیت این است که اگرچه ایرانیان طی چند دهه اخیر، به زندگی در بحران‌های خودساخته سیاسی و اقتصادی خو گرفته‌اند، اما جهان خارج نمی‌توانسته بپذیرد که دولتی فقط برای انبار کردن سوخت برای نیروگاه‌های ناموجود، زندگی شهروندان و حتی امنیت خود را به مخاطره اندازد و بنابراین، می‌بایست "کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه باشد."

با وجود انکار مقامات ایرانی و فقدان شواهد قطعی، نظر جامعه بین‌المللی این بوده که کاسه مورد بحث، چیزی جز تلاش برای تولید بمب اتمی نبوده است.

اتهام و ضد اتهام

مخالفان فعالیت اتمی ایران انگیزه‌های متفاوتی را هم برای طرح این اتهام مطرح کرده‌اند.

به گفته آنان، دکترین سیاست خارجی حکومت ایران بر "صدور انقلاب" از طریق توسل به زور استوار است و تهدید اتمی وسیله‌ای مناسب برای این منظور محسوب می‌شود. همچنین، با توجه به تحولات داخلی و منطقه‌ای، "تندروها" در ایران اسلحه اتمی را هشداری در مورد مداخله خارجی در صورت بروز حرکت اعتراضی داخلی می‌دانند.

دلیل دیگری هم که پس از اعتراضات انتخاباتی چهار سال پیش مطرح شد این بوده که حکومت ایران به تدریج تحت تسلط نظامیان قرار می‌گیرد و با تقلید از الگویی مشابه کره شمالی، در نظر دارد منابع عمده اقتصادی را در اختیار نظامیان و طرح‌های نظامی، از جمله تولید اسلحه اتمی، قرار دهد.

و بالاخره، اینکه هدف جمهوری اسلامی، رقابت و حتی رویارویی اتمی با اسرائیل است.

البته این اتهامات بدون پاسخ هم نمانده است.

حق نشر عکس AFP
Image caption بازگشت به برنامه احداث نیروگاه اتمی تردیدهایی را ایجاد کرد

مدافعان برنامه‌های هسته‌ای ایران تاکید داشته‌اند که دکترین صدور انقلاب سالهاست که جای خود را به نظریه "الگو شدن" جمهوری اسلامی داده و رهبران ایران دریافته‌اند که گسترش نفوذ کشورشان مستلزم الگو شدن از نظر پیشرفت اقتصادی و سیاسی است و نه داشتن اسلحه‌ای که قابل استفاده هم نیست.

تهدید اتمی برای جلوگیری از مداخله خارجی در بحران‌های داخلی نیز دلیلی محکمه پسند دانسته نشده زیرا فشار تحریم خارجی به نوبه خود می‌تواند بحران‌ساز باشد در حالیکه داشتن تسلیحات کشتار جمعی، عملا خطر مداخله نظامی خارجی در بحران‌های داخلی را افزایش می‌دهد.

و بالاخره، تقلید از الگوی کره شمالی نیز منطقی دانسته نشده زیرا مقامات ایرانی، مانند دیگران، آگاه هستند که ادامه حیات رژیم کره شمالی به توانمندی نظامی و اتمی آن ارتباطی ندارد بلکه حاصل معادلات و معاملات قدرت‌های جهانی است.

با این همه، طی این سال‌ها، تاکید مقامات جمهوری اسلامی بر صلح آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود نه تنها "دشمنان" بلکه ظاهرا حتی "دوستان" آنان را هم قانع نکرده و گذشت زمان، صرفا هزینه دنبال کردن این فعالیت‌ها را برای ایرانیان افزایش داده است.

اعضای باشگاه اتمی

دلیل موثر بودن اتهامات علیه برنامه اتمی ایران را باید در نگرش مقامات جمهوری اسلامی و تفاوت آن با نگرش رایج در جهان امروز جستجو کرد.

امروزه، اعضای باشگاه اتمی جهان را "پنج قدرت هسته‌ای" و چند کشور دیگر تشکیل می‌دهند و سایر کشورهای جهان، حتی کشورهای پیشرفته تمایلی به ورود به این باشگاه نداشته‌اند.

انگیزه و جنبه اخلاقی حفظ زرادخانه هسته‌ای پنج قدرت اتمی در اینجا مورد بحث نیست، اما باید پذیرفت که این کشورها ملزم بوده‌اند "مسئولیت‌پذیری اتمی" خود را به اثبات برسانند.

در مورد سه کشور اتمی غربی، حکومت دموکراتیک تضمین کننده ثبات و جلوگیری از افراط‌گرایی سیاسی تلقی شده، و در مورد روسیه و چین نیز، مراعات "نزاکت هسته‌ای" در جریان تحولات منجر به سقوط نظام شوروی، و قبول ضوابط حاکم بر روابط بین‌المللی از سوی حکومت کمونیستی چین به عنوان "آزمون‌هایی" در اثبات مسئولیت‌پذیری مورد قبول قرار گرفته است.

در مورد سایر کشورهای اتمی، هند با نظام دموکراتیک، کشوری با ثبات و مسئول تلقی می‌شود و وابستگی نظامی پاکستان به غرب نیز ظاهرا نوعی اطمینان خاطر را دست کم در مورد زرادخانه اتمی این کشور ایجاد کرده هر چند بی‌ثباتی سیاسی پاکستان گاه باعث نگرانی شده است.

حق نشر عکس AFP
Image caption کدورت کنونی بین آمریکا و برخی متحدان منطقه‌ای آن به نفع مذاکرات هسته‌ای با ایران است

اسرائیل نیز متهم به داشتن زرادخانه اتمی است و با خودداری از تکذیب این اتهام، ظاهرا در نظر داشته به همسایگان خود هشدار دهد که در صورتی که با خطر نابودی مواجه شود، هزینه سنگین آن را به دیگران تحمیل خواهد کرد. در عین حال، با وجود ناخرسندی جهانیان از جنبه هایی از سیاست خارجی رهبران این کشور، اسرائیل کشوری برخوردار از دموکراسی و در نهایت، وابسته و تحت نظارت دموکراسی‌های غربی محسوب می‌شود.

در همان حال، اگر جامعه جهانی نسبت به تسلط رژیم‌هایی "غیرمتعارف" با عقاید غیرقابل درک بر هریک از این کشورها احساس خطر کند، قطعا به شدت عمل متوسل می‌شود.

علایم نامناسب

در این میان، علایمی که مقامات جمهوری اسلامی در اثبات "بی‌گناهی" اتمی خود ارائه داده‌اند، تا کنون قانع‌کننده نبوده است.

در افکار عمومی غرب، حکومت ایران با سابقه گروگانگیری دیپلمات‌ها، اصرار بر جنگی طولانی، نحوه برخورد با اتهامات حقوق بشری و دوستی با گروه‌ها و رژیم‌های تندرو، پدیده‌ای غیرعادی، با چهره ای نامانوس و رویکردی "غیرمتعارف" است که زمام امور کشوری با سابقه چرخش‌های سریع سیاسی را در دست دارد.

ضوابط و فرهنگ سیاسی حکومت ایران نیز آن را موجودیتی "متفاوت" جلوه داده است. به عنوان مثال، از نظر جهانیان، سیاست یعنی "هنر مصالحه" اما در جمهوری اسلامی، انعطاف‌ناپذیری تحت عنوان "قاطعیت" یک فضیلت سیاسی محسوب می‌شود یا اینکه تاکید بر مذاکره دیپلماتیک "تنها در شرایط برابر و احترام متقابل" این تصور را پدید می‌آورد که ایرانیان هم اساسا خود را کسانی غیرمعمول، "نا برابر و غیرقابل احترام" می‌دانند.

و البته به زعم کشورهای غربی، تعهدات لفظی حکومتی ناشناخته با افکاری غیرقابل درک، مانند ابراز انزجار اخلاقی و توسل به فتاوی دینی علیه اسلحه اتمی، ولو از سر صداقت هم که باشد، قابل اعتماد نیست.

در همان حال، محدودیت‌های موجود در ایران و الزام همگانی به تایید "سیاست‌های کلان" به جای نقد و انتقاد از آنها، ظاهرا این تصور را برای مقامات ارشد ایجاد کرده که نظراتی که در رسانه‌های تبلیغاتی داخلی منعکس می‌کنند، نه تنها برای مردم ایران، بلکه برای افکار عمومی جهانیان هم قانع کننده است.

فرصتی استثنایی و کوتاه

با توجه به تفاوت بین نگرش و استنباط دو طرف مجادله هسته‌ای، آمادگی آنان برای مذاکره جدی را باید فرصتی استثنایی و تکرار ناپذیر دانست.

برای متصدیان سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ، اینکه سرانجام بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی در صدد برقراری "ارتباط سازنده" با دیگران برآمده فرصتی است تا با حل مسالمت‌آمیز این بحران، دستاوردی مهم در پرونده خدمتی خود ثبت کنند.

از نظر آنان، نتیجه انتخابات اخیر ایران نشانه ناخرسندی مردم از سیاست‌های قبلی از جمله در زمینه برنامه‌های هسته‌ای بوده و حکومت نیز با توجه به شرایط داخلی و منطقه‌ای، در صدد واکنش مساعد به خواست مردم برآمده است.

حق نشر عکس Reuters
Image caption موفقیت مذاکرات ژنو به سود حامیان "نگرش جدید" در عرصه بین‌المللی خواهد بود

همزمان، در برخی کشورهای غربی هم، پس از یک دوره برخورد تند در سیاست بین‌المللی، نشانه‌هایی از تمایل به تغییر در این نگرش دیده می‌شود و نتیجه مثبت مذاکرات هسته‌ای ایران می تواند موضع منادیان این تغییر را تقویت کند.

نگرش آمریکا، به عنوان رهبر مخالفان برنامه هسته‌ای ایران هم قابل توجه است.

معمولا مقامات آمریکایی در دوره دوم ریاست جمهوری آمادگی بیشتری برای دست زدن به ابتکاراتی دارند که در صورت موفقیت، دستاوردی تاریخی محسوب می‌شود و در صورت شکست، بر سرنوشت سیاسی رئیس جمهوری تاثیری ندارد. به نظر می‌رسد دست کم از نظر بخشی از دولت کنونی آمریکا، حل بحران هسته‌ای و احتمالا بهبود نسبی روابط با ایران یکی از این ابتکارات است.

دلگیری احتمالا موقتی بین نهادهای دیپلماتیک آمریکا و برخی متحدان منطقه‌ای و سنتی آن کشور (یعنی رقبا یا دشمنان جمهوری اسلامی) انگیزه مصالحه با ایران را تقویت کرده است.

برای جمهوری اسلامی هم، کاهش فشارهای خارجی می‌تواند دست کم جلوی ضرر بیشتر را بگیرد زیرا نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت که کاربرد صحیح عواید نفتی تنها در چند سال گذشته، می‌توانست ایران را به یک قدرت تاثیر گذار جهانی تبدیل کند. در عوض، این منابع، به جای ایجاد میلیونها شغل مولد و توسعه‌ساز، صرف تبلیغ وجهه جهانی جمهوری اسلامی و مقابله با فشارهای خارجی ناشی از پرونده اتمی شد.

در هر دو طرف مذاکرات کنونی، کسانی با انگیزه‌های مثبت برای موفقیت، در برابر کسانی قرار گرفته‌اند که منافع خود را در ادامه تنش می‌بینند و اطمینانی نیست که صاحبان "حسن نیت" بتوانند برای مدتی طولانی در برابر تهاجم مخالفان مقاومت کنند.

در ایران، کسانی که موقعیت و امتیازات خود را مدیون بحران سازی و تداوم بحران می‌دانند، تصمیم رهبران به ایفای نقش متعارف سیاسی و دیپلماتیک، یعنی حل اختلافات از طریق تعامل را به زیان خود می بینند.

و در عرصه بین المللی، هستند کسانی که ادعا می کنند نهادهای تصمیم گیرنده در ایران با این هدف وارد مذاکرات شده‌اند که با به شکست کشاندن آن، به ایرانیان بگویند که "تلاش برای تفاهم" نفعی ندارد و باید آماده از خودگذشتگی بیشتر باشند.