آیا اوباما با حکومت‌های خودکامه مماشات می کند؟

روش برخورد باراک اوباما با رهبران ایران به نسبت رییس جمهور سابق آمریکا آشتی جویانه‌تر است . برخی معتقدند که رهبر آمریکا در برخورد با ایران به توسعه دموکراسی توجه لازم را ندارد.

باراک اوباما به امید متوقف کردن برنامه های هسته‌ای ایران و یا حداقل کاستن از سرعت آن یک بار دیگر و با آغاز ریاست جمهوری حسن روحانی مذاکره با تهران را در دستور کار قرار داده است.

یک مقام آمریکایی اخیرا گفت:" ما به اولین گام هایی که می تواند برنامه های هسته ای ایران را متوقف کند نزدیک می شویم." مقامات کشورهای گروه پنج بعلاوه یک، شامل پنج عضو دایمی شورای امنیت سازمان ملل متحد و آلمان، بار دیگر این روزها در ژنو مشغول مذاکره هستند.

به نظر می رسد که یخ مناسبات ایران و آمریکا در حال ذوب شدن و این مذاکرات گشایش تازه ای در این مناسبات است. فارغ از اینکه نتیجه این گفتگوها چه باشد یک موضوع کاملا روشن است و آن این است که اوباما در برخورد با ایران به نسبت رئیس جمهور سابق آمریکا روش کاملا متفاوتی را در پیش گرفته است.

حدود یک دهه پیش، پس از آغاز آنچه که کارزار بین المللی علیه تروریسم خوانده می شد، جورج بوش، ایران را در کنار رژیم های کره شمالی و عراق جزیی از "محور شرارت" خواند. در سال ۲۰۰۶ دولت وقت آمریکا حمایت از گروههای مخالف حکومت ایران را افزایش داد به این امید که بتوانند جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کنند.

توماس کاروترز از مرکز پژوهش های بین المللی کارنگی در واشنگتن می گوید: "سیاست جورج بوش توسعه دموکراسی به هر وسیله ای بود ولی درست برخلاف آن باراک اوباما معتقد است که دولت آمریکا نباید از روش تحمیل و زور استفاده کند."

به همین خاطر باراک اوباما راه مذاکره با حسن روحانی و روشی بسیار ملایم تر برای توسعه دموکراسی در ایران را در پیش گرفته است. بسیاری در خارج و در داخل ایران این روش باراک اوباما را می ستایند.

داگ بندو از پژوهشگران ارشد مرکز مطالعاتی کاتو در واشنگتن می گوید: "معنای این روش به هیچ وجه این نیست که حکومت ایران یک رژیم خوبی است ولی از منظر توجه به اولویت های اصلی روش درستی است. حمله نظامی به ایران یک گزینه بسیار غلط و خطرناکی است."

علیرضا نادر از تحلیلگران مرکز مطالعاتی رند نیز معتقد است: "اکثر ایرانیانی که در تلاش برای اصلاحات و تحولات دموکراتیک آن کشور درگیر هستند معتقدند که چنین تحولاتی باید توسط خود مردم ایران انجام شود و نه با زور قدرت های خارجی."

ولی همه از سیاست باراک اوباما در قبال ایران راضی نیستند. به عنوان مثال جان بولتون یکی از دیپلماتهای سابق آمریکا که به داشتن مواضع تندروانه شهرت دارد، اخیرا در مقاله ای در روزنامه وال استریت ژورنال نوشت: "روحانی اوباما را به بازی گرفته است."

دوران گلاسنوست

Image caption اوباما راه مذاکره با حسن روحانی و روشی بسیار ملایم تر برای توسعه دموکراسی در ایران را در پیش گرفته است

چندی پیش به مناسبت سی امین سال تاسیس "بنیاد ملی دفاع از دموکراسی "، موسسه ای خصوصی که بودجه خود را از کنگره آمریکا دریافت می کند، در شهر واشنگتن جلسه ای برگزار شد و تفاوت روش برخورد باراک اوباما و جورج بوش با حکومت ایران مورد بحث قرار گرفت.

بیل سوئینی مدیر سازمانی به نام "بنیاد بین المللی دفاع از نظام‌های انتخابی" گفت:" هر دو رییس جمهور با وجود در پیش گرفتن شیوه های کاملا متفاوت یک هدف واحد را دنبال می کنند و هر دو آنها در دفاع از دموکراسی بسیار قاطع و قوی عمل کرده اند."

موضوع دفاع از توسعه دموکراسی در این جلسه ادامه یافت و برخی از سخنرانان به حوادثی که در سالهای پایانی دهه ۱۹۸۰ در بلوک شرق روی داد اشاره کردند. میخائیل گورباچف رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی طرح موسوم به گلاسنوست برای انتقال آن کشور به جامعه ای با فضای سیاسی بازتر را آغاز کرده بود. در سال ۱۹۸۹ در لهستان انتخابات آزاد برگزار شد و مجارستان درهای خود را به روی غرب گشود.

براساس پژوهش های " فریدوم هاووس" یک نهاد طرفدار دموکراسی که مرکز آن در آمریکاست، در سال ۱۹۸۹ از مجموع ۱۶۷ کشور جهان فقط در ۶۹ کشور نظامهای دموکراتیک و انتخابی حاکم بود. چند سال پس از آن تاریخ بلوک شرق و اتحاد جماهیر شوروی سقوط کرد. براساس آمارهای همین نهاد امروزه از مجموع ۱۹۵ کشور در جهان ۱۱۸ مورد حکومت های دموکراتیک و انتخابی دارند.

ولی هنوز هم طی مسیر انتقال به دموکراسی بسیار دشوار است. هیچکس دقیقا نمی تواند بگوید که انتقال به دموکراسی در هر کشوری به چه شکلی اتفاق می افتد و چگونه یک رژیم تمامیت خواه جای خود را به نظامی دموکراتیک می دهد. اما در همین دوران بسط دموکراسی در سطح جهان که برخی آغاز آن را فروپاشی بلوک شرق می دانند، روش برخورد دولت آمریکا مملو از تناقض و دوگانگی بوده است.

متحدان خودکامه

Image caption سیاست اصلی واشنگتن حمایت همه جانبه از رژیم حسنی مبارک بود

در سال مالی ۲۰۱۲ براساس گزارش " فریدوم هاووس" دولت آمریکا رقمی حدود دو میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار را برای توسعه و دفاع از دموکراسی در سطح جهان هزینه کرد. این بودجه درسالهای مختلف نوسان داشته ولی در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما رقم آن از دوران جورج بوش بیشتر بوده است. به عنوان مثال در سال مالی ۲۰۰۶ دولت آمریکا حدود یک میلیارد و ۷۵۰ میلیون دلار به این برنامه اختصاص داده بود.

با در نظر گرفتن این موضوع می توان گفت که اوباما هم به تلاشهای آمریکا برای توسعه دموکراسی در سطح جهان ادامه داده و حتی بر آن افزوده است. ولی در عین حال برای پیشبرد و حفاظت از منافع آمریکا مناسبات نزدیک خود با رژیم های خودکامه را حفظ کرده است. به عنوان مثال در دوران اعتراضات سیاسی در بحرین که حکومت آن از متحدان نزدیک واشنگتن است ، دولت آمریکا در حد ناچیزی از مخالفان حکومت حمایت کرد و این با وجودی است که رژیم حاکم بر بحرین در زمینه نقض حقوق بشر و سرکوب مخالفان سابقه بدی دارد.

در دوران حکومت حسنی مبارک در مصر فعالان نهادهای مدنی از سوی آمریکا کمک دریافت می کردند ولی به گفته کارشناسان سیاست اصلی واشنگتن حمایت همه جانبه از رژیم حسنی مبارک بود.

تقلب و دستکاری در آرا

Image caption نمایشگاهی در بحرین موارد نقض حقوق بشر را به تصویر کشیده است

بیل سوئینی از "بنیاد بین المللی دفاع از نظام های انتخابی" در دوران حکومت حسنی مبارک تلاش می کرد تا انتخابات در مصر به شکل بهتری برگزار شود. به گفته او مسئولان دولتی که به انتخابات نظارت می کردند به اشکال مختلف در آرا دستکاری می کردند. او یادآوری می کند که بسیاری از صندوق های رای شیشه ای بودند و ماموران دولتی با شکستن آنها آرا مورد نظر خود را به صندوق می ریختند.

به مرور کارمندان این نهاد توانستند مسئولان انتخابات مصر را قانع کنند که به جای صندوق شیشه ای از صندوق های پلاستیکی نشکن که قفلهای مناسبی داشته باشد استفاده کنند. ولی با وجود همه این تلاشها حسنی مبارک در قدرت باقی می ماند و این نشان می داد که برگزاری یک انتخابات آزاد و عادلانه در آن کشور موانع بسیار بیشتری دارد.

امروزه مصر وارد دوران دیگری شده که هیچکس نمی تواند با قاطعیت آن را گذار به دموکراسی قلمداد کند. با این همه حاضرین در جلسه ای که به مناسبت سی امین سالگرد تاسیس "بنیاد ملی دفاع از دموکراسی" برگزار شد بر ادامه فعالیت های خود برای کمک به توسعه دموکراسی در کشورهای دیگر تاکید کرده و نسبت به گذار جوامعی مثل مصر و یا ایران به سوی دموکراسی ابراز امیدواری کردند.

برخی از این کارشناسان معتقدند که ریاست جمهوری حسن روحانی نماد دورانی از فضای سیاسی بازتر در ایران است و برخی حتی از آن به عنوان " گلاسنوست ایرانی" یاد می کنند.

بیل سوئینی می گوید که مسیر رسیدن به دموکراسی بسیار طولانی است ولی فرازهای تاریخی مهمی ممکن است به این حرکت شتاب بخشند. " فراموش نکنیم که سی سال پیش دیوار برلین هنوز پا برجا بود."

مطالب مرتبط