بررسی روزنامه‌های صبح دوشنبه تهران - چهارم آذر

روزنامه‌های امروز صبح تهران، چه آن‌ها که دیروز با چاپ‌های مختلف خبر توافق هسته‌ای را منعکس کردند و چه آن‌ها که برای نخستین بار به این خبر پرداخته‌اند، در صفحات اول خود با عکس‌هایی از ژنو، اهمیت و اثر امضای موافقت‌نامه بین ایران و کشورهای پنج به اضافه یک را تاکید کرده‌اند.

گزارش‌های میدانی از شادمانی مردم بیشتر در روزنامه‌های اصلاح طلب و هوادار دولت به چشم می‌آید. کیهان با استناد به گفته‌های وزیر خارجه آمریکا از تناقض‌ها خبر داده و نسبت به اجرای موفق موافقتنامه تردید کرده ‌است.

فرصتی خوش

Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

جواد دلیری در سرمقاله اعتماد نوشته: حل موضوع هسته‌ای ایران با شورای عالی امنیت ملی بوده باشد یا دولتی، وزارت خارجه بوده باشد یا سازمان انرژی اتمی، اصلاح‌طلبان بوده باشد یا اصولگرایان یا حاصل کار اعتدال‌‌‌گرایان باشد، لااقل فراهم آمدن فراغتی فرخنده تا مدتی است.

به نوشته سردبیر اعتماد: حالا هم دولت، هم شورای عالی، هم متولیان سیاست خارجی و هم... می‌توانند آسوده خاطر باشند و «نفس عمیق» بکشند. بخواهیم یا نخواهیم آنچه اتفاق افتاد هم خارق اجماع ملی بود و هم خارق عادت.

مسعود کاظمی در مقاله‌ای در قانون نوشته: دیروز پس از سال‌ها کشمکش و بحران بالاخره نخستین توافق هسته‌ای بین ایران و ۱+۵ حاصل شد و شور و شعف خاصی در میان مردم و تحرکاتی مثبت در بازار ایجاد کرد. اما اولین جشن ملی فناوری هسته‌ای ایران در ۲۰ فروردین ۸۶، روز ملی فناوری هسته‌ای برگزار شد. محمود احمدی‌نژاد هر ساله خبرهای خوش هسته‌ای را به زعم خود در این روز اعلام می‌کرد.

اما آنچه تامل برانگیز می‌نماید این است که چرا مردم ایران هرگز در روز ملی فناوری هسته‌ای یک جشن واقعی نداشتند و از عمق وجود احساس شادمانی نمی‌کردند؟ و امروز که نامش روز ملی فناوری هسته‌ای هم نیست و قرار بر جشنی هم نبوده است همه خوشحالند؟ یافتن دلیل این دو رویکرد نیاز به هوش چندانی ندارد.

سجاد سالک در اعتماد نوشته: نسل ما از این بخت برخوردار بود که یک شب تاریخی را تجربه کند. در حافظه تاریخی ما ایرانیان از این شب‌های تاریخی کم نیست اما این یکی بی‌گمان یکی از مهم‌ترین‌هایش محسوب می‌شود که سرنوشت ایران و خاورمیانه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

تقی آزاد ارمکی در مقاله‌ای در شرق نوشته: شناخت ابعاد و نتایج اجتماعی هر نوع تصمیم‌گیری در حوزه فعالیت‌های هسته‌ای ضروری است. اگر امروز به این موضوع از منظر اجتماعی و جامعه‌شناختی پرداخته نشود به دلیل نامعلوم‌بودن آن در آینده به ‌جز بررسی آسیب‌شناسانه، کاری و راهی در پیش نخواهد بود.

در آینده آه‌ و واویلای بعضی‌ها به لحاظ اجتماعی بلند خواهد شد و به نتایج نامناسب تصمیم‌گیری‌های این حوزه اقدام خواهد شد چون از اثرات اجتماعی در حوزه رسمی و زندگی روزمره تصویری ارایه نشده است.

اظهارات متناقض

کیهان در یادداشت روز خود نوشته: اندکی پس از اعلام حصول توافق و پیش از انتشار مفاد آن، اظهارات متناقضی در خصوص ماهیت توافق حاصله از سوی طرفین گفتگوها بیان شد! از یکسو وزیرخارجه کشورمان دست‌آوردهای حاصله را خوب و موفقیت‌آمیز توصیف کرد و اعلام کرد که حقوق کشورمان در آن لحاظ شده است و از دیگر سو جان کری وزیر خارجه آمریکا کمتر از یک ساعت بعد از امضای توافقنامه ژنو، از یکسو این توافق را پیروزی آمریکا و تامین‌کننده امنیت متحدان آمریکا در منطقه به ویژه اسرائیل توصیف کرد و گفت؛ در توافقنامه ژنو حق غنی‌سازی ایران به رسمیت شناخته نشده است.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

این روزنامه که از پیش با مذاکرات هسته‌ای مخالفت می‌کرد و آن را بی فایده می‌دانست تاکید کرده: صرف نظر از ماهیت توافق و فارغ از اینکه چه دستاوردی در این ماراتن نفس‌گیر نصیب شده است، مخالف‌خوانی‌های آمریکا، حکایت از تزلزل آنها در برداشتن کوچکترین گام برای به رسمیت شناختن حق مسلم مردم کشورمان دارد. آن‌ها پس از سال‌ها حق‌کشی و جفا در حق مردم ایران همین توافق را هم کمتر از چند ساعت بعد از امضاء، مورد تشکیک و تردید قرار می‌دهند!

به سوی توسعه و آبادانی

عباس ملکی در سرمقاله دنیای اقتصاد با اشاره به این که تفاهم‌نامه ژنو کار نیکویی است نوشته: این تفاهم‌نامه ما را از وضعیت به‌سوی جنگ به وضعیت به‌سوی توسعه و آبادانی می‌کشاند.

معاون پیشین وزارت خارجه توضیح داده: بدترین وضعیت برای ایران افتادن در دام گروه‌های تندروی آمریکایی و اسرائیلی بود که بدترین حالت برای منافع خودشان را در دادن زمان به تهران می‌دانستند. به نظر من هم اگر ایران بتواند تهدید بخش‌های طرفدار جنگ را به آینده موکول کند، به نقطه‌ای خواهد رسید که دیگر نیرویی در جهان نمی‌تواند این کشور را به حمله نظامی تهدید کند.

به تاکید این مقاله: ایران باید به تعهدات خود در این تفاهم نامه گردن نهد. از مواضع سیاسی و اظهارنظرهای مسوولان کشورهای دیگر-حتی اگر برخلاف روح تفاهم نامه باشد- هراسی به دل راه ندهد. هر مسوول سیاسی در هر کشوری دارای محدودیت‌هایی است و بنابراین حفظ وجهه طرف‌های مقابل خودمان هم بخشی از سنت میهمان‌نوازی ما ایرانیان است.

سرمقاله دنیای اقتصاد بدان جا می‌رسد که: ایران نیازمند تعریف یک پروژه برای بهسازی و تعریف مجدد از تصویر ایران در سطح جهانی است. ذهنیت مردمان دیگر جوامع در طول سال‌های اخیر در مورد ایران به شدت خدشه‌دار و اریب‌دار شده است. کشور نیازمند یک برنامه با طراحی درست برای دوباره نشان دادن ایران، میراث این کشور، ارزش‌های ما ایرانیان و ... به مردمان کشورهای دیگر است.

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشته: با امتیازاتی که ایران از امضاء توافق نامه هسته‌ای به دست آورده، زمینه برای گشایش‌های اقتصادی در کشور فراهم خواهد شد و نیرو، وقت و امکاناتی که در سال‌های گذشته برای شکستن بن‌بست هسته‌ای صرف می‌شد، از این پس برای امور دیگری که ضرورت اقتضائات کشور است بکار گرفته خواهند شد.

به نوشته این روزنامه: توافق هسته‌ای ایران با ۵+۱ مخالفانی نیز در داخل و خارج دارد. در خارج از کشور، سران اسراییل و کشورهای عرب از سحرگاه دیروز خشم خود را از این توافق نامه بروز دادند و با ناراحتی و بی‌تابی شدید هرچه توانستند گفتند و هرچه خواستند کردند.

روزنامه جمهوری اسلامی در نهایت نوشته: مخالفان داخلی توافق هسته‌ای ژنو البته حق نقد آن را دارند ولی آنچه غیر قابل قبول است سنگ‌اندازی آنها و تبلیغات غیرواقعی علیه این توافق است. اکنون که رهبر انقلاب نیز در پاسخ به نامه رئیس جمهور، توافق هسته‌ای ژنو را تأیید کرده‌اند، مخالف‌خوان‌های بی‌منطق البته چاره‌ای غیر از سکوت نخواهند داشت، ولی مخالف‌خوانی‌های هفته‌ها و ماه‌های گذشته آنها که همنوائی‌شان با مخالفان خارجی را به اثبات رساند، برگ سیاهی در کارنامه سیاسی آنها بر جای خواهد گذاشت.

به روایت مردم کوچه و خیابان

«حالا قیمت‌ها میاد پایین؟»، «یعنی ماشین ارزون میشه؟»، «میشه دیگه نگران دخل و خرجمون نباشیم؟» این عبارات اصلی‌ترین واکنش‌های مردم در کوچه و خیابان به توافق هسته‌ای صورت‌گرفته میان ایران و «۱+۵» است.

دیپلماسی و مسایل حوزه سیاست خارجی موضوعاتی نیستند که مورد علاقه و پیگیری مردم عادی باشد، اما رویدادهای ۱۰سال گذشته پرونده هسته‌ای روند امور را به سمتی برد که آن را به اصلی‌ترین موضوع سیاست خارجی ایران بدل کرد. کمی بعد هم مساله تحریم‌ها به این داستان و در نهایت قصه به جیب‌ها و سفره‌های مردم گره خورد. همین هم باعث شد مردم شب و روز یکشنبه را بی‌صبرانه و نگران چشم انتظار داشته باشند به ژنو و مذاکرات فشرده تیم ایرانی و کشورهای«۱+۵».

Image caption کارتون احسان گنجی، ابتکار

اولین ساعت‌های صبح روز گذشته نتیجه که اعلام شد و حاکی از شکل‌گیری توافق هسته‌ای میان طرفین پس از ۱۰سال مذاکره بدون نتیجه بود، در فضای عمومی جامعه جوی شکل گرفت که شباهت بالایی به لحظات پس از موفقیت تیم‌های ملی کشور داشت. موجی از شادی و امیدواری همه را فراگرفته بود. از بقال و راننده تاکسی، تا استاد و دانشجو و کارمند و خانم خانه‌دار، همه گویی بی‌صبرانه این روز را انتظار می‌کشیدند. بالاخره قفل مذاکرات هسته‌ای با کلید دیپلماسی و گفت‌وگو باز شد و توافق صورت گرفت.

قانون در گزارشی نوشته: میدان فردوسی شرایط متفاوتی را نسبت به روزهای قبل تجربه کرد‌. اغلب صرافان در حالی که طی ساعات اولیه صبح مصاحبه مستقیم روحانی‌ را از تلویزیون‌های کوچک مغازه‌هایشان تماشا می‌کردند در پاسخ به سوال رهگذران در خصوص قیمت دلار و سکه می‌گفتند: قیمت‌ها هنوز در نیامده است‌.

به گزارش خبرنگار قانون، در حالی که مغازه‌ها باز بودند اما کسی خرید و فروش نمی‌کرد و اغلب صرافان ترجیح دادند قیمت‌های روز شنبه را از تابلوهای خود پاک کنند اما قیمت‌های جدید را روی آن درج نکنند‌. می‌گفتند تا زمانی که قیمت در نیاید نمی‌توانیم بخریم و بفروشیم‌. از سوی دیگر کسی نیز متقاضی خرید نبود. آنها که از خیابان فردوسی رد می‌شدند سرکی داخل مغازه‌ها می‌کشیدند و می‌گفتند سکه چقدر شده است؟ اما از حالت سوال‌کننده معلوم بود که این سوال نه برای خرید واقعی بلکه برای اطلاع از تغییرات قیمتی است که در اثر توافق هسته‌ای ایران و ۱+۵ رخ داده است‌.

قانون نوشته: یکی از صرافان منطقه فردوسی می‌گفت: از روز چهارشنبه تا کنون خریدار واقعی به بازار مراجعه نکرده است‌. همه معتقدند که قیمت‌ها در حال کاهش است و در نتیجه باید صبر کنند‌. وی گفت: بازار امیدوار است که از پس این تغییرات مثبت به ثباتی دست یابد که بتواند مشکلات فعلی را برطرف کند‌.

اقتصاد به کدام سو می‌رود؟

حمیدرضا طهماسبی‌پور در شهروند نوشته: دیروز دیپلماسی تدبیر و امید (با همراهی ارکان نظام) نتیجه داد و همان‌طورکه درانتخابات وعده داده شد، رویکرد تازه ایران به توقف تحریم‌های غرب علیه ‌ایران و کاهش برخی از محدودیت‌ها منجر شد؛ آن هم پس از ۱۰ سال مذاکره بی‌نتیجه و تنها در ۳ ماه به اندازه ۸ سال، امید در دل مردم ایجاد کرد.

حالا در همین روز اول پس از مذاکرات، عموم مردم به دومین خواست انتخاباتی خود که حل مشکلات معیشتی و اقتصاد بود، رجوع کرده‌اند و این پرسش را مطرح می‌کنند که با توافق انجام شده، اقتصاد ایران به کدام سمت خواهد رفت و زندگی آن‌ها چه تغییری خواهد کرد؟

در پاسخ به‌ این پرسش، باید به یاد آوریم که در ۸ سال اخیر چه بر سر اقتصاد ایران آمده و این توافق به کدام بخش از ساختار بحران‌زده اقتصاد نفتی ایران می‌تواند کمک کند؟ و اینکه، آیا با یک توافق بین‌المللی، می‌توان به اقتصادی که با رکود تورمی، تورم بالای ۴۰ درصد، رشد منفی ۴.۵ درصدی، رشد صنعتی منفی ۹ درصدی، بیکاری ۱۲ درصدی، نقدینگی بیش از ۴۵۰ هزار میلیارد تومانی، حجم انبوهی از مطالبات بانکی، رکود تولید و انبوهی مسأله دیگر روبه‌روست، امید داشت یا خیر؟

با هوای آلوده زندگیمو سر می‌کنم...

احسان محمدی در مقاله‌ای در اعتماد جمله‌ای از فیلم شوالیه تاریکی را نقل کرده که: میدونی چرا از چاقو استفاده می‌کنم؟ تفنگ‌ها خیلی سریعند. با تفنگ نمی‌تونی تمام اون حس طرفت رو درک کنی! آخه آدم‌ها تو لحظه‌های آخر نشون میدن که واقعا کی هستن!

به نوشته این روزنامه‌نگار: این چلانده حکایت ما و آلودگی هواست. هوای آلوده شلیک نمی‌کند، ذره‌ذره می‌کشد، درست مثل ساعت شنی وارونه. شن‌ها آرام می‌ریزند و از پشت آن قیف وارونه شیشه‌یی، تماشاگر دست و پا بسته، فرو ریختن شن‌ها می‌شوی، با نفرینی بر لب! گرچه در این چند سال خیلی‌ها یک‌طرفه به قاضی رفته‌اند، حکم رانده‌اند، عکس نشان داده‌اند و «بگم بگم» کرده‌اند اما تلویزیون دادگاه نیست. دست‌کم تلویزیونی که ما می‌شناسیم دادگاه عادلی نیست.

به نوشته مقاله اعتماد: عصر جمعه یک روز پاییزی با مناظره درباره آلودگی هوا به شب گره خورد. حتی یک مغز نیم پخته هم انتظار نداشت که در پایان چنین مناظره‌یی همه به نتیجه‌یی واحد برسند . حاضران در مناظره حرف‌شان را زدند، در پاره‌یی از مواقع بیننده گمان می‌کرد برخی آنها اصولا به حرف همدیگر گوش نمی‌دهند. تنها برای آن آمده‌اند که این توپ را تا جای ممکن از زمین حوزه تحت تسلط و تملک‌شان دورتر کنند و بگویند: «درست می‌شود ان‌شاءالله!»

طنزنویسان و توافق هسته ای

Image caption کارتون علیرضا پاکدل، اعتماد

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری، بدون نام بردن از روزنامه‌ای، تجسم کرده که پیام‌های مردمی برایش رسیده است: اولین خطاب به مردم: هر چقدر تیتر زدی فایده نداشت، یادداشت نوشتی اثر نکرد، تحلیل‌های علمی تخیلی از خودت صادر کردی هیچ نتیجه‌ای نبخشید، مرده شور آن توپخانه ات را ببرند. تو خودت را مسخره کردی یا ما را ببو گلابی فرض کردی؟

پیام دوم خطاب به گروه خاص است: به بچه‌ها بگو زحمت نکشند و برای پرتاب کفش نروند. کسی حق القدم و حق الکفش به آنها نمی‌دهد. کسی که حتی بلد نیست کفش را جوری پرت کند که با سر اعضای دولت در یک کادر عکاسی قرار بگیرد به درد فعالیت سیاسی نمی‌خورد و بهتر است برود در دانشگاه بعضی‌ها آبدارچی شود.

و پیام آخر طنزنویس مردم سالاری به مردم عادی: چرا به روحانی رای دادید. چرا ناامید نشدید. چرا نفهمیدید که بعضی‌ها چقدر مقتدرانه مذاکره می‌کردند. چرا فیلمهای تبلیغاتی را با دقت ندیدید و شعارهای بعضی‌ها شما را جذب نکرد. چرا انتخابات را تحریم نکردید تا یک برادر دیگر انتخاب شود؟

ایمان پیر برناش در صفحه طنزانه قانون گزارش لحظه به لحظه یکی از خبرگزاری‌های داخلی را تجسم کرده:

۶ و ۲۵ دقیقه: عراقچی با اینکه ناشتا به نظر می‌رسید، یک آدامس خرسی در دهان گذاشت و جالب اینکه پوست آن را هم روی زمین نینداخت. ایرانی‌ها معتقد بودند همین کار برای اعتماد به ایران برای استفاده از انرژی هسته‌ای کافیست ولی جان کری گفت:«اگر قصد عراقچی خیر بود، یک تعارفی هم به ما می‌کرد.»

۸ و ۲۲ دقیقه: خبرنگارمان در گفت و گو با ما چیزی نگفت اما ناگهان افزود: «نمی‌توانم نتیجه مذاکرات را پیش بینی کنم.» خبرنگار طنزانه هم در جواب او گفت: «پس بیجا می‌کنی زنگ می‌زنی.»

۱۴ و ۲۰ دقیقه: کری دو دستش را بالا گرفته و از جلسه بیرون می‌آید. تحقیقات خبرنگار طنزانه مشخص کرد کری با دستش زیر میز را لمس می‌کرده تا شنودی در اتاق نگذاشته باشند ولی آدامس خرسی جویده شده عراقچی که زیر میز چسبانده بود می‌چسبد به دست کری و جلسه به هم می‌ریزد.

۱۵: طرف آمریکایی به دلیل حرکت زشت عراقچی در ادامه نشست حاضر نشده و اعلام کرد:«اینها با آدامس چنین بلایی سر ما آوردند، وای به روزی که انرژی هسته‌ای داشته باشند.»

۱۶: عراقچی لپ کری را بوس کرد تا از خر شیطان بیاید پایین و جلسه را ادامه دهد ولی کری به خاطر برد والیبال ایران مقابل آمریکا و درخشش فرهاد ظریف که احتمال می‌داد آشنای جواد ظریف باشد زیر بار نرفت.

پوریا عالمی هم در ستون طنز شرق نوشته: ایران با ۵ + ۱ به توافق هسته‌ای شش‌ماهه رسید. مردم می‌پرسند چرا شش‌ماهه؟ این دیگر چه صیغه‌ای است. خب صیغه شش‌ماهه است دیگر. خیلی ساده است. شما بخواهی ازدواج هم بکنی و از خانواده غریبه زن بگیری، نامزد می‌کنی شش‌ماه، ببینی مزه می‌دهد یا نه. اگر مزه داد، محکمش می‌کنی و می‌زنید تو کار ازدواج.

طنزنویس شرق بعد یک دیالوگ در منزل را تجسم کرده. وقتی ایران می‌پرسد: عزیزم، «۱+۵» قشنگم، ما مگر توافق هسته‌ای نکردیم؟ وقتی ۵+ ۱ پاسخ مثبت می‌دهد ایران می‌گوید: پس چرا توی این شش‌ماه هرچی خریدی آوردی توی خانه هسته نداشت؟ زیتون بی‌هسته. آلبالو بی‌هسته. خرما بی‌هسته. هندوانه بی‌هسته. بادمجان بی‌هسته. زردآلو بی‌هسته.

۵ +۱: عزیزم، هانی، خب بد است که خواستم تو خسته نشوی؟ هسته‌اش را دادم یکی دیگر دربیاورد.

ایران: نه. ما توافق هسته‌ای کردیم. من هسته می‌خواهم.

کارتون روز

Image caption کارتون بزرگمهر حسین پور، شرق

مطالب مرتبط