توافق هسته‌ای ژنو؛ نتایج یک گشایش دشوار

ظریف و کری
Image caption توافق ژنو چرخه خطرناکی را که ایران و آمریکا در آن افتاده بودند، دست کم موقتا شکست

خبر توافق هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ به سرعت در صدر اخبار خبرگزاری های بزرگ جهان قرار گرفت.

سیاستمداران و تحلیلگران داخل و خارج ایران از زوایای متفاوتی به تفسیر و بررسی مفاد این توافق پرداختند. در این تحلیل ها، بر سر اینکه آیا توافق ژنو متوازن بوده یا یکی از طرفین پیروز میدان بوده است اختلاف نظر وجود دارد.

توافق ژنو مشتمل بر تعهدات ایران و اعضاء گروه ۱+۵ برای یک دوره زمانی شش ماهه، به منظور هموار کردن راه رسیدن به یک توافق "جامع و بلند مدت" است که می بایست در مدت کمتر از یک سال شکل بگیرد.

توافق نهائی می بایست در برگیرنده "محدودیت‌ها و اقدامات شفاف‌ساز به منظور حصول اطمینان از ماهیت صلح‌آمیز" برنامه هسته ای ایران باشد و در مقابل "منجر به برداشته شدن کامل همه تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل و نیز تحریم‌های چند جانبه و یک جانبه ای شود" که علیه ایران وضع شده است.

اهمیت این توافقنامه بیش از آنکه در لابلای جزئیات آن باشد در نفس حصول آن است. به این معنا که این توافق، صرف نظر از جزئیات مفاد آن، چهار نتیجه مهم و بعضا بی سابقه را به همراه داشته است.

نخست آنکه شکست مذاکرات می توانست به سرعت موقعیت حسن روحانی را در داخل تضعیف کند و زمینه ساز بازگشت سیاست های رادیکال ۸ سال گذشته شود. گزارشی در نیویورک تایمز منتشر شده که حاکی است که اوباما و دستیاران وی اینگونه استدلال می کردند که باید محملی برای ادعای پیروزی در اختیار حسن روحانی و جواد ظریف قرار داد که بتوانند برای رسیدن به یک توافق دائمی دوباره به میز مذاکره بازگردند.

جان کری ادعا می کند که موضوع کلیدی حق غنی سازی اورانیوم ایران در این توافقنامه به رسمیت شناخته نشده است، اما جواد ظریف این ادعا را رد می کند. ظریف در کنفرانس خبری ای که بلافاصله پس از اعلام خبر توافق صورت گرفت تاکید کرد که در این توافقنامه، حداقل در دو مورد، حق غنی سازی اورانیوم توسط ایران مورد تایید قرار گرفته است. ظاهرا اشاره وی یکی به بخش مقدمه است که می گوید "راه‌حل جامع (و نهائی)، در برگیرنده یک برنامه غنی سازی مورد توافق دو طرف است" و دیگری به بخش انتهایی که بر "یک برنامه غنی سازی مورد توافق دو طرف با در نظر گرفتن معیار‌های منطبق بر نیازمندی‌های عملی..." به عنوان بخشی از راه حل نهائی تاکید دارد. لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، نظر ظریف را می پذیرد و می گوید که این توافقنامه حق ایران را برای غنی سازی پذیرفته است.

در هر صورت تیم روحانی-ظریف قادر است ادعا کند که توافقنامه ژنو، حق غنی سازی ایران را که عمده ترین بخش منازعه آن کشور و غرب بر سر مسئله هسته ای بود، "به نوعی" به رسمیت شناخته است. رهبر ایران توافقنامه را یک "موفقیت" تلقی نموده و هیئت مذاکره کننده را "درخور تقدیر و تشکر" دانسته است. این امر می تواند جلوی حملات گروه های تندرو را، تا یکسال آینده که تیم روحانی بر روی توافق نهائی مشغول به کار است، تا حدودی بگیرد.

نتیجه دوم و عمده دیگر این توافق این است که ایران و آمریکا ظرف سی و چند سال گذشته نه تنها در وضعیت جنگ سرد با یکدیگر به سر می بردند بلکه هرگز قادر نبودند گفت و گوهای معناداری با یکدیگر داشته باشند. این وضعیت حتی در اوج دوران جنگ سرد بین آمریکا و دشمنان ایدئولوژیکش در بلوک کمونیسم وجود نداشت. در آن دوران، علیرغم خصومت ها بین شرق و غرب، آمریکا و شوروی از یک سو، و متحدانشان از سوی دیگر، با یکدیگر روابط کامل دیپلماتیک داشتند.

اینک با توافق ژنو این بن بست سی و چند ساله یا "تابو" شکسته شده است، چرا که ایران و آمریکا توانستند در بالاترین سطوح دیپلماتیک مذاکرات پیچیده و فشرده ای را با یکدیگر به سر انجام برسانند. این تحول می تواند دریچه ای را برای همکاری های بعدی و حرکت به سمت عادی سازی مناسبات بین دو کشور بگشاید. همکاری ایران و آمریکا برای مهار وضعیت بحرانی در سوریه احتمالا نخستین گام در این جهت خواهد بود.

سوم اینکه علیرغم نفوذ قابل توجه حامیان اسرائیل در سیاست خارجی آمریکا در منطقه خاورمیانه، بخصوص حضور چشمگیر آنان در کنگره آمریکا، دولت اوباما با نشان دادن ایستادگی و سرسختی کم سابقه ای توانست برای دست یافتن به توافق با ایران، این سدّ را پشت سر بگذارد. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، طی اظهارات تندی به توافق صورت گرفته بین ایران و گروه ۱+۵ حمله کرده و آن را یک اشتباه تاریخی خواند و دولت اسرائیل اعلام کرد که خود را مقید به رعایت توافق نامه ژنو نمی داند. قابل ذکر است که کشور های طرف مذاکره ایران، از جمله آمریکا، تعهد کرده اند که ظرف شش ماه آینده هیچ نوع تحریم جدیدی را اعمال نکنند. این در حالی است که کنگره آمریکا، که به طور تاریخی حامی اسرائیل است، قادر است به طور مستقل از دولت قوانین تحریمی را تصویب کند.

با این حال سخنان جان کری پس از اعلام توافق ژنو حکایت از این داشت که اوباما آماده است تا در صورت تصویب تحریم های جدید توسط کنگره آن را وتو کند هر چند که کری اظهار امیدواری کرد که کار به آنجا نکشد. در آن صورت، طبق قوانین آمریکا، برای لغو وتوی رئیس جمهور، دو سوم آرای نمایندگان سنا و مجلس نمایندگان ضروری است. بطور تاریخی تنها ۱۰ درصد از موارد وتوی روسای جمهور آمریکا توسط کنگره لغو گردیده است، چرا که حصول اتفاق نظر دو سوم نمایندگان بر علیه نظر رئیس جمهور امر چندان ساده ای نیست.

اما شاید بزرگترین دستاورد توافق ژنو خارج کردن ایران و آمریکا از یک چرخه خطرناک بود که دو کشور در آن اسیر شده بودند. از یکسو آمریکا تحریم ها را افزایش می داد، از سوی دیگر ایران پاسخ آن را با گسترش فعالیت های هسته ای اش می داد، و بار دیگر، در واکنش به آن آمریکا باز هم تحریم ها را گسترده تر می کرد. به این ترتیب هیچ راهی برای خروج از این دور تسلسل یافت نمی شد. اگر توافقی صورت نمی گرفت و این چرخه شکسته نمی شد گزینه دیگری جز برخورد نظامی قابل تصور نبود. در صورت عدم حصول توافق ژنو، لایحه تازه ای که از تصویب مجلس نمایندگان آمریکا گذشته و در انتظار تصویب سناست به تصویب نهایی می رسید. هدف این لایحه به صفر رساندن فروش نفت ایران است که عملی شدن آن می توانست محاصره نفتی ایران تلقی شود و وقوع یک برخورد نظامی را بسیار محتمل کند.

توافق ژنو نه تنها خطر بروز جنگ بین ایران و آمریکا را، هر چند بطور موقت، از میان برد بلکه نتانیاهو را نیز در شرایط بسیار دشواری برای حمله به تاسیسات هسته ای ایران قرار داده است، زیرا که حمله به ایران، که اینک از خود آمادگی همکاری با جامعه بین المللی را نشان می دهد، اسرائیل را در انزوای جهانی قرار خواهد داد.

مطالب مرتبط