مرور روزنامه‌های صبح تهران؛ چهارشنبه ۶ آذر

روزنامه‌های امروز صبح تهران در عنوان‌های اصلی خود بخش‌هایی از گزارش دیشب رییس جمهور در صدمین روز دولت خود را منعکس کرده و در مقالات خود خواستار آن شده‌اند که درباره مذاکرات هسته‌ای و موفقیت ایران زیاده‌روی نشود‫.‬ این نصیحت در نشریات هوادار و مخالف دولت روحانی به چشم می‌آید‫.‬

اشاراتی به تاثیر امیدواری در بهبود وضعیت اقتصادی کشور و گزارش‌هایی درباره شدت‌گرفتن آلودگی هوای تهران و انعکاس مصاحبه هاشمی رفسنجانی با روزنامه فایننشیال‌تایمز از دیگر مطالب مهم این روزنامه‌هاست‫.‬

درس دولت از توده‌گرایی

Image caption تیتر و عکس صفحه اول ایران

محمدصادق جنان‌صفت در مقاله‌ای در اعتماد با اشاره به گزارش دیشب رییس جمهور از صد روز دولت خود نوشته: برخی ارقام ارائه شده از طرف رییس‌جمهور به طور میزان بدهی ۲۰۰ هزار میلیارد تومانی دولت، میزان قرض از بانک مرکزی برای طرح مسکن مهر حیرت‌انگیز و اندوه‌بار بود دقت در این ارقام و اعداد درباره شاخص‌های گوناگون یک چیز را به خوبی نشان می‌دهد و آن استراتژی دولت‌های احمدی‌نژاد است که مبتنی بر پوپولیسم بود. دولت‌های یاد شده در ذات خود با توده‌گرایی زاد و رشد کردند و هر تصمیم و اقدام آنها بر پایه این نگاه ناکارآمد بود. با همین نگاه بود که تعریفی ناقص و دلخواه از عدالت تعریف و تصمیم‌های عجیب اتخاذ و اجرا شد

به نوشته این اقتصاددان: ارقام و اعداد حیرت‌انگیز که رییس‌جمهور بیان کرد چند نکته را به ما یادآور می‌شود: اول این که نادیده گرفتن دانش اقتصاد از سوی هر طیف سیاسی کار را به ناکجاآباد می‌کشاند. و دیگر به دام افتادن توده‌گرایان که تصورشان این است که با رفتارهای توده‌گرایانه شهروندان را به تبعیت از خود وادار می‌کنند اما یادشان می‌رود که در نهایت خودشان در دام توده‌ها می‌افتند.

مقاله اعتماد بدان جا می‌رسد که: آنچه دولت نهم و دهم در حوزه اقتصاد انجام دادند می‌تواند در صورت غفلت بار دیگر رخ دهد. امید است دولت یازدهم به دانش اقتصاد احترام گذاشته و از آنچه رخ داده است درس عبرت بگیرد.

همت شکری در گزارشی در شهروند نوشته: بسیاری از مردم، بعد از توافق ژنو انتظار دارند که قیمت کالاهای اساسی و مصرفی‌شان ارزان شود؛ همان کالاهایی که در بی‌ثباتی‌های اقتصادی دو سال اخیر، با هر افزایش لحظه‌ای نرخ ارز، بالا می‌رفت و حالا انتظار می‌رود با کاهش نرخ ارز کاهش قیمت را تجربه کند؛ چرا‌که از صبح روز توافق ژنو، قیمت دلار روندی نزولی یافت و تا روز دوشنبه حدود ۲۰۰ تومان افت را تجربه کرد و انتظار‌ها را بالا برد.

به نوشته این گزارش: تاثیر روانی و عملکردی بانک مرکزی و بخش‌های اقتصادی تا چه حد است و چه تدابیری وجود دارد. حال با ‌این اوضاع، ‌این سوال مطرح است که‌ آیا بازگشت قیمت دلار، به معنای گران ماندن کالاهای اساسی است و قرار نیست توافق ژنو بر زندگی مردم تاثیر بگذارد؟ و دیگر این‌که نقش مردمی که انتظار ارزان شدن قیمت‌ها را دارند، در بازار کالاهای اساسی تا چه میزان است و قرار‌است چه رخ دهد.

بررسی میدانی شهروند نشان داده که بسیاری از مردم در همین روزها خرید، کالاهایی را (حتی با قیمت پایین‌تر) نمی‌پذیرند و این موضوع در مجموع باعث رفتار عقلانی مصرف‌کننده و نخریدن شده‌است.‌این روزها مصرف‌کنندگان انتظار می‌کشند تا قیمت‌ها پایین بیاید اما در این میان، تولیدکنندگان و واسطه‌ها هم که با ارز آزاد انبارها را پر کرده‌اند، درصددند تا آرام‌آرام، به عرضه کالاهایی با ارز نرخ جدید اقدام و انبارها را جایگزین کنند.

حسین سناپور نویسنده در مقاله ای در شرق به آن بخش از گزارش صد روزه رییس جمهور اشاره کرده که به مسایل فرهنگی پرداخت.

این نویسنده که ده ها کتابش در دهلیز وزارت ارشاد مانده نوشته است: در هشت سال گذشته آنقدر گرفت‌وگیر در حوزه کتاب بوده، و آنقدر کاغذ گران شده و خواننده کتاب کم، و آنقدر ناشران در فشار و تنگنا بوده‌اند، و آنقدر کتاب‌های ترجمه رواج بیشتری گرفته به جای کتاب‌های تالیفی، و آنقدر نویسنده‌ها کتاب‌هاشان را در کشورهاشان نگه داشته‌اند از ترس ممیزی که اگر همین حالا روزی دست‌کم ۲۰ یا ۳۰ کتاب داستانی ایرانی مجوز بگیرد و به بازار بیاید، ‌باز کم است .

نویسنده مقاله اعتماد افزوده:‌گمانم این بوده که با تغییر رییس اداره کتاب، ‌از آن همه کتاب‌های مانده در این اداره به زودی باید تعداد زیادی مجوز بگیرند، به اعتراض‌ها رسیدگی شود، ناشران لغو مجوزشده بتوانند دوباره به کارشان ادامه بدهند ، اما هنوز هیچ‌کدام این اتفاق‌ها نیفتاده؛ بررسی‌های ارشاد گویا همان‌ها هستند، سرپرست اداره کتاب نمی‌خواهد- به این دلیل که سرپرست است و نه رییس- فعلا دست به ترکیب این اداره بزند، و ناشران هم حتی برای د کتاب‌های تازه‌شان به اداره کتاب برای گرفتن مجوز، همچنان منتظر دیدن نشانه‌های تغییر در این اداره هستند.

توافق ژنو؛ برترین از انتخاب‌های ممکن!

Image caption کارتون طاهر شعبانی، جام‌جم

اکبر اعلمی در مقاله ای در اعتماد نوشته: در پی توافق اخیر ایران با کشورهای ۱+۵ بر سر مساله فعالیت‌های صلح‌‌آمیز هسته‌یی ایران، عده‌یی با بدبینی این توافقنامه را با قرارداد ترکمانچای مقایسه و عده‌یی نیز با خوشبینی مفرط و مبالغه آمیز خود آن را با ملی شدن صنعت نفت توسط شادروان دکتر محمد مصدق مقایسه کرده و حتی بعضی‌ها آن را در ردیف حماسه‌فتح خرمشهر قلمداد کنند

نماینده سابق مجلس اظهار عقیده کرده: این‌گونه برداشت‌های افراطی و کاملا متناقض بیش از آنکه ناشی از عقلانیت و واقع بینی باشد متاثر از عواملی همچون ذوق‌زدگی، عدم اطلاع از مفاد توافقنامه، جو زدگی، تعصبات کور و بعضا جناحی، ناآگاهی و غفلت از واقعیت‌های تاریخی، علایق و لجاجت‌های سیاسی، عدم واقع بینی و آرمانگرایی فضایی و تبلیغات پوپولیستی است.

به نظر مقاله اعتماد: وظیفه و رسالت اصحاب مطبوعات کشور ایجاب می‌کند که فارغ از این قبیل قیل و قال‌ها و برخوردهای احساسی و جوسازی‌های آلوده به افراط و تفریط، در فضایی کاملا منطقی به بررسی منطقی چنین توافقی پرداخته و ضمن برشمردن مزایا و معایب آن در پرتو معادله هزینه- فایده درباره آن به داوری بنشینند در غیر این صورت شرمنده تاریخ و آیندگان خواهند شد و کیست که نداند سیلی تاریخ بسیار شدید و بی‌رحمانه است.

کیهان که تیتر اول خود را به گزارشی تحلیلی درباره تناقض های بین گفته های مقامات ایران و مقامات آمریکا درباره توافق نامه ژنو اختصاص داده در مقاله کوتاهی نوشته: تلاش بی‌وقفه تیم مذاکره کننده هسته‌ای اگرچه درخور تقدیر است و همه شواهد حاکی از آن است تمامی آنچه را که در توان داشته‌اند برای پایان دادن به چالش ۱۰ ساله هسته‌ای با حفظ منافع ملی ایران به کار گرفته‌اند و با اذعان به این نکته که توافقنامه ژنو خالی از دستاورد نبوده است ولی دستاوردهای لغزنده‌ای که به دست آمده است با حجم انبوه تبلیغاتی که درباره اهمیت آن به جامعه پمپاژ می‌شود همخوانی ندارد.

کیهان با عرض پوزش نوشته: تعابیری نظیر «بزرگترین دستاورد هسته‌ای»! «برجسته‌ترین موفقیت در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران طی سی‌وچند سال گذشته»! و نمونه‌های مشابه دیگری از این دست را فقط می‌توان نوعی «بزرگ‌نمایی» تلقی کرد که با واقعیت فاصله نسبتاً زیادی دارد.

کیهان تاکید کرده: این «بزرگ‌نمایی» در مراجعه ملت به متن توافقنامه و مقایسه میان «آنچه داده‌ایم» و «آنچه گرفته‌ایم»، رنگ می‌بازد و خدای نخواسته این تلقی را در افکار عمومی پدید می‌آورد که دولت محترم در گزارش به مردم، صادق نبوده است.

بگذارید همان ظریف بماند

محمدعلی وکیلی در‌سرمقاله مردم‌سالاری نوشته: بی شک وجود دکتر ظریف به عنوان یک دیپلمات کار کشته با توانمندی کلامی و بهره مندی از هوش بالا و تسلط بر ادبیات غربی و نجابت و ادب شرقی برای جمهوری اسلامی یک فرصت تاریخی و برای مردمان این سرزمین موجب مباهات است. نقشش در بن بست شکنی از پرونده هسته ای و تغییر رویکرد غرب در خصوص جمهوری اسلامی غیر قابل انکار است اما به هر حال آقای ظریف یک شخص است و همچون دیگر انسانهای عادی ممکن است در جایی دچار اشتباه و تقصیر شود.

به نظر این مقاله‌اغراق در مدح وزیر خارجه، می‌تواند این فرصت را به تهدید تبدیل کند.‌برخورد با شخصیت‌ها با قاعده صفر و صد صورت می‌گیرد. گاهی یک نفر با لحاظ امتیازات و درخشندگی خاصی آنچنان مورد تمجید و تکریم قرارمی گیردکه نقدش نشاید و دامنش از خطا مبرا و اندیشه اش تقدیس می شود. و گاهی در نقطه مقابل نیز چنان به آنطرف بام غش می‌کنیم که به جفا و ظلم در حق فرد گرفتار می‌شویم.

مردم سالاری در نهایت نوشته: یکی از دام‌ها و تله‌هایی که برای شخصیت‌های موفق در این دیار پهن است، دام نامزدی برای مجلس شورای اسلامی یا ریاست جمهوی است.‌هوای نامزدی ریاست جمهوری همچون پوست خربزه ای است که فرد را در اتوبان تشویق و تمجید‌ها با کله به زمین سرد بی مهری‌ها و تخریب‌ها می‌کوبد. حال مدتی است که در فضای مجازی موجی تحت عنوان کمپین حامیان ظریف راه افتاده است. این حرکت‌در حال رسانه ای کردن زمزمه نامزدی دکتر ظریف برای ریاست جمهوری هستند.

بابک زمانی پزشک و نورولوگ در شرق نوشته: هنوز صبح فرانرسیده است. یک‌بار دیگر اخبار را چک می‌کنم هنوز از نتیجه مذاکرات خبری نیست، اما دوستی مطلبی گذاشته و از دوستان خواسته اظهارنظر کنند، نتیجه چه خواهد بود؟ هرکسی اظهارنظری کرده است؛ یکی بسیار خوشبین است، یکی هم نوشته «صفر- صفر مساوی»، اما یکی از آن خوشبین‌ترین‌ها نوشته «در هرحال نتیجه مذاکرات هرچه باشد، آغاز دوران جدیدی است که لامحاله رو به بهبودی خواهد داشت.»

نویسنده مقاله اضافه کرده: دوران جدید رویای شیرین خواب و بیدارم می‌شود، دورانی که تنها کافی است نام دارو یا آزمایشی از ذهنت بگذرد تا چند روز بعد آن را به عینه و با بهترین کیفیت ببینی، دورانی که هرچه برای کار و آموزش و تحقیق در بیمارستان آموزشی و دولتی نیاز داری به طرفه‌العینی فراهم باشد، دورانی که پزشکان جوان و تازه فارغ‌التحصیل پیرامونت به کار و درمان و تحقیق درست در سطح اروپا و آمریکا مشغول باشند، کاری که زندگی آنان را تامین کند و هیچ دغدغه دیگری جز کار و تحقیق و درمان نداشته باشند.

نویسنده مقاله شرق در ادامه رویای خود نوشته: دورانی که برای استخدام در بیمارستان آموزشی نه‌تنها از استادان ایرانی ساکن خارج که اساسا از بهترین افراد با هر ملیتی می‌توانی سود ببری، دورانی که وقتی یک استاد خارجی را تنها برای یک سخنرانی کوتاه دعوت می‌کنی.

راه‌های مقابله با پیروزی

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم‌سالاری نوشته:‌قرار نبود دولت روحانی به این زودی در دیپلماسی هسته‌ای موفق باشد، این را تجربه برادر سعید جلیلی به بعضی برادران می‌گفت و آنها هم صمیمانه باور کرده بودند... اما با کمال تاسف و تاثر فراوان این اتفاق افتاد و حالا باید به روش‌های دیگری این موفقیت را به حاشیه برد. چنان که تیتر اول روزنامه‌های دوستان دلسوخته در دو روز گذشته چنین است: «توافق ژنو یک ساعت دوام آورد»، «اصرار ظریف، انکار کری»، «انکار دوباره جان کری»

به اشاره این ستون:‌برادرانی که زحمت می‌کشند و این گل‌ها را به خودشان می‌زنند می‌دانند که این حرفها تاثیری ندارد اما چه می‌شود کرد که دلسوخته را باید یک جورهایی خنک کرد . مگر رئیس دولت قبل، چهره محبوب این برادران نگفته بود: آب را همانجایی بریزید که می‌سوزد . این برادران در حال اجرای این تکنیک روی خودشان هستند!

به نوشته طنزنویس مردم سالاری: وزیر نفت باید استیضاح شود. چه معنی دارد که تحریم‌های پتروشیمی بعد از توافق ژنو برداشته شود و هنوز زنگنه وزیر نفت باشد. از کجا معلوم تحریم‌های نفتی هم برداشته نشود. زنگنه برای این وزیر شده بود که تحریم بود و پیش‌بینی می‌شد که نتواند کار نکند.

تهران می‌میرد

Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

سارا غضنفری در گزارشی در تهران امروز با عنوان‌تهران می‌میرد، از بس که جان ندارد نوشته: .پایتخت نفس‌هایش به شماره افتاده است و ابری خاکستری آسمان را پوشانده.ابری که نوید بخش باران نیست،هاله‌ای است از دود و ذرات‌آلوده که در ریه تهرانی‌ها نشسته است و هوا را به مرحله هشدار رسانده است. از اول سال آنقدر تهران به حالت هشدار رسیده که دیگر تعداد دفعاتش از شمارش خارج شده است.

سه‌شنبه، پنجم آذرماه است. آمبولانس ها در سطح شهر می‌چرخند و مردم با ماسکی بر دهان به جنگ غول آلودگی رفته‌اند.سالمندان در خانه ها مانده اند.هوا چنان آلوده است که پای عزت الله انتظامی،آقای بازیگر را هم با مشکلات ریوی به بیمارستان کشیده است.تهران نفس هایش به تنگ آمده است.

گزارشگر تهران امروز از قول دکتر اسماعیل کهرم،مشاور سازمان محیط زیست نقل کرده: اکنون من در ساختمان مرکزی سازمان محیط زیست هستم.باور کنید تا یک کیلومتر بیشتر را نمی‌توانم ببینم. حتی ساختمان‌های بلندمرتبه تا بیست طبقه را در هاله‌ای از مه‌و‌دود می‌بینم. در حال حاضر، روزی ۱۴ نفر بر اثر آلودگی هوا فوت می‌کنند. بارها در فیلم‌ها دیده‌ایم فردی که در خیابان در حال راه رفتن است به یکباره می‌افتد و می آیند و به او کپسول اکسیژن می‌زنند. خب این موضوع روزگاران بدی را در آینده نشان می‌دهد.

سقوط زنان در لیست استخدام

اعتماد خبر داده مجلس هنوز از جنجال تصویب قانون فرزندخواندگی فارغ نشده که طرح جنجالی دیگری را در دست گرفت؛ طرحی که در چند بندش اشتغال زنان را به‌شدت محدود خواهد کرد.

زهره ارزنی حقوقدان به نوشته این روزنامه گفته:‌قوانین بسیاری تصویب می‌شود که دیگر جوابگوی نیاز و موقعیت مردم جامعه امروز نیست. طبق قانون مرد نان‌آور خانواده است. در شرایط واقعی امروز اما جمعیت زیاد زنان سرپرست خانوار و زنان متاهل و مجرد شاغل این قانون را نقض کرده است. تصویب قانونی که زنان مجرد را در آخر اولویت اشتغال و زنان متاهل را هم در اولویت‌های سوم و چهارم می‌گذارد نه‌تنها سنخیتی با واقعیت زندگی اقتصادی مردم ندارد که حتی اهانت به انسانیت و تخصص هزاران زن است.

الهه کولایی هم به اعتماد گفته: برخی نمایندگان فارغ از نظرات کارشناسی تصمیماتی می‌گیرند که اگرچه هدف آن حل یک معضل است اما خود به ایجاد مشکلات دیگر ختم خواهد شد. در ضرورت حل مشکلات مربوط به برهم خوردن موازنه جمعیتی و بالا رفتن سن ازدواج تردیدی نیست اما چنین رویکری در حل مساله سنگ دیگری است بر پای لنگ جامعه زنان.

نبودمون فاجعه، بودنمون امنیته

آیدین سیار سریع در صفحه طنزانه قانون با اشاره به این که یک مقام دانشگاه آزاد گفته دانشجویان ستاره دار و محروم به تحصیل برمی گردند نوشته : آقای رئیس مرکز آزمون! دیگه چی؟ اینها امروز تقاضای تحصیل می‌کنند، فردا با جنس مخالف جزوه رد و بدل می‌کنند، پس فردا هم لابد از دانشگاه غذای خوب و قابل هضم می‌خواهند.

اصلا فکر می‌کنید ما برای چی اینها را محروم از تحصیل کردیم. ما اینها را خانه‌نشین کردیم چون اگر به دانشگاه می‌آمدند (مثل اکثر منتقدان ما) امنیت جانی نداشتند و مردم آنها را به سزای اعمالشان می‌رساندند.

به نوشته این طنزنویس: به ما می‌گویند در دانشگاه فضای امنیتی برقرار کردید. خب چه چیزی از این بهتر؟ در این فضای امنیتی همه خوشحال بودند و احساس امنیت می‌کردند (ولو به زور!) اما حالا چی؟ الان اگر یکی از این دانشجویان خطرناک و ستاره داری که به دانشگاه‌ها برگشته اند اقدام به کشتن و خوردن بقیه دانشجوها بکنند چه کسی پاسخگوست؟

کارتون روز

Image caption کارتون علی جهانشاهی، شرق

مطالب مرتبط