مروز روزنامه های صبح تهران؛ شنبه ۹ آذر

روزنامه های اول هفته تهران گزارش های اصلی خود به ملاقات وزیر خارجه ظریف با علما و مراجع تقلید در قم و تایید این مقامات دینی از مذاکرات هسته ای اختصاص داده اند، همزمان مقالات این روزنامه ها همچنان به گزارش تلویزیونی رییس جمهور روحانی در صد روزگی دولت خود اختصاص دارد‫. در حالی که هواداران دولت سابق همچنان از اشارات رییس جمهور به بدهکاری ها و کمبودهای تحویل گرفته معترض اند، روزنامه های دیگر به دفاع از مصاحبه حسن روحانی پرداخته و ابراز عقیده کرده اند که وی بهتر بود شرایط کشور را صریح با مردم در میان می نهاد تا با شعار وضعیت را پنهان دارد‫.

گزارش هایی از زلزله بوشهر و هم از حضور چند مقام بلندپایه از کشورهای همسایه و بیانیه کشورهای جنوب خلیج فارس در روزنامه های امروز همراه است با ابراز امیدواری به بهبود روابط جمهوری اسلامی با همسایگان خود جمله شیخ نشین های جنوب خلیج فارس‫.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

امیدواری در عین خطر

مسعود سلیمی در سرمقاله جهان صنعت نوشته‫: هنوز مرکب توافق هسته‌ای میان ۱+۵ و ایران خشک نشده که پیامدهای مثبت آن نه‌تنها در ایران بلکه در خاورمیانه خود را نشان داده است. توافق هسته‌ای ژنو جدا از فرصت شش ماهه ای که به دیپلماسی می‌دهد تا با تلاشی مضاعف، توافق بزرگ و نهایی به‌گونه‌ای که منافع ایران از یکسو و خواسته‌های منطقی پنج به علاوه یک را نیز تامین کند به امضا برسد در ذات خود ایران را به‌عنوان یک مهره مهم، یک بازیگر بزرگ در صحنه شطرنج خاورمیانه به رسمیت می‌شناسد.

به نوشته این مقاله‫: آمدن سیاستمداران منطقه در هفته گذشته به ایران و سفرهای وزیر خارجه کشورمان به منطقه به خودی خود، این واقعیت را ثابت می‌کند که بدون حضور فعال ایران، کلاف سردرگم خاورمیانه پیچیده‌تر خواهد شد. چرخش نامنتظره امارات به سوی ایران، بازگشت دوباره ترکیه به دوران همکاری و همفکری با یکی از قوی‌ترین همسایگانش و احساس نیاز به دخالت تهران در حل بحران سوریه توسط غربی‌ها، همه و همه حکایت از این واقعیت دارد که توافق هسته‌ای ژنو تا چه اندازه می‌تواند در یکی از چالش‌برانگیزترین مناطق جهانی نقش سازنده ایران را به نمایش بگذارد.

سرمقاله جهان صنعت در عین حال معتقد است‫: توافق هسته‌ای ژنو در عین حال در ذات خود یک رویداد خطرناک هم می‌نماید چراکه پس از شش ماه اگر دیپلماسی نتواند انگ خود را بر پیشانی مذاکرات آینده بگذارد، پیش‌بینی رویدادهای خطرناک بعدی اصلا کار ساده‌ای نخواهد بود.

حرف های گفتنی و درس های گذشته

علیرضا خانی در سرمقاله اطلاعات با اشاره به انتقادهایی که ازگزارش صد روزه رییس جمهور روحانی در رسانه ها منعکس شده نوشته احتمالاً این بخش‌ها از سخنان روحانی، ناراحتی بیشتر مخالفان دولت فعلی و طرفداران دولت قبل را باعث شده این نکته هاست که دولت قبلی ثروتمندترین دولت تاریخ کشور بود و در ۸ سال بیش از ۷۵۰ میلیارد دلار درآمد داشت، اما بدهکارترین دولت هم بود. حجم نقدینگی در ۸ سال گذشته ۷ برابر شد یا این که دولت قبلی فرصت‌های شغلی زیادی ایجاد کرد اما برای چینی‌ها. در سال ۸۳ به خودکفایی در تولید گندم رسیدیم اما طی ۸ ساله گذشته به شدت به واردات گندم متکی شدیم.

در ادامه این مقاله آمده: اگر رئیس‌جمهوری، حرفی برای گفتن نداشت و گزارشش را صرفاً در محدوده شعارها و وعده‌های تکراری می‌بست، به یقین اعتراضی را بر نمی‌انگیخت چون چشم‌ها و گوش‌ها به ارائه این نوع از گزارش‌ها و همه چیز را خوب و مطلوب نشان دادن عادت کرده است و طبعاً، آدم‌ها در برابر عادت عکس‌العملی از خود نشان نمی‌دهند.

به نوشته سرمقاله اطلاعات: اما وقتی گزارش به جای «شعار»، به «آمار» استناد می‌کند و به جای همه‌چیز را خوب و آرام و همگان را خوشبخت جلوه دادن، سعی می‌کند سختی‌ها و تلخی‌ها را لاپوشانی نکند و مصائب موجود و راه دشوار پیش‌رو را با واقع‌بینی و صداقت به مردم نشان دهد، آن‌گاه است که صاحبان کارنامه‌ها را به عکس‌العمل و جدل بر می‌انگیزد و همین نشان می‌دهد که حرف‌هایی که گفته شد، بسی گفتنی بود.

کدام ممنوع القلم و کدام فضای امنیتی

مصطفی شاه کرمی در مقاله ای با عنوان ممنوع القلم را از کجا آوردید به بخش هایی از سخنان رییس جمهور در گزارش صد روزه دولتش اشاره کرده و نوشته این جمله روحانی به نوعی مقطع غزلی بود که چند روز پیش وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با نام بردن از «نشر چشمه» و برخی دیگر از ناشرانی که به دلیل قانون‌شکنی و عدم تمکین به ارزش‌ها و قوانین جامعه مشمول جزای قانونی شده بودند. برداشتن موانع از سر راه فعالیت دوباره آنها و «روانسازی بسیاری از مقررات دست و پاگیر» از جمله وعده‌ها و نرمش‌های فرهنگی وزیر و رئیس دولت یازدهم به این ناشران است. «کنار زدن فضای امنیتی» و روغن کاری کردن چرخ‌دنده‌های برخی «ممنوع القلم‌ها!» و تبدیلشان به افراد «سریع القلم» و انجام گشایش‌های مفید فایده نیز از دیگر مدعاهای آقای روحانی در حوزه فرهنگ است.

به نظر این روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران بهترین پاسخ به چنین مدعایی سخنان محمدرضا سرشار، رئیس انجمن قلم ایران است که بهتر از هر کس دیگری می‌تواند محل اعتبار و مداقه قرار بگیرد که در پاسخ به برخی شبهات می‌گوید: در این کشور در هشت سال قبل هیچ نویسنده‌ای ممنوع‌القلم نبوده. با تأسف حتی نویسندگانی که سال‌ها از این کشور رفته‌اند و همچنان با رکیک‌ترین سخنان راجع به بزرگ‌ترین شخصیت‌های مملکتی صحبت می‌کنند و کتاب‌هایشان به راحتی منتشر می‌شود که این هم از شگفتی‌های حکومتداری در روزگار ما است.

به گزارش روزنامه جوان سرشار در مورد امنیتی بودن فضای فرهنگی کشور در هشت سال گذشته نیز می‌گوید: ‌ما به عنوان کسی که در سال‌های گذشته به صورت مستقیم با وزارت ارشاد سر و کار داشتیم، هیچ فضای امنیتی ندیدیم. آنچه که انجام شد طبق قانون و در چارچوب قانون بوده و آنچه که اجرا شده اگر زیاد با گشاده‌دستی همراه نبوده، با ‌تنگ‌نظری هم نبوده یعنی فراتر از قانون نرفته‌اند. حالا باید از صادر‌کنندگان خواست که مستنداتشان را درباره فضای امنیتی عرضه کنند.

Image caption تیتر و عکس محمود صادقی در صفحه اول اعتماد

موافقان و مخالفان گزارش صد روزه

سعید لیلاز در مقاله ای در اعتماد نوشته: اگر صرف بازگو کردن وضعیت کنونی اقتصاد ایران که در مصاحبه تلویزیونی هفته گذشته دکتر حسن روحانی، رییس‌جمهوری اتفاق افتاد، چنین لرزاننده بوده است می‌توان حدس زد که ایجاد این وضعیت در طول هشت‌سال تسلط رادیکال‌ها چه جفای نابخشودنی و بزرگی در حق ملت ایران بوده است. این رادیکال‌ها که اخیرا معلوم شده است تفاوت میان «حساب» و «انشا» را نیز به درستی نمی‌دانند و گزارش دقیق رییس‌جمهوری شامل ده‌ها و صدها آمار رسمی و دقیق از اوضاع اقتصادی کشور را لفظ‌پردازی می‌خوانند.

به نوشته این مقاله: رییس‌جمهوری نگفت که پرسروصداترین دولت تاریخ ایران در حوزه عدالت اجتماعی، به طرزی به بی‌سابقه‌ترشدن شکاف طبقاتی افزوده است و مطابق آمارهای رسمی دولتی در تمام سال‌های ۹۰۹ تا ۹۲ جمعا تا سی درصد از قدرت خرید حقوق‌بگیران و به ویژه کارگران کاسته شده است. در سال ۱۳۹۰ که درآمد نفتی کشور به ۱۱۹ میلیارد دلار افسانه‌ای بالغ شد، حداقل دستمزد واقعی کارگران ۱۰.۳ درصد کاهش یافت، شکاف طبقاتی گسترش پیدا کرد و فاصله شهر و روستا، برخلاف همه شعارها روبه‌افزایش گذاشت.

در مورد سرمایه‌گذاری، بهداشت، آموزش و همه دیگر شاخص‌ها نیز مردم عقبگرد و وخامت شدید و سریع را با پوست و گوشت خود لمس کردند. با این‌همه، گفت‌وگوی تلویزیونی آقای دکتر روحانی بسیار امیدوارکننده بود.

این اقتصاددان در مقاله اعتماد تاکید کرده: در طول این مصاحبه، آشکار شد که درست برخلاف رفتار هشت‌سال گذشته، این دولت قصد ندارد تا ابتدا با سیاست‌های پولی انبساطی تورم بیافریند و سپس با تاکید بر واردات ارزان‌قیمت برخاسته از دلارهای نفتی به سرکوب آن بپردازد؛ قصد ندارد تولید داخلی را به پای واردات، قربانی کند؛ بنا ندارد کشور را با شعار و عوام‌زدگی و عوامفریبی اداره کند؛ پای خدا و پیغمبر و ائمه را به اداره کشور و دولت و اقتصاد نمی‌کشاند؛ علم اقتصاد را هم خوب می‌شناسد و هم بنابر آن، این علم را قبول دارد و برای اغراض زودگذر سیاسی بنای انکارکردن و زیرپاگذاشتن آن را ندارد.

فرشاد مومنی در مقاله ای در اعتماد خطاب به رییس جمهور روحانی از گفته وی در این باره که سیاسیون کار خود را کرده‌اند و اکنون نوبت فعالان اقتصادی رسیده انتقاد کرده و نوشته اگر این سخن به عنوان یک باور و بدون برنامه به زبان رانده شده باشد باید صمیمانه و مشفقانه به ایشان گفت که به هیچ وجه مساله به آن سادگی که مطرح شده نیست .دولت نباید فیصله یافتن موقتی ماجرای هسته‌یی را به معنای پایان کار مسوولیت خود و دولت‌شان در عرصه اقتصاد به شمار آورد. واقعیت آن است که سخن راندن درباره اینکه اکنون هم فضایی برای فعالان اقتصادی مهیا شده است از نظر کارشناسی به هیچ وجه سخن دقیقی نیست چرا که هم‌اکنون دولت مداخله‌یی بالغ بر ۷۰ درصد در اقتصاد دارد و به اعتباری راه نفس فعالان اقتصادی توسط مداخله‌های اغلب ناکارآمد آلوده به فساد دولت بسته شده است.

به نوشته این استاد دانشگاه دولت علاوه بر آن مداخله‌های ناکارآمد فساد در اقتصاد بنا بر تعریف متولی نظارت و حمایت بر حقوق قراردادهای منعقده میان فعالان اقتصادی است. در دوره احمدی‌نژاد دولت بی‌سابقه‌ترین بی‌تعهدی‌ها را نسبت به قراردادهای خود اعمال کرده است. بدهی‌های چند ده هزار میلیارد تومانی به انواع و اقسام پیمانکاران طرف‌های قرارداد دولت گواهی بر این موضوع است. بنابراین نه‌تنها مسوولیت دولت خاتمه نیافته بلکه دولت با مهار تنش‌های خارجی باید بیشترین هم و غم خود را مصروف بازگرداندن اعتماد از دست رفته به بخش خصوصی مولد کند.

در ادامه این مقاله یادآوری شده که در اثر سوءتدبیرهای مسوولان پیشین طی هشت سال گذشته در مقایسه با سال پایانی مسوولیت آقای خاتمی گاه کشور شاهد سقوط ۸۰ رتبه‌یی از نظر پاکدامنی اقتصادی بوده است. بر اثر عملکردهای غیرشفاف و غیرکارشناسی و ثبات‌زدای دولت قبلی با ایران هم‌اکنون نیز در ربع پایینی کشورهایی که با بالاترین فساد مالی شناخته می‌شوند قرار دارد. بنابراین طراحی یک برنامه ملی مبارزه با فساد در زمره فوری‌ترین و حادترین و البته ضروری‌ترین برنامه‌های دولت جدید است.

اشکان بنکدار جهرمی در سرمقاله مردم سالاری با اشاره به گزارش صد روزه رییس جمهور نوشته: خطاهایی که در اداره کشور وجود داشت آنقدر فاجعه بار است که بسیاری از منتقدان، شائبه نفوذی بودن بخشی از تیم دولت سابق را مطرح کردند و اعتقاد داشتند این همه تلاش برای نابودی کشور و ایجاد اختلاف عمیق بین نیروهای انقلاب و قوای سه گانه و تحمیل هزینه بر کشور، نتیجه صرفا خطای مدیریتی نیست و چه بسا تعمدی در کار بوده باشد.

به نوشته این مقاله درهشت سال مجلس (جز واکنشهای محدودی در اواخر دولت دهم) اجازه داد که چنین بلایی بر سر کشور بیاید، هشت سال بخش‌هایی از حاکمیت پشت سر آن ماشین عظیم نابودکننده ایستادند و از آن قاطعانه حمایت کردند. گویی هیچ راهی جز تن دادن به فاجعه نبود و آن همه هزینه از آبروی نظام و کشور برای چنان دولت بی‌کفایتی که سراسر عمر خود را در شعار عوامفریبانه افشای نام به زعم خویش غارتگران بیت‌المال صرف کرد ناگزیر شده بود.

در پایان سرمقاله مردم سالاری آمده البته در هر کشوری امکان سوء مدیریت هست، در هر کشوری فساد کم و بیش پیدا می‌شود، اما این که چنین فاجعه‌ای بتواند با این همه وسعت و با وجود هشدارها هشت سال دوام بیاورد و منتقدان هم نتوانند جلوی آن را بگیرند، نکته‌ای است که ناگزیر تحلیل‌ها را به سمت نقد عمیق تری سوق می‌دهد. مطمئناً این که هشت سال مداوم امکان چنین فاجعه‌ای وجود داشته باشد و کسی را یارای پیشگیری از آن نباشد به نقد ریشه‌ای‌تری نیاز دارد. ولی می توان پرسید

آیا سیستم تشدید سانسور که بر رسانه‌ها حاکم گشت در ایجاد آن کابوس هشت ساله نقش نداشت؟

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری در همین باره نوشته‫: هشت سال پیش، روزهای شروع معجزه هزاره سوم، محمود احمدی نژاد که رئیس دولت نهم شد، چشمهایش را بست و دهانش را خیلی محترمانه باز کرد وهر چه دلش خواست درباره دولتهای گذشته گفت . مثلا ششم مهر ۸۴ در قم اعلام کرد که «نمی‌تواند باور کند بعضی اشتباهات ۲۷ سال گذشته غیر عمدی بوده» و در توضیح این اشتباهات خیلی راحت و بدون هیچ سند و مدرکی، به روش معمولش گفت که «مطرح کردند که دولت جمهوری اسلامی چه ربطی به ترویج دین و دیانت دارد»! و با مشت خیلی محکم گفت: «بار تحمل مدیریت‌های غلط، بد عمل کردن‌ها، تصمیمات اشتباه و تورم‌های ناشی از اسراف را باید مردم تحمل کنند».

طنز نویس مردم سالاری اضافه کرده‫: چه اتفاقی افتاده که وقتی رئیس جمهورفعلی با آمار و ارقام، وضعیتی که احمدی نژاد و دولتش بر سر کشور آورده برای مردم توضیح می‌دهد بلافاصله از طرف همین برادران اصولگرا، متهم به «سیاه نمایی» می‌شود؟ احتمالا «سیاه نمایی» همیشه فقط چیزی است که علیه احمدی‌نژاد و دولتش گفته می‌شود، فقط فرهنگستان زبان و ادب فارسی و رئیس محترم آن، همت کنند و این معنی جدید «سیاه نمایی» را ثبت و ضبط و به مردم اعلام کنند!

استقبال از کیهان

در حالی که رسانه های مختلف به انتقاد از تیتر و گزارش آخر هفته روزنامه کیهان پرداخته اند که ابراز عقیده کرده بود که روحانی در زنگ حساب انشا خواند و به جای گزارش به مردم لفاظی کرد، اما روزنامه کیهان مدعی شده که گزارشش با استفبال وسیع مردم روبرو شده است‫. به نوشته این روزنامه‫:

تیتر نخست روز پنج‌شنبه گذشته کیهان با استقبال گسترده در میان مخاطبان روزنامه مواجه شد و در عین حال بازتاب وسیعی در دیگر رسانه‌ها داشت‫. به دنبال انتشار گزارش و تحلیل‌ها، تماس‌های بسیاری از سوی شهروندان با روزنامه انجام شد که اغلب حاکی از استقبال از این عنوان خبری بود و البته برخی از تماس‌گیرندگان نیز اصرار داشتند همچنان به تخطئه دولت قبل بپردازند؛ حال آن که کیهان به درستی پرسیده بود سخنان رئیس جمهور قرار بوده تخطئه دولت سابق به سبک تبلیغات انتخاباتی ۷-۸ ماه پیش باشد و یا ارائه گزارش عملکرد ۱۰۰ روزه دولت جدید؟

کیهان بدون اشاره به نشریات و رسانه هایی که از تیتر و گزارش پنجشنبه این روزنامه استقبال کرده اند نوشته‫: انتشار گزارش و تیتر کیهان در سایت‌های دیگر نیز با استقبال گسترده مخاطبان مواجه شد. از جمله برخی مخاطبان کامنت‌‌هایی از این قبیل را در سایت‌های مختلف گذاشته‌اند؛ «تیتر عالی بود.../ کیهان راست میگه، همش داشت آسیب‌شناسی ۸ سال گذشته رو انجام می‌داد، البته بعضی آمارش هم اشتباه از آب درآمد/ تیتری براساس واقعیت…

بازداشت رئیس‌جمهور سابق

Image caption کارتون محمد طحانی، آرمان

علی‌اکبر گرجی حقوقدان در مقاله ای در آرمان نوشته: از روزی که رئیس‌جمهور سابق در دادگاه حاضر نشد تحلیل‌های مختلفی در نشریات و رسانه‌ها از سوی حقوقدانان و فعالان سیاسی تاکنون منتشر شده است. در قوانین کشور و در زمینه مسئولیت‌پذیری مقامات سیاسی و نهادهای سیاسی به هیچ‌وجه خلأ قانونی وجود ندارد. به تعبیر دیگر نظام حقوقی ایران انواع سازوکارها را برای مسئولیت‌های سیاسی، اخلاقی و قضایی مقامات سیاسی از جمله رئیس‌جمهور پیش‌بینی کرده و وقتی یک شهروند یا یک متهم در هر موقعیت سیاسی و اجتماعی‌ در دادگاه حاضر نمی‌شود، این عدم حضور در حقیقت به نوعی می‌تواند مقاومت در برابر مساله عدالت تلقی شود؛ مگر اینکه عذر بسیارموجهی مانند بیماری یا عدم حضور در کشور را به عنوان علت عدم حضور خود به دادگاه ارائه دهد.

به نوشته این حقوقدان: در صورتی که دادگاه از حضور متهم در جلسات دادرسی ناامید شود و امیدی هم به جلب متهم نداشته باشد قاضی قادر است، به صورت غیابی حکم را صادر کند. حقوقدانان دو راهکار را برای پرونده احمدی‌نژاد در نظر گرفته‌اند؛ جلب متهم، یا ناامیدی از دستگیری و جلب ایشان که منجر به صدور حکم غیابی برای متهم خواهد شد.

مقاله آرمان به این جا رسیده که: درباره پرونده احمدی‌نژاد مهم‌ترین مساله این است که در صورت صدور حکم از سوی دادگاه آیا رای صادره اجرا خواهد شد یا خیر؟! باید اذعان کرد مساله‌ای که در بسیاری از موارد دغدغه شهروندان ایرانی محسوب می‌شود، اجرای احکام است.

طنز توافق های هسته ای

مهرداد نعیمی در راه به فنا رفتن توافقات ژنو نوشته: برای کشوری مثل ما که آدم‌ها حتی موقع رفتن به قرار عاشقانه هم نیم ساعت تاخیر دارند، به فنا دادن تمام توافقات هسته‌ای، نیم‌ساعت هم نیاز ندارد. به همین دلیل ما نشستیم و به روش‌های از بین رفتن توافقات فکر کردیم که البته خیلی پاره بود، اینها فقط سه‌‌پاره از آنهاست.

طنزنویس صفحه طنزانه قانون اضافه کرده: به نظرم اینها همش یه بازیه که مثلا به ما نشون بدن اوضاع داره خوب میشه، درحالی که این ظریف تابلوئه که داره بکوب می‌خونه برای ریاست جمهوری، مگه خودِ روحانی هشت سال پیش مسئول مذاکرات هسته‌ای نبود؟ دیدی؟ ظرفیت‌های آقای جلیلی هم که هنوز یادته؟ هوم؟ پس حتی اگه واقعا اوضاع مملکت عالی بشه و همه چیز مجانی بشه و قیمت دلار هم برسه به هفت تا تک تومن، نباید گول این بازی‌ها رو بخوری.... وای... مُردم از شدت روشنفکری.. من چرا نرفتم تحلیلگر سیاسی بشم؟ واقعا حیف و میل شدم... شما پیاده می‌شید؟ میشه صدهزار تومن.... چی؟ سه‌هزار تومن؟ نه جانم نرخش همینه که من میگم... شما انگار یک ساله سوار تاکسی نشدیا…

شهرام شهیدی در طنز امروز اعتماد با اشاره به این که توافقنامه ژنو شش ماهه است و بعد باید پیشنهاداتی داد نظر هر یک از رجال را فرض کرده. از جمله:

Image caption کارتون احسان گنجی، شرق

احمدی‌نژاد: بسته پیشنهادی من این است که مرا به عنوان مدیر جهان انتخاب کنند که من حین مدیریت جهانی خودم بسته بدهم. خودم بسته را باز نکرده پس بفرستم. خودم قطعنامه‌دان‌های پاره شده را ترمیم کنم و دوباره در مدار صدور قطعنامه قرار دهم و خودم بسته را بدهم لولو ببرد.

محمد خاتمی: بسته پیشنهادی باید صوتی باشد که نمادی از گفت‌وگو است و من پیشنهاد می‌کنم به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی، فرانسه، روسی، اسپانیایی، آلمانی، چینی و ایتالیایی قرائت شود که همه بدانند گفت‌وگو چه اثرات گوهرباری در زندگی بشر دارد.

قالیباف: بسته پیشنهادی ندارم یره اما گاز‌انبر پیشنهادی دارم که لای گل و گیاه قایم کردم. به کارت میه‌؟

عارف: خدایی‌اش سه‌شنبه شب ما اگر می‌رفتیم شهربازی سوار ترن وحشت می‌شدیم کمتر می‌ترسیدیم تا نشستیم گزارش روحانی از چیزی که تحویل گرفته را گوش دادیم. خیلی خوشحالم مملکت به من تحویل داده نشد. همان جا به ذهنم خطور کرد بسته پیشنهادی ما معکوس بسته پیشنهادی محمود باشد.

جلیلی: بدون هیچ دلیلی از ایشان برنامه نخواستیم. زور که نیست.

مطالب مرتبط