مرور روزنامه های صبح تهران؛ یکشنبه دهم آذر

روزنامه های امروز صبح تهران همچنان درباره نتایج توافق نامه ژنو نوشته و در نقدهایی به کارنامه دولت از جمله قانون شهروندی را که امروز در مجلس مطرح خواهد شد به باد حمله گرفته اند‫.

اظهار نظر وزیر خارجه سابق و رییس سازمان انرژی اتمی درباره توافق نامه ژنو که به نظر او می شد بهتر تهیه کرد و اظهار نظر اصلاح طلبان درباره صد روزه اول دولت روحانی از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست که مصاحبه رییس دولت را با روزنامه فایننشیال تایمز با اهمیت دیده و درصفحات اول خود نقل کرده اند‫.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

رهایی از اندیشه جنگ و اغراق در اهمیت توافق ها

لطف‌الله میثمی در مقاله ای در شهروند این سوال را مطرح کرده که چرا مذاکرات ژنو موفق بود؟ و خود جواب داده: آمریکا و مردم آن کشور از هر نوع جنگی یعنی چه حق و چه باطل خسته شده‌اند. ریشه‌ این خستگی هم به (جنگ) ویتنام، حمله به افغانستان، حمله به عراق، حمله به لیبی و جنگ‌هایی از این قبیل برمی‌گردد که همه کارشناسان این جنگ‌ها را اشتباه دانسته‌اند. بنابراین در آمریکا مردم ضدجنگ شده‌اند.

به نظر این فعال سیاسی در داخل ایران هم بعد از این ۳۴ سال ملت دیگر جنگ نمی‌خواهند و می‌دانند که جنگ الکترونیکی به نابودی ۲ طرف منجر می‌شود و بردی ندارد. با علم بر این مطالب می‌توان نگاهی به انتخابات ۱۳۹۲ و تاثیر آن در این مذاکرات داشت چرا که انتخابات ما خط اعتدال را دنبال می‌کرد و در نهایت مسیر اعتدال نتیجه انتخابات شد. بنابراین از آن‌جایی که به نتیجه رسیده بود که نمی‌توان از طریق جنگ کاری پیش برد، پای میز مذاکره نشست.

مقاله شهروند با اشاره به آن چه در هشت ساله گذشته در کشور رخ داده نوشته در این شرایطی که در چاه استراتژیک افتاده‌ایم این مذاکره گام موثری به نظر می‌رسد. اگر از اندیشه جنگ رها شویم و نگران جنگ نباشیم، همه درآمدهای کشور صرف عمران و آبادی خواهد شد.

محمد اسماعیلی در مقاله ای در جوان علت توجه داخلی و جهانی به توافق های ژٰنو را در این دانسته که بخش قابل‌توجهی از جامعه- با عملیات روانی یک طیف سیاسی نشانه‌دار- به این باور رسیده اند که مشکلات اقتصادی و معیشتی موجود، می‌تواند با نتیجه بخش بودن مذاکرات و حتی مذاکره مستقیم با امریکا روی آرامش به خود بگیرد و از سوی دیگر بسیاری در جامعه جهانی به انتظار نشسته‌‌اند.

روزنامه سپاه پاسداران با انتقاد از این رفتار هواداران دولت و اصلاح طلبان حساسیت مذکور در نزد افکارعمومی داخلی، با توافقات ژنو۳ شکل آشکارتری هم به خود گرفت و پس ازگذشت روزها از رسانه‌ای شدن بیانیه اقدام مشترک ایران و ۵+۱ هنوز به قوت خود باقی است به شکلی که اصل موضوع مذاکرات ایران با طرف غربی تحت‌الشعاع قرار گرفته و قضاوت‌های نادرست و غیر‌مستند که جای آن را پر کرده است.

به نظر روزنامه جوان این اغراق ها در حالی است که توافقنامه ژنو نه قرارداد ترکمنچای بود و نه فتح الفتوح، و تیم دیپلماسی باید «دشمن شناسی» را چاشنی رفتار خود کند، چرا که به آمریکا و غرب اعتمادی نیست.

Image caption کارتون حسین کشتکار، جوان

کارخانه قهرمان‌سازی

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: تا حالا مشکلمان این بود که حافظه تاریخی نداریم، اما بعد از جریان مذاکرات «ژنو» مساله این شده که نه‌تنها حافظه تاریخی نداریم که حتی آدم‌ها را با هم اشتباه می‌گیریم. یعد از ژنو۳ جواد ظریف را صدا می‌کنند مصدق. البته شبیه هم هستند. جفتشان هم کم‌مو هستند هم دکتر. اما اگر قرار بود هر دکتر کم‌مویی را مصدق صدا کنیم که ثبت‌احوال دچار مشکل می‌شد. بعد هم حالا ظریف یک کار ظریفی کرده، یعنی باغچه را شخم‌زده، دانه را کاشته، اما شش‌ماه طول می‌کشد ببینیم چه گلی کاشته.

به نوشته ستون از هر نظر بی ضرر: اگر جزییات توافق را با درنظرگرفتن اینکه چقدر رسیدن به توافق پس از دیپلماسی ناجور گذشته و نتایج و تحریم‌های حاصل از آن سخت بوده، بررسی کنیم متوجه می‌شویم درست است که بعد از «ژنو»، «خوش‌وقت» هستیم اما «خوش‌بخت» نشدیم هنوز. یعنی به قول شاعر زندگی حرکتی است در چرخه‌دوار و معلوم نیست توی شش‌ماه پیش‌رو چندتا قل ‌می‌خوریم و چطوری به نتیجه می‌رسیم.

در ادامه ستون طنز شرق آمده: بعضی دلاوران کاری را که ظریف کرد به‌عنوان «ظرافت قرن» نام نهاده‌اند. مثل گلی که حمید استیلی به آمریکا زد و گفتند «گل قرن» را زده.

مثلا می‌گفتند احمدی‌نژاد امیرکبیر یا مصدق زمان است. حالا تنها شباهت احمدی‌نژاد با امیرکبیر و مصدق این بود که اصلا شباهتی به‌هم نداشتند. خود من، اگر خالکوبی کنم بهم بگویند جهان‌پهلوان تختی بامزه است، اما وقتی بروم روی تشک و دور تشک بدوم که ضربه فنی نشوم، آدم نظرش نسبت به تختی هم عوض می‌شود.

خودرو سازی با کمک اروپایی ها

نرگس رسولی در گزارشی در اعتماد نوشته:روز گذشته بزرگان دولتی در کنار مدیران و نمایندگان صنعت خودروی خارجی و داخلی گرد هم آمدند.

تا با کورسوهای امیدی که بعد از برداشته شدن تحریم‌های شش ماهه ایران در پی توافق ژنو صورت گرفته برای صنعت خودرو تصمیمات جدید بگیرند و به‌گونه‌یی دیگر برای سرمایه‌گذاران و برندهای خودرویی مطرح دنیا فرش قرمز جدیدی را پهن کنند.

به نوشته این گزارش: صنعت خودرو که با خود هزاران شغل را ایحاد می‌کند طی یکی، دو سال گذشته پس از تحریم‌ها شرایط متفاوتی را گذرانده است روزگاری بود که برندهای مطرح فرانسوی و کره‌یی برای کسب بازار ایران با یکدیگر رقابت می‌کردند تا این که یکی‌یکی ببعد از تحریم از بازار ایران رفتند و داخلی‌ها ماندند و بازاری که هر روز بیشتر از دست‌شان خارج شد و حتی نتوانستند میزان تولید خود را که به مدد حضور خارجی‌ها در حد قابل توجهی بالا رفته بود حفظ کنند. کار به جایی رسید که طی شش ماه تولید خودرو بیش از ۵۰ درصد کاهش یافت و خطوط تولید بودند که یکی بعد از دیگری از خط خارج می‌شدند.

به گزارش اعتماد: حال با برداشتن تحریم‌ها شرایط متحول شده است و باید مدیران خودرویی انگ‌هایی که تاکنون زده‌اند را به گونه‌یی مدیریت کنند تا بعد از توافق ژنو بازار خودرو در یک بازده زمانی مناسب به شرایط حداقل دو سال گذشته بازگردد. بر این اساس مردان خودرویی خوشحال از توافقات ژنو همایش بین‌المللی خودرو را با حضور برندهای مطرح دنیا برگزار کردند تا باز شرایط توافقات و همکاری‌های جدید را باز کنند و غول‌های اروپایی و امریکایی و آسیایی در فرصت مغتنم پیش آمده دوباره شانس خود را به آزمون بگذارند.

این همه برای هیچ

کامبیز نوروزی در مقاله ای در شرق در انتقاد از قانون شهروندی که امروز قرارست در مجلس بررسی شود نوشته: ما در نقطه صفر نیستیم. از عمر نظام حقوقی رسمی در ایران ۱۰۷ سال می‌گذرد. در طول این مدت علاوه بر دو قانون اساسی ، قوانین عادی متعددی از تصویب قوه قانونگذاری کشور گذشته و قدرت یافته است. بخش‌های زیادی از این مجموعه قوانین عظیم، راجع است به «آنچه به حقوق شهروندی» نامیده شده است. یعنی حق‌هایی که شهروندان بر عهده دولت دارند و قانون آنها را به رسمیت شناخته است.

به نظر این حقوقدان آن چه در لایجه حقوق شهروندی که دولت روحانی تهیه کرده آمده است تکرار همان هاست که در قوانین هست اما به صورت مقاله که اختصار و قاطعیت قانونی ندارد. در حالی که در نظام حقوقی کشور تقریبا اکثریت قریب به اتفاق آنچه در دنیای امروز به‌عنوان حقوق شهروندی شناخته می‌شود به رسمیت شناخته شده است. اما بحث بر سر آن است که در موردی، کم یا زیاد، این حقوق به اجرا درنمی‌آیند یا اجرای آنها ناقص بوده و با اختلالاتی مواجه است.

مقاله شرق در نهایت نوشته: دولت، نمی‌تواند خود عامل نظارتی حقوق شهروندی باشد؛ زیرا در موضوع حقوق شهروندی، از حیث نظری، هسته کانونی بحث عبارت است از طرفیت دولت و شهروند، حتی اگر برای نظارت بر اجرای حقوق شهروندی هم سازمانی دولتی تاسیس شود، بدون نظارت عمومی، کاری از پیش نمی‌رود و نظارت عمومی محقق نمی‌شود مگر آنکه اولا گردش آزاد اطلاعات، ثانیا آزادی رسانه‌ها و ثالثا تشکیل و توسعه و استقلال نهادهای مدنی محقق شود.

Image caption کارتون محمود نظری، جام جم

مشکلات ایدزی ها

جام جم درگزارشی میدانی درباره ایدز و شیوع آن در کشور نوشته صادق بودن برایمان گران تمام می‌شود، این حرف دل خیلی از بیماران مبتلا به ایدز است که اگر پای درد دلشان بنشینید، دوست ندارند به دلایل متعدد، اسم و تصویرشان در رسانه‌ها منتشر شود. حتی چند سال قبل وقتی عکاس روزنامه می‌خواست تصویری از پشت سر یکی از بیماران بستری در بیمارستانی در تهران ثبت کند، آن بیمار اجازه نداد و می‌گفت که احتمال دارد بعضی از اقوامش، با همین عکس پشت سر، او را بشناسند و به همه فامیل بگویند که «فلانی ایدز گرفته است.»

گزارشگر روزنامه پرسیده چرا پس از گذشت بیش از ۲۶ سال از ثبت اولین بیمار مبتلا به ایدز در ایران، هنوز بسیاری از بیماران مبتلا به ویروس HIV از گفتن نام بیماری‌شان ابا دارند؛ به گونه‌ای که حتی برخی از آنها درباره نوع بیماری‌شان به پدر و مادرشان هم چیزی نگفته‌اند. پاسخ این سوال را باید در فرهنگ رایج جامعه در برخورد با این بیماران جستجو کرد.

جام جم در نهایت نوشته: نبود مراکز درمانی مجهز در همه شهرهای کشور، خدمات محدود بیمه‌ها، مراجعه‌نکردن عمدی به مراکز درمانی و مهم‌تر از همه انگی که به این بیماری زده می‌شود، سبب شده است بسیاری از بیماران مبتلا به ایدز تحت پوشش درمان قرار نگیرند؛ طوری که به گفته مقامات پزشکی، تنها حدود ۱۰ درصد از کل مبتلایان به ایدز در کشور، تحت پوشش درمان قرار گرفته‌اند.

درباره ممنوع القلم ها

یک روز بعد از مقاله روزنامه جوان که در آن نویسنده ای نوشته بود کدام ممنوع القلمی و کدام فضای امنیتی در فرهنگ، فضل الله یاری در سرمقاله ابتکار نوشته پس از سخنان اخیر رئیس جمهور درباره ممنوع القلم ها ، بلافاصله وارد گود شد و گفت که کدام فضای امنیتی؟ کدام نویسنده ممنوع القلم؟ ایشان که در طول سال‌های فعالیت شان هیچ گاه به مانعی برای نشر کتاب‌های خود بر نخورده اند و گاه از رسانه‌های ملی کشور نیز برای ارائه آثار خود سود برده اند، گویی همه اهل قلم را در خود و دوستان خود خلاصه کرده اند و آزادی‌ها و امکانات شان را به همه اهالی فرهنگ تعمیم داده و نتیجه گرفته اند که در هشت سال گذشته، نه محدودیتی وجود داشت و نه ممنوعیتی.

Image caption کارتون هادی حیدری، شرق

به نظر نویسنده این مقاله: این افراد اعطای رانت‌های عجیب و غریب به دوستان خود در حوزه‌های تئاتر و سینما و ادبیات را ملاک قرار می‌دهند و فریاد بر می‌آورند که ببینید خیلی هم به اهالی فرهنگ توجه شده است. از همین منظر خود را محق می‌دانند که به مسئول اجرایی کشور بتازند که چرا سیاه نمایی می‌کنی ؟ کدام فضای امنیتی؟ کدام توقیف؟ کدام محدودیت؟ و چند کدام دیگر..

سرمقاله ابتکار در نهایت نوشته: این در حالی است که در حداقل هشت سال گذشته نویسندگان و شاعران متعددی بارها با انتشار نامه، مصاحبه و در خواست‌های کتبی وشفاهی به توقیف چندین ساله کتاب‌های خود، به لغو مجوز کتاب‌های چند بار چاپ شده، به درخواست‌های عجیب و غریب ممیزان برای حذف بخش زیادی از کتاب‌های خود و ده‌ها مانع دیگر بر سر راه انتشار آثارشان اعتراض کرده اند. اضافه کنید لغو مجوز برخی از ناشران را ( که بعداً مشخص شد مستند قانونی نداشته است ) به دلیل انتشار برخی از کتاب‌ها.

نابودی آمریکا به دست اوباما

آیدین سیار سریع در صفحه طنزانه قانون با اشاره به این که یک روزنامه کویتی نوشته اوباما تمایل دارد اواسط سال ۲۰۱۴ به تهران سفر کند از زبان یک تندرو منطقی نوشته: آمدن آقای اوباما، این مرد محترم جنایتکار به ایران، بهترین فرصت برای نابودی آمریکا‌ست. ما می توانیم اوباما را توجیه کنیم که آمریکا‌ خوب نیست و جنایتکار است، او هم آدم منطقی ای است، قبول می کند. بعد اوباما می گوید اگر من به شما برای نابودی آمریکا‌ی جهانخوار کمک کنم آنوقت دیگر نمی توانم به آمریکا‌ برگردم و باید با همین کت و شلوار در ایران بمانم، بعد ما می‌گوییم اصلا نگران نباش. ما اینجا لباس راحت داریم، هر وقت خواستی بهت می‌دهیم. اوباما هم با خوشحالی قبول می کند و سپس با مشت‌های گره کرده می‌گوید مرگ بر آمریکا‌ و آماده کمک به ما در جهت نابودی آمریکا‌ می شود.

به نوشته این طنزنویس یک تندروی غیرمنطقی با شنیدن این صحبت‌ها چیزی نگفت. فقط پرید توی بغل نتانیاهو، بعد از نیم ساعت که با هم گریه کردند با بمب دست ساز توی بغل هم به دیار باقی شتافتند.

مطالب مرتبط