آرزوهای سرخ ایرانیان مهاجر به شوروی در 'به عبارت دیگر'

عطا صفوی
Image caption آقای صفوی سال‌های جوانی خود را در اردوگاه‌های کار اجباری گذراند

زندگی پرماجرای دکتر عطا صفوی، پزشک جراح ایرانی که نزدیک به یک دهه از زندگی خود را در شرایط طاقت فرسای اردوگاههای کار شوروی گذراند و توانست از آن جان سالم به در برد، موضوع یک فیلم مستند است که مصاحبه اصلی آن چندی پیش از مرگ آقای صفوی با بی بی سی فارسی انجام شده بود.

آقای صفوی که در اوان جوانی از طرفداران حزب توده ایران بود و به گفته خودش، با امید به تحصیل و آینده بهتر به طور غیرقانونی به شوروی رفته بود.

او در همان لحظه ورود، دستگیر و در ترکمنستان به دو سال زندان و کار در کارخانه آجرپزی محکوم شد.

پس از مدتی او و سه همراهش مجددا محاکمه و به جرم جاسوسی برای ایران و انگلستان به ۱۰ سال زندان در اردوگاههای کار اجباری در مناطق قطبی شوروی محکوم شدند. صفوی می گفت در همان لحظه دستگیری در مرز، باور خود به دولت شوروی و تفکر لنینیستی را از دست داد. با این وجود او تقریبا تمام عمر خود را در تاجیکستان ماند. تنها بعد از فروپاشی شوروی او نزدیک به یک سال به ایران رفت و تلاش کرد بعنوان پزشک کار کند ولی سرخورده بازگشت. او بیش از چهار سال آخر عمرش را هم در تورنتوی کانادا گذراند.

فیلم "آرزوهای سرخ" روایت سرنوشت جانکاه آقای صفوی و چشم دیده هایش از ستمی است که بر او و میلیونها انسان دیگر در زندانها و اردوگاههای کار استالینی رفته بود. گفته های این قربانی سیاست های استالینی با تحلیل های تورج اتابکی، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران و از مدیران پژوهشکده موسسه بین المللی علوم اجتماعی در آمستردام، و تصاویری تکان دهنده از اردوگاههای کار اجباری همراه است.

این فیلم در عین حال نگاهی است به شرایط و سرنوشت کمونیست های ایرانی مهاجر در شوروی. یادمانده های صفوی گویی بازگوی برزخی بین شیفتگی و نفرت از شوروی است که شماری از ایرانی های کمونیست دهه ها در آن گرفتار بودند.

در ماههای گذشته که خبرهای زیادی از غرق شدن شماری از پناهجویان ایرانی در آبهای بین اندونزی و استرالیا منتشر شد و وضعیت دشوار بسیاری از آنها که در این راه جان یا زندگی باختند به گوش همه رسید، بار دیگر موضوع مهاجرت ایرانیها که در سه دهه گذشته شدت چشمگیری یافته، به موضوع بحث های رسانه ای تبدیل شد.

مهاجرت موضوعی است قدیمی با علت های گوناگون اقتصادی، اجتماعی، دینی، قومی و البته سیاسی. اما بخش بزرگی از مهاجرت ایرانیها در صد سال گذشته یا کاملا سیاسی است یا حداقل ریشه در سیاست های اعمال شده در کشور و تغییرات اجتماعی همراه با آن دارد. به همین دلیل شاید مهاجرت این گروههای سیاسی بسیار بیشتر از گروههای مهاجر با ریشه های اقتصادی (مثلا در کویت، عراق و امارات) بررسی و نوشته شده باشد. در این میان به نظر می رسد که مهاجرت در زمان جنگ سرد در بسیاری موارد مهاجرین را با روح خشن آن دوران مواجه کرده است.

عده زیادی در دهه‌های گذشته برای خروج از ایران و رسیدن به سرزمینی که آنها را در خود بپذیرد، دشواری های زیادی کشیده و هستی خود را از دست داده اند، اما برخی از مهاجران هم به موقعیت بهتری دست یافته اند. بخصوص در آمریکا و بعضی از کشورهای اروپایی، ایرانی ها توانسته اند در جوامع مهمان ریشه بدوانند و موقعیت های اجتماعی قابل توجهی به دست آورند. حتی کسانی که امروز در آن جوامع از موقعیتی قابل توجه برخوردار نیستند، با رسیدن به آن کشورها و استفاده از حق پناهندگی توانسته اند امکانات حداقلی برای زندگی خود و خانواده خود فراهم آورند، اگرچه شاید به آرزوهایی که داشتند، نرسیده اند.

Image caption بسیاری از فراریان به شوروی تا پایان عمر در حسرت بازگشت به وطن ماندند

موج بزرگ مهاجرت از ایران در دهه های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی در اثر تغییرات اجتماعی وسیع در کشور شروع شد، با وقوع انقلاب اسلامی سال ۵۷ شدت گرفت و با سرکوب های سیاسی بعد از آن و شروع جنگ عراق و ایران به اوج خود رسید و تا امروز ادامه دارد.

اما پیش از این دوران، موج وسیع دیگری از مهاجرت سیاسی در ایران شکل گرفته بود که مقصد آن شوروی بود. این موج مهاجرت از یک طرف با سرکوب های سیاسی کمونیست های ایرانی مرتبط بود و از طرف دیگر با شیفتگی پیروان این اندیشه که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را میعادگاه فرودستان و حکومت آنرا حکومت برخاسته از اقشار فقیر جامعه و حامی تهی دستان جهان می دانستند و می خواستند از امکانات آن دولت و آن کشور برخوردار شوند.

بخشی از مهاجرت این ایرانی های کمونیست که به میعادگاه خیالی خود رفتند پیش از جنگ جهانی دوم صورت گرفت و بخشی از آن پس از جنگ و با شکل گیری حزب توده ایران و تقابلش با حکومت محمد رضا شاه پهلوی انجام شد.

اگرچه می توان کمونیست‌های مهاجر ایرانی در اتحاد شوروی را هم به دو بخش موفق و غیر موفق تقسیم کرد، اما شمار ناکامان بسیار بیشتر از آنانی است که در هرم قدرت آن کشور، حتی در سطوح پایین پذیرفته شدند. حتی افراد درجه بالای حزبی هم در بهترین دوره شوروی به مقامی خاص در آن سیستم نرسیدند، اگرچه از امکانات بسیار بهتر حقوقی و رفاهی نسبت به اعضای ساده برخوردار بودند.

به عنوان یکی از نمونه های معدود افراد موفق ایرانی در شوروی، شاید بتوان به شاعر سرشناس ابولقاسم لاهوتی اشاره کرد که تا حد وزارت در جمهوری تاجیکستان صعود کرد (گفته می شود به دلیل روابط نزدیک با استالین)، اگرچه او هم در زمان های مختلف بالا و پایین سیاست های استالینی را تا زیر پوست احساس کرد.

حتی مقامات بلند پایه فرقه دموکرات آذربایجان که بعد از سال ۱۳۲۴ به شوروی و عمدتا به جمهوری آذربایجان رفتند، در آنجا به شغل های مهم دولتی دست نیافتند.

اما به نظر می رسد که مهم تر از همه اینها، این واقعیت تلخ تاریخی باشد که برخی از این ایرانی های با تمایلات کمونیستی به تیغ همان اندیشه ای گرفتار شدند که خود طرفدار آن بودند. توده بزرگی از ایرانی های انقلابی و کمونیست یا متمایل به سیاست شوروی که خود را به خاک آن کشور رساندند، هنوز پایشان به آن خطه نرسیده با واقعیاتی خشن تر از آنچه از ایران آن زمان می شناختند روبرو شدند.

بودند کسانی مانند احسان الله خان دوستدار از سران جنبش جنگل، یا آوتیس سلطانزاده از رهبران برجسته حزب کمونیست ایران که حتی مشمول تصفیه های خونین استالینی در دهه سی شدند و با وجود اعتقاد پایدار به تفکر چپ و میل به یاری رساندن به حکومت شوروی، با فرمان سرجوخه های ارتش سرخ به خون خود غلطیدند، بدون آنکه بفهمند چرا حکومت استالینی آنها را تحمل نمی کند.

زندگی عطا صفوی هم در همین چهارچوب جای می گیرد. او به قصد تحصیل به طور غیر قانونی به شوروی رفت به این خیال که به دلیل توده ای بودن با آغوش باز رفقای روسش روبرو می شود و پس از پزشک شدن به ایران باز می گردد. اما زندگی او با پاگذاشتن به خاک شوروی زیر و زبر شد و در اوان جوانی سر از اردوگاههای کار سر در آورد.

آقای صفوی یکی از معدود شاهدان ایرانی این اردوگاهها بود که یادمانده های خود را به یاری اتابک فتح الله زاده منتشر کرد و نسل های بعد را با درد و عذاب جسمی و روحی که او و همفکرانش در آن شرایط بناحق متحمل شدند و تا پایان عمر با خود داشتند، آشنا کرد. به گواهی عطا صفوی او و بسیاری از کمونیست های ایرانی ساکن شوروی آرزوی بازگشت به وطن را همیشه با خود داشتند.

فیلم "آرزو های سرخ" تنها می تواند از سرنوشت تلخ صفوی و دیگر همفکرانش که گرفتار سیستم استالینی شدند را منعکس کند.

فیلم "آرزو های سرخ" برای اولین بار روز سه شنبه ساعت ٦:٣٠ بعد از ظهر به وقت تهران از تلویزیون فارسی بی بی سی پخش می شود.