پلاسمای خون مردم ایران؛ یکی از سالم‌ترین و غنی‌ترین پلاسماهای دنیا

Image caption تهران سه هزار اهداکننده پلاسما دارد

با اینکه پلاسمای دریافتی از خون مردم ایران یکی از سالم‌ترین و غنی‌ترین پلاسماهای دنیا از نظر پروتئین‌های لازم است، اما بدلیل تحریم‌ها، تامین قطعات و کیت‌های مورد نیاز با دشواری روبرو شده و در حال حاضر کمبود پلاسما به حدود ۶۵۰ هزار لیتر در سال می‌رسد.

تقریبا سی سال پیش بود که هم پزشکان و هم مردم با بیماری جدید و ناشناخته‌ای مواجه شدند که درمانی برای آن وجود نداشت. نام ایدز بر سر زبان‌ها افتاد و تنها راه متوقف کردن ویروسِ دائم در حال تغییر نه دارویی بود و نه واکسنی، مهمترین راه پیشگیری بود، از راه اطلاع رسانی و آموزش.

از این رو از بیست و پنج سال پیش (۱۹۸۸) روز اول دسامبر (دهم آذر) به عنوان روز جهانی ایدز نامگذاری شده است. در چند سال گذشته در ایران برای آگاهی رسانی بیشتر هفته‌ای برای این موضوع برگزار می‌شود.

اما زمانی که مردم ایران برای اولین بار از حضور این ویروس در کشور مطلع شدند سال ۱۳۶۵بود، اولین بیمار شناخته شده یک کودک شش ساله مبتلا به هموفیلی بود که فراورده‌های خونی آلوده دریافت کرده بود.

در آن زمان بسیاری از بیماران هموفیلی که بصورت ارثی دچار نبود، کمبود و یا نقص عملکرد فاکتورهای انعقاد خون هستند و باید دائما داروهای مشتق از پلاسما و سایر فرآورده های خونی دریافت کنند، با تزریق فاکتورهای انعقاد خون شرکت "مریو" فرانسه، به ایدز و هپاتیت مبتلا شدند و درگذشتند.

گناه ابتلای این بیماران به ایدز به گردن سازمان انتقال خون انداخته شد. این سازمان در پیامی که امسال منتشر کرد از آن سالها بعنوان "سالهای سیاه" یاد کرد.

سالهایی که بجای استفاده از "داروهای پلاسمائی آلوده" از اصلاح "خونهای آلوده" استفاده شد و سازمان انتقال خون "ناجوانمردانه با تحریف حقایق و فضاسازی رسانه‌ای" متهم شد؛ در حالیکه سهم محصولات داروئی پلاسمائی انتقال خون در آن مقطع زمانی کمتر از حدود ۱۰ درصد سهم بازار بود و ۹۰ درصد آن از طریق واردات تأمین می شد."

بعد از آن "سال‌های سیاه"، برای اینکه صنعت جمع آوری پلاسما و تهیه داروهای مشتق از آن بومی شود و بیماری‌ها از سایر کشورها وارد ایران نشود، شرکت " بیو دارو" در سال ۱۳۸۲ تاسیس شد.

این شرکت را شرکت "داروپخش" با همکاری شرکتهای "بیوتست" و "ادونسد پلاسما" ی آلمان تاسیس کرد و با ترکیب "بیوتست" آلمان و "داروپخش" ایران آن را "بیو دارو" نامگذاری کرد.

هدف جمع آوری پلاسمای انسانی سالم و تولید داروهای تخصصی مشتق از پلاسما با بالاترین استانداردهای جهانی بود، با شعار "پلاسمای ایرانی برای بیمار ایرانی."

مرکز اهدای پلاسمای "بیودارو" در حال حاضر با استانداردهای تببین شده و بازرسی‌های سالیانه، تنها مرکز مورد تأیید کشورهای اروپایی در زمینه اجرای تست‌های مربوطه و ارسال پلاسمای سالم و بدور از هرگونه آلودگی به خاک اروپا است.

این مرکز با استفاده از روش نوین پلاسمافرزیس، پلاسما را جمع آوری می‌کند. در این روش از هر اهداء کننده، حدود ۶۰۰ الی ۷۰۰ سی سی پلاسما بدست می‌آید.

براساس استانداردها، یک فرد در ایران میتواند ۲۴ بار در سال، در کشورهای اروپایی ۳۶ تا ۴۸ بار در سال و در ایالات متحده آمریکا هر سه روز یک بار پلاسمای خود را اهداء کند.

Image caption فرم عضویت آنلاین برای اهدای پلاسما

پلاسمای اهدایی باید از سلامت کافی برخوردار باشد بنابراین اهداء کنندگان از نظر میزان پروتئین خون، ایمونوگلوبولین جی، ابتلا به هپاتیت بی و سی، ایدز، سفلیس، تبخال و اختلال آنزیم‌های کبدی آزمایش می‌شوند.

این آزمایش‌ها در هر نوبت که اهداء کننده مراجعه می‌کند بر روی نمونه پلاسما مجدداً تکرار می‌شود.

از این رو اهدای پلاسما برای فرد اهداء کننده نیز مزایایی دارد که میتوان به کنترل‌های بهداشتی و پزشکی روتین و انجام آزمایشات اشاره کرد.

هر دو طرف ایرانی و آلمانی تستها و بررسی‌های مربوطه را از زمان دریافت پلاسما تا زمان تولید دارو تکرار می‌کنند تا از سلامت پلاسمای دریافتی مطمئن شوند.

پلاسمای دریافتی از خون مردم ایران یکی از سالم‌ترین و غنی‌ترین پلاسماهای دنیا از نظر پروتئین‌های مربوطه است.

در ایران تأسیس پالایشگاه پلاسما بدلیل کمبود پلاسمای دریافتی از مردم و هزینه های بالای نگهداری تأسیسات به صرفه نیست. این کاری زمان‌بر است و نیاز به تکنولوژی ویژه دارد.

هم اکنون پلاسمای جمع آوری شده توسط این مرکز و سازمان انتقال خون به کشور آلمان انتقال پیدا می‌کند.

در این کشور عملیات پالایش و تبدیل به دارو انجام می‌شود و بعد وزارت بهداشت محصول را در کشور توزیع می‌کند. از پلاسما حدود ۶۰ نوع پروتئین به عنوان دارو تولید میشود.

داروهایی مانند فاکتور هشت و نه، آلبومین و ایمونوگلوبین که در بیماران هموفیلی، تالاسمی، بیماران سرطانی، جراحی‌های باز و همچنین سوختگی‌های شدید مورد استفاده قرار می‌گیرد از محصولات این شرکت است.

برای تامین فاکتور هشت برای بیماران هموفیلی باید حدود ۷۰۰ هزار لیتر پلاسما در ایران تولید شود در حالی که در حدود ۶۰ هزار لیتر پلاسما در این مرکز تولید می‌شود.

در حال حاضر دو مرکز جمع آوری پلاسما در تهران و یکی در کرج فعال هستند اما برای خودکفایی به ۱۴ مرکز (۵ مرکز در تهران و مابقی در شهرستانها) نیاز هست.

با توجه به اینکه در سازمان انتقال خون ۱۵۰ هزار لیتر پلاسما تولید می‌شود، با کمبود حدود ۶۵۰ هزار لیتر پلاسما در کشور روبرو هستیم.

این کمبود پلاسما منجر به واردات داروهای مشتق از پلاسما شده است و تنها در سال گذشته ۲۲۰ میلیون دلار صرف واردات این داروها شد.

در ایران به دلیل گرانی و کمیاب بودن، این داروها عمدتاً در مواردی استفاده می شوند که بیماران هموفیلی دچار خونریزی شده باشند.

هم اکنون تولید داروهای مشتق از پلاسما در انحصار کامل آمریکا است.

اما مرکز اهدای پلاسمای "بیودارو" در صدد است برای خودکفایی در داخل کشور، پالایشگاه تأسیس و راه اندازی کند، اقدامی که از نظر اقتصادی و تکنولوژی بسیار حائز اهمیت است و در حال حاضر تنها چند کشور اروپایی و آمریکا از این تکنولوژی برخوردارند.

با این حال این مرکز با تولید فاکتورهای انعقادی مورد نیاز بیماران هموفیلی بر اساس تأکید سازمان جهانی بهداشت بر تولید بومی این دسته از داروها، علاوه بر کنترل ورود بیماری از دیگر کشورها، قیمت تمام شده این داروها را کاهش داده و دسترسی آسان و به موقع بیماران به دارو را فراهم کرده است.

بنا به اعلام سازمان انتقال خون، در حال حاضر خطر انتقال اچ.ای.وی از طریق خون و فرآورده های آن نزدیک به صفر است.

با این حال مرکز اهدای پلاسمای "بیودارو" با چالش‌هایی روبروست، دستگاه‌ها و کیت‌های خونگیری یکبار مصرف از کشورهای آلمان و آمریکا وارد می‌شوند که واردات آنها به دلیل تحریم تجهیزات پزشکی با مشکل مواجه شده است.

قطعات دستگاه‌های پلاسمافرزیس هم بعضاً بصورت دست دوم تهیه می‌شوند یا بدلیل عدم امکان انتقال پول، در گمرک کشورهای صادر کننده می‌ماند.

و برای تهیه پلاسمای مورد نیاز، مردم باید برای اهدای خون و پلاسما و رسیدن به پلاسمای ایرانی برای بیمار ایرانی تشویق شوند و در این زمینه فرهنگ‌سازی شود.