مرور روزنامه‌های صبح تهران؛ یک‌شنبه ۱۷ آذر

روزنامه های امروز صبح تهران با چاپ عکس ها و گزارش هایی درباره سخنرانی رییس دولت در دانشگاه تهران، به مراسم روز دانشجو دانشگاه های دیگر هم پرداخته و از جمله به جلسه اصلاح طلبان و سخنرانی مدیر روزنامه کیهان پرداخته اند که با شعارها و اعتراض های دانشجویان به جلسه پرتشنجی تبدیل شد.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

انتشار نامه سعید مرتضوی در جواب به گزارش تحقیق و تفحص مجلس که نمایندگان مجلس را متهم به تخلف از قانون و آیین نامه داخلی مجلس کرده و خبر داده که نه به ۷۵ نماینده مجلس بلکه به ۱۵۰ نفر آنان هدیه داده است، موج تازه از مقالات علیه مدیریت دولت سابق و از جمله سعید مرتضوی را به دنبال آورده است.

بخش دیگری از مطالب روزنامه های امروز در تقبیح عمل هزاران نفری است که به بهانه هواداری از تیم ملی فوتبال ایران با گذاشتن کامنت هایی مستهجن و توهین آمیز در صفحه فیس بوک لیونل مسی گلزن محبوب تیم ملی آرژانتین، به نوشته روزنامه های امروز ابروی ملتی با فرهنگ را به باد داده اند.

روز دانشجو و حواشی آن

در حالی که روزنامه های مختلف عکس و گزارش هایی از سخنرانی حسن روحانی رییس جمهور در دانشگاه تهران داده اند، اعتماد و دو روزنامه دیگر به جلسات دیگری که به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه های کشور برپا شده بود، پرداخته و دو تا از پرحاشیه ترینشان را گزارش کرده اند.

مهشید ستوده در ابتدای گزارش مفصل اعتماد نوشته: روز، روز دانشجو بود. دانشجویان سنت هشت سال گذشته را شکستند. مراسم‌های متنوعی برای همه سلایق سیاسی برگزار شد. امسال مسوولان دنبال بهانه «آلودگی هوا» یا چنین چیزی برای لغو مراسم روز دانشجو نبودند.

به نوشته اعتماد پراستقبال ترین مراسم با عنوان سپیده امید توسط انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پرشکی تهران برپا شد و در ابتدای آن پیام ویدیویی محمد خاتمی پخش شد و بعد دکتر شکوری راد خطاب به دانشجویان گفت در انتخابات گذشته به خاتمی و هاشمی اجازه ورود ندادند، اما مردم کسی را انتخاب کردند که یک خاتمی - هاشمی است، او امروز نتیجه رای شما است و مطالبات شما را نمایندگی خواهد کرد.

گزارش اعتماد نشان می دهد محمد رضا خاتمی دبیرکل سابق جبهه مشارکت در همین مراسم گفت ما هواداران چشم و گوش بسته دولت نیستیم ما خواهان جامعه ای هستیم که محمود احمدی نژاد هم با همه تحقیرها و و مشکلاتی که ساخت این حق را داشته باشد که در فضایی ارام از خود دفاع کند.

گرچه گزارش های مربوط به جلسات سخنرانی باقر قالیباف و سعید جلیلی و صفارهرندی نشان می دهد که این جلسات آرام برگزار شده است اما چنان که گزارش آرمان و دیگر روزنامه ها نشان می دهد مجلس دانشگاه صنعتی شریف از جمله پرحاشیه ترین جلسات بود و با شروع سخن حسین شریعتمداری مدیر روزنامه تندرو کیهان اعتراض دانشجویان بلند بود و شعارهای آنان که توسط عده ای از بسیجیان پاسخ داده می شد، جلسه را تبدیل به گفت و شنود دو سویه شریعتمداری و معترضان کرده بود.

به نوشته اعتماد در این گفتگو ها صدای دانشجویان که آزادی موسوی و کروبی را می خواستند بلند بود و شریعتمداری هم با گفتن سخنانی مانند اگر آزاد بودند اصلاح طلبان آنان را می کشتند یا اسراییل اصلاح طلبان را دوست خود خوانده به این شعار ها پایان می داد و مثلا در پاسخ بروگمشو جواب داد من بچه این شهرم در تهران گم نمی شوم.

Image caption عکس صفحه اول سیاست روز

کیهان در گزارشی که با روایت دیگر روزنامه ها تفاوت دارد و در صدر اخبار این روزنامه آمده مدعی شده که جلسه دانشگاه صنعتی شریف، شاد بوده و دانشجویان از وی استقبال کرده اند.

به نوشته شرق محمدحسین صفارهرندی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و وزیر دولت احمدی‌نژاد در دانشگاه فنی گفته : یک عده هر محفلی را که پیدا می‌کنند شعارهایی را مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر می‌دهند، در صورتی که تکلیف این چیزها را نظام تعیین می‌کند و بچه‌بازی نیست.

سیاست روز بدون اشاره مستقیم به جلسه سخنرانی حسین شریعتمداری نوشته: این که نگذارند فرد سخنران حرفش را بزند حال از هر طیف و خط سیاسی باشد، نشان دهنده پایین بودن آستانه تحمل دانشجویان است. دانشجوی آگاه و با بصیرت هیچگاه مخالف دیدگاهش را سرکوب نمی‌کند، شعار علیه او سر نمی‌دهد، باید به حرفهایش گوش کند نپسندید نقد کند.

به نظر این روزنامه اصولگرا: این راه و رسمی است که اگر نهادینه شود برای کشور و فضای سیاسی و اجتماعی خطرناک است. تک صدایی هیچگاه جواب نداده است. دانشجو حق دارد انتقاد کند، حق دارد حرفش را بزند اما حق ندارد توهین کند. نقدش را منصفانه و عادلانه بیان کند و حرفش را در چارچوب رعایت اخلاق سیاسی و اجتماعی بگوید.

ایجاد فضای گفت‌وگوی انتقادی

جعفر کامبوزیا استاد دانشگاه در مقاله ای در شرق نوشته: مسایلی که روز گذشته در مراسم روز دانشجو در دانشگاه شهیدبهشتی و برخی دانشگاه‌های دیگر رخ داد بار دیگر نشان داد که با وجود تغییر مثبت فضای عمومی کشور پس از انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، تثبیت فضای باز نیازمند پایه‌ریزی صحیح است. اگر این امر صورت نگیرد و زمینه‌های مناسب برای بیان دیدگاه‌های طیف‌های منتقد دانشجویی و استادان فراهم نشود، احتمال دارد مخالفان بتوانند مانع از تحقق این خواست محوری مردم شوند که در ۲۴ خرداد خود را نشان داد.

به نظر نویسنده این مقاله: با وجود تغییرات مثبت صورت‌گرفته در مدیریت وزارت‌علوم، همچنان برخی افراد که مخالف بازشدن فضا هستند کماکان در مسوولیت خود باقی مانده‌اند و از تریبون‌ها و امکانات مختلف برای مانع‌تراشی استفاده می‌کنند. دولت به‌طور عام و دانشگاه به‌طور خاص باید به فراهم‌شدن زمینه گفت‌وگوهای درون دانشگاه کمک کند. اتفاقی که در دوران ریاست‌جمهوری خاتمی رخ داد و برکات آن دیده شد.

اما روزنامه جوان به طور کلی با چنین فضایی مخالف است و با دادن عنوان احزاب منحله به گروه های اصلاح طلب نوشته: مهم‌تر از همه دزدیدن مراسم روز دانشجو توسط احزاب منحله بود. روحانی بداند که هنوز پژواک صدایش از گوش‌ها خارج نشده، ساز ناهمسویی با وی سروده شد و مراسم روز دانشجو توسط احزاب طرفدار‌ حاکمیت دوگانه مصادره شد. این زنگ خطری برای اعتدال نیز می‌تواند باشد که افراطیون جمهوری‌خواه در ذیل اعتدال نان می‌خورند و هزینه‌های آن را برای روحانی فاکتور می‌نمایند.

دیروز مجری بر‌نامه روز دانشجو به مثابه ربات بی‌اراده سخنانی را در حضور مشارکتی‌ها می‌گفت که خود هم نمی‌دانست چیست. سران حزب مشارکت آمده بودند که چند دانشجو را طرفدار آزادی طراحان فتنه (یعنی نبوی و تاج‌زاده) کنند.

همین بس که روشن شد احزاب دانشگاه را رها نخواهند کرد و ابایی هم ندارند که این کار را علنی انجام دهند. قطعاً در حوزه‌های دیگر نیز با همین دهان‌کجی با روحانی مواجه خواهند شد. باید منتظر بود تا سر‌نوشت خاتمی برای روحانی رقم بخورد. آن روز دیر نخواهد بود.

برای خیریه خودم، هدیه به همشهری خودم

Image caption کارتون رشید کارگر، آرمان

روزنامه های امروز در صفحات خود نامه سعید مرتضوی رییس منصوب احمدی نژٰاد بر سازمان تامین اجتماعی را نقل کرده و به افشای بخش های تازه ترین از فعالیت های مرتضوی در آن سازمان پرداخته اند.

شهروند با عنوان به نام فقرا به کام اغنیا نوشته: چطور می‌شود مدیران ادارات و به‌ویژه سازمانی مثل تامین‌اجتماعی که صندوق مالی کارگران و زحمتکشان است، تا این حد بی‌پروا می‌شوند و آن را با حساب بانکی خود یا میراث پدر و مادرشان یکی می‌دانند و هرجور که می‌خواهند آن را خرج می‌کنند؟ حتی می‌توان گفت در خرج کردن اموال خود خیلی خست به خرج دهند، ‌ولی با اموال ملت، مثل پول‌های بادآورده رفتار می‌کنند.

نویسنده این مقاله تاکید کرده: گزارش تحقیق و تفحص مجلس نشان می دهد مرتضوی در دفعات متعدد، مبالغ کلانی به یک کانون خیریه به نام کانون نخبگان عدل تهران مربوط به ایتام، کمک‌های مالی واریز کرده که ظاهرا برای کمک به ایتام است ولی این نهاد در‌‌ سال ۱۳۸۸، به وسیله دادستان وقت تهران یعنی مرتضوی و جمعی دیگر تاسیس شده و نامبرده نایب‌رئیس هیأت‌مدیره است.

مقاله شهروند نشان داده: اگر این نهاد دولتی است، به‌طور طبیعی باید بودجه آن از طریق دولت و زیرنظر مجلس پرداخت شود و نظارت نهادهای حسابرسی کشور بر آن جاری و حاکم باشد. اگر این نهاد دولتی نیست و خیریه به معنای واقعی است، در این صورت باید منابع آن از طریق مردم و افراد نیکوکار تامین شود.

قانون در گزارشی با عنوان سی میلیون برای همشهری خودم نوشته که سعید مرتضوی ۳۰۰ میلیون تومان از صندوق تأمین اجتماعی بابت خرید ۲۰۰۰ جلد کتاب دوستت دارم ای مادر که فاقد هرگونه ارتباط با حوزه تأمین اجتماعی است، پرداخت کرده است.

به نوشته این روزنامه: سعید مرتضوی اهل تفت یزد است و از زمان دادستانی در تهران برخی همسایگان و همشهریان خود را به‌صورت استخدامی استفاده کرده و از برخی نیز حمایت های مالی کرده است.

پاکدستی یا اشرافیت

نادر کریمی‌جونی هم در سرمقاله جهان صنعت نوشته: هم احمدی‌نژاد که معلوم شده چندان پاک دست نیست به انتقاد از برملا شدن حقایق گذشته برخاسته و هم حسن روحانی که این حقایق را بازگو کرده، هر دو عمل خود را با خواسته‌های مردم همسو و منطبق می‌بیند و اتفاقا هر دو رییس‌جمهور پیشین و فعلی مبنای رفتارشان را منافع ملی و حقوق شهروندان برمی‌شمارند.

در ادامه مقاله آمده: این مردم چه موجوداتی هستند که مبنای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری برای دو دیدگاه متناقض هستند آیا احتمالا یک طرف عوام‌فریبی نمی‌کند؟

روزنامه جمهوری اسلامی در شرح فساد و سوء استفاده های مالی که هر روز بخشی از آن فاش می شود به این نتیجه رسیده که به این ترتیب نوعی اشرافی گری دارد در جامعه باب می شود.

به نوشته این مقاله: بعضی از افراد که مدعی حرکت در چارچوب ضوابط هستند و دیگران را به خاطر دریافت‌های بی‌حساب و کتابشان سرزنش می‌کنند، خود نیز به همان مشکل مبتلا هستند و حتی بیش از آنان از بیت‌المال به جیب خود سرازیر می‌نمایند.

روزنامه جمهوری اسلامی نوشته: قابل قبول نیست که در کنار میلیون‌ها بی‌کار، ده‌ها هزار کارتن خواب و صدها هزار خانواده فقیر، مسئولینی وجود داشته باشند که دریافتی هر یک از آنها برابر تمام داروندار ده‌ها خانواده از طبقه فقیر باشد. این، پذیرفتنی نیست که در نظام جمهوری اسلامی فقیرها فقیرتر شوند و افرادی در مسئولیت باشند که فقط کارت‌های هدیه عیدشان به ده‌ها میلیون تومان برسد و بدون آنکه تعقیب قضائی شوند تا آخرین ساعت در مسئولیت بمانند و بعد از آنکه مردم آنها را کنار گذاشتند بازهم نه تنها محاکمه نشوند بلکه خود را طلبکار بدانند و تکریم شوند و امکانات متعلق به بیت‌المال را در اختیار داشته باشند و برای تسلط دوباره بر مقدرات کشور برنامه‌ریزی کنند.

طنزنویسان و جام جهانی

مسعود مرعشی در صفحه طنزانه قانون، نظر بزرگان سیاست را درباره قرعه جام جهانی گمانه زنی کرده و از قول چهره‌های مختلف نوشته است:

حسن روحانی: احساس بنده این است که، (مکث+لبخند) بازیکنان تیم ما، (مکث، دقت به دوربین) می توانند در مقابل بوسنی، (مکث، قیافه جدی) با امید، پیروز باشند.(لبخند+مکث+قیافه حالا ببینید کی گفتم) در مقابل نیجریه، می شود با تدبیر یک تساوی کسب کرد. در نهایت هم در مقابل تیم آرژانتین بازی می کنیم، که بنده از همینجا عرض می‌کنم، مردم از من، تدبیرم، امیدم و کلیدم هیچ انتظاری نداشته باشند! عزت‌الله ضرغامی: توی جام جهانی همین یک تیکه اش رو هم نشونتون نمیدم. به جاش میگم خیابانی و شفیع در استودیو بازی ها رو براتون تعریف کنند! محمد خاتمی: می خواهم بگویم باید مراقب باشیم. چرا که جریان‌هایی قصد دارند با بالا بردن مطالبات مردمی و ناکارآمد جلوه دادن تیم ملی، تیم ملی را از عقبه اش جدا کنند. سعید جلیلی: برای صعود از این گروه، نیجریه برای ما یک فرصت است. اما آرژانتین یک تهدید محسوب می شود که باید با آزاد کردن همه ظرفیت‌های تیم، آن را به فرصت تبدیل کنیم. بوسنی هم برادر ماست. تجربه تکامل پوششی خانم اشتون نشان داد که اگر قبل از مراسم، من دو سه ساعت با فرناندا لیما (مجری کم پوشش قرعه کشی) حرف می‌زدم، سر عقل می آمد و مردم می‌توانستند قرعه‌کشی شان را تماشا کنند.

احسان پیربرناش هم در صفحه طنزانه نوشته: پس از سال ها تحقیق روی خصوصیات رفتاری ایرانیان به این نتیجه رسیدم که سه گروه افراد «بالا رونده» در این مملکت وجود دارند؛ گروه اول که هیچی، گروه دوم از دیوار سفارت بالا می‌روند و گروه سوم از دیوار فیس بوک بیگانگان. خطری که گروه سوم برای آبادانی این مملکت دارند، خزندگان و درندگان و دوزیستان برای محیط پیرامون ندارند.

طنزنویس قانون افزوده: شرط می بندم خود مسی هم هیچ‌وقت فکرش را نمی‌کرد برای فک و فامیل هایش از خاک ایران خواستگار پیدا شود اما خب این سعادت نصیبش شده بود. فکرش را بکنید مسی برادر زن آدم باشد؛ خب این خیلی بد است.

آیدین سیارسریع در صفحه آخر قانون نوشته: ساعت هفت و نیم صبح است. ملت غیور ایران دیشب صفحه فیس بوک لیونل مسی را آبستن حوادث کردند. الان هم از خواب بیدار شده اند و در فیس بوک به او صبح بخیر می گویند. سر میز صبحانه می نشینند و برای لئو جان لقمه نان و پنیر می گیرند و سر کار که می روند، می روند توی صفحه فیس بوک اش و بهش فحش می دهند.

به نوشته این طنزنویس: داریم کم کم نشان می دهیم که ما همیشه به یک نفر نیاز داریم تا هم سرمان را گرم کند هم آبرویمان را در جهان ببرد. یک بنده خدایی وقتی بود همه این کارها را به تنهایی انجام می داد ولی قدرش را ندانستیم. الان او رفته و ما مجبوریم بنشینیم صبح تا شب هم خودمان را سرگرم کنیم هم آبروی خودمان را در جهان ببریم. دولت هم که انگار نه انگار ... اصلا هیچی!

کارتون روز

Image caption احمد عربانی، اعتماد

مطالب مرتبط