بررسی روزنامه های صبح تهران؛ یکشنبه ۲۴ آذر

تیتر و عکس صفحه اول اطلاعات
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اطلاعات

روزنامه های امروز صبح تهران، دو روز بعد از تاکید رهبر جمهوری اسلامی به لزوم حفظ سرعت علمی کشور، در صفحات اول خود خبر از فرستادن موشکی با یک موجود زنده به فضا داده اند. برخی روزنامه ها از میمونی به عنوان مسافر کاوشگر پژوهش نوشته اند.

واکنش نسبت به تحریم های تازه آمریکا علیه تعدادی از شرکت ها و ایرانیان که موجب شده تا هیات ایرانی در حال مذاکره با کشورهای پنج به اضافه یک مذاکرات را ترک گوید مساله اصلی روزنامه هایی است که اگر هوادار دولت اند موضوع را کم اهمیت توصیف کرده اند ولی روزنامه های جناح مقابل دلیل تازه ای برای بی فایده بودن توافق ها ومذاکرات یافته و بر آن اصرار کرده اند.

حشمت‌الله فلاحت پیشه در مقاله ای در قانون نوشته: پس از امضای توافقنامه ژنو، شاهد تناقض گویی‌های گفتاری و رفتاری مسئولان غربی و حتی داخلی بودیم. علت اصلی این تناقض‌های رفتاری و گفتاری، به خود توافقنامه ژنو بر می‌گردد. این توافقنامه، فاقد ضمانت اجرایی است. به عبارتی یک توافق مقدماتی است که طرفین در قالب آن سعی می‌کردند میزان حسن نیت متقابل را بسنجند.

نویسنده مقاله تاکید کرده طرف غربی تناقض رفتاری و گفتاری دارد. شاهد این موضوع هم بندها و بخش‌های توافقنامه ژنو است. در توافق نامه تکلیفی که برای ایران در نظر گرفته شد، پذیرش نظارت‌های دقیق‌تر و مطمئن‌تر بر فعالیت هسته‌ای بود که ایران به تکالیف خود عمل کرد. اما آن دو قسمتی که مربوط به ۵ +۱ به ویژه آمریکا بود با نوسانات جدی دنبال می‌شود.

مقاله قانون تاکید دارد: عدم اعمال تحریم جدید دومین تکلیف طرف مقابل بود. با این حال بعد از توافقات ژنو آمریکایی‌ها تحریم‌های جدیدی علیه اشخاص و شرکت‌های مرتبط با ایران اعمال کردند. البته تحلیل کلی تحریم‌ها این است که اوباما تلاش کرد که کاری کند اما در نهایت ایران هزینه توافق دولت با کنگره را پرداخت.

مردم عادی چه می کنند

Image caption تیتر و طرح محمد طحانی، صفحه اول آرمان

خبر علی مطهری درباره برکناری معاون و مدیرکلی از وزارت اطلاعات به خاطر کارگذاشتن شنود بر مکالمات نمایندگان مجلس، از جمله گزارش هایی است که روزنامه ها بدان اهمیت داده اند.

بهمن کشاورز در مقاله ای در شرق با اشاره به مواد قانون اساسی و قوانین عادی در مورد شنود مکالمات مردم نوشته: ظاهرا برخی بر این اند که قانون اساسی متنی است برای گذاشتن در ویترین و پزدادن به اینکه اصول بسیار مترقی‌ای در آن وجود دارد. قانون مجازات هم‌چنان قانونی است که می‌توان بعضی را در مقابل آن «واکسینه» کرد. تعبیر دیگری از همان گفته مشهور که «همه مردم برابرند، اما بعضی مردم برابرترند!»

این حقوقدان به طعنه نوشته: سال‌هاست به همکاران جوان و تازه‌کار توصیه می‌کنم اصل را بر این قرار دهند که مکالماتشان شنود و ضبط می‌شود. وقتی با فرزند شهید مطهری و نماینده مردم در مجلس اینگونه رفتار شود و حتی این بزرگوار اعلام کند که تلفن همراه نمایندگان مجلس شنود می‌شود، تکلیف دیگران روشن خواهد بود.

در پایان مقاله شرق آمده: شنیده شد، در پی شکایت و پیگیری جناب مطهری، افرادی توبیخ یا اخراج شده‌اند. البته این مایه امیدواری است، اما این پرسش مطرح است که تکلیف مردم عادی و کسانی که دستشان به جایی و فریادشان به گوشی نمی‌رسد چیست. آیا می‌توان امیدوار بود که مثلا کمیسیون محترم اصل۹۰ مجلس به داد برسد؟

شرایط به عقب برنمی گردد

منصور فرزامی در سرمقاله مردم سالاری خطاب به نمایندگان مجلس هوادار احمدی نژاد نوشته: دوران اعتدال هرگز و با هیچ تمهیدی به عقب باز نمی‌گردد و احیای زمان احمدی‌نژاد ممکن نیست. و هر قدمی که اکنون برای منکوب کردن دوران اعتدال برداشته می‌شود، آزاری برگرده ناسور مردم رنجیده و مضطربی است که به این دولت و سیاست داخلی و خارجی اش دل بسته اند و بنا به وعده‌هایش به وی رای داده اند.

به نوشته این مقاله اوراد مذاکرات هسته ای با ۵+۱ را نه ما می‌توانیم پس بخوانیم و نه غرب. بنابراین، آزردن طیب نیاها و لغز خواندن بر ظریف ها هیچ چیز را عوض نمی‌کند. استعفاها هم در مجلس ممکن است اهرم فشاری باشد و پیامد ناگواری ایجاد کند و هزینه ندانم کاری‌ها را باز هم بالا ببرد.

سرمقاله مردم سالاری از قول مردم پرسیده: این مخالف خوانی‌ها و این رجز و تهدید و خط و نشان کشیدن‌ها در دولتی که لایحه بودجه اش را سه ماه دیر به مجلس می‌آورد و برخی مصوبات شما را قابل اجرا نمی‌دانست و نسبت به آن نهاد قانونگذاری که به نص بنیانگذار کبیر انقلاب «در راس امور بود و هست» تلقی مشمول مرور زمان داشت و با طنز پاسخ می‌داد. این تلاش‌ها و عکس‌العمل‌ها کجا بود؟

در ابتکار هم فضل الله یاری ضمن اشاره به جایگاه مجلس نوشته: از درون خود مجلس نمایندگانی در تحقیر و تخفیف جایگاهی که « در رأس امور » بوده،کم تلاش نکرده اند. افرادی که گویی در یک رأی گیری سر پایی در هیات دولت به نمایندگی انتخاب شدند و نه در یک انتخابات حوزه انتخابیه خود و با حضور رقبای دیگر. این افراد در خانه ملت نشسته بودند و نه اجازه می‌دادند که مسئولی مورد سؤال قرار گیرد و نه وزیری استیضاح شود.

نویسنده این مقاله معتقد است: گاه در حساس ترین و پرالتهاب ترین برهه‌های زمانی که خطر چنددستگی و فرو پاشی برخی از بنیان‌های سیاسی و اجتماعی، کشور را تهدید می‌کرد، برخی از همین نمایندگان به جای تلاش برای آرام کردن فضای کشور، از تریبون متعلق به مردم فریاد «مرگ» سر می‌دادند و به جای قوه قضائیه دستور «اعدام» صادر می‌کردند.

سرمقاله ابتکار به یاد آورده: در مجلس اصولگرا وضعیت به گونه ای پیش رفت که معاون رئیس جمهور به خود جرأت داد که با دسته چک به سراغ برخی از نمایندگان برود و بر سر «رأی» آنان به چانه زنی بپردازد. بخشی دیگر از این وضعیت را می‌توان در سخنان مقامات قضایی کشور مشاهده کرد که از حضور مؤثر برخی از نمایندگان در پرونده‌های فسادهای مالی خبر داده اند. ( البته نمی‌توان از حضور نمایندگانی آزاده و شریف غافل بود که تنها به منافع ملی و حراست از قانون و حقوق موکلان خود می‌اندیشیدند.)

وضعیت، بدتر از آنکه تصور می رود

مسعود نیلی اقتصاددان و مشاور اقتصادی رییس دولت در مصاحبه ای با روزنامه ایران اوضاع اقتصادی را بدتر از آن که تصور می رود توصیف کرده و نوشته دو دسته عوامل در این موضوع نقش داشتند؛ دسته اول به محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها و فشار‌های بین‌المللی بر می‌گردند و دسته دیگر به کیفیت سیاستگذاری و نوع سیاستی که انتخاب شده و نقشی که در وضعیت فعلی دارند.

به گفته این اقتصاددان: مشکلی که امروز کشور با آن مواجه شده رکود تورمی است که به خودی خود مشکل بزرگی است اما در کشور ما، تأکید مضاعفی را نیز با خود به همراه دارد و آن هم مسأله بیکاری است؛ یعنی در زمانی شاهد رکود تورمی هستیم که یک چشم‌انداز نسبتاً نزدیک بیکاری بزرگ در انتظار ما است و همین مسأله رکود تورمی را برای ما خیلی مهم‌تر می‌کند.

رییس سابق سازمان برنامه با ابراز نگرانی از انبوه جوانانی که وارد بازار کار می شوند به روزنامه ایران گفته بیکاری در حال حاضر از جنس بیماری پنهان است. بیماری پنهانی که اگر به صورت ناگهانی بروز پیدا کند دیگر کاری نمی‌توان کرد. اما رکود تورمی در شرایط حال بیماری آشکاری است و این بیماری آشکار سم مهلکی است برای بیماری پنهان که در صورت بروز، فرصتی برای معالجه به ما نخواهد داد.

سی میلیون موش در تهران

Image caption تیتر و طرح جمال رحمتی در صفحه اول اعتماد

سهیل سراییان در گزارشی در صفحه جامعه روزنامه اعتماد نوشته: تهران، پایتخت مشکلات است. شاید خیلی‌ها تهران را به آلودگی هوا و ترافیک شناخته باشند، اما تهران مشخصات دیگری هم دارد. مردم پایتخت با ۳۰ میلیون موش و ده‌ها هزار کلاغ هر روز زندگی می‌کنند. در این خصوص اقدمات شهرداری تهران هیچ کمکی به کنترل جمعیت این دو مزاحم نکرده است و هر روز جمعیت آنها بیشتر و موش‌ها چاق‌تر می‌شوند.

به نوشته این گزارش: یکی از شهرداران مناطق تهران گفته بود: حدود یک‌سوم زباله‌های این ناحیه از داخل جوی‌ها جمع‌آوری می‌شود. از طرف دیگر کلاغ‌ها هم زباله‌خوار هستند و البته غذای مورد علاقه‌شان موش است. مردم برای موش‌ها غذا تولید می‌کنند و کلاغ‌ها موش‌ها را می‌خورند. چرخه خطرناکی که در تهران به وجود آمده است و مسوولان خبری از آن ندارند.

به گزارش این روزنامه علاوه بر موش‌ها، کلاغ‌های تهران هم به خاطر کاشت بیش از اندازه درختان کاج زیاد شده‌اند. اسماعیل کهرم، مشاور رییس سازمان محیط زیست جمعیت موش‌ها را حدود ۳۰ میلیون قطعه می‌داند و درباره آنها به اعتماد گفت: اکثر پزشکان معتقدند موش‌ها ۲۷ نوع بیماری دارند که برای مردم و محیط زیست می‌توانند بسیار خطرناک باشند.

هزار بادکنک سفید

مانلی فخریان در یادداشت کوتاهی در شهروند نوشته: زمانی بود که برخی واژه‌ها فقط و فقط برای آدم بزرگ‌ها معنی می‌شد. حجم بعضی لغات آن‌قدر سنگین و تلخ بود که دست و پای هیچ کودکی در آن‌جا نمی‌گرفت. «زندان» یکی از همین واژه‌ها بود. سیاه‌ترین مکان برای لمس دستان یک کودک؛ کودکانی که هنوز بعضی‌هایشان معنی کاری که کردند را نمی‌فهمند. اما چه شد، چرا تاریخ آن‌قدر برای بچه‌ها بد چرخید و هیجان بچگی به هولناک‌ترین خاطره‌ها تبدیل شد؟

نویسنده افزوده: هرچه بود یک روز بچه‌ها دیدند که دیگر شیطنت و جوانی کردن و شور و حالشان رنگ خطر گرفت و کم‌کم راهی دیگر پیش نگاهشان آمد و آن تنبیه در فضایی غیر از خانه و مدرسه بود. یک روز بچه‌ها جرم را مثل یک آدامس در دهان مزه مزه کردند و «زندان» دیگر فقط برای آدم بزرگ‌ها نبود. همان روزها بود که دیگر جوان‌ها و بچه‌ها انگار خطر را هر چه بزرگتر می‌کردند، دنیایشان همان قدر کوتاه می‌آمد.

مقاله شهروند بدان جا می رسد که: خیال بچه‌ها سرد شد، تاریک شد، رویاهایشان پاره شد و زندان‌ها را برای کودکان ساختند تا بچه‌ها را ادب کنند و حالا روزی حداقل ۱۰کودک میهمان این سیاهچاله‌های تقدیر می‌شوند. کاش می‌شد یک روز همه ۴۰‌میلیون بزرگترهای این سرزمین با هم قرار بگذاریم که به یاد همه بچه‌های دربند،‌ هزار بادکنک سفید را در هوای این شهر رها کنیم. شاید دوباره صدای شادی و رنگ ارغوانی زندگی به نگاه سرد و بی‌روح این بچه‌ها برگردد. بچه‌ها عاشق بادکنک‌اند.

خاطرات روح مذاکرات ژنو

Image caption کارتون میرشاه ولد، قانون

آیدین سیار سریع در صفحه طنزانه قانون خاطرات یک روح را نوشته، روح توافق ژنو که اول نقل کرده: یک شب رفته بودم بالای سر یکی از این نئوکان‌های آمریکا، از خواب بیدارش کردم و گفتم سناتور! روح توافق ژنو را رعایت کن وگرنه می‌خورمت. با ترس از خواب بیدار شد و چند گلوله به سمت من شلیک کرد که به فضل الهی یکی پس از دیگری از بنده رد شدند و به دیوار اصابت کردند. به سناتور گفتم آینه آینه! بیچاره غش کرد.

طنزنویس از روح می پرسد خاطره بد هم داری و او می گوید یک بار یک غلطی کردم و شبانه رفتم به حسین آقای شریعتمداری بگویم به روح توافق پایبند باش. چشمتان روز بد‌نبیند. ملافه را انداختم روی سرم و آرام آرام رفتم بالای سرش و پتو را زدم کنار، ولی دیدم توی رختخواب نیست. نگو بر اساس اسناد و مدارکی که در اختیار داشت این روز را پیش بینی کرده بود و پشت در قایم شده بود. یهو پرید و از پشت ما را گرفت.

روح به نوشته طنزنویس قانون در پاسخ این سووال که چه جوری ولت کرد بری گفته: برای آزاد کردنم دو تا شرط گذاشت یک این که اعتراف کنم شخصی به نام محمد خاتمی‌هستم که در ازای دریافت مبلغی ناچیز از منابع غربی ماموریت دارم تا کیهان را وادار به سکوت کنم. دو این که سه بار پشت سر هم بگویم حاج حسین دوستت داریم.

مطالب مرتبط