مرور روزنامه‌های صبح تهران؛ چهارشنبه ۴ دی

Image caption تیتر و عکس صفحه اول آرمان

روزنامه‌های صبح امروز تهران در عنوان‌های اصلی خود از تشدید رقابت بین جناح‌های سیاسی نوشته و از جمله خبر داده‌اند که امکان حضور علی اکبر ناطق نوری رئیس سابق مجلس در انتخابات آینده مجلس بالا رفته است‫.‬

تصویب طرحی در مجلس برای انتقال مرکزیت کشور از تهران به شهری دیگر، ادامه سوال‌ها درباره بابک زنجانی میلیادر ایرانی که نامش در ماجرای فسادهای دولتی ترکیه هم به میان آمده از جمله مطالب اصلی این روزنامه‌هاست‫.‬

روزنامه‌های امروز در عین حال از آلودگی هوای تهران و تعطیل‌بودن مراکز اموزشی و نگرانی متخصصان برای پیران و کودکان گزارش‌ها داده‌اند‫.‬

یک مطالبه معتدل

ساسان آقایی در مقاله ای در اعتماد با این مقدمه که جاده‌های کشور، هر روز قربانی می‌گیرند، و زمستان هم که می‌آید، نگرانی‌ها بیش از پیش می‌شود نوشته هفته گذشته، خبر مرگ نابهنگام زیبا صادق‌زاده و ناهید رحمانی که در راه بازگشت از ملاقات با «زندانی امنیتی» خود در جاده مسجدسلیمان دچار سانحه شدند، فضای شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌یی را تکان داد.

نویسنده با اشاره به حساسیت افکار عمومی نسبت به این رخداد تلخ که رویکردی کاملا انسانی داشت نوشته: مادر و همسر پیمان عارفی، تنها خانواده‌هایی نبودند که برای ملاقات زندانی خود ناچار می‌شدند، رنج سفری ۲۰ ‌ساعته را در جاده‌های خطرناک کشور به جان بخرند. پیداست خانواده زندانیان که بیشتر آنها نیز پیر و سالخورده اند، چه رنج مضاعفی می‌برند. برای همین است که می‌گویند رنج زندان تنها از آن زندانیان نیست.

مقاله اعتماد با این امیدواری پایان می گیرد: دولتی که ریاست آن می‌گوید: «همه باید بتوانیم در کنار هم زندگی و یکدیگر را تحمل کنیم» و این روزها با انتشار منشوری به نام «حقوق شهروندی» پایبندی خود را به شعارهای انتخاباتی به نمایش بگذارد و دولتی که می‌گوید در زمینه «مساله‌های قضایی» دست‌بسته است، می‌تواند با پیگیری و هماهنگی ریاست دو قوه، کاری کند رو به‌ جلو. بازگرداندن زندانیان به شهرهای خود، یک مطالبه معتدل در دوره اعتدال است!

با یا بدون تهران

در حالی که بیشتر روزنامه ها با نگاهی انتقاد آمیز از طرح نمایندگان مجلس برای انتقال پایتختی از تهران پرداخته اند، اعتماد در گزارشی از صاحب نظران پرسیده با یا بدون تهران.

محمد بهشتی کارشناس هنر به اعتماد گفته است: سال‌هاست هر بار که امکان وقوع زلزله در تهران مطرح می‌شود، بحث انتقال پایتخت از تهران هم مطرح می‌شود. اما در سراسر ایران تمامی مناطق قابل سکونت، زلزله خیز است و هیچ گریزی از وقوع زلزله نیست. مدیریت کلان کشور باید روش‌های مصونیت از خسارات زلزله و دیگر بلایای طبیعی را در پیش بگیرد.

نویسنده به عنوان مخالف با طرح انتقال تهران گفته است: شهرهای زیادی در کشور امتحان خود را برای پایتخت بودن پس دادند اما تهران تنها شهری است که پس از استقرار نهاد سیاسی در آن، پایتخت باقی مانده و علت آن ویژگی‌های استثنایی‌ طبیعی و جغرافیایی تهران است.

به نوشته این کارشناس میراث فرهنگی تهران در گلوگاه شبکه راه‌های ارتباطی کشور واقع شده که امکان مدیریت سیاسی را میسر می‌کند. از اینها گذشته دشت تهران در طی تاریخ نشان داده است که توانایی پاسخگویی به نیازهای جمعیت متمرکز درآن را دارد و در زمینه استعدادهای طبیعی، هیچ مابه‌ازای دیگری در ایران ندارد.

یکی از مشکلات اصلی، تمرکزگرایی در مدیریت است، اگر الگوهای مدیریتی را از حالت متمرکز خارج شود بخشی از مشکلات فعلی حل خواهد شد.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

منصوره اتحادیه، مورخ و ناشر به اعتماد گفته: با آنکه از بافت قدیمی شهر تهران و در واقع از تهران قدیم طی این سال‌ها چیزی باقی نمانده اما هویت تاریخی و فرهنگی شهر تهران نه قابل انکار و نه قابل انتقال است. فکر می‌کنم چنین طرحی به سرمایه‌گذاری کلان و همکاری تمامی نهادهای سیاسی و فرهنگی و همچنین متخصصان شهرسازی نیاز به برنامه‌ریزی‌های دقیق و طولانی مدت دارد. تهران از نظر جغرافیایی و طبیعی امکانات ویژه‌یی دارد که در کمتر شهری نظیر آن دیده می‌شود.

نظر خانم اتحادیه این است که: شاید بتوان امید داشت که با جایگزینی منطقه‌یی که ویژگی‌هایی شبیه به تهران داشته باشد و حل معضلاتی مثل آلودگی هوا و ترافیک، تهران چهره تازه‌یی به خود بگیرد. با توقف ساختمان‌سازی‌های بی‌رویه که مرزهای این شهر را نامریی کرده است و با کاستن از هزینه‌های تحمیل شده به تهران، شاید فرصتی ایجاد شود برای حفظ و مرمت اماکن تاریخی این شهر و بازگرداندن هویت تاریخی آن.

این استاد دانشگاه به اعتماد گفته: با آنکه چندان به اجرایی شدن این طرح امیدی ندارم اما در مجموع به انتقال نهادهای سیاسی و اداری خوش بین هستم، البته با حفظ مرکزیت فرهنگی در تهران با آنکه مسائل و معضلات خود را از جمله افزایش نقل و انتقالات بین شهری دارد.

اما روزنامه جمهوری اسلامی از جهت دیگری به این ماجرا نگریسته و نوشته: با اینکه ۳۵ سال از سرنگونی رژیم شاهنشاهی و فرار شاه از ایران گذشته، هنوز حتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز تهران را "پایتخت" کشور می‌نامند. چنان که دیروز در مجلس هم ضمن بررسی لایحه مربوط به انتقال تهران، از مرکز کشور با عنوان "پایتخت" یاد شد ولی هیچکس به این سؤال پاسخ نداد که منظور از "تخت" چیست و چه کسی صاحب این "تخت" است؟

روزنامه جمهوری اسلامی توضیح داده: در زبان عربی به مرکز کشور "عاصمه" گفته می‌شود و در زبان انگلیسی آن را "کاپتیال" می‌نامند که هر دو به معنای "شهر بزرگ" است. معلوم نیست فرهنگستان زبان و ادب فارسی چرا تاکنون، به جای کلمه "پایتخت" که یادآور "تخت شاهی" است، کلمه مناسبی پیشنهاد نکرده است.

عقب ماندگی روشنفکران از اوباما

Image caption کارتون علی جهانشاهی، شرق

جوان روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران در مقاله ای نوشته: آنچه که درباره پناهندگی فکری روشنفکران ایرانی به غرب در قضیه هسته‌ای ایجاد نگرانی می‌کند، خود این تفکر و صاحبان آن نیستند بلکه نفوذ این تفکر به مجریان سیاست‌های هسته‌ای جای نگرانی واقعی دارد. در هفته‌ای که گذشت شاهد اظهار نظر شگفت انگیزی درباره پژوهش‌های منجر به تولید بمب هسته‌ای بودیم که با این استناد که وقتی ما استفاده از بمب هسته‌ای را حرام می‌دانیم، طبیعتا پژوهش در این باره را نیز حرام خواهیم دانست.

نویسنده بدون آوردن نام جواد ظریف تاکید کرده وقتی مجری اصلی سیاست هسته‌ای در یک همایش پژوهشی چنین نظری را ارائه دهد، آن هم در شرایطی که در کشور ما پژوهشی درباره بمب هسته‌ای ندارد، معنایش این است که گوینده بمب را بهانه کرده تا نتیجه بگیرد هرگونه پژوهشی در حوزه هسته‌ای باید کنار گذاشته شود.

به نظر این روزنامه تندرو: خطر واقعی وقتی احساس می‌شود که بدانیم برخی از این وادادگی‌های هسته‌ای چیزی بیشتر از انتظار غرب و راهبرد امریکا است و در حالی که آنها با دستگاه عظیم اتمی و بومی شدن علوم هسته‌ای ایران کنار آمده‌اند و رئیس‌جمهور امریکا می‌گوید «نمی‌توان انتظار داشت تاسیسات عظیمی که در ایران با هزینه زیاد برپا شده است، به انبار فرستاده شود.

فساد در ترکیه و در تهران

مهراوه خوارزمی در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: رفت و آمد طلا بین ایران و ترکیه همیشه خبرساز بوده است. چهار سال پیش در داغی روزهای تابستان بود که شایعه خروج یک کانتینر طلا به ارزش بیش از ۵ میلیارد دلار از ایران منتشر و ادعا شد که ترکیه آن را ضبط کرده است. اما موضوع این کانتینر طلا، در همه این سال‌ها از سوی مقام‌های رسمی دو کشور تکذیب شده است.

نویسنده روزنامه دولت افزوده: حالا پس از گذشت چهار سال، یک بار دیگر تبادل طلا میان ایران و ترکیه خبرساز شده، با این تفاوت که گویا این بار طلا مسافر ایران بوده و پای چند آقازاده ترک و یک بازرگان ایرانی در میان است. طلایی که گفته می‌شود در سال‌های اخیر بخش قابل توجهی از آن با دور زدن تحریم‌ها وارد ایران شده است.

مقاله ایران سرانجام نتیجه گرفته: با این حال آنچه در این موضوع به صورت خاص با ماجراهای سیاسی- اقتصادی این روزهای ایران تلاقی پیدا می‌کند، یک «نام» است؛ بابک زنجانی که حالا هم با ماجرای دستگیری رضا ضراب یک بار دیگر نامش به میان آمده است. برخی اخبار حکایت از آن دارند که او طرف مالی ضراب در ایران بوده و طلاها با اسناد مجعول برای او ترخیص شده‌اند.

مهدی مال میر در مقاله ای در مردم‌سالاری نوشته: گویا کم کم باید به افشاگری‌های گاه و بی‌گاه مسوولین و پته‌هایی که در هر ماجرای سیاسی بر روی آب می‌ریزند، عادت کنیم. شاید در میان کشور‌های جهان این حجم از تهدید به افشاگری واین اندازه رفتارهای عصبی در میان سیاستمداران ، اگر نه بی مانند که کم مانند باشد. انگار برخی سیاستمداران ما سیاهه‌ای از رفتارهای غیر قانونی از یکدیگر در جیب دارند و در هنگامه اختلافات سیاسی از آن به مثابه اسلحه‌ای برای ترور شخصیت حریف بهره می‌گیرند!

نویسنده با اشاره به تهدید مرتضوی به افشای رویداد‌های پشت پرده گروه تحقیق وتفحص مجلس نوشته آنچه در هر اختلاف نظر سیاسی در کشور ما بیش از همه نگران کننده می‌نماید، میزان بالای اطلاعاتی است که گویا تنها در اختیار عده کم شماری از مدیران سیاسی است ودر طول سال‌ها از دسترس عمومی خارج بوده است.

مقاله مردم سالاری در نهایت نوشته: تا زمانی که پهنه سیاست ما به سوی شفافیت هر چه بیشترحرکت نکند وفرایند آگاهی‌رسانی ترمیم نگردد، افشاگری‌های اخلاق کش وناسودمند ویروسی است که پیکر سیاست مارا به این سادگی‌ها رها نمی‌کند و مشکل هردولتی در کشور ما خواهد بود!

دولت از کجا بیاورد

مصطفی هاشمی طبا در مقاله ای و در جواب منقدان دولت روحانی نوشته: بودجه سال ۹۳ هرچند به نظر برخی افراد متورم است ولی به هر حال به عبارتی معقول نوشته شده است اما به نظر می‌رسد در شرایط کنونی علاوه بر برخورد عاقلانه باید برخوردی جسورانه نیز داشت تا اندک مرحمی بر میراث باقی‌مانده از گذشته قرار داده شود.

نویسنده به عنوان مثال پرسیده: وقتی ۳۷ هزارمیلیاردتومان برای تداوم روش غلط پرداخت یارانه می‌گذارند و می‌خواهند خلاف قانون همه را به مردم پرداخت کنند لاجرم باید در مقابلش درآمدی بگذارند. اگر دولت نتواند ۷۴ هزارمیلیاردتومان بدهی به سیستم بانکی را بازپرداخت کند و مشکلی هم پیش نیاید آیا نباید بدهی ۶۰ هزارمیلیاردتومانی به صندوق بازنشستگی و ۵۵ هزارمیلیاردتومانی به پیمانکاران و صنعتگران اعم از اشخاص حقیقی را پرداخت کند؟ آیا این را در بودجه دیده‌اند؟

نویسنده مقاله شرق با اشاره به میراث دلپذیر بدهی‌های دولت گذشته و نیازهای جامعه در حال رشد ما نوشته: بهترین کار گفتن حقایق به مردم است. مشکلات اقتصادی فراوانی هست باید آن را واضح و به‌درستی و راستی به مردم منتقل کرد. نگوییم خارجی‌ها از حرف‌های ما مطالبی می‌فهمند و موضعمان ضعیف می‌شود. این اطلاعات و آمار را ظاهرا، همه می‌دانند جز مردم ما.

دیدار روحانی و شجریان

به دنبال انتشار خبری در یک سایت اصولگرا درباره رفتن حسن روحانی و همسرش به خانه محمد رضا شجریان، آیدین سیار سریع در طنزانه قانون به توصیف لحظات این دیدار پرداخته و اول نوشته: دکتر روحانی به همراه همسر گرامی‌شان به منزل محمدرضا شجریان رسیدند. آقای روحانی زنگ آیفون را به صدا درآورد و به دلیل مسائل امنیتی سریعا از جلوی آیفون تصویری رفت کنار. شجریان: بله؟ روحانی: منم روحانی. شجریان: انوشیروان تویی؟ روحانی: نخیر. شجریان: امید روحانی هستی؟ روحانی: نخیر. شجریان: پس کدوم روحانی هستی؟ روحانی: من دکتر روحانی هستم. شجریان: دکتر روحانی، ارتوپد؟ روحانی: بابا جان من دکتر حسن روحانی، رئیس جمهور کشورم. شجریان: برو بابا تو احمدی نژادی میخوای ما رو اسکل کنی. روحانی: آن مرد که اسکل می‌کرد رفته است. شجریان: خب، پس کلیدت رو نشون بده. روحانی کلیدش را نشان می‌دهد. شجریان می‌گوید ما که چیزی نفهمیدیم ولی تشریف بیاورید بالا. طنزنویس قانون آخر ملاقات را چنین توصیف کرده: که تلویزیون همان زمان به پخش برنامه ای در ناسزاگویی به همایون شجریان مشغول بود و روحانی که سرخ و سفید شده تلویزیون را با عجله خاموش می‌کند و می‌گوید: خب چیزه... خب دیگه خانم زحمت رو کم کنیم. آقا و خانم روحانی با بدرقه آقا و خانم شجریان خانه را ترک می‌کنند. در خروجی را که می‌بندند، خانم روحانی با عصبانیت به رئیس جمهور می‌گوید: الان موقع تلویزیون روشن کردن بود؟ خیالت راحت شد؟ نتونستیم بگیم یه دهن مرغ سحر بخونه... یه کم از احمدی نژاد یاد بگیر، لااقل هنرمند می‌دید خونسردی خودش رو حفظ می‌کرد!

کارتون روز

Image caption محمد رضا میرشاه ولد، قانون

مطالب مرتبط