بازخوانی ادعاهای محافظه کاران درمورد عاملان قتل های زنجیره ای

وزارت اطلاعات حق نشر عکس
Image caption قبل از کشف عاملان قتل ها، قربانعلی دری نجف آبادی وزیر وقت اطلاعات در هیأت دولت سوگند خورده بود که این جنایت "کار عناصر اطلاعاتی نیست"

اتهامات متقابل جناح های سیاسی داخل و خارج حکومت بر سر قتل های زنجیره ای دگراندیشان در سال ۱۳۷۷، با اعلام رسمی ریشه داشتن قتل ها در وزارت اطلاعات به پایان نرسید و حتی وارد ابعاد جدیدی شد.

این اعلام در شرایطی صورت گرفت که پیشتر، قربانعلی دری نجف آبادی، وزیر وقت اطلاعات در هیأت دولت "سوگند خورده بود" که این قتل ها "کار عناصر اطلاعاتی نیست". (هفته نامه شما، ۷۷/۱۰/۲۴)

در ۱۵ سالی که از ماجرای قتل های زنجیره ای گذشته، وجود ابهامات مختلف راجع به "عوامل اصلی" و ریشه های انجام قتل ها، منجر به ارائه تحلیل هایی متنوع از این واقعه شده است. اما به نظر می رسد فارغ از هر رویکرد تحلیلی، بازخوانی برخی اظهارنظرها و مستندات رسانه ای مرتبط با دوره پس از انجام قتل ها، در پاسخگویی به این سوال که عاملان جنایت چه نسبتی با محافظه کاران حاکم در جمهوری اسلامی ایران داشته اند، مفید خواهد بود.

این بازخوانی، به ویژه از آنجا موضوعیت دارد که ظاهرا، در کل دوره ای که رسانه های منتقد احتمال دست داشتن نیروهای حکومتی در قتل ها را مورد اشاره قرار می دادند، حتی یکی از نشریات یا فعالان محافظه‌کار نیز چنین احتمالی را مطرح نکرده بود.

این در حالی است که از سوی دیگر در طول همین مدت، گمانه زنی هایی گسترده در سطح نشریات و محافل محافظه کار ایران مطرح می شد که قتل ها را به عاملانی غیر از وزارت اطلاعات ایران نسبت می دادند.

'کار آشنایان فروهر است'

یکی از محورهای تبلیغاتی محافظه کاران در سال ۱۳۷۷، نسبت دادن قتل ها به نزدیکان یا همفکران مقتولان بود.

روزنامه رسالت، در یکی از نخستین مطالب خود در مورد پرونده قتل ها، از "شنیده هایی" خبر داد که حکایت داشت: "چند نفری که در ارتباط با قتل داریوش فروهر و همسرش دستگیر شده اند از نزدیکان و افرادی بوده اند که به خانه وی رفت و آمد داشته اند." (۷۷/۹/۸)

یک روز بعد، حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، در سرمقاله این روزنامه نوشت: "تردیدی نیست که عاملان این جنایت را بایستی در میان دوستان و آشنایان فروهر که با او و خانواده اش رفت و آمد داشته اند، جست و جو کرد"، و افزود: "بدون کمترین تردیدی می توان گفت که قاتل یا قاتلان فروهر، افراد و عناصر وابسته به جریان های ضد انقلاب و مخالف نظام بوده اند." (۷۷/۹/۱۰)

در همین ارتباط، توصیه مسعود ده نمکی از چهره های شناخته شده گروه انصار حزب الله به "نیروهای امنیتی و اطلاعاتی" این بود که عاملان قتل ها را از میان "دگراندیشان" پیدا کنند (ایران، ۷۷/۹/۲۳)، و جمعیت موتلفه اسلامی احتمال می داد که قتل ها نتیجه نوعی "تصفیه های درون گروهی" باشد. (آریا، ۷۷/۹/۱۰)

'کار باند مهدی هاشمی است'

در اتهامی مشخص تر به گروه های مخالف حکومت ایران، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی با صدور بیانیه ای "باند مهدی هاشمی معدوم" را یکی از متهمان احتمالی قتل ها دانست (رسالت، ۷۷/۹/۲۶)، و سه هفته بعد، روزنامه کیهان خبری اختصاصی را در مورد ارتباط "یکی از دستگیرشدگان در رابطه با قتل های اخیر" با "باند مهدی هاشمی" منتشر کرد. (کیهان، ۷۷/۱۰/۱۷)

محمدرضا باهنر، عضو هیات رئیسه مجلس پنجم هم "هیچ شک و شبهه ای" نداشت که عاملان قتل ها "یا به گروه مهدی هاشمی و جریانات قم ارتباط دارند یا به منافقین و یا تحت تاثیر سرویس های اطلاعاتی خارجی بوده‌اند". (ایران، ۷۷/۱۰/۲۱)

پیشتر، روزنامه قدس وابسته به آستان قدس رضوی، این قتل ها را "از جهات مختلفی شبیه حرکت های منافقین" دانسته بود (۷۷/۹/۲۸)، و سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی نیز سازمان مجاهدین خلق را "متهم اصلی" پرونده معرفی کرده بود. (۷۷/۹/۲۳)

محمد کاظم انبالویی، سرمقاله نویس رسالت، در شرح مبسوطی از چگونگی ارتباط قتل ها با سازمان مجاهدین توضیح می داد که این سازمان ابتدا قصد داشته شخصیت های مدافع حکومت را ترور کند، اما بعد از ترور اسد الله لاجوردی متوجه شده که این کار از حمایت مردمی برخوردار نیست و در نتیجه، "قتل ها در دستور کار قرار گرفته". (۷۷/۱۰/۱۶)

'کار کرُدهای مخالف اوجالان بوده'

برخی از رسانه های اصولگرا، در گمانه زنی کاملا متفاوتی، ریشه قتل ها را در کشور همسایه ایران یعنی ترکیه می دیدند.

مثلا، روزنامه کیهان اظهار نظری را به چاپ رساند که با توجه به "دیدارهای مکرر داریوش فروهر با کردهای مخالف ترکیه" و اینکه "قرار بوده در دفاع از عبدالله اوجالان رهبر حزب پ‌ک‌ک تجمعی را علیه دولت ترکیه ترتیب بدهد" و اینکه "رژیم صهیونیستی و حکومت لائیک ترکیه اخیرا خیلی به هم نزدیک شده اند" نتیجه می گرفت قتل ها توسط "مزدوران اسراییل" (دولت ترکیه) صورت گرفته باشد. (۷۷/۹/۱۲)

در یک خبر به کلی متفاوت مرتبط با ترکیه، حبیب الله عسگراولادی یک ماه بعد، اعلام کرد که "کمیسیون ویژه رسیدگی به قتل داریوش فروهر و همسرش تحقیقات خود را به پایان رسانده" و نتیجه این بوده که "کردهای طرفدار ترکیه و مخالفان عبدالله اوجالان در این قتل ها دست داشته اند." (سیاست روز، ۷۷/۱۰/۱۶)

'کار جناح چپ است'

یک خط تبلیغاتی متفاوت در مورد عاملان قتل های زنجیره ای، انتصاب آنها به جناح چپ حکومت ایران بود؛ جناح حامی محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلبی که وعده کشف و مجازات علاملان قتل ها را داده بود.

خبرسازترین ادعا در این مورد، توسط روح الله حسینیان از روحانیون تندروی ایران بیان شد که عاملان قتل ها را از طرفداران "جناح چپ استحاله شده و از هواداران جدی رئیس جمهور" معرفی کرد. (۲۱/۱۰/۷۷)

اظهارات وی ابتدا از طریق یک برنامه تلویزیونی و روزنامه کیهان و سپس در دیگر رسانه های همسو انتشار یافت. اگرچه برخی دیگر از نشریات محافظه کار، همین اتهامات را به گونه ای محتاط تر و در قالب شایعات بیان می‌کردند. مثلا، روزنامه جمهوری اسلامی از "شایعه وابستگی قتل ها به جناح چپ" خبر می داد. (۷۷/۱۰/۲۱)

این نوع تبلیغات، به دنبال انتشار خبر خودکشی سعید امامی و اعلام نقش وی در قتل های زنجیره ای، با این مشکل مواجه شد که این مسئول اطلاعاتی، گرایش سیاسی شناخته شده ای داشت، تا آنجا که حتی یک سرمقاله کیهان اعتراف می کرد که "سعید امامی به عنوان حامی و طرفدار جناح به اصطلاح راست شناخته می شد". (۷۸/۴/۵)

در توضیح این گرایش، سرمقاله ای دیگر در همین روزنامه تاکید داشت که اظهارات سعید امامی "در دفاع از انقلاب و ارزش ها" نشان دهنده هویتش نیست چراکه "هویت اصلی" او "بعد از دستگیری" مشخص شده است. (۷۸/۶/۱)

مشکلات مرتبط با هویت سیاسی سعید امامی و همکارانش، از پیش از اعلام خبر خودکشی او نیز نگرانی هایی را در میان محافظه کاران ایجاد کرده بود. نگرانی مشخصی که به عنوان نمونه، مسعود ده نمکی سردبیر هفته نامه شلمچه را وا داشته بود تا در شماره ۵۵ این نشریه هشدار دهد که ممکن است "تروریست ها بخواهند با این قتل ها و نسبت دادن به حزب الله کسانی را از نیروهای حزب اللهی نیز از سر راه بردارند".

همین هفته نامه، در شماره ۴۹ خود "عناصر مشتاق به رابطه با آمریکا" را متهم کرده بود که به دنبال واکنش شدید محافظه کاران به سفر برخی اتباع آمریکایی به ایران در سال ۱۳۷۷، خانواده فروهر را قربانی کرده اند.

توضیح پیچیده این نشریه از آن قرار بود که اصلاح طلبان "بعد از خروش گسترده مردم علیه هیات جاسوسان آمریکایی، برای آسیب ندیدن طرح خراب کردن دیوار بی اعتمادی میان ایران و شیطان بزرگ، داریوش فروهر و همسرش را به عنوان قربانی برای جوسازی علیه انقلاب اسلامی و اشخاص و گروههای متعهد و مخلص برگزیده اند."

'کار سیا بوده'

در پی وقوع قتل های زنجیره ای سال ۱۳۷۷، بیشترین تحلیل ها و اخباری که از سوی شخصیت ها و مطبوعات محافظه کار منتشر شد، از انجام این قتل ها توسط سرویس های جاسوسی بیگانه حکایت داشت.

بخشی از این اظهار نظرها، به سازمان جاسوسی مشخصی اشاره نداشت. مثلا محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین قتل ها را به طور کلی نتیجه "توطئه های خارجی و پیچیده ای" از جانب "سرویس های جاسوسی بیگانه" می دانست (خرداد، ۷۷/۹/۲۲)، و روزنامه جمهوری اسلامی خبر می داد "دستگاه های امنیتی" ایران فهمیده اند که قتل ها توسط "دستگاه های جاسوسی خارجی و با هدف خدشه دار کردن چهره نظام" انجام شده است. (جمهوری اسلامی، ۷۷/۹/۲۳)

اما برخی از اتهامات، مشخص تر بودند. مثلا حسین شریعتمداری مدیرمسئول کیهان، قبول نداشتن "رابطه قاتل یا قاتلان با سرویس های جاسوسی آمریکا و دنباله های داخلی آنها" را "ساده اندیشی" می دانست (۷۷/۹/۱۰)، و حسین الله کرم از رهبران انصار حزب الله، "سازمان سیا و بعضی از عوامل داخلی آنها" را عامل قتل ها می دانست. (عصر آزادگان، ۷۷/۹/۲۶) محمدکاظم انبارلویی سردبیر رسالت هم طراحی جنایات را به کسانی نسبت می داد که "مسئولیت میز ایران در سیا و پنتاگون را به عهده دارند". (۷۷/۱۰/۲)

دلیل انجام چنین قتل هایی توسط "آمریکایی ها" موضوع گمانه زنی هایی جداگانه ای از سوی فعالان و نویسندگان محافظه کار بود.

یکی از رایج ترین تحلیل های محافظه کاران در این زمینه، این بود که "قتل داریوش فروهر و همسر او توسط ضد انقلاب و سرسپردگان آمریکا برای انحراف افکار عمومی از سفر هیأت آمریکایی به ایران صورت گرفته است." (کیهان، ۷۷/۹/۱۰) کیهان در یادداشتی جداگانه پس از قتل داریوش و پروانه فروهر، آنها را "قربانی لاپوشانی سازمان سیا در افشای سفر هیات ۱۳ نفره آمریکایی به عنوان گردشگر" دانست. (۷۷/۹/۲۲)

اشاره کیهان به سفر یک هیات ۱۳ نفره از شهروندان آمریکایی به ایران بود که به دنبال تاکیدات محمد خاتمی رئیس جمهور وقت در مورد "تنش زدایی" به ایران سفر کردند و پس از تیراندازی هوایی یک گروه از افراد مسلح با شعارهای ضدآمریکایی، از ایران خارج شدند.

اظهار نظر مشابه منتشر شده در روزنامه قدس "شک" در این مورد را جایز نمی دانست که قتل فروهرها "تنها برای انحراف افکار عمومی" از سفر آمریکایی ها صورت گرفته است. (۷۷/۹/۱۲)

این تحلیل، در راستای این تاکیدات عباس واعظ طبسی، متولی آستان قدرس رضوی بود که "دستگاه های تبلیغاتی و اطلاعاتی آمریکا و اقمار آن از قبل چنین برنامه ریزی را طراحی کرده بودند تا قتل او را سیاسی قلمداد نموده و حکومت را متهم کنند". وی با اطمینان وعده می داد: "آینده همه چیز را روشن خواهد کرد." (۷۷/۹/۱۰)

وقتی بیش از یک ماه بعد، وزارت اطلاعات رسما از انجام قتل ها توسط ماموران خود خبر داد، نسبت دهندگان این واقعه به دستگاه های خارجی -البته برای مدتی کوتاه- در موضع تدافعی قرار گرفتند.

در همین دوره بود که کیهان، در پاسخ به انتقاداتی که به گمانه زنی های قبلی آن صورت گرفته بود نوشت منظورش این نبوده که "عوامل خارجی مستقیما در این قتل ها دخالت دارند". (۷۷/۱۰/۱۷)

قابل توجه بود که دو روز قبل از صدور بیانیه معروف وزارت اطلاعات، مشاور امنیتی –انتظامی رئیس وقت قوه قضاییه تاکید کرد که "حتی اگر فرد مشخصی نیز خود را به عنوان عامل این قتل ها معرفی کند" بررسی‌ها برای کشف "عاملان خارجی و داخلی" قتل ها ادامه خواهد یافت. (گزارش روز، ۷۷/۱۰/۱۳)

کاری که در عمل، با بازجویی خشونت آمیز از دستگیرشدگان برای اعتراف به نقش "عاملان خارجی" ادامه یافت.

ارتباط قتل ها با 'پیمان مریلند'

گروهی از محافظه کاران، قتل ها را نه به یک سرویس خاص، که به مجموعه ای از سازمان ها نسبت می دادند.

به عنوان نمونه، حبیب الله عسگر اولادی دبیرکل وقت جمعیت موتلفه اسلامی قتل ها را کار "سیا، منافقین و صهیونیست‌ها" می‌دانست (جمهوری اسلامی، ۷۷/۹/۲۴)، و تحلیل روزنامه قدس وابسته به آستان قدس رضوی این بود که " سیا و موساد" به انجام قتل ها پرداخته اند. (۷۷/۹/۲۸) حسین الله کرم هم، از دست داشتن "منافقین، صهیونیست ها و آمریکایی‌ها" در این جنایات سخن می گفت. (شلمچه، ۷۷/۱۰/۵)

روزنامه جمهوری اسلامی، دیگر رسانه ای بود که "آمریکا و منافقین و صهیونیست ها" را عامل قتل های زنجیره ای معرفی می کرد و دلیل آن را امضای پیمان سازش مریلند میان فلسطینی ها و اسرائیلی ها، حدود یک ماه قبل از وقوع قتل ها می دانست.

توضیح پیچیده این روزنامه چنین بود: "تقارن زمانی قتل ها با ماجرای ذلت پذیری عرفات می تواند به این معنی باشد که برای انحراف افکار عمومی از حوادث غزه و اجرای پیمان ننگین مریلند که به حذف بندهای ضد صهیونیستی و ضد اشغالگری از منشور ملی فلسطین انجامید [انجام شده و] منطفا تصادفی نبوده است. در واقع بحران ناشی از قتل های اخیر و پوشش تبلیغاتی سنگینی که دشمنان انقلاب به آن دادند پوششی برای تحقق اهداف پیمان ننگین مریلند بوده است. (۷۷/۹/۲۶)

آدرس های غلط

مجموعه موضع گیری های رسانه ها و فعالان محافظه کاران در مورد قتل ها، از الگویی یکسانی تبعیت نمی کرد.

اما واضح بود که طیف وسیعی از محافظه کاران، تلاشی وسیع را برای دور کردن افکار عمومی از آدرس نهادی که بعدا معلوم شد عامل واقعی جنایات بوده، به کار گرفتند.

با گذشت ۱۵ سال از قتل های زنجیره ای سال ۱۳۷۷، اگر چه ابعاد فراوانی از این قتل ها هنوز ناشناخته باقی مانده، ولی به نظر نمی رسد که ابهام زیادی در مورد نوع مواجهه منسوبان رهبر جمهوری اسلامی ایران با این واقعه باقی مانده باشد.

رویکردی که نمی توان از آن، هیچ گونه اشتیاقی نسبت به شناسایی عاملان واقعی قتل های زنجیره ای، یا هیچ گونه "بی طرفی" میان این عاملان و قربانیانشان را برداشت کرد.

مطالب مرتبط