از سرگیری رابطه ایران و آمریکا چه مانعی دارد؟

حق نشر عکس d
Image caption تحولات اخیر لزوم بررسی و بازنگری قهر تاریخی با آمریکا را گوشزد کرده است

نقشی که ارتباط دیپلماتیک جمهوری اسلامی و غرب در دستیابی به توافق هسته‌ای ژنو داشت، و اظهارات حسن روحانی در مورد آمادگی ارتباط سیاسی با "همه کشورها" حاکی از شناخت اهمیتی است که روابط خارجی سازنده در حل مشکلات داخلی ایران دارد.

در این میان، برای بسیاری از ایرانیان، مهمترین مساله در حوزه روابط خارجی کشورشان قهر طولانی مدت با آمریکا و فواید و هزینه‌های احتمالی از سرگیری روابط دوجانبه و غلبه بر موانعی است که در این راستا وجود دارد.

با استقرار جمهوری اسلامی، دکترین سیاست خارجی ایران از دوستی با تقریبا همه کشورها به دشمنی با اکثر آنها تغییر یافت و اگرچه بعدها بعضی از دشمنی‌ها به دوستی یا دست کم بی‌تفاوتی تبدیل شد، طی سه دهه گذشته، ابراز خصومت با آمریکا محور سیاست خارجی و داخلی ایران را تشکیل داده و حتی دستاورد اصلی انقلاب اسلامی خوانده شده است.

در توجیه این موضعگیری، مقامات جمهوری اسلامی شکایت‌هایی را علیه آمریکا مطرح کرده‌ و آمریکاییان نیز متقابلا اتهاماتی را متوجه ایران ساخته‌اند.

شکایات سیاسی

یکی از شکایات اولیه جمهوری اسلامی علیه آمریکا، دوستی با حکومت شاه و در نتیجه، مسئولت آمریکاییان در قبال تحولات و تصمیمات اقتصادی و سیاسی آن زمان و از جمله تدوین و اجرای اصلاحات موسوم به "انقلاب سفید" بوده که مخالفت برخی از روحانیون، به خصوص آیت‌الله خمینی را برانگیخت و زمینه‌ساز انقلاب اسلامی شد.

حق نشر عکس ISNA
Image caption "دشمنی" آمریکا توجیه کننده محدودیت‌ها و مشکلات داخلی بوده است

در قطب‌بندی دوران جنگ سرد، ایران به دلایل جغرافیایی و عقیدتی، همسویی با بلوک غرب را برگزید و در کنار ده‌ها کشور دیگری قرار گرفت که، با داشتن نظام‌های سیاسی و شرایط اقتصادی و اجتماعی گوناگون، همبستگی به آمریکا را به تبعیت از شوروی ترجیح داده بودند.

اوضاع متفاوت اقتصادی و سیاسی این کشورها و اینکه سه دهه قطع رابطه با آمریکا، شرایط سیاسی و اقتصادی ایرانیان را قطعا بهتر نکرده است نشان می‌دهد که وضعیت هر کشوری، از جمله نفع و زیان ناشی از روابط خارجی، حاصل عملکرد داخلی همان کشور است. علاوه بر این، بسیاری از اقدامات زمان شاه از جمله اصول "انقلاب سفید" مانند مالکیت دهقانی، حق رای زنان، پاداش سالانه کارگران و مبارزه با بیسوادی، همچنان برجاست و گاه حتی از آنها به عنوان دستاوردهای انقلاب اسلامی نام برده می‌شود.

اتهام دیگر علیه آمریکا، ارتباط با ماجرای سقوط دولت دکتر مصدق است که ظاهرا انگیزه آن نگرانی از نفوذ گروه های طرفدار شوروی در ایران بود. اما باید به خاطر آورد که اکثر روحانیون، از جمله بنیانگذار جمهوری اسلامی، به شدت با مصدق و طرفداران ملیگرای او مخالف بودند و به این ترتیب، دست داشتن احتمالی آمریکاییان در سقوط دولت او قاعدتا نباید باعث نارضایی جمهوری اسلامی شده باشد.

انتقاد بعضی مقامات و رسانه‌‌های آمریکایی از جمهوری اسلامی هم به عنوان دلیل دیگری برای خصومت با آمریکا ذکر شده است. در عین حال، در یک نظام‌ سیاسی دموکراتیک و ملزم به آزادی بیان، ابراز نظرات مختلف درباره موضوعات داخلی و خارجی امری عادی است. علاوه بر این، مسایلی مانند گروگانگیری دیپلمات‌ها، شرایط حقوق بشر در ایران و جنبه‌هایی از سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی زمینه مساعدی را برای چنین انتقاداتی در آمریکا و بسیاری دیگراز کشورها فراهم آورده است. و البته دیپلماسی اساسا برای رسیدگی به چنین اختلافاتی ابداع شده است.

دلیل دیگری که در نفی برقراری روابط سیاسی با آمریکا ابراز شده این بوده است که چنین ارتباطی مشوق مطالبات دموکراتیک مردم می‌شود و نظام جمهوری اسلامی را به مخاطره می‌اندازد. با آغاز حرکت‌های اعتراضی در کشورهای منطقه و گزارش‌های حاکی از توصیه آمریکا به دیکتاتورهای غربگرا به کناره‌گیری به جای مقابله با مردم معترض، برخی صاحبنظران جمهوری اسلامی این نگرانی را به صراحت ابراز کردند.

حق نشر عکس courtesy
Image caption با وجود مخالفت روحانیون با "انقلاب سفید" بسیاری از اصول آن همچنان باقی است

واقعیت این است که تداوم و سقوط استبداد، چه غربگرا و چه غرب‌ستیز، در هر حال هزینه ساز است. اما در مورد تحولات منطقه، باید هزینه کناره‌گیری دیکتاتورهای غربگرای تونس، مصر و یمن را با عواقب واکنش رهبران "غرب‌ستیز" لیبی و سوریه مقایسه کرد که علاوه بر ویرانی و کشتار وسیع، باعث گسترش نفوذ گروه‌های افراطی شده و امنیت این کشورها و منطقه را به مخاطره انداخته‌اند.

حمایت آمریکا از عراق در جریان جنگ هشت ساله و فجایعی مانند سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرانی نیز از دلایل نفی از سرگیری روابط دیپلماتیک بوده است.

البته تهاجم عراق به ایران و عواقب مستقیم و غیرمستقیم جنگ هشت ساله طبیعتا باعث نارضایی ایرانیان از عراق و حامیان آن شده است اما نباید فراموش کرد که جنگ در میانه بحران گروگانگیری دیپلمات‌های آمریکایی آغاز شد و در طول جنگ هم، دیپلماسی ضعیف ایران همراه با شعار"صدور انقلاب"، تهدید حکومت‌های منطقه و مخالفت مستمر با ابتکارات بین‌المللی برای صلح، در مقایسه با مهارت دیپلماتیک بیشتر رژیم عراق، نه تنها آمریکا بلکه تقریبا همه کشورهای جهان را به موضعگیری به نفع عراق ترغیب کرد. همچنین، ماهها پس از آغاز جنگ، روابط سیاسی ایران و عراق همچنان ادامه داشت و پس از جنگ هم دو کشور تردیدی در مورد تجدید روابط از خود نشان ندادند

با وجود این، ایرانیان قطعا حق دارند از طرق دیپلماتیک، شکایت علیه عراق و حامیان رژیم سابق آن کشور را برای دریافت غرامت مادی یا دست کم تنبیه اخلاقی پیگیری کنند.

و بالاخره، مهمترین شکایت ایران علیه آمریکا، این اتهام بوده که ایالات متحده اسرائیل را ایجاد کرده و حامی آن بوده است.

از نظر تاریخی، اسرائیل به ابتکار کشورهای اروپایی و حمایت سازمان ملل تاسیس شد و تا سال‌ها، آمریکا همچنان در صدد اتحاد با حکومت‌های عرب منطقه بود و ظاهرا گرایش این کشورها به بلوک شرق، به "اتحاد استراتژیک" بین آمریکا و اسرائیل فوریت بخشید. اما نمی‌توان انکار کرد که در چند دهه اخیر، سیاست اسرائیل در ادامه اشغال اراضی اعراب و تعلل در اجرای توافقنامه صلح با فلسطینیان، متحده آن یعنی آمریکا را هم در معرض انتقاد شماری از کشورها، به خصوص کشورهای عرب و مسلمان قرار داده است.

با اینهمه، حتی "دشمنان" رو در روی اسرائیل هم با حمایت از عناصر و گروه‌های تندرو و غالبا فرصت‌طلب و قدرناشناس، دشمنی با روند صلح مورد قبول فلسطینیان، شعار نابودی یک کشور هم-عضو سازمان ملل و انتخاب انزوای دیپلماتیک، بهانه به دستافراطی‌ترین جناح‌های حکومت اسرائیل نداده و هزینه سنگین‌تری را بر فلسطینیان تحمیل نکرده‌اند؛ برعکس، این کشورها کوشیده‌اند از نفوذ خود بر آمریکا برای تاثیرگذاری بر سیاست منطقه‌ای آن کشور بهره‌برداری کنند.

البته طی سی سال اخیر، آمریکاییان هم شکایت‌هایی از ایران داشته‌اند. نقض حریم دیپلماتیک، اتهام حمایت از اقدامات خشونت‌آمیز گروه‌های افراطی، تهدید متحدان منطقه‌ای آمریکا و شعارها و سخنرانی‌های اهانت آمیز از جمله این شکایات بوده است اما این شکایت‌ها مانع از ابراز تمایل آمریکاییان به برقراری روابط دیپلماتیک برای حل و فصل اختلافات با ایران نشده است.

شکایت‌های اقتصادی

حق نشر عکس cr
Image caption با توجه به خصومت بسیاری از روحانیون با مصدق، حمایت از سرنگونی او نباید باعث ناخرسندی شده باشد

در مقایسه با مسایل سیاسی، اختلافات اقتصادی جمهوری اسلامی و آمریکا به خصوص تحریم‌های تجاری و مالی ماهیتی ملموس‌تر دارد. بخشی از این تحریم‌ها به برنامه هسته‌ای مربوط می‌شود که موضوع مذاکرات ژنو است، و بخش دیگر، چند دهه سابقه دارد.

البته انتخاب شریک تجاری از حقوق حاکمیتی هر دولتی است اما تحریم‌های آمریکا علیه ایران، علاوه بر تعارض با اعتقاد آمریکاییان به اصل تجارت آزاد، چند مساله دیگر را مطرح می‌کند.

قبل از انقلاب، آمریکا شریک تجاری عمده ایران بود و انواع کالا را همراه با تعهد فروشندگان در مورد خدمات بعد از فروش و تامین قطعات یدکی، به ایران صادر می‌کرد. در مواردی مانند خرید هواپیماهای مسافربری، این تعهدات با امنیت جانی شهروندان ایرانی ارتباط مستقیم داشته است اما به گفته مقامات ایرانی، دولت آمریکا مانع عمل شرکت‌های فروشنده به تعهدات آنها شده است.

اگرچه مقامات آمریکایی تحریم اقلام حیاتی را تکذیب کرده و مسئولیت کمبودها را به متوجه دولت ایران دانسته‌اند، اما ایجاد هرگونه مانعی در برابر اجرای تعهدات تجاری نهادهای خصوصی حتی اگرمنع حقوقی هم نداشته باشد، قطعا از نظر اخلاقی سئوال‌ برانگیز و قابل پیگیری است.

شکایت دیگر جمهوری اسلامی به مسدود شدن دارایی‌های ایران نزد موسسات مالی آمریکایی ارتباط دارد.

شاه سابق با این اعتقاد که ضعف نظامی مشوق تهاجم همسایگان شمالی و غربی‌ به ایران می‌شود، برنامه‌ای را برای تقویت ارتش به اجرا گذاشت و به دلیل دوستی با آمریکا و تشابه دکترین نظامی دو کشور، قراردادهایی را برای اجرای طرح‌ها و خرید تجهیزات نظامی با شرکت‌های آمریکایی امضا کرد.

همچنین، در آن زمان بخشی از ذخایر ارزی ایران برای کسب بهره و تقویت موقعیت کشور در معاملات تجاری و پرداخت تعهدات مالی، نزد بانک‌های خارجی از جمله بانک های آمریکایی سپرده گذاری شده بود.

پس از انقلاب، دولت موقت ضمن انصراف از تقویت ارتش، عمل به تعهدات مالی ایران را مورد تاکید قرار داد و بعضی طرف‌های خارجی هم در صدد لغو یا تبدیل قراردادهای نظامی با ایران برآمدند. آنچه که این ترتیبات را مختل کرد گروگانگیری در سفارت آمریکا بود که پایبندی جمهوری اسلامی به ضوابط و تعهدات بین‌المللی را در معرض تردید قرار داد.

کوتاه مدتی پس از گروگانگیری، رئیس جمهوری وقت آمریکا با استناد به "خطرات فوق‌العاده شرایط داخلی ایران برای امنیت ملی، سیاست خارجی و منافع اقتصادی ایالات متحده" ضمن اعلام تحریم تجاری جمهوری اسلامی، سپرده‌های مالی ایران نزد بانک‌های آمریکایی و شعبات خارجی آنها را هم مسدود کرد.

با توجه به موقعیت آمریکا به عنوان یک ابرقدرت مالی و متکی به اعتماد سپرده‌گذاران خارجی، قاعدتا این تصمیم به سادگی اتخاذ نشد و به این ترتیب، حدس و گمان‌های را در مورد انگیزه‌های چنین اقدامی برانگیخت.

حق نشر عکس d
Image caption آمریکاییان هم شکایاتی را از ایران مطرح کرده‌اند

بعضی کارشناسان، رئیس جمهوری آمریکا را به اتخاذ تصمیمی سیاسی از سر استیصال متهم کردند اما دیگران گفتند که چشم انداز بی‌ثباتی در ایران و اظهارات برخی مقامات وقت جمهوری اسلامی در نفی مسئولیت دولت در قبال بازپرداخت بدهی‌های خارجی، انگیزه این تصمیم بود.

بعدها بخشی از این دارایی‌ها طبق بیانیه الجزایر به پرداخت ادعاهای مالی آمریکاییان علیه ایران اختصاص یافت اما باقیمانده می‌بایست همراه با بهره این سال‌ها در برابر اعلام پایبندی جمهوری اسلامی به تعهدات خارجی خود، باز گردانده می‌شد. دریافت این دارایی‌ها موضوعی است که یاید از مسیرهای دیپلماتیک پیگیری شود.

اما در مورد شکایت اقتصادی آمریکاییان از ایران، باید گفت که بسیاری از دعاوی قدیمی علیه ایران حل و فصل شده و حتی گفته می‌شود که به دلیل ضعف موقعیت بین‌المللی ایران، گاه پرداخت‌های گزافی هم صورت گرفته است.

تحریم جمهوری اسلامی البته مانع دسترسی مستقیم شرکت‌های آمریکایی به بازار ایران شده است، اما نه تنها مسئولیتی از این جهت متوجه ایران، یعنی کشور تحریم شده نیست بلکه گستره جهانی سرمایه آمریکایی متضمن آن بوده که کل اقتصاد ایالات متحده از عواید ارتباط تجاری سایر کشورها با ایران بی‌نصیب نمانده است.

ضربات زید و عمرو

بین جمهوری اسلامی و آمریکا، مانند بسیاری دیگر از کشورهای جهان، اختلافاتی وجود دارد که باید از راه مراودات دیپلماتیک پیگیری و احقاق حق شود. آنچه که پذیرفتنی نیست، تبدیل اختلافات سیاسی به اصول اعتقادی و حتی تعصبات شبه‌دینی است.

اینکه از سرگیری روابط سیاسی با آمریکا تمامی مشکلات داخلی و خارجی ایرانیان را حل خواهد کرد یا نه، سئوالی منطقی نیست زیرا حل مشکلات یک کشور در گرو درایت سیاستگزاران، مهارت مجریان و همدلی و مشارکت واقعی شهروندان آن است. آنچه که از تنش‌زدایی در سیاست خارجی انتظار می‌رود رفع یکی از موانع مهم در راه حل و فصل چنین مشکلاتی است.

در این میان، واکنش‌های خشم‌آلود به تماس مختصر اخیر بین مقامات ایران و آمریکا نشان داد که کسانی هستند که منافع خود را در عقب‌ماندگی داخلی و انزوای خارجی ایرانیان دنبال می‌کنند.

البته متصدیان حکومت‌های اقتدارگرا معمولا به یک "دشمن" همیشگی واقعی یا موهوم نیاز دارند تا معضلات اقتصادی و اجتماعی و ناکارآیی خود در حل آنها را به او نسبت دهند و محدویت‌های مدنی و سیاسی و فشار بر مردم را به بهانه مقابله با تهدیدات همیشگی "دشمن" توجیه کنند. اما هیچ حکومتی تا حد تخریب اقتصادی و خودزنی سیاسی بر این خصومت مصلحتی اصرار نمی‌ورزد و ملتی با امکانات پیشرفت همه‌جانبه را به عقب‌ماندگی و وابستگی سیاسی و اقتصادی به قدرت‌های درجه دوم محکوم نمی‌کند.

طی سه دهه گذشته، بسیاری از دشمنی‌ها در سطح جهان به رقابت و رقابت‌ها به دوستی تبدیل شده و در ایران هم، وضعیت اقتصادی و شرایط و فرهنگ سیاسی جامعه به گونه‌ای تحول یافته است که گاه گفته می‌شود تاثیر سه دهه تبلیغ بی‌وقفه دولتی علیه غربی‌ها، تبدیل ایرانیان به "غربگرا ترین" ملت منطقه بوده به نحوی که حتی جناح‌های سیاسی حکومتی هم هنگام نیاز به کسب محبوبیت مردمی و غلبه بر رقیب، خود را طرفدار نرمش در برابر غرب معرفی می‌کنند.

در این شرایط، بحران‌آفرینی و ادامه دشمنی و محروم کردن ملت‌ها از منافع ارتباط اقتصادی و فرهنگی با یکدیگر، نه تنها فایده سیاسی بلکه حتی موضوعیت خود را هم از دست داده است.

سعدی در گلستان از جوانی می‌گوید که "مقدمه نحو زمخشری در دست داشت و همی‌خواند ضرب زیدٌ عمرواً و کان المتعدی عمرواً. گفتم ای پسر خوارزم و ختا صلح کردند، و زید و عمرو را همچنان خصومت باقی است؟"