بررسی روزنامه های صبح تهران - ۱۵ دی

روزنامه های امروز صبح تهران در گزارش های اصلی خود به اجتماع تشکل های حزبی در وزارت کشور اهمیت داده و آن را نشانه توجه دولت روحانی به احزاب و تقویت تحزب در کشور دیده اند.

نگاهی به مذاکرات هسته ای و روابط خارجی کشور که در دولت روحانی تغییر آن از اولویت هاست بخش های عمده ای از مقالات و مصاحبه های روزنامه ها را به خود اختصاص داده است.

روزنامه آرمان در مقدمه مصاحبه ای با سیروس ناصری سرمذاکره گر پیشین هسته ای ایران نوشته که وی به سکوت هشت ساله خود پایان داده است. در این مصاحبه این دیپلومات پیشین و گفتگوگر متبحر اظهار داشته که آمریکایی از سال ها قبل آماده گفتگو با ایران بودند.

Image caption تیتر و عکس حجت الله سپهوند در صفحه اول آرمان

الهه کولایی در مقاله ای در آرمان با تاکید بر این که سیاست خارجی و اقدامات دیپلماتیک سازوکار حرفه‌ای مختص به خود را دارد نوشته: وزارت خارجه است که جضور مقامات و افراد را در کشور بررسی و برنامه ریزی می کند. مانند سفر هیات اتحادیه اروپا به تهران که ظاهرا هیچ نهادی هم مسئولیت آن را برعهده نگرفت.

سخنگوی کمیسیون سیاست خارجی مجلس ششم تاکید کرده کشور نمی تواند باب مراوده را با دیگر کشورها ببندد. وظیفه مجلس اعمال نظارت بر این نوع رفتار‌ها و رفت و آمدهاست. اگر مشکلی به وجود آمد دستگاه تقنینی و دستگاه اجرایی باید بتوانند در تنظیم روابط خود که در قانون اساسی به وضوح بدان اشاره شده است، مشکل به وجود آمده در سیاست خارجی را برطرف کنند.

به نوشته این استاد دانشگاه در آرمان: در شرایط کنونی با توجه به تحولاتی که به واسطه روی کار آمدن دولت اعتدال در کشور ایجاد شده و آثار مثبت رویکرد اعتدال و تعامل سازنده با جهان، رفتار تندروها نه تنها به نفع کشور نیست بلکه می‌تواند خسارت‌هایی را نیز در پی داشته باشد. این رفتارهایی که نشانگر تندروی است، پاسخگوی نیاز‌های کشور نیست .

چوب خط شما پرشده است

فضل الله یاری در سرمقاله ابتکار به بررسی وضعیت جناح راست یا اصولگرا پرداخته و نوشته: درچند سال گذشت چهره‌های سیاسی و اقتصادی متعددی از چوب خط جناح اصولگرا استفاده کرده اند و اگر چه به منافع شخصی دست پیدا کرده اند، اما از حساب این جناح بزرگ در نزد مردم کم شده است.

نویسنده به عنوان نشانه تندروی جناح اصولگرا نوشته یک روحانی مشهور این جناح که اتفاقاً گاه تریبون‌های ملی را نیز در اختیار می‌گیرد، برای بیان آنچه در عاشورای ۸۸ گذشت درباره معترضان گفته است که به آنان «آبجوی صلواتی» داده می‌شد، تا احتمالا به زعم ایشان مست کنند و حرمت عاشورا بشکنند. این اظهار نظر اما اعتراض برخی از اصولگرایان را نیز در پی داشته است. یا روحانی دیگری سال‌ها پیش از این معترضان را «بزغالهِ گوساله» خطاب کرده است.

در ادامه این مقاله آمده: جناح اصولگرا در سالهای گذشته بخش زیادی از اعتبار خود را خرج برکشیدن افرادی مانند محمود احمدی نژاد،سعید مرتضوی،بابک زنجانی، برخی از مداحان مشهور و جنجال ساز و حتی برخی از چهره‌های هتاک و بی اخلاق کرده است. معرفی هر کدام از این افراد به جامعه و حمایت از آنان خطی بود که بر چوب اعتبار این جناح کشیده می‌شد.

ابتکار نوشته در چند سال اخیر به اذعان بسیاری از اصولگرایان، محمود احمدی نژاد بنیان اصولگرایی را متزلزل کرده است. همان که روزی دسته چک سفید امضاء اصولگرایان در اختیارش بود. سعید مرتضوی با عملکرد عجیبش در حیف و میل اموال بیمه شدگان تامین اجتماعی هنوز برای برخی از این افراد این جناح خاکریزی است در برابر فتنه که باید بخشی از دستگاه قضایی را برای مصونیت وی از کار انداخت. نتیجه بازداشت بابک زنجانی هر چه باشد به پای اصولگرایان نوشته خواهد شد. چنان که هتاکی و بد دهنی و هفت تیر کشی برخی از مداحان .

تیر اندازی در ترافیک طبیعی اسـت

امیر وفایی در طنزانه قانون نوشته: آقا ما چرا صورت مسئله را پاک می کنیم؟ عده ای غوغاسالار داد و فغان راه انداخته اند که در جریان تصادف رانندگی در یکی از بزرگراه‌های تهران، صاحب یکی از خودروها دست به اسلحه شده و چند گلوله به سمت آن یکی خودرو شلیک کرده. آیا واقعا با پرداختن به این حواشی مشکل ترافیک پایتخت حل می شود؟ موضوع این است که ترافیک اعصاب مردم را بدجوری خط‌خطی کرده و کار دارد به درگیری‌های مسلحانه می کشد. اینکه حالا چون یک چهره شناخته شده هفت تیر کشیده، ماجرا را گنده کنیم و پای تسویه حساب های شخصی را وسط بکشیم صحیح نیست.

به نوشته طعنه آمیز این طنزنویس: مردمی که خسته از کار روزانه باید ساعت ها ترافیک را تحمل کنند تا به منزل برسند، هر آینه ممکن است دست به سلاح کمری ببرند. خود ما چند روز پیش انداخته بودیم گوشه اتوبان و داشتیم خوش خوشان با ۵۰ تا سرعت می رفتیم که ناغافل یک درگیری هالیوودی در لاین سرعت اتفاق افتاد. راننده بی‌ام‌و چراغ می‌زد اما بنز به او راه نمی داد.

در ادامه داستان طنز قانون آمده: آقا یک دفعه راننده بی‌ام‌و ژ۳ را از پنجره آورد بیرون و شروع کرد به تیرهوایی در کردن. راننده بنز باز هم راه نمی‌داد. بی‌ام‌و تایر سمت راست او را هدف گرفت. راننده بنز فرمان را به بغل دستی سپرد، تا کمر از شیشه بیرون آمد و یک خشاب به سمت بی‌ام‌و خالی کرد. کمی جلوتر یکی از ماموران زحمتکش راهنمایی و رانندگی در حالی که روی زانو نشسته و یکی از چشم هایش را بسته بود تا بهتر نشانه گیری کند، هر دو خودرو را با یک گلوله آرپی‌جی به آتش کشید.

Image caption عکس صفحه اول شهروند از ساختمان های مانده

رویای خانه دار شدن در تله مسکن مهر

مریم میرزایی در گزارشی در شهروند درباره مسکن مهر نوشته: تیرماه‌ سال ۸۶، دستورالعمل اجرایی بخشی از بودجه ۸۶ از سوی وزارت مسکن و شهرسازی ابلاغ شد و خشت اول ساخت واحدهای مسکونی با نام مسکن‌مهر را بنا گذاشت. نگاه مناسبی که به این پروژه می‌شد در همان نگاه نخست باقی ماند و از آن پس، محور انتقادهای تند کارشناسان شد.

به نوشته این گزارش: زمین‌هایی که قرار بود میزبان واحدهای مهر شوند، در فواصل چند کیلومتری شهرها یا در کنار شهرهای جدید انتخاب شدند و بدون توجه به تامین امکانات زیرساختی، نام مسکن‌مهر بر خود گرفتند. از آن روز به بعد تیغ انتقادها هر روز تندتر شد، کارشناسان اقتصادی طرح را فاقد اسناد مطالعاتی و پشتیبانی علمی معتبر می‌دانستند و کارشناسان شهری بااشاره‌به این‌که مسکن‌مهر، بافت فرسوده برنامه‌ریزی شده است، از رعایت نشدن حداقل سرانه‌های شهری در ساخت مسکن‌مهر خبر می‌دادند.

شهروند در ادامه نوشته: دولت تغییر کرد، سیاست مسکن نیز عوض شد اما نگرانی‌ها از آینده طرحی که مهر نام گرفت و به تعبیر بسیاری بی‌مهر شد، عمیق‌تر شده است. حالا دیگر نگرانی‌ها تنها به تبعات اقتصادی پروژه مهر منتهی نیست. نگرانی‌هایی که در این سال‌ها از کیفیت پایین واحدها خبر می‌داد یا از سرمایه هنگفتی که برای ساخت این واحدها هدر رفت حکایت می‌کرد. حالا نگرانی‌ها، جنس اجتماعی به خود گرفته است و کارشناسان، از این نگرانی باعنوان جداکردن یک طبقه‌اجتماعی از سایر اقشار جامعه یاد می‌کنند که تبعات خوبی به همراه نخواهد داشت.

هیولای فساد‌های اقتصادی

جعفر گلابی در مقاله ای در اعتماد نوشته: محال نیست، ولی سخت و پیچیده و حساس و ظریف و زمانبرو حتی خطرآساست مبارزه با فساد اقتصادی‌. ثروت و سرمایه چون جمع شود فساد و اختلاس و دزدی و پولشویی هم از راه می‌رسند و چون انباشت ثروت حاصل شود دندان‌های طمع تیز می‌شوند و گرگان گله پول زوزه‌کشان حمله‌ور می‌شوند و کرکسان لاشه‌های مکنت سهم خویش را می‌برند.

به نظر نویسنده این مقاله: انقلاب‌ها هم اغلب بر اثر تنگنای معیشت توده‌های مردم و فشار غیر قابل تحمل اقتصادی به پا شدند و فاصله‌های وحشتناک و خرد‌کننده طبقاتی بود که جان مردمان را به لب می‌رساند و دست از جان می‌شستند تا دیگر سیری ظالم و گرسنگی حقارت بار مظلوم را نبینند.

مقاله اعتماد بدین جا رسیده که دولت به‌ویژه در شرایط کنونی که هنوز تحریم‌ها پابرجا هستند راهی جز انضباط شدید مالی و حراست وسواس‌گونه از خزانه کشور و باز گرداندن اموال مردم ندارد. تورمی که فشار اصلی‌اش بر دوش فقراست، بیماری‌ها که تا استخوان فقرا پیش رفته‌اند، محرومیت‌ها که سرما و گرما را تا عمق خانه‌های کوچک فقرا نفوذ می‌دهد فاصله‌های شدید طبقاتی را غیر‌قابل تحمل خواهد کرد.

منصور فرزامی هم در سرمقاله مردم سالاری نوشته: همه آنان که با هلهله بردوش ناسور دردمندان سوارند، و از «کاغذ پاره» و تحریم ها سود برده و شادی کنان بر «قطار بی ترمز» نشسته و مستمری‌های ناشمار و هدایای پنهان آنچنانی دریافت کرده اند بدانند که، همه و همه در تابلوی زمان و در آینده‌ای نزدیک به ملت بزرگ، صبور و نجیب ایران، معرفی خواهند شد .

مردم سالاری در نهایت نوشته: حکم رئیس جمهور محترم به جهانگیری بر روی همان کاغذ می‌ماند چون در جامعه درهم تنیده ناسالم اقتصادی، پیداکردن سررشته‌های ناپیدا کاریک فرد نیست و همت عالی و سعی همگانی می‌خواهد و خاص و عام باید در تغییر هنجارهای ناصواب، قیام کنند و گرنه فقط باید چشم امید به آینده داشت و گفت که آیا جهانگیری می‌تواند که کام روحانی و مردم محروم و عقب نگه داشته شده را شیرین کند؟

Image caption تیتر و طرح صفحه اول قانون

یک تهدید اجتماعی

جهان صنعت در گزارش اصلی خود نوشته: آمارهای رسمی از هشت میلیون جوان ایرانی آماده ازدواج حکایت دارد در حالی که این رقم در آمارهای غیررسمی به ۱۲.۵ میلیون نفر رسیده است. این آمارها در حالی نگران‌کننده هستند که میلیون‌ها جوان ایرانی مجرد و بیکار به دلایلی چون شاغل نبودن یا نداشتن مسکن، روز را به شب می‌رسانند و گاهی در انتظار تغییری در روزهای زندگی خود آسیب‌های اجتماعی متنوعی از جمله روابط غیرمتعارف قبل از ازدواج را تجربه می‌کنند.

به نوشته این روزنامه : در سال‌های گذشته برخی جامعه‌شناسان و روانشناسان نسبت به روابط دختران و پسران در جامعه هشدار داده‌اند؛ اتفاقی که به گفته آنها بر به تاخیر افتادن ازدواج و افزایش روابط جنسی قبل از ازدواج موثر است. به هر حال تغییر رویکرد دختران نوجوان به ازدواج به‌خصوص در سنین ازدواج تا حدی در کلانشهرها معضل شده است که خبر می رسد سن روابط پیش از ازدواج در سنین دختران مقطع راهنمایی رسیده است.

سیما فردوسی‌پور در همین باره در جهان صنعت نوشته: کاهش سن روابط قبل از ازدواج موضوعی چند وجهی است که علت‌های بی‌شماری دارد. سهل‌انگاری خانواده و عدم نظارت والدین در روابط و هیجانات نوجوانان و جوانان یکی از دلایلی است که در سال‌های اخیر روابط جنسی نوجوانان و جوانان را منجر شده است به طوری که این روابط در سنین پایین و حتی در مقاطع تحصیلی راهنمایی دیده می‌شوند.

«ب.جیم» ساکن تهران، هنوز زنده

بهناز جعفری در یادداشتی در شهروند نوشته: چشم‌هایم را می‌‌بندم برای تصور لحظاتی در جا و مکانی غیر از این شهر. کجا؟ چه‌مکانی غیر از اینجا و این کوچه‌‌ها و این عادت‌ها آرامم می‌کنند؟ چه جایی غیر از اینجا را اینقدر می‌شناسم. چه شهری؟ چه روستایی؟ چه جغرافیایی؟ من در تهران به دنیا آمدم و از وقتی که توانستم و اجازه داشتم تنهایی تاکسی سوار شوم و خرید بروم و خیابان‌‌گردی کنم این شهر برایم ته نداشت.

نویسنده با اشاره به مواهب زندگی در تهران نوشته: آیا زنده‌ام واقعا؟ زندگی من و خیلی‌هایی است که اولین شرط بودنش داشتن هوای سالم، آب سالم، نان سالم است؟ چقدر این شهر از حد بودنمان، از ناخواسته‌بودنمان، از حد تصور، توقع و نیازمان حتی، دورتر است. تهران، شهر من، شهر ازدحام‌ها و اضطراب‌های من شده. شهر فراموش‌شده، دوست‌نداشتنی و طردشده من شده. شهری که در آن عشق‌ها و رویاها و آرزوهایم باسرعت و بی‌اهمیت دفن می‌شوند

مقاله شرق بدین جا رسیده که: این تهران، تهرانِ کودکی‌های من نیست. با چندین‌کیلومتر هوای سربی، با چندین هزار‌هزار ماشین و آهن‌پاره و .... این تهران من نیست با میلیون‌ها موش در بسترش. و هزاران معتاد تعظیم‌کننده با ساقی‌اش. این تهران من نیست با هزاران بیکار و گدا در بَرَش. هزاران چاله در چالَش. اینجا تهران من نیست.

سرشان گرم بود

Image caption کارتون سعید نوروزی، شرق

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: وزارت ارشاد که این همه مته به خشخاش می‌گذارد و با پنس و موچین، کلمه از کتاب‌ها حذف می‌کند، حاصل کارش اصلا تاثیرگذار نبوده. یعنی چی؟ یعنی اینکه وزارت ارشاد که برخی کتاب‌ها را ممنوع‌الچاپ اعلام می‌کرد و می‌ریخت دور و خمیر می‌کرد، در همان لحظه رییس‌دولتش پشت تریبون‌هایی که مخاطب میلیونی دارد، از دستبرد «لولو» به مقوله‌ای خاص و سوختن موضع حساس و آب ریختن به منطقه سوخته‌شده و چه‌وچه حرف می‌زد.

به نوشته این طنزنویس: تلاش برای پاکیزه نشان‌دادن ادبیات این دوره، وقتی سال‌ها بعد کتاب‌های ضدعفونی‌شده را با برخی نطق‌های عفونت‌زا مقایسه کنند، بسیار تعجب خواهند کرد و متوجه نمی‌شوند باید دم‌خروسی را که بیرون‌زده باور کنند یا چیز دیگری را. عکس زیر، عکس آموزنده‌ای است که اگر لقمان‌حکیم هم‌دوره ما بود حتما علاوه بر اینکه از نطق رییس‌دولت سابق، نطق‌های برخی نمایندگان مجلس و دیگر درفشانی‌ها درس می‌گرفت.

ستون طنز شرق با چاپ عکس یک بلیبورد نوشته: از روی سرمشق زیر، شبی صدبار مشق می‌کرد. اصطلاحی که روی بیلبورد بزرگراه با فونت درشت نوشته‌اند و با افتخار نصب کرده‌اند، در حالت طبیعی بین دعوای دو راننده به زبان می‌آید که هی فلانی سرت جای دیگری است؟

مطالب مرتبط