بررسی روزنامه های صبح دوشنبه تهران - ۱۶ دی

روزنامه های امروز صبح تهران در میان اخبار داخلی خود به پرونده بابک زنجانی و ادعاهای تازه سازمان بازرسی کشور درباره این پرونده اهمیت داده، در میان اخبار سیاست خارجی از احتمال سازمان دهی دوباره تیم مذاکره کننده هسته ای نوشته اند.

پاسخ سردار نیروی انتظامی به سووال هایی درباره تیراندازی یک مداح و نامه علی مطهری نماینده مجلس به دادستان کل، از دیگر مطالب روزنامه های امروز است.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

توقع مردم از قوه قضاییه

علی ودایع در سرمقاله مردم سالاری پیرامون افکارعمومی و برخوردشان با چهره های تازه درگیر قوه قضایی نوشته: فارغ از هرگونه جناح بندی سیاسی متداول، این روزها نام پرونده‌های کوچک و بزرگی با نام‌هایی آشنا در میان مردم دهان به دهان می‌شود. هفته گذشته، میلیاردر موصوف با سرمایه ۱۶ میلیارد دلار، روانه اوین شد. او که البته با آب و هوای شیرین پیست اسکی شمال تهران غریبه نیست باید طعمی متفاوت را مزه مزه کند. این تفاوت حالا به محل اختلاف تبدیل شده است.برخی اورا قهرمان اقتصادی می‌نامند و برخی دیگر اورا سرآمد قشراولیگارش‌های میلیاردرایرانی قلمداد می‌کنند.

نویسنده با تاکید بر این که" تایید یا رد سلامت سرمایه‌های بابک زنجانی که این روزها در رسانه‌های ترکیه نیز حضوری پررنگ دارد، برعهده قوه قضائیه است" نوشته: حکومت کمونیستی چین با علم به اثرات ویرانگر فساد مالی در طول ۱۰ ماه،۳۷ هزار نفر مظنون به فساد مالی را مورد بازجویی قرارداده است. این موضوع نشان می‌دهد ، یک دولت می‌تواند با خط قرمز قراردادن قانون هرکس را در هرجایگاهی مورد پیگرد قرار داده تا عواقب سنگین انحراف اقتصادی را برهمگان محرز کند.

در انتهای سرمقاله مردم سالاری آمده : در جمهوری اسلامی برای زحمات یک یک کارگزاران نظام باید ارج نهاده شود، اما آن آقایی که دیروز سمت داشت و برای همه خط‌های کج و معوج می‌کشید که کسی اجازه ورود به این محدوده را ندارد و این آقایی که امروز سمت دارد، همه و همه در برابر نص صریح قانون اساسی باید پاسخگوی عملکرد مالی و اقتصادی خود باشند.

از بابک زنجانی چه خبر؟

قانون در گزارش اصلی خود خبر داده: بابک زنجانی کم کم به نقاط حساس خود نزدیک می‌شود. در ششمین روز سپری شده از بازداشت بابک زنجانی، حسین شیرازی منش، دستیار نخست وی عصر روز یکشنبه در دفتر کار خود در تهران با حکم قضایی بازداشت شد. به گزارش «انتخاب»، در حالی که برخی رسانه‌ها طی چند روز گذشته بارها به‌صورت کذب از آزادی بابک زنجانی خبرداده بودند، با دستگیری دستیار نخست زنجانی، اراده دستگاه قضایی بر رسیدگی قاطع با این فساد عظیم نمایان شد.

به نوشته این روزنامه: شیرازی منش یک فعال اقتصادی در کیش بود و به کار کشاورزی در گلخانه می‌پرداخت. به گفته خودش در سال ۱۳۹۰ در حال ورشکستگی بود که با بابک زنجانی آشنا می‌شود و زنجانی با پرداخت ۴۳ میلیارد تومان دیون پروژه تجار کیش که تحت مدیریت شیرازی منش قرار داشت وی را از بحران مالی رهایی می‌بخشد و از آن پس شیرازی منش به عنوان یکی از اعضای اصلی کارتل اقتصادی بابک زنجانی به فعالیت می‌پردازد.

قانون تاکید کرده شیرازی منش سال گذشته با پرداخت هفتگی چند میلیون تومان به شبکه جام، هرهفته به مدت سه ساعت آنتن این شبکه را اجاره کرده و خود به‌عنوان مهمان یا مجری در برنامه‌های این شبکه به تبلیغ کارتل بابک زنجانی می‌پرداخت با وجود افشاگری‌های رسانه‌های داخلی درباره فعالیت‌های بابک زنجانی ، صداوسیما این برنامه را ادامه داد.

نعمت احمدی در مقاله ای در شرق نوشته: با زندانی‌کردن بابک زنجانی مخالفم؛ بازداشت این فرد سودی ندارد که هیچ، همه‌اش ضرر است. بپذیریم بابک زنجانی نه کارآفرین است و نه حتی رانتخوار. بابک زنجانی واسطه‌ای است که عوامل مختلفی دست به دست هم داد و انتخاب شد تا اعمالی را انجام دهد او همان جوان سربازی بود که مبالغ قابل‌توجهی را صبح از بانک مرکزی تحویل می‌گرفت و به افرادی که گفته بودند تحویل می‌داد و دستمزد بالایی می‌گرفت.

به نظر این وکیل دعاوی: جوانی که روزگاری به یک تومان از هر دلار قانع بود شامه‌اش تیز شده بود و بوهای ناصواب را به‌خوبی حس می‌کرد و این‌بار همه دلارها را به‌نفع خود تصاحب کرد، کسی که به گفته خودش، هنوز به اروپا نرفته، وجب‌به‌وجب خاورمیانه را رصد کرد؛ از ترکیه تا تاجیکستان و فراتر تا مالزی و با پول‌هایی که باید به صاحب آن می‌رساند؛ شد بانکدار.

مقاله شرق به این جا رسیده که: تحریم‌ها بهانه خوبی بود و اینچنین بود که بابک زنجانی یک‌شبه شد «بزرگ سرمایه‌دار». بپذیریم واقعیت چیز دیگری بود. او امینی بود که باید امانتداری می‌کرد اما خیانت در امانت کرد و اموال امانی را به‌نام خود کرد. اموالی که هم‌اکنون به اسم بابک زنجانی است یا داخل کشور است یا خارج از کشور. یا این اموال منقول است یا غیرمنقول. حال باید دید با بازداشت او تکلیف اموال چه می‌شود.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول تهران امروز

احتمال همکاری ایران با غرب علیه تروریسم

چند روزنامه امروز صبح به نقل از منابع خارجی از احتمال همکاری ایران و آمریکا در مقابله با تروریسم القاعده نوشته اند و حشمت الله فلاحت پیشه در مقاله ای در قانون عربستان سعودی را متهم به حمایت از تروریسم کرده و نوشته: عربستان سعودی می‌داند بیداری اسلامی باعث شکل‌گیری یک سری نظام‌های دموکراتیک در منطقه می‌شود که مغایرت کاملی با منافع آن کشور خواهد داشت و از نظر راهبردی هم باعث تحلیل ‌آن‌ها می‌شود.

به نظر این کارشناس مسایل خارجی: در مقابله با تروریسمی که الان خطرناک شده است و خطر بزرگتری هم وجود دارد و آن دستیابی تروریست‌ها به سلاح‌های کشتار جمعی، اعم از سلاح‌های شیمیایی و میکروبی و حتی اتمی است، که این موضوع از طرف مقامات اطلاعاتی عربستان هم رد نشده است.

مقاله قانون پیش بینی کرده: در آینده ایران در کانون سیاست‌های ضد تروریستی قرار بگیرد و حتی همراهی و همکاری‌هایی را علاوه بر کشورهای منطقه با دیگر کشورهای مخالف تروریسم غربی نیز انجام دهد. ایران در شرایط کنونی فقط می‌تواند همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی در مقابل تروریست‌ها انجام دهد اما مسئله مداخله در کشور‌ها، در حدی که دولت‌های منطقه مانند عراق از ایران درخواست کمک کنند، ایران می‌تواند کمک کند

احمدی‌نژاد به دادگاه می‌رود؟

بهمن کشاورز در روزنامه آرمان درباره دادگاه احمدی نژاد و این که برای بار دوم در آن حاضر نشده نوشته: حضور یا عدم‌حضور متهم در جلسه دادگاه ارتباط چندانی به وضعیت، شخصیت و شغل او ندارد یا نباید داشته باشد. درن آیین دادرسی کیفری آمده است: هرگاه متهم بدون عذر موجه حاضر نشود و وکیل خود را به دادگاه نفرستد در صورتی که دادگاه حضور متهم را لازم بداند وی را جلب خواهد کرد. بنابراین چنانچه آقای احمدی‌نژاد عذر موجه داشته باشد و آن را اعلام کند و وکیل هم نفرستد، دادگاه اگر عذر را موجه تشخیص دهد جلسه رسیدگی را تجدید خواهد کرد.

به نوشته این حقوقدان : حالت دیگری که ممکن است پیش‌ آید این است که نه شخص ایشان در دادگاه حاضر شوند و نه وکیل بفرستد و نه کتبا عذر یا معاذیر را برای حضور خود مطرح کنند یا اگر عذری را که مطرح کرد، از نظر دادگاه موجه نباشد، در این حالات قاعدتا باید دادگاه دستور جلب بدهد.

مقاله آرمان بدان جا رسیده که: قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده محمود احمدی‌نژاد بیان کرده بود به دلیل اینکه پرونده در مرحله تحقیقات مقدماتی قرار دارد، حضور متهم در دادگاه الزامی است. با توجه به اینکه تمامی مراحل تحقیق و رسیدگی در دادگاه انجام می‌شود، با عدم حضور آقای احمدی نژٰاد علی القاعده باید صدور دستور حکم جلب صادر شود.

حقوق بازنشستگان چه می شود؟

محمدحسین جعفریان در مقاله ای در تهران امروز نوشته: رسانه‌ها را رکن چهارم مردمسالاری گفته‌اند. یعنی آنجا که دولت و دیگر دستگاه‌ها کم‌ آوردند، رسانه‌ها باید حافظ منافع مردم باشند. برخی بر آنند که رسانه‌های ما آنجا که باید میل افشاگری‌ ندارند. گروهی دیگر برآنند که در این بین بسیارند رسانه‌هایی که با قبول عواقب سخت،‌حقایقی را به لطایف‌الحیل به چنگ آورده و به اطلاع عام و خاص می‌رسانند، اما تنها سختی کار بر تن‌شان می‌ماند.

نویسنده با اشاره به گزارش چند روز پیش تهران امروز درباره اوضاع صندوق بازنشستگی کشور نوشته: اگر یک تیم تحقیق و تفحص با دیوانسالاری موجود بنا داشت تهیه کند، خدا می‌داند چه مقدار وقت و نیرو و هزینه صرف آن می‌شد. ولی چند خبرنگار از خودگذشته این زحمت را کشیدند و در صفحه نخست هم منتشر شد تا همگان ببینند. اما حیرتا که آب هم از آب تکان نخورد.

مقاله تهران امروز به این جا رسیده که : تاسف‌بار آن است که این صندوق با ۱۵ هزار میلیارد تومان دارایی تنها سیصد میلیارد تومان درآمد ماهانه دارد. این یعنی مدیریت فشل، یعنی بازی با دارو ندار صدها هزار بازنشسته‌ای که ۸۵ درصد آنها در این وانفسای کمرشکن گرانی‌ها حقوق‌هایی بین ۴۹۰ هزار تا یک میلیون تومان می‌گیرند.

Image caption کارتون محسن ظریفیان ، شرق

اداره بی کتاب

اعتماد در ابتدای گزارشی نوشته: دو ماه و نیم از برکناری مدیر اداره کتاب می‌گذرد اما این واحد مهم در وزارت ارشاد همچنان با سرپرست اداره می‌شود و هنوز مدیرکل جدیدی برای آن منصوب نشده است. در نتیجه هنوز هیچ یک از کارمندان، بررس‌ها و سیاست‌های این اداره تغییر نکرده‌ است. ادامه این تعلل چه تبعاتی در بازار بی‌رمق کتاب خواهد گذاشت؟

سیمین بهبهانی، شاعر جواب داده: کار سخت‌تر از قبل اشت و به عنوان نمونه کتاب‌های من بیش از سه سال بلاتکلیف در این اداره می‌ماند. بررس‌ها هم بدون اینکه من هیچ اطلاعی داشته باشم کتاب‌هایم را کم و زیاد می‌کردند. متاسفانه ممیزهای ما متخصص نیستند و معتقدم اگر اصرار به این کار وجود دارد باید برای این کار کسانی را استخدام کنند که آگاهی داشته باشند. هر چند من اساسا معتقدم که ممیزی اصلا لازم نیست چون مردم خودشان آگاهی دارند و می‌توانند تصمیم بگیرند چه کتاب‌هایی بخوانند.

حسن شهسواری نویسنده در همین باره به اعتماد گفته: مسوولان این اداره در سال‌های اخیر چنان تصویری از کتاب و نویسنده ارائه دادند که برای مسوولان رده‌بالا هم جا افتاد که نبود کتاب بهتر از بود آن است. وقتی من نویسنده این را می‌گذارم کنار اتفاقاتی که در حیطه سیاست خارجی افتاده است، به خود این حق را می‌دهم که بپرسم چگونه است که با جان کری دست می‌دهیم، با نویسنده خودمان از پشت سنگر حرف می‌زنیم.

کوه مشکلات نشر پریا آقایی مدیر نشر به‌نگار هم اظهار نظر کرده : برای ناشرانی که سال‌های گذشته را با نهایت سرسختی تاب آوردند، تعیین مدیر این اداره مشکل زیادی را حل نمی‌کند. واقعیت تلخ درباره ناشران این است که ما به وضعیت بدتر از این نیز عادت کرده‌ایم و مسائلی که با اداره ارشاد داریم فقط بخشی از مشکلات ما و طبعا بازار نشر است. وقتی با واقعیت تلخ حذف کتاب از سبد خانوار کنار آمده‌ایم، وقتی می‌دانیم توان ما برای مقابله با مافیای پخش اندک است، وقتی سال‌هاست هیچ تبلیغی برای کتاب ندیده‌ایم...

طرح انتقال پایتخت به قزوین

پگاه آگاهی در ادامه ماجرای انتقال پایتخت در قانون چند پیشنهاد مطرح کرد اول این که: پایتخت را منتقل کنند به شهر ما. که در آن صورت ما هم می‌شویم بچه تهران. البته ما الان هم بچه تهران هستیم. کلا ۹۰۰ کیلومتر دورتر از تهران زندگی می‌کنیم. منظورمان اصالتمان است. به شرط اینکه برج میلاد را هم انتقال بدهند. پیشنهاد دوم انتقال پایتخت به شیراز است. هم خوش آب و هواست و هم باحال. در این صورت پیش‌بینی می‌شود ساعات کاری به دو ساعت کاهش یافته و کل هفته به خاطر قرار گرفتن بین دو جمعه تعطیل خواهد شد.

پیشنهاد بعدی انتقال پایتخت است به....اصفهان! که بسیار پیشنهاد مناسبی است. و بعدتر این که پایتخت را منتقل کنند به یکی از شهرهای شمالی. اینجوری در هر تعطیلات مردم پایتخت نمی‌کوبند بروند شمال تا کنار ساحل و در هوای خوش شمال حالشان عوض شود. چون پایتخت همان شمال است، شمالی‌های عزیز در هر تعطیلات کوبیده و به تهران خواهند آمد تا از دود و ترافیک بهره ببرند.

طنزنویس قانون بعد از طرح انتقال پایتخت به یکی از شهرهای جنوبی چرا که لب کارون چه گل باران می‌شود نوشته: در نهایت اگر هیچ کدام از این پیشنهادها جواب نداد، پیشنهاد می‌کنیم پایتخت را منتقل کنند به قزوین. چون این شهر نزدیک تهران است و قبلا جزو استان تهران بود. شهر دهخدا و علامه قزوینی و کلی مشاهیر دیگر است. تعداد زیادی هم دانشگاه دارد. آب و هوای خوبی دارد. تاریخ دارد. نزدیک هم هست.

Image caption کارتون محمدرضا میرشاه ولد، قانون