بررسی روزنامه های صبح تهران؛ چهارشنبه ۱۸ دی

روزنامه های امروز صبح تهران در صدر اخبار خود از کارت زرد سوم مجلس به وزیری از کابینه حسن روحانی خبر داده اند و در مقالاتی یادآور شده اند که این رفتار بی سابقه مجلس با دولتی که هنوز پنج ماه از آغاز به کارش نگذشته، هیچ نتیجه ای نخواهد داشت.

گزارش هایی درباره سفر جک استراوا به تهران و انتشار وسیع سخنان رییس دولت که در جمع استانداران گفته بگذارید مردم حرفشان را بزند و تاکید کرده که اگر لازم شد با مردم حرف خواهم زد.

Image caption تیتر و طرح محمد طحانی در آرمان

احمدی نٰژاد برنمی گردد

احمد شیرزاد در مقاله ای در آرمان درباره کارت‌های زردی که مجلس به وزرا می‌دهد نوشته: روشی که مجلس پیش گرفته، روش چندان سازنده‌ای نیست چراکه منجر به گرفتن هیچ هدفی نمی‌شود. بهتر است نظارت مستمر و درستی وجود داشته باشد تا تاثیرگذاری بیشتری حاصل شود. اتخاذ روش‌های اینچنینی صرفا مخالفت و ایجاد مزاحمت را تداعی می‌کند.

به نظر نویسنده داوری که در طول بازی بخواهد مکرر دست به جیب شود و کارت زرد دهد، معمولا اعتبار داوری خود را زیر سوال می‌برد. البته بالاتر از سیاهی رنگی نیست و فرضا مجلسی که سه وزیر را رد کرد، بعد از کارت زرد هم دو وزیر دیگر را بیندازند اتفاقی نخواهد افتاد چراکه نه مشی دولت روحانی تغییر خواهد کرد و نه به دوران احمدی‌نژاد برمی‌گردیم. آن دوران سپری شده و دوران جدیدی آغاز شده است.

به نظر این نماینده سابق مجلس: تندروهای مجلس باید در پی دلیل علت شکستشان باشند به‌جای اینکه بخواهند طلبکار بوده و فکر کنند شاید ملت یا دولتی که برآمده از رای ملت است به آنها بدهکار است.

مسعود کاظمی هم در مقاله ای در قانون نوشته:مشخص نیست زمانی که مجلس توان مصالحه با وزیری که در عمل واژه اعتدال را تفسیر کرده است را در خود نمی‌بیند، چه ایده‌آلی در ذهن دارد. حمید رسایی و برخی حامیان و همفکرانش کوچکترین نظر منتقد از گوشه‌ای از یک رسانه را بر نمی‌تابند و به همین بهانه وزیر ارشاد را تحت فشار می‌گذارند.

به نظر نویسنده این مقاله: همین نمایندگان مرگ را برای همسایه می‌خواهند و زمانی که نقدی بر برخی عملکردهای رسانه مطبوعشان وارد می‌شود آن را به استهزا می‌گیرند.

نویسنده به طعنه نوشته: برخی نمایندگان مجلس این روزها صرفا سرگرم کارت دادن هستند؛ یا کارت هدیه می‌گیرند یا کارت زرد می‌دهند. دریغ از اندکی عمل به وظایف نمایندگی. وقتی نامه برخورد با ویژه خوار بزرگ را تنها ۱۲ نماینده امضا می‌کند، زمانی که از مجلس تنها یک صدای منتقد آن هم از طرف فرزند آیت‌ الله مطهری بلند می‌شود، می‌توان دریافت مجلس در سودای دیگری است. رویکردی که حتی صدای اعتراض رئیس جمهور را هم بلند کرد.

مژگان فرجی در سرمقاله جهان صنعت ابتدا نظر رییس جمهور را نقل کرده که گفته «هنوز پنج ماه از آغاز فعالیت دولت نگذشته، یعنی ۲۴ مردادماه که در مجلس برای وزرا رای گرفتیم و تقریبا اواخر مردادماه اولین جلسه دولت، بنابراین به اندازه پنج ماه من مدعی هستم.»

نویسنده این مقاله افزوده: در دولت گذشته نمایندگان بارها از رییس دولت گله داشتند که قانون رعایت نمی‌شود حتی نایب رییس مجلس شورای اسلامی بیان کرد که رییس دولت سابق به مصوبه می‌گفت مصممه، اما این بحث‌ها در همین حد باقی می‌ماند و وزرای دولت قبل نیز در مجلس حضور پیدا می‌کردند ولی در طول هشت سال ریاست جمهوری احمدی‌نژاد در مواردی نادر پیش می‌آمد که وزیر با کارت از مجلس خارج شود حتی وقتی هم که بحث استیضاح به میان کشیده می‌شد تنها در مواردی به شدت سیاسی به سقوط وزیر می‌انجامید. با این حساب آیا می‌توان نتیجه گرفت که دولتی که کار خود را در این مدت کم انجام داده، تنها به دلایل سیاسی مدام کابینه‌اش به مجلس فراخوانده می‌شود.

مقاله جهان صنعت این فرضیه را پیش کشیده که مخالفت مجلسیان با دولت به دلیل تبلیغات انتخاباتی است که شروع کرده اند اما بعد خود به رد این فرضیه پرداخته و نوشته شاید مجلسی‌ها از ورود گروهی افراد منتسب به رییس‌جمهور نگران شده‌اند و نمی‌خواهند چنین اجازه‌ای بدهند و به اصطلاح در حال کشتن گربه دم حجله هستند؟

جک استراوا در تهران

Image caption تیتر و عکس صفحه اول قانون

فریدون مجلسی در مقاله ای در اعتماد نوشته : سفر جک استراو به ایران اثر مثبتی در رفع سوءتفاهم‌ها و تسهیل روابط ایران و بریتانیا در درجه نخست و با کل اروپا در پی خواهد داشت. در واقع استراو کسی است که از زمانی که وزیر خارجه بریتانیا بود سعی بسیار در بهبود روابط ایران و اروپا و روابطی دوستانه با مذاکره‌کنندگان ایرانی از جمله آقای روحانی داشت.

نویسنده که خود دیپلمات سابق است به یادها آورده که: قبلا ‌گروهی از تندروهای داخلی با انجام این سفر مخالف بوده‌اند اما تصور می‌شود آنان نیز اکنون در شیوه رفتاری خود تغییر عقیده داده باشند. سفر گروه‌های پارلمانی دیگر نیز قطعا در به میدان کشیدن ایران در عرصه بین‌المللی موثر است.

حسین موسوی در مقاله ای در شرق نوشته: آقای روحانی، رییس‌جمهور کمی پس از پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری سخنی گفت که بعدها محور سیاست خارجی دولت شد. وی گفت اگر بناست مذاکره‌ای با کشورهای غربی صورت گیرد، بهتر است با «کدخدا» باشد. منظور رییس‌جمهور کشورمان از کدخدا، ایالات‌متحده آمریکا بود.

مقاله شرق تاکید کرده: تجربه سفر هیات‌های قبلی نشان می‌دهد که آنان با توجه به ثلث قرن تبلیغات با تردید به ایران آمده بودند، و تصورات حیرت‌انگیزی داشتند، اما وقتی به این کشور می‌آیند و مردم و سامانه متفاوت با آنچه در ذهن داشته‌اند را به چشم می‌بینند در داوری‌ها و در آرایشان در آینده موثر خواهد بود. نظر بسیاری از نمایندگان ما نیز درباره آنان به همان اندازه مبهم و بدبینانه است. آقای جک استراو، ‌که همیشه با احترام از ایران نام برده و حامی توسعه روابط بوده است، دلیلش شناخت بیشتر او از ایران است.

به نظر این کارشناس سیاست خارجی: ایران در مذاکرات خود با غرب جدا از پرونده هسته‌ای به محورهای مهمی نظیر نظم نوین منطقه‌ای توجه دارد تا لزوما باید با مشارکت و عضویت و نقش‌آفرینی تک‌تک کشورها به تناسب حجم و موقعیت و توانمندی‌های آنها صورت گیرد. گام دوم دستگاه دیپلماسی ایران در منطقه با منطق و واقعیت‌های تلخ یادشده در فوق باید شکل گیرد. دیر یا زود هم کشورهای عرب خلیج‌فارس و هم جمهوری‌اسلامی‌ایران بر اهمیت و نقش برپایی منظومه‌ای بومی و منطقه‌ای بدون دخالت نیروهای بیگانه آگاه خواهند شد.

مقاله شرق تاکید دارد که: کشورهای غربی به‌ویژه ایالات‌متحده آمریکا در چند دهه گذشته نسبت به شکل‌گیری منظومه‌ای خارج از قلمروهای مجاز پروازی نگران بوده و هستند. جهان امروز جهانی پیوسته است. هنگامی که این مفاهیم ساده به سازوکار اجرایی ارتقا پیدا می‌کند، همه طرف‌ها نسبت به بیهودگی مدل‌ها و سبک‌های پیشین آگاه خواهند شد.

گوجه فرنگی‌ات را زمین بگذار، برادر!

آیدین سیارسریع در صفحه طنزانه قانون به نقل از یک دفترچه فرضی نوشته: صبح علی الطلوع جک استراو که به‌عنوان یک روباه پیر سعی می کند به سلامتی خود اهمیت دهد و به همین خاطر همیشه صبح‌ها زود از خواب بیدار می شود وارد کشور شد. او در طول سفر برای کاهش استرس ناشی از دیدن حسینیان در هندزفری اش آهنگی را گوش می داد که در آن خواننده به آواز به طرف مقابل توصیه می کرد: گوجه فرنگی ات را زمین بگذار ...

در ادامه طنزنوشته برای ساعت دوازده ظهر در کتابچه آمده: مجلس به دلیل قانع نشدن از توضیحاتی که وزیر ارشاد در جواب سوال حمید رسایی داده بود به او کارت زرد داد. من نشستم یک ساعت فکر کردم که ببینم اصولا چه جواب قانع کننده ای می‌شود به سوالات رسایی داد. به جز چند جمله که نمی شود در روزنامه چاپ کرد به نتیجه ای نرسیدم. اصولا انسانی که تنها احمدی نژاد قانعش می کند طبیعی است که با این ادبیات و استدلال‌های چوبین‌پای دولت یازدهم قانع نشود.

طنز قانون به این جا رسیده که: البته رسایی هم بی تقصیر است طفلکی! آقای احمدی نژاد در زمینه اقناع چنان انتظارها را بالا برده که به این راحتی ها (در واقع به صورت لسانی) نمی شود کسی را قانع کرد. حتما لازم است آدم فیلمی صوتی سندی مدرکی چیزی همیشه در جیب داشته باشد تا مفاهیم به صورت ساده تر منتقل شوند!

طنز ماجرا اینجاست که من الان هر چی بنویسم می شود توهین به مقدسات! بعد دادگاه ما را فرا می خواند و ما هم مثل یک عدد احمدی نژاد در دادگاه حاضر می شویم، قاضی می گوید برای تحمل مجازات دو راه داری ؛ یا این که خودت را پرت کنی توی اقیانوس اطلس پیش کوسه های گرسنه یا این که حمید رسایی را قانع کنی. بعد آنجاست که ما از قاضی می پرسیم ببخشید جناب قاضی؛ اقیانوس اطلس از کدوم طرف میرن؟

Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

پازل چیده می‌شود

پژمان موسوی در مقاله ای در شرق نوشته: پازل صدور کارت هویت حرفه‌ای برای روزنامه‌نگاران و خبرنگاران، کم‌کم دارد تکمیل می‌شود و اگر اتفاق خاصی نیفتد، معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ‌وارشاداسلامی بی‌هیچ مانعی، طرح خود را در آینده‌ای نزدیک عملیاتی خواهد کرد؛ طرحی که اساس و بنیان آن صدور مجوز برای دولت در جهت دخالت در مقررات مطبوعات و اهالی جامعه روزنامه‌نگاری خواهد بود؛ موضوعی که در طول تاریخ همواره از سوی روزنامه‌نگاران مستقل ایران نکوهش شده و از مهم‌ترین عوامل توسعه‌نیافتگی مطبوعات ایران برشمرده شده است.

به نوشته این روزنامه نگار: اما به هر رو معاونت مطبوعاتی فعلا در ایده صدور پروانه خبرنگاری جدی است و مشغول چیدن پازل‌های پراکنده‌اش در کنار هم. در این مجال اندک هم تنها می‌توان امیدوار بود با بسیج همه‌جانبه روزنامه‌نگاران در نقد این تصمیم جدید که تقابلی آشکار با ایده‌های دولت یازدهم و شخص وزیر ارشاد دارد، این اتفاق تلخ برای جامعه مطبوعاتی کشور رخ ندهد و روزی برسد که این خود روزنامه‌نگاران و خبرنگاران باشند که بر کار هم و بر کار طرح‌هایی اینچنین از جانب تشکل‌های هم نظارت داشته باشند. به امید آن روز…

حذف صفر اسکناس و نتیجه اش

سعید لیلاز در گزارشی که اعتماد درباره احتمال حذف صفرهای پول کشور فراهم آورده گفته: حذف چند صفر از پول ملی تا به حال در کشورهایی به کار گرفته شده که رشد تورم سه رقمی را در دوره طولانی تجربه کرده‌اند. این کشورها با توسل به این اقدام اقتصادی در پی حل مشکل تورم سه رقمی برآمده‌اند. این اقدام اما برای پول کشور ما نه تنها هیچ ضرورتی ندارد، بلکه بی‌فایده، غیر‌لازم و البته غیرعملی هم هست.

این اقتصاددان تاکید کرده: در قرن بیست و یکم اقتصاد جهان به‌طور کامل الکترونیکی شده است و حذف صفر در چنین دورانی اقدامی غیرلازم است. از سوی دیگر حذف صفر اگر چهار رقمی باشد موجب تورم خواهد شد چرا که واحد پول در چنین شرایطی نمی‌تواند اعشاری باشد و اگر مثلا بلیت اتوبوس ۵۰۰ تومان باشد، چون اعشار نداریم باید بلیت یک تومان شود و همین از بین بردن اعشار موجب تورم بیشتر می‌شود.

حسین راغفر، کارشناس اقتصادی در پاسخ اعتماد گفته: کشورهایی که این طرح در آنها اجرا شده است، در حوزه نظری هیچ تغییر و تاثیر شایانی را در مسائل اقتصادی احساس نکرده‌اند و تنها مقیاس پول مثلا به یک ده هزارم کاهش یافته است. اما آنچه تجربه نشان داده است حذف صفر از پول در حوزه عملی اقتصادی چیزی جز تورم به دنبال ندارد.

به نظر این کارشناس اقتصادی: در ایران که هیچ نظارتی بر کنترل قیمت‌ها و رفتارهای اقتصادی موسسات و نهادهای مختلف وجود ندارد. این تغییر در مقیاس پول کشور منجر به رانت‌خواری و فرصت‌طلبی عده‌یی خواهد شد که از آشفتگی فضای اقتصادی کشور سوءاستفاده خواهند کرد.

Image caption کارتون روز: فیروزه مظفری، شرق

نویسنده در عین حال یادآوری کرده: در کشوری که طبق آمار رسمی ۱۵درصد جمعیت سواد ابتدایی خواندن و نوشتن ندارند و تعداد بسیار بیشتری هم دچار کم‌سوادی هستند و عملا در انجام محاسبات ضعیف هستند و بیسواد به شمار می‌آیند، چنین تغییری جز آشفتگی و ابهام برای این افراد ثمر دیگری ندارد و به معضل دیگری در جامعه تبدیل خواهد شد.

چرا بی‌سوادها خوشبخت هستند؟

پوریا عالمی در ستون طنز شرق سخن رییس نهضت سوادآموزی را نقل کرده که در تهران شکل زندگی به‌گونه‌ای تعریف شده است که افراد، خیلی زمان برای درس‌خواندن ندارند. بنابراین متقاعدکردن افراد برای سوادآموزی در استان تهران، اندکی، زمان‌بر و سخت است.

جعفرقلی استاداصغر، دانش‌آموخته «نهضت سوادآموزی» (دارای گواهینامه Iso ۰۹۱۲) دراین‌باره گفت: «من با رییس نهضت سوادآموزی موافقم. اتفاقا ما هم از نهضت شروع کردیم و به دولت رسیدیم. یادم است دقیقا به دلیل اینکه زمان درس‌خواندن نداشتیم من و یک‌نفر دیگر در دانشکده «فتوشاپ» در شهر ویندوز (Windows) درس خواندیم. ویندوز از شهرهای کشور Majazi است. یادش به خیر. اتفاقا یک عکس در فتوشاپ، من و علی‌آبادی و مشایی و محمودجان با هم درست کردیم، یعنی گرفتیم که خیلی قشنگ شد.»

به نوشته طنز نویس شرق: جعفرقلی استاداکبر اما با جعفرقلی استاداصغر موافق نیست. استاداکبر می‌گوید: «استاداصغر، غلو (Gholov) می‌کند.» او می‌گوید: «برای رفتن به دولت، نیاز نیست آدم به نهضت رفته باشد. چون دولت خودش نهضت سوادآموزی است. اگر یادتان باشد دولتمردان ما در طول دولتمردی خود در نهضت مهرورزی، گاماس گاماس با ریاضیات پایه (جمع و تفریق)، جغرافیا (موقعیت انگلستان که جزیره‌ای است در آفریقای‌جنوبی)، تاریخ (سابقه قرن‌ها همسایگی با عراق، در حالی که هنوز عراق سنش دورقمی نشده است)، زبان‌خارجه (وان دقیقه؟ یک مینت؟ وان تو تری؟ هاو آر یو؟ یس.) و باقی علوم آشنا شدند.»

مطالب مرتبط