نوری، راوی نطق‌های آتشین مصدق درگذشت

حق نشر عکس j
Image caption نورالدین نوری و مصدق

نورالدین نوری یکی از قدیمی ترین خبرنگاران بعد از جنگ در ایران، که تمام عمر حرفه ای خود را در موسسه اطلاعات گذراند و شاهد یک دوره پر حادثه و موثر در تاریخ روزنامه نگاری ایران بود بی آن که خاطرات خود را از چهل سال حضور موثر در مطبوعات و رابطه با دولتمردان بزرگ بنویسد، در سن ۸۷ سالگی در تهران درگذشت.

نوری همیشه می گفت با روزنامه اطلاعات متولد شده است و از آن جا که اولین شماره روزنامه اطلاعات در تیر سال ۱۳۰۵ منتشر شد می توان پذیرفت که هنگام مرگ حدود ۸۷ سال داشت.

وی هنوز بیست سالش نشده بود که به روزنامه اطلاعات پیوست. آشنایی پدرش با خانواده مسعودی وی را به آن موسسه کشاند. یک چند به کار در بخش تصحیح مشغول شد و سپس در حالی که عباس مسعودی به او خبرنویسی آموخت وارد هیات تحریریه شد.

هیکل ورزیده و قد بلند وی در روزهای شلوغ که درگیری های خیابانی بین دسته های مختلف سیاسی مدام بود، به دادش می رسید و گاه حتی به داد دیگر خبرنگاران چنان که یک بار علی اصغر امیرانی مدیر بعدی مجله خواندنیها - را از دست توده ای های خشمگین نجات داده بود. او خود به گروه های ملی نزدیک بود.

در دومین سال حضور در اطلاعات، او عنوان خبرنگار پارلمان گرفت، جایی که در آن دوران آزادی مرکز تحولات سیاسی و خبرها بود. از اولین روزهای مجلس پانزدهم تابستان ۱۳۲۶ صحنه داغ بهارستان را گزارش کرد.

رابطه نزدیک خبرنگاران زمان به دولتمردان و چهره های اصلی مجلس چندان بود که از همان زمان مجلس پانزدهم، روزنامه نگاران اعتبار ویژه ای در میان دولتمردان و نمایندگان بهارستان داشتند.

چنان که نورالدین نوری با نخست وزیران ایران در فاصله سال های ۲۶ تا آغاز دهه چهل نزدیک بود. بیش از همه با دکتر مصدق و سپهبد زاهدی.

ده ها گزارشی که از سال ۱۳۲۵تا پایان دولت مصدق از مجلس و حوادث حاشیه آن در روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده که صدها بار تیتر اول روزنامه شد نوشته نورالدین نوری بود و از جمله می توان خبری را نقل کرد که انتشار آن باعث سقوط دولت هژیر شد.

این خبر که اول بار در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید نشان می داد که عبدالحسین هژیر در ابتدای نخست وزیری خود به شرکت بریتانیایی نفت ایران نامه ای به عنوان تصفیه حساب داده و به این ترتیب عملا راه را برای احقاق حقوق آینده ایران از آن شرکت بسته است.

چاپ این خبر در روزنامه اطلاعات جنجالی به راه انداخت چنان که دکتر منوچهر اقبال وزیر وقت کشور از جانب نخست وزیر آن را در مجلس تکذیب کرد و طرفه آن که عباس مسعودی مدیر روزنامه اطلاعات که نماینده مجلس بود در همان جا فریاد زد که دولت نمی تواند سندی را که وجود دارد تکذیب کند.

اما نوری مهم ترین کار خود را خبری می دانست که از قول دکتر مصدق نوشت با عنوان «خانه ملت این جاست»، مربوط به زمانی که مجلسیان به پیشنهاد مصدق برای رسیدگی به دخل و تصرف های محمد تدین در بودجه خرید خواروبار در زمان جنگ رای ندادند و اطلاعات نوشت دکتر مصدق در میدان بهارستان در اعتراض به رای منفی نمایندگان مجلس این جمله را بر زبان آورد.

همان جا که عکس ها نشان می داد که نورالدین نوری و حسین مکی و شمس قنات آبادی در کنار مصدق هستند.

این سخن که در زمان خود بسیار منعکس شد و هنوز نیز هواداران رهبر نهضت ملی نفت با نقل آن روحیه مبارزه جویی دکتر مصدق را ثابت می کنند، گاه نیز با انتقاد حقوقدانان و حتی وزیران کابینه دکتر مصدق روبرو شده که آن را نادیده گرفتن قانون و سردادن شعاری پوپولیستی می دانند.

نوری پنهان نمی کرد که سخن دکتر مصدق را در دفتر روزنامه اطلاعات و از حافظه نقل کرده و ممکن است کلمه به کلمه همان نباشد که او بر زبان آورد.

تا زمانی که دولت اول دکتر مصدق با پیشنهاد جمال امامی تشکیل شد و لایحه ملی کردن نفت از تصویب مجلس گذشت، نوری نزدیک ترین ارتباطات را با دکتر مصدق و یاران آن زمان وی داشت.

چنان که با سپهبد زاهدی که از زمان ریاست وی بر شهربانی کشور روابط نزدیکی برقرار کرده بود و در دورانی که وی به وزارت کشور دولت مصدق منصوب شد این روابط را حفظ کرد.

اما بعد از سی تیر ۱۳۳۱ نشانه هایی وجود دارد که همزمان با هواداری حزب توده از دولت مصدق، و جدا شدن حلقه آیت الله کاشانی، حسین مکی، مظفر بقایی و حایری زاده از مصدق و قرار گرفتنشان در صف مقابل، نوری نیز با مخالفان دولت ارتباطاتی داشت.

چندان که وی در زمان نیمه مخفی بودن سپهبد زاهدی دست کم یک بار با وی ملاقات داشت و از همان زمان با اردشیر زاهدی فرزند نخست وزیر، که زمانی همکلاس هم بودند مربوط بود.

روابط وسیع نوری چند باری موسسه اطلاعات و مدیر آن را از گرفتاری هایی نجات داد.

از جمله در زمان دولت زاهدی که آشکار گردید آخرین پادشاه به شدت از روزنامه اطلاعات و مدیر آن عباس مسعودی عصبانی بوده و این روزنامه را «پایگاه مصدقی ها و توده ای ها »خوانده است.

این نقار تا جایی جلو رفته بود که سخن از انتقال مجوز روزنامه اطلاعات به یکی از اعضای خانواده مسعودی در میان بود. نوری در این زمان توانست توسط اردشیر زاهدی، وسیله ملاقاتی بین زاهدی و عباس مسعودی شود که این خطر را از سر موسسه اطلاعات دور کرد.

نزدیک بیست سال بعد از آن تاریخ بار دیگر پادشاه به شدت از روزنامه های کیهان و اطلاعات به خشم آمده و با اشاره به گزارش های ساواک، اعضای موثر این دو روزنامه را "چپ و مصدقی" خطاب کرده بود.

نورالدین نوری که دیگر از مدیران موسسه اطلاعات شده بود کوشید تا شاید بار دیگر بتواند با کمک اردشیر زاهدی که دور از تهران و سفیر در واشنگتن بود این بحران را حل کند.

اما زودتر از آن که کوشش هایش به ثمر برسد، سناتور عباس مسعودی بنیان گذار اطلاعات به سکته درگذشت.

مدیریت روزنامه اطلاعات

با پایان دولت سپهبد زاهدی و بازگشت عباس مسعودی به مدیریت موسسه اطلاعات، تصمیم بر این گرفته شد که اطلاعات دست به تغییرات و جوانگرایی هایی در بخش های مختلف خود بزند تا بتواند با حریف قوی پنجه ای مانند روزنامه کیهان که به سرعت مقام پرتیراژترین روزنامه تهران را به خود اختصاص داده بود رقابت کند.

مهم ترین موضوع توزیع روزنامه بود که یک شبکه سنتی با نفوذ آن را در انحصار داشت که چند تن از سرانش به اتهام نزدیکی به حزب توده توسط حکومت نظامی بعد از ۲۸ مرداد دستگیر شدند.

در این زمان خبرنگاری پارلمان روزنامه اطلاعات را یک چند پرویز یاحقی (موسیقیدان مشهور که ذوق روزنامه نگاری داشت) و دست آخر احمد احرار روزنامه نگار صاحب نام بر عهده گرفتند.

نورالدین نوری به عنوان جوان مورد اعتمادی از سوی عباس مسعودی برای اصلی ترین تحول در روزنامه انتخاب شد و او به سرعتی باورنکردنی برای نخستین بار یک شبکه برای توزیع روزنامه و جمع آوری خبر از شهرستان ها ایجاد کرد که سال ۱۳۳۹ در نشریه بین المللی مطبوعات نوشته شد بعد از موسسه ای که با سرمایه گذاری مشترک روزنامه های آمریکا و خبرگزاری آسوشیتدپرس ایجاد شده در هیچ نقطه ای از جهان، یک شبکه با وسعت ۶۱۱ نمایندگی وجود ندارد که روزنامه اطلاعات در ایران بدان رسیده است.

شبکه وسیع خبرنگاران و بعدا دفتر نمایندگی روزنامه اطلاعات، که ابتدا در شهرهای بزرگ استان ها و به تدریج در شهرهای کوچک هم گسترده شد، در سال های بعد با خرید مستغلاتی برای دفاتر خود عملا تبدیل به یک سرمایه گذاری جدی برای موسسه گردید.

این شبکه که نزدیک هزار نفر خبرنگار موظف یا داوطلب در آن بودند، و به همین تعداد نیز نمایندگانی در سراسر کشور داشت، یک مجموعه گسترده را شامل می شد که ایجاد و مدیریت آن تا یک سال بعد از انقلاب بهمن ۵۷ هم با نورالدین نوری بود.

در همان زمان کیهان دیگر موسسه بزرگ مطبوعات کشور، دارای یک شبکه بزرگ خبری و نمایندگی در سراسر کشور شده بود اما در متون مختلف از نورالدین نوری به عنوان پایه گذار شبکه خبر و توزیع روزنامه ها در شهرستان ها، در ایران یاد می شود.

بسیاری از خبرنگاران محلی این شبکه بعدها نویسندگان و روزنامه نگاران نامداری شدند چنان که نمایندگان اطلاعات در مراکز استان ها و شهرهای بزرگ، در سال های بعد به مدیریت نشریات و مقامات دولتی مختلف رسیدند.

با مرگ بنیاد گذار اطلاعات و قرار گرفتن فرهاد مسعودی که از پیش به عنوان مدیر موسسه برگزیده شده بود، یاران قدیم اطلاعات ماندند و بر خود وظیفه دیدند که بیش از پیش در حفظ موسسه کوشا باشند.

سال‌های پس از انقلاب

نورالدین نوری نیز تا زمانی که خود و موسسه متبوعش پنجاه و سه ساله شده بودند در آن جا بود اما سرانجام بر اثر پیگیری یکی از کارکنان شهرستان های اطلاعات توسط کمیته انقلاب اسلامی دستگیر و راهی زندان اوین شد.

نوری که در بدترین زمان ها، زندانی انقلابیون درگیر جنگ داخلی و سرکوب مخالفان مسلح و در عین حال یک جنگ بزرگ خارجی شده بود، در زندان اوین و در جمع افرادی حبس کشید که عوامل تحکیم رژیم پادشاهی لقب داشتند.

حق نشر عکس o

زمانی که یک روزنامه نگار همکارش علی اصغر امیرانی، در همان زندان اعدام شد، نوری نیز با خطر اعدام روبرو بود اما دادگاه وی را به ده سال حبس محکوم کرد.

پنج سالی که وی در زندان دادستانی انقلاب گذراند، هم بندهایش ژنرال های پیشین، وزیران و استاندارانی بودند، سالخورده در حالی که وی در پنجاه سالگی همچنان ورزیده می نمود.

علیقلی اردلان، ارتشبد هوشنگ حاتم، سپهبد جهانبانی، سرتیپ اسفندیاری، جمشید بختیار، علینقی فرمانفرماییان از جمله کسانی بودند که با نوری الدین نوری هم بند بودند و برخی از آن ها که جان سالم به در بردند همزمان با وی و برای باز شدن جا برای زندانیان تازه ای که بیشترشان مجاهدین خلق و فداییان خلق و توده ای ها بودند، آزاد شدند.

نورالدین نوری در زندان، بسیاری از سالخوردگان و رجال پیشین را به نوشتن خاطرات خود تشویق کرد اما خود در این زمینه اقدامی نکرد، یا دست کم تا زمان مرگ خبری از آن نداد، در حالی که خاطرات وی می توانست بسیاری از نقاط تاریک تاریخ معاصر ایران را روشن کند.

باید سی سال می گذشت تا به توصیه محمود دعایی مدیر موسسه اطلاعات، دو تن از همکاران بخش شهرستان های آن موسسه به سراغ مردی روند که به نوشته محمدرضا فرجاد همکار قدیمی اش، بزرگ ترین شبکه خبررسانی زمان خود را در ایران ایجاد کرد.

نوری در همان گفتگو که در سالنامه سال ۱۳۹۱ اطلاعات درج شد نشان داد با همه بیماری و کسالت به شنیدن نام روزنامه، جوانی از سر می گیرد.

مطالب مرتبط