بررسی روزنامه های صبح تهران؛ یکشنبه ۶ بهمن

روزنامه های امروز صبح تهران به تحلیل نتایج شرکت حسن روحانی در اجلاس داووس و سخنرانی وی پرداخته و از تند شدن بیان مخالفان دولت نسبت به توافق های هسته ای ابراز نگرانی کرده اند‫.

واکنش به مدیریت ناکارآمد شهری در ارتباط با آتش سوزی هفته گذشته در خیابان جمهوری تهران و ابراز نگرانی نسبت به انهدام محیط زیست در کشور ، از دیگر مطالب این روزنامه هاست‫.

حق نشر عکس AAA
Image caption کاری از محمد رضا میرشاه ولد، قانون

سراب کارشکنی‌های هسته‌ای

علی اکبر اولیا در سرمقاله مردم سالاری نوشته: دیپلماسی فعلی دولت در شرایطی کارش را بر روی پرونده هسته‌ای شروع کرد که هشت سال مشی تهاجمی باعث شده بود تحریم‌هایی به کشور تحمیل شود که موجب بروز مشکلات و محدودیت‌هایی شد. به همین دلیل حتی گروه کثیری از اصولگرایان هم با شعار «عبور از وضعیت بحرانی» به انتخابات اخیر وارد شدند

این نماینده مجلس با این مقدمه تاکید کرده: تیم جدید، در مذاکرات پیچیده و نفس گیر سه گانه ژنو توانست به ۵ +۱ توافق کند که این توافق هم از جانب جمهوری اسلامی و هم از جانب آمریکا و غرب توافقی محترم و به نفع همه خوانده شد. در فضای داخلی ایران هم امید به کاهش مشکلات و افزایش رضایتمندی عمومی به بالا‌ترین حد خود رسید و همه منتظر رسیدن سی دی ماه بودند تا با اجرایی شدن قرارداد ژنو۳، شاهد تاثیرات آن باشند.

به نظر سرمقاله مردم سالاری نکته قابل تامل و تاسف اما این است که گروهی که از سوی جامعه، افراطیون خوانده می‌شوند، در اقدامی شک برانگیز و زیر سئوال از‌‌‌‌ همان صبح ۳۰ دی تحرکات رادیکال خود را آغاز کردند و با طرح شعارهایی مانند «هولوکاست هسته‌ای» یا «عزای عمومی» درصدد این برآمدند تا توافق ژنو۳ را «زیر پا گذاشتن اصول انقلاب» عنوان کنند.

مهدی قدیمی در گزارشی در شهروند این سخن چندی پیش محمد خاتمی را نقل کرده که گفت در اوایل دولت اصلاحات هم به اسم خودسر کارهایی انجام می‌دادند که معلوم شد خودسر نبودند و سازماندهی شده بوده و آخر سر هم به ترور ختم شد.

نویسنده این گزارش تاکید کرده: این اظهارنظر سیدمحمد خاتمی، پس از حمله گروه‌های خاص مسلح به سنگ و کفش، به تیم مذاکره کننده هسته ای انجامید.

به گزارش شهروند: هشدارهای آقای خاتمی، خیلی زودتر از آن‌چه انتظار می‌رفت، درحال رسیدن به مرز خطر است و پس از هشدارهای بیلبوردی به تیم مذاکره‌کننده و ترسیم تصاویر شمر و یزید بر مسند مذاکرات و نصب این تصاویر در سطح شهر، حالا نوبت به ارسال پیام‌های تهدیدآمیز رسیده است. پیام‌هایی که این روزها توسط ‌ایمیل‌های گروهی، برای اهالی رسانه و سیاست ارسال می‌شود و متن آنها پر از کنایه به روحانی، دولت تدبیر و امید و البته دیپلمات‌های این دولت بود.

روزنامه جمهوری اسلامی در ستون ویژٰه خود نوشت : انتشار اشعاری با مضمون اعتراض به سیاست خارجی دولت یازدهم و تهدید صریح به گرفتن انتقام از این دولت، ابزار جدیدی است که مخالفان در روزهای اخیر به صحنه آورده‌اند. آن ها با چند شعر با محتوای انتقام جویانه در فضای مجازی که لحنی بسیار تند و صریح دارند، ضمن اعتراض شدید به سیاست خارجی دولت روحانی، دولت را به انتقام تهدید می کنند.

این روزنامه چند نمونه از تهدیدها را مشخص کرده: "با کلید آمده‌ای در وسط معرکه‌ای - که کمی غیرت و شمشیر و سپر می‌خواهد. با شیاطین سر یک میز نشستید ولی - حفظ دین کار شما نیست که نر میخواهد" در یکی از اشعار آمده "پای میز مذاکره بروید - از شما انتقام می‌گیریم"

دو زن در آتش

حق نشر عکس v
Image caption تیتر و عکس گزارشی از آرمان

فضل الله یاری در سرمقاله ابتکار با اشاره به آتش سوزی پایان هفته گذشته خیابان جمهوری تهران که به مرگ دو زن در آتش انجامید نوشته: این که دو زن گرفتار در حضور ماموران آتش نشانی- که فرصت کافی برای نجات آنها را داشته اند- جان می‌سپارند، نشانه چیست ؟ جز این که نشان می‌دهد بسیاری از مسئولان و ماموران به جایگاه خطیر خود آگاه نیستند چه معنای دیگری می‌تواند داشته باشد ؟

این مقاله پرسیده: این که در شهری به بزرگی تهران ماشین‌های آتش نشانی آژیر کشان به محل حادثه برسند و به موقع هم حاضر شوند اما نتیجه کار آنان تفاوتی با نیامدن شان نداشته باشد در این روزگار چه مفهومی را به دیگران القاء می‌کند ؟عجیب نیست اگر در استخر یک پارک در مرکز تهران دخترکانی در آب می‌افتند و جان می‌سپارند. هیچ کس تعجب نمی‌کند اگر دخترانی در گوشه ای دیگر از کشور گرفتار شعله‌های آتش یک بخاری نفتی کلاسی می‌شوند که لوله‌های گاز از کنار آن می‌گذرد.

مقاله ابتکار در نهایت با تاسف نوشته در روزهای بعد از حادثه برخی از رسانه‌ها مطابق وظیفه ای که برای آنان تعریف شده سمت و سوی انتقادات خود را به طرف مسئولان امور شهری تهران معطوف کردند. اما اتفاق عجیبی که خود را نشان داد این بود که این رسانه‌ها متهم شده اند که به دلیل همسو نبودن شهردار تهران با آنان بر آتش ماجرا دامن زده اند. متهم کنندگان، اتفاقات روز حادثه و از دست رفتن، جان دو انسان بیگناه را رها کرده و منتقدان سهل انگاری مسئولان را به سوء استفاده سیاسی از این جریان متهم کردند.

فاطمه جمالپور در گزارشی در شرق از گفته های وحید ممتحنی، مدیر نمایندگی یک شرکت آلمانی فروشنده تجهیزات آتش‌نشانی در ایران خبر داده که فاش کرده مدیریت شهر تهران بابت بازدید و تعمیر ماشین های آتش نشانی تهران بدهی ۴۳۰‌میلیون‌تومانی دارد و در همین حال سازمان آتش‌نشانی اجازه بازدید و تعمیر این ماشین‌آلات را به کارکنان این شرکت نداده است.‌

به نوشته این گزارش مدیر بخش خصوصی و مدعی است: خبر داریم ماشین مخصوص آتش‌نشانی را به گاراژی در جنوب شهر برده‌اند و تعمیر کرده‌اند جایی که کامیون‌های معمولی و اسقاطی را تعمیر می‌کنند.

صدرا محقق در همان صفحه با یک آتش نشان از همان ایستگاهی که درگیر آتش سوزی هفته گذشته شد گفتگو کرده و از قول وی نوشته واقعا دستگیری این دونفر آتش نشان ، اقدام عجولانه‌ای بوده، در شرایطی که هنوز نتیجه کارشناسی اعلام نشده است این دو همکار ما را دستگیر کرده‌اند، فضا به شکل نامناسبی رقم خورده و جو بدی علیه آتش‌نشانی درست شده است،.

شرق از قول این آتش نشان نوشته: در حالی که ما آتش‌نشان‌ها، تاکنون کشته‌های بسیاری داده‌ایم، این آتش‌نشان‌ها همان آدم‌ها هستند. بچه‌های ما مصدوم زیاد می‌دهند، دست‌شکسته، پای‌شکسته، اکثر بچه‌ها به‌لحاظ زانو مشکل دارند، لباس‌ها سنگین، کوله‌ها سنگین، شیلنگ آب سنگین و... اما در چنین موردی به‌دلیل یک اشتباه فنی دونفر آتش‌نشان بازداشت شده‌اند.

اعتراف و استعفای نردبان

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: ما هرچه منتظر ماندیم یکی استعفا بدهد، نداد. پریروز هم یکی، دوتا خبر منتشر شد که ما گفتیم فرصت بدهیم بلکه تکذیب شود، نشد. تازه مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی خیلی شیک و ‌رو به دوربین، گفت: «قربانی حادثه اگر ۱۵ثانیه دیگر طاقت می‌آورد (و لب پنجره آویزان می‌ماند) این حادثه رخ نمی‌داد.»

به نوشته طنزنویس: مسوولان مربوطه به یک‌چیز توجه نمی‌کنند: مردم عادی برخلاف آنها نمی‌توانند آویزان بمانند. حتی ۱۵ثانیه. ولی مسوولان اینطوری نیستند. یک معاون یا مدیرعامل یا رییس که می‌آید ۴۰نفر بهش آویزان هستند. حالا خود آن رییس هم به یک جای دیگر آویزان است. برای همین از مسوولان تقاضا می‌کنیم قدرت بازو، قدرت بقا و قدرت آویزانی مردم حادثه‌دیده را با خودشان یکی در نظر نگیرند.

ستون طنز شرق از قول صفحه فیس بوک نردبان که مقصر شناخته شده، خطاب به مسوولان نوشته: من اعتراف می‌کنم که همه‌چیز زیر سر من است. ببخشید درست بالا نرفتم. ولی شما که بلدید، چرا از من بالا نرفتید و به حادثه‌دیدگان یا به خانواده‌شان کمک یا با آنها همدردی نکردید؟ بعد هم اگر قرار بود کسی را بگیرید، من را می‌گرفتید. اپراتور من را چه‌کار داشتید؟ حالا من به‌جای شما از نردبانیتم استعفا می‌دهم. فقط سریع بروید بالا که وقتی استعفا دادم زیر پایتان خالی می‌شود و باید از لبه پنجره ۱۵ثانیه بیشتر آویزان بمانید.

درهای باز اقتصاد به سوی غرب

حق نشر عکس n
Image caption کارتون سعید نوروزی، شرق

احمد شیرزاد در مقاله ای در اعتماد با اشاره به گردهمایی داووس نوشته ادعای اخیر دکتر روحانی بسیار حایز اهمیت است که اگر ما در یک شرایط سیاسی متعارف و معمول قرار بگیریم ایران پتانسیل تبدیل شدن به یک اقتصاد نوظهور را خواهد داشت.در فرهنگ اقتصادی جهان به اقتصادهایی مثل ترکیه و برزیل و آفریقای جنوبی اقتصادهای نوظهور یا اقتصادهایی می‌گویند که جهش سریعی طی یک دهه داشته‌اند. آقای روحانی نیز با چنین دورخیزی به اجلاس داووس رفت.

به نوشته این استاد دانشگاه: هر چند که دولت در داخل چالش‌های حل نشده‌یی دارد ولی به هر حال قدمی که رئیس جمهوری ایران برداشته خیلی بزرگ است و حتما این قدم در سیاست خارجی دنباله‌های داخلی خود را دارد. طبیعی است که در داخل برخی با این پیام مشکل داشته باشند. ایران یک مرتبه ای از دوران انزوا خارج شده‌. اینکه ما تصور کنیم کشوری هستیم متفاوت و مجزا از سایر کشورها، همان معضل بزرگی است که در عرصه سیاست داخلی با آن مواجه بوده‌ایم و به نوعی احساس رسالت‌مداری در عرصه سیاست جهانی در آن وجود داشت.

مقاله اعتماد تاکید دارد آقای روحانی قبل از اینکه بخواهد پیامش در عرصه جهانی شنیده شود که به خوبی نیز اتفاق افتاده است باید این پیام را در داخل هم به خوبی به گوش همه برساند. در داخل کشور خیلی‌ها بدشان نمی‌آید که وضع اقتصادی مردم روبه‌راه باشد و درآمد کشور خوب باشد ولی تصور می‌کنند که می‌شود چنین وضعیتی را با وضعیت خاص سیاسی در عرصه جهان توام کرد، در حالی که یقینا این دو با هم امکان‌پذیر نیست.

اعتماد گزارش صفحه آخر خود را به موضوع بازگشایی درهای اقتصاد ایران به روی غرب اختصاص داده و از قول سعید لیلاز نوشته: سیاست اقتصاد مقاومتی که در چند سال گذشته مطرح شده بود، از حرف فراتر نرفته بود و حتی به جایگاه یک نظریه اقتصادی هم نرسیده بود. حتی خود حکومت و سیاستگذاران اقتصادی هم آن را باور نکردند. در واقع در چند سال گذشته، هر بار که حرفی از اقتصاد مقاومتی شده بود، در واقع حرکتی خلاف جهت آن را در سیاست‌های اقتصادی شاهد بودیم.

به نوشته این اقتصاددان اقتصاد مقاومتی به شکل صحیح، همان رویکردی است که کشورهایی مثل هند، چین و ویتنام آن را در پیش گرفته‌اند. یعنی رشد اقتصادی با استفاده از سرمایه‌گذاری‌های خارجی و ایجاد وابستگی متقابل بین یک کشور و جهان.

الهه کولایی کارشناس روابط بین‌الملل ضمن تایید سیاست دولت روحانی نوشته: می‌توان به تجربه اقتصاد دولتی و بسته چین کمونیستی نگاهی انداخت که چطور با گشودن درهای کشور به روی سرمایه‌گذاران خارجی و نیز چینی‌های متمول خارج از کشور گام‌های بلند و موفقی برای کاهش فقر، رشد و توسعه اقتصادی برداشت. نتیجه اجرای درست این سیاست حیرت همگان را برانگیخت و تاثیر خود را بر زندگی مردم این کشور پرجمعیت گذاشت.

به نوشته سخنگوی کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی در مجلس ششم : شرط موفقیت در این مسیر انجام اصلاحات و تلاش برای حاکم کردن قانون و مبارزه جدی و عملی با فساد در کشور است. باید شرایط به ثباتی قابل‌ پیش‌بینی برسد. امنیت و حاکمیت قانون پیش‌‌شرط جذب سرمایه خارجی است و با توجه به گام‌هایی که دولت تاکنون برداشته است، می‌توان امیدوار به تغییر شرایط داخلی به نفع اهداف بلندمدت مطرح شده توسط دولت در این نشست بود.

پنجره‌ها را بگشایید

عبدالحسین طوطیایی در مقاله ای در شرق با اشاره به تازه ترین گفته های رییس سازمان حفاظت محیط‌زیست آن را بسیار تامل‌برانگیز است. معصومه ابتکار به سقوط ۶۱ پله‌ای ایران طی ۱۰ سال گذشته در رده‌بندی‌های جهانی و منطقه‌ای و شاخص‌های محیط‌زیستی اشاره کرد و گفت البته شاخص‌های ملی ما نیز همین موضوع را تایید می‌کند. کشور ما در زمینه محیط‌زیست از شرایط خوبی برخوردار نیست.

این استاد دانشگاه رشته مرتبط تاکید کرده: ای‌کاش خانم دکتر «ابتکار» می‌گفتند که با ۶۱ پله سقوط اکنون و در مجموعه کشورهایی با مساحت مشابه کشورمان در چه مرتبتی قرار داریم؟ آیا در بالاترین سکوی تخریب‌کنندگان نیستیم؟

حق نشر عکس j
Image caption روی جلد ضمیمه شرق

در ادامه مقاله شرق آمده: نیازی به تایید این پرسش نیست. آژیر ممتد آمبولانس‌هایی که در مثلثی از منازل، بیمارستان‌ها و گورستان‌ها در شهرهای بزرگ کشور نفیر مرگ سروده و در رفت‌وآمدند گواه از شکستن آخرین مقاومت‌های شاخه‌ای دارد که بر آن نشسته و به بریدن بن آن سرگرمند. سازمانی که برای بازداشتن محیط‌بانان وظیفه‌شناس از مجازات حکم قصاص در تکاپو است، چگونه به‌تنهایی می‌تواند در برابر این سیل تخریب قامت راست نگه دارد؟

مرگ یکبار، چیزی که لولو برده بود یکبار

ایمان پیربرناش در صفحه طنزانه قانون از قول یک عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس دولت جدید بیش از حد محافظه‌کار است. در حالی که احمدی‌نژاد قصد اجرای یکباره قانون را داشت و می‌گفت مرگ یکبار و شیون یکبار و بر آن اضافه کرده:. راست می‌گوید آقای قادری؛ خود ما شخصا تجربه‌ تحمل کارهای ایشان را داریم. یعنی تا همین امروز داریم شیون می‌کنیم. ولی متاسفانه بخش دومش که «مرگ یکبار» است، سراغ ما نمی‌آید. همش شیون یکبار.

به نظر این طنزنویس: احمدی‌نژاد از این سر دنیا بلند شد برای مرگ دوست نزدیکش در کشور دوست و همسایه، ونزوئلا رفت تا آن سر دنیا. مادر دوستش را دید. ابتدا فرشته‌ای که با لباس سفید روی شانه راستش بود گفت: « نه محمود، این کارو نکن. همه دوربین ها روی تو زوم شده محمود.» اما آن شیطان کوچک قرمز رنگ که با چنگک روی شانه چپش نشسته بود به او می‌گفت: «مرگ یکبار، شیون یکبار!

و در نهایت قانون نوشته: راستش را بخواهید احمدی نژاد شدیدا به ضرب‌المثل‌های فارسی مسلط بود، ولی دوست داشت از مثال‌های قدیمی‌تر استفاده کند. به خاطر همین آب را بریزید همان جا که می‌سوزد و آنکه لولو برد و این جور مسائل بیشتر توی دهانش می‌چرخید. یعنی هیوندا جنسیس کوپه اینقدر در میانه میدان خوب نمی‌چرخید که این مثال‌ها در دهان احمدی‌نژاد می‌چرخید. بله، او همیشه به خودش می‌گفت مرگ یکبار، لولو هم یکبار.

مطالب مرتبط