بررسی روزنامه‌های صبح سه شنبه تهران ‫- هشتم بهمن

روزنامه‌های صبح امروز همچنان در واکنش به گفته‌های جان کری وزیر خارجه آمریکا به مخالفت با توافقنامه ژنو ادامه داده و در مقالاتی تاکید کرده‌اند که آمریکا به علت این که گفته گزینه نظامی هنوز روی میز است فقط در صدد گرفتن امتیاز از ایران است‫.

مقالاتی درباره افزایش زورگیری و عدم امنیت خیابانی، سفر سفیران صلح و نخست وزیر ترکیه به تهران و گفتگو بر سر آینده یارانه‌های نقدی یادگار مانده از دولت سابق از جمله دیگر مطالب این روزنامه‌هاست‫.

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول رسالت

موافقتنامه ژنو، فرصت با باخت

یوسف مولایی در مقاله‌ای در اعتماد نوشته: با اجرای موافقتنامه ژنو بازیگران بین‌المللی عزم و اراده خود برای دوری از سیاست‌های پرهزینه و غیرسازنده در مناسبات بین‌المللی را آشكار می‌سازند و این موفقیت بزرگی برای دستگاه دیپلماسی ایران است كه از یك طرف روند غیرسازنده و پرهزینه در مناسبات بین‌المللی را متوقف كرده و از سوی دیگر زمینه‌های تحرك كسب و كار و جذب سرمایه‌گذاری خارجی و همكاری‌های اقتصادی را فراهم می‌كند.

به نوشته این حقوقدان: دولت آقای روحانی به درستی عادی‌سازی در مناسبات بین‌المللی را به عنوان كلیدی برای گشودن درهای اقتصاد در زندان و منزوی ایران را تعریف كرده و با نیت ایجاد گشایش‌های معنادار در فضای اقتصادی، حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات در پرونده هسته‌ای را در اولویت برنامه‌های اجرایی دولت خود قرار داده است.

و خلاصه مقاله اعتماد این که: از آنجا كه بیماری و نارسایی‌های اقتصادی ایران منشا سیاسی دارد، بنابراین ابتكار عمل‌های سیاسی در عرصه بین‌الملل می‌تواند راهگشای تحرك اقتصادی باشد. پرونده هسته‌ای ایران كه در ذات خود یك حركت علمی برای پاسخگویی به نیازهای مادی جامعه و منجمله تولید انرژی و ابزار درمان و توسعه كشاورزی است. به لحاظ حاكمیت، به یك عنصر سیاسی در مناسبات بین‌المللی و موضوع التهابات و تنش‌های سیاسی تبدیل شده است.

کیهان برای چندمین بار در یادداشت روز خود توافقنامه ژنو را خلاف مصلحت کشور توصیف کرده و نوشته در آن دو ماه تصویب تا اجرای توافقنامه، دغدغه‌ای در میان صاحب‌نظران و تحلیل‌گران پدید آمد مبنی بر اینکه در پایان دوره شش ماهه توافق، این کش‌وقوس به کجا می‌کشد. اما امروز اغلب تحلیل‌گران در داخل و خارج کشور اتفاق نظر دارند که لازم نیست 6 ماه صبر کنیم تا فرجام توافق ژنو را ببینیم چرا که هر طرف موضع خود را در نقض تفسیر دیگری ارائه می‌کند؛ اما مسئله فقط بر سر عدم تفاهم نیست.

به نوشته این روزنامه حتی فقط این هم نیست که اکنون توقف غنی‌سازی 20 درصد و اکسید یا رقیق کردن دسترنج 3 ساله فناوران زحمتکش خود را شروع کرده‌ایم و 6 ماه دیگر، چنین ظرفیتی برای چانه‌زنی جدید و واگذاری امتیاز مشابه وجود ندارد. داستان عمیق‌تر از این حرف‌هاست. دولتمردان خوشبین و به ویژه برخی مدعیان حمایت از آنها، وضعیتی را فراهم کرده‌اند که چوب و پیاز را با هم بخورند.

کیهان در نهایت تاکید کرده جریان خوش‌گمان به آمریکا و غرب در آغاز مسیری است که قریب 40 سال است ترکیه در آن رفته و اکنون در بن‌بست افتاده است. اروپا و آمریکا ترکیه را به ناتو راه دادند و از امکانات آن برای قشون‌کشی مستقیم یا نیابتی به عراق و سوریه استفاده کردند و هزینه‌هایی را به جای گذاشتند اما همچنان در این دو دهه ترکیه را پشت درهای اتحادیه نگه داشته‌اند هیچ، که سال گذشته و امسال نشان دادند در موقع مقتضی از خالی کردن زیر پای همین دولتمردان دریغ نمی‌کنند.

سیاست روز اما معتقد است: همه انتظار داشتند که زمان اجرای توافق‌نامه هسته‌ای ژنو شوک آن باعث شود تا بازار تحت تاثیر مستقیم قرار گیرد و بیشترین تاثیر هم بر کاهش نرخ ارزهای خارجی باشد. اما اینگونه نشد، حتی بورس نیز واکنش مثبت به آن نشان نداد.

به نوشته این روزنامه اصولگرا بسیاری در داخل القاء می‌کردند که اگر توافق هسته‌ای صورت پذیرد، چنین و چنان می‌شود. رفع تحریم‌های اقتصادی غرب علیه ایران هم‌اکنون در شرف وقوع است. مبالغی از دارایی‌های ایران آزاد می‌شود و تحریم برخی شرکت‌ها و نفت و گاز و پتروشیمی برداشته می‌شود. این اتفاق خوبی است.

اما نکته مهم‌تر به نظر سیاست روز این است که: تحریم داخلی است، نه خارجی. برنامه‌های اقتصادی کشور، حمایت از تولیدات داخلی را با سیاست‌های اقتصادی خود، تحریم کرد. ظرفیت‌های داخلی را نادیده گرفت و به کسب و کار داخلی بی‌توجهی کرد. کشاورزی که یکی از ظرفیت‌های بالای ایران است مغفول واقع شد.

لزوم تغییر سیاست ارزی

محمد طبیبیان در سرمقاله دنیای اقتصاد پیش‌بینی کرده که اقتصاد جهانی در جریان تحولی بزرگ است که تاثیر آن بر بازار جهانی ظاهر می‌شود و به عنوان مثال دسترسی ترکیه به اعتبارات دلاری ارزان کاهش می‌یابد. این کشور برای مدت طولانی از منابع ارزان اعتبارات دلاری که به‌دلیل سیاست‌های انبساطی پولی آمریکا ممکن شده بود، دور می‌شود و در نتیجه کنترل تقاضا برای ارز مطرح می‌شود و کاهش ارزش نرخ لیر ترکیه راهی برای مرهم گذاشتن بر این زخم خواهد بود.

حق نشر عکس na
Image caption کارتون سلمان طاهری، شرق

نویسنده اقتصاددان توضیح می‌دهد که این حوادث بر اقتصاد ایران هم اثر مستقیم خواهد داشت پس باید از بی‌توجهی و غفلت تاریخی در مورد اثر سیاست‌های اقتصادی از جمله نرخ ارز رهایی یافت. برای ده‌ها سال برخی کشور‌ها مانند چین برای کسب موضع رقابتی در بازار‌های خارجی پول خود را ضعیف‌تر از آنچه می‌توانست باشد، نگه‌ داشتند.

سرمقاله دنیای اقتصاد ابراز تاسف کرده که در ایران از قبل از انقلاب یک سیاست نامتقارن به‌کار رفته است؛ یعنی سعی در ارزان نگه داشتن ارز‌های خارجی و قوی جلوه دادن غیر قابل ‌دفاع ریال بوده است. در شرایط فعلی نیز با تصور بهبود روابط بین‌المللی صحبت‌ها و قول و قرار‌ها در مورد کاهش نرخ ارز مطرح است. شاید مناسب باشد که سیاست‌های ارزی کشور نیز به صورت اصولی تغییر کند.

زورگیرها و زیرمیزی بگیرها

علی محقق در سرمقاله ابتکار به ماجرای زورگیری در خیابان که سال گذشته هیجان زیادی آفرید و به اعدام دو زورگیر انجامید اشاره کرده نوشته آن دو اعدام شدند و دو تن دیگر راهی زندان شدند. زورگیرها اما همچنان در خیابان‌ها جولان می‌دهند و صفحات حوادث روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها همه روزه پر است از خبرهای كوچك و بزرگی كه از افزایش این پدیده خطرناك اجتماعی حكایت دارد.

به نوشته این مقاله: به موازات رشد سونامی‌وار باندهای زورگیر و تبهكاری‌های خیابانی دیگر، خبرها حكایت از پدیده اجتماعی زشت دیگری دارد كه روز به روز ابعاد تازه‌ای به خود می‌گیرد. این یكی اما نه در خیابان كه پشت میزهایی درون ساختمان‌ها و در مراكزی رسمی و نیمه رسمی در جریان است و عوامل آن نه جوانان خشن و بی پول كه به روایتی مرفه‌ترین قشر جامعه هستند.

سرمقاله ابتکار به این جا رسیده که: زورگیر خود را «عاقبت فرار از مدرسه» معرفی می‌كند و زیرمیزی بگیر محترم، به فرهیختگی و تخصص و دانش خود می‌نازد و به گفته یكی از اعضای كمیسیون بهداشت مجلس در جواب سین جیم‌های مسئولان نظارتی می‌گوید كه همین است كه هست، می‌خواهید بخواهید، نمی‌خواهید هم از كشور می‌رویم.

هر شهروند یک معدن هر معدن یک شهروند

پوریا عالمی به نقل از مشاور ارشد سازمان جهانی بهداشت نوشته در اصفهان، در شیر مادرانی که در معرض هوای آلوده قرار گرفته‌اند، سرب، کادمیوم، آرسنیک و جیوه مشاهده شده است و افزوده: با اعلام این خبر مردم تازه متوجه شدند که مدیریت در هشت‌سال گذشته چقدر کارشناسی‌ارشد شده بوده است. اینطور که مشخص است دلیل ازبین‌بردن نفت و گاز و معادن و صنایع و کشاورزی، جایگزینی آن منابع با مخازن و معادن جدید انسانی است.

به نوشته طنزنویس شرق: بر اساس این طرح با غنی‌کردن هوا (که مردم عادی به اشتباه به آن آلودگی می‌گویند) آدم‌ها بعد از هشت‌سال تبدیل به معدن می‌شوند. این طرح می‌تواند اقتصاد و صنعت جهان را بالا و پایین کند. همین الان کشورهای صنعتی از ما می‌پرسند «جریان چیست کلک‌ها؟ آخه چطوری آدم‌رو تبدیل به معدن کردید؟» پاسخ اما فوق‌محرمانه است.

ما هم مقصریم

حق نشر عکس na
Image caption کارتون محسن ظریفیان، اعتماد

مانلی فخریان در یادداشتی در شهروند نوشته: واقعیت‌های تلخ زندگی این روزها مثل سوزن شده‌اند که روی اعصاب آدم راه می‌روند. راستش شهری به این بزرگی با این همه اتفاقات ریز و درشتی که در آن رخ می‌دهد، بیشتر شبیه یک کابوس شده که خندیدن را فراموش کرده است و شادی‌ها را هم به شکلی مصنوعی بالا می‌آورد.

به نوشته این مقاله: در همین ماجرای مرگ زنان کارگر همه به مسئولان شهرداری و آتش‌نشانی بد و بیراه گفتند و شاید به درستی هم این ناسزاها هدیه شد اما یک نکته را فراموش نکنیم؛ آیا در کنار مرگ‌های خیابان جمهوری فقط آتش‌نشانی و وسایل خراب آنها ایستاده بودند؟ در کنار مرگ آن زنان فوج زیادی از جمعیت ایستاده بودند و بیش از ۵ دقیقه به بی‌تابی زنان کارگر نگاه می‌کردند.

مقاله شهروند با افسوس نوشته: حساب کنید به‌طور احتمالی تصویر مرگ زنان کارگر چند نفر تماشاچی داشته است؟ هرکدام از آنها اگر از پوست تماشاچی بیرون می‌آمد، در هر ثانیه چقدر می‌توانست در جلوگیری احتمالی از حادثه موفق باشد؟ کمرهایمان تا شده است اما چشمانمان به دیدن درد عادت کرده‌اند.

حامد داودآبادی در مقاله‌ای در قانون نوشته: گویی هرچه بر پرسش‌ها افزوده می‌شود پاسخ کمتری دریافت می‌شود و به شکلی گیج کننده قربانیان و متضرران به حاشیه رانده می‌شوند. این روایت زمانی دردناک‌تر و مایوس کننده‌تر می‌شود که ناوگان آتش نشانی، شورای شهر و سایر نهادهای مسئول، گوی مسئولیت را به جای عذرخواهی از شهروندان به سوی یکدیگر می‌غلتانند و هزاران دلیل عجیب وغریب را که بیشتر به داستان‌های علمی تخیلی شباهت دارد حواله پرسشگران می‌کنند.

به نوشته این مقاله: فرهنگ عذرخواهی مسئولان که نوعی مسئولیت‌پذیری و شناسایی حقوق شهروندان تلقی می‌شود در کشور ما تاریخ بلندی ندارد و همواره با تکرار حوادث و بحران‌های اجتماعی و اقتصادی کم رنگ تر شده است تا جایی که حتی در برخی موارد با یادآوری وظایف و الزامات شهروندی از سوی مسئولان نه تنها زخم قربانیان درمان نمی‌شود؛ بلکه باید جوابگوی مطالبات دولتی نیز باشند.

قانون در نهایت نوشته: بررسی رخدادهایی نظیر این، در کشورهایی با تراز مدنیت و شهروندی بالا و درک رو به رشد از مسئولیت و نحوه عملکرد قدرت نشان می‌دهد که حمایت از شهروندان و حقوقشان و امکان دسترسی آنان به خدمات شهری صرفا رقص زیبای الفاظ بر کاغذ نیست و حضوری فعال را چه در عرصه عملکرد شفاف نهادها وچه در به رسمیت شناختن حق شهروندی نشان می‌دهد و در کف این اقدامات عذرخواهی و ندامت وهمچنین استعفای مسئولان هم شنیدنی است.

ایران كویت نشد... كانادا شد

شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد نوشته؛ آدم بعضی وقت‌ها فكر می‌كند مسوولان شرایطی فراهم كرده‌اند كه ایران تبدیل به كانادا شود. راستش سطح توقع ما از بچگی نهایت این بود كه ما اوضاع‌مان كویت شود اما مسوولان با تدبیر و دوراندیشی كاری كرده‌اند كه ما بشویم كانادای خاورمیانه. اول از همه بگویم نزدیك‌ترین شباهتی كه به یاد شما می‌آید احتمالا این است كه كانادا جایی است كه خاوری در آن اقامت دارد. اما ضمن احترام به نظر شما باید بگویم با وجود این تشابه من وجه تشابه دیگری مد نظرم بود.

به نوشته این ستون: كانادا به واسطه سرما معروف شده به كشور زیرزمینی. خیلی از دسترسی‌های كانادا از زیرزمین ساماندهی می‌شود. ما هم در راستای كانادایی شدن خیلی چیزهایمان زیرزمینی است. مثلا موسیقی‌مان. به قول حسن روحانی نقد كردن‌مان هم زیرزمینی شده. خیلی از خانه‌هایمان هم زیرزمینی شده و در طبقات منفی یك به پایین زندگی می‌كنیم.

طنزنویس اعتماد افزوده: اما تازه امروز فهمیدم كار كردن‌مان هم زیرزمینی شده. فكر كردید قضا قورتكی و بی‌مدرك حرف می‌زنم؟ نخیر! دبیركل خانه كارگر تهران گفته ضعف دولت‌ها در شناسایی كارگران زیرزمینی به محرومیت آنان افزوده است.

طرح روز

حق نشر عکس na
Image caption پوستر صلح در شهروند

مطالب مرتبط